۱۶۲-منظور از ذکر خدا در آیات قرآن چیست؟!

کعبه

سؤال:در این آیه که می فرماید: «ان الصلاةتنهی عن الفحشاء و المنکر و لذکر الله اکبر» منظور از ذکر خدا که از نماز بالاتر است چیست؟ آیا این ذکر خدا شامل یک سری کلمات خاص می باشد؟!

پاسخ: بطوریکه در پاسخ بخش اول سؤال (سؤال ۱۶۱) اشاره کردیم مراد از این قسمت از آیه:«و لذکرالله اکبر» این نیست که ذکر خدا از نماز بالاتر است، بلکه مراد این است که نماز دو تا فایده یا دو نوع فایده و اثر دارد، یکی اینکه از زشتی ها و کارهای ناپسند باز می دارد، دیگر این که نماز عامل ذکر خدا و بطور کلی نوعی از ذکر خدا است و این فایده دوم نماز از فایده اول که بازداشتن از زشتی ها و منکرات است بزرگتر است.

چون باز داشتن از زشتی ها و منکرات هم یکی از آثار ذکرالله است و نوعی از آن و ذکرالله اعم از آن است.

منظور از ذکرالله نوعی اتصال و ارتباط با خداوند است بطوریکه یاد خدا در قلب انسان جریان یابد. بطور کلی هر کاری و هر چیزی که انسان را به یاد خدا بیندازد و یاد او را در قلب انسان وارد کند، ذکرالله نامیده می شود. بعنوان مثال: نماز خواندن یک نوع ذکرالله یا عامل و سبب ذکرالله است. و تلاوت قرآن مجید، نوع دیگری از ذکرالله است و می شود این نوع ذکر خدا با یکدیگر توأم شود و یا توأم با یکدیگر حساب شوند، چون نماز از یک سلسله اعمال مثل رکوع، سجده، قیام، و تلاوت مقداری قرآن تشکیل یافته است.

همچنین تفکر در کارهای خداوند مثل خلقت موجودات و ربوبیّت آن ها و توجه به عجایب خلقت و رفتارها و اوصاف موجودات که از علم و قدرت خداوند نشأت گرفته است که نوعی از ذکرالله است. و در رأس الطاف و عنایات خداوند به بندگان، بعثت پیامبران جهت ارشاد انسان ها و تفکر و مطالعه در اخلاق و رفتارهای کریمانه و فضائل علمی و شخصیتی آن بزرگواران و امثال آن ها قرار دارد. یعنی آن هم نوعی ذکرالله است .

ذکرالله انواع، درجات و مراتبی دارد. مثل ذکر زبانی، ذکر قلبی و ذکر عملی خداوند و مجموعاً اشتغال به عبادات و اجرای فرمان های خداوند در مسیر اطاعت از او و جلب رضایت او، ذکرالله محسوب می شوند. بعضی از انواع ذکرالله از انواع  دیگر آن برتر و عظیم تر است. مثل: احسان به والدین،کمک به نیازمندان، دلجوئی از انسان های گرفتار، جهاد در راه خدا و ایجاد امنیت و آرامش برای انسان ها و امثال آن ها.

موضوع ذکرالله در آیات قرآن با اهمیت و عظمت خاصی مطرح شده است و خداوند سعادت و فلاح انسان را به «ذکرالله کثیر» مرتبط کرده است! بطوریکه می فرماید:

«وَاذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيرًا لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» (الجمعة/۱۰)  یعنی خداوند را زیاد ذکر کنید، باشد که رستگار شوید.

در آیات قرآن گفته شده است که اعراض از ذکر خدا موجب شقاوت، سختی معیشت، از بین رفتن آسایش انسان، نابینائی در آخرت و ورود به جهنم خواهد شد. بطوریکه فرمود:

«وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكًا وَنَحْشُرُهُ يوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمَى»(طه/۱۲۴)  یعنی کسی که از یاد من اعراض کند، معیشت تنگ و سختی خواهد داشت و در روز قیامت او را نابینا محشور خواهیم کرد.

علت نابینائی کسانی که از ذکر خدا فاصله گرفته و آن را ترک کرده اند و معنای تنگی معیشت آن ها در دنیا و ارتباط علمی این نوع حوادث با یکدیگر احتیاج به بحث مستقلی دارد و امید است حداقل در پاسخ سؤالات دیگری به جهاتی از آن ها اشاره شود.

مجموعاً ذکر خدا بالخصوص به صورت کثیر، منشأ آرامش روحی انسان ها و عامل جلوگیری از ابتلاء به بیماری های روحی و یا معالجه آن ها و عامل جریان فضائل اخلاقی در بین انسان ها و پاکی قلب ها و نوعدوستی ها و تفاهم ها خواهد شد.

فاصله گرفتن از ذکرالله و ترک کردن آن ها موجب شقاوت و نابسامانی های روحی و فکری و اجتماعی و بطور کلی نفوذ شیطان در زندگی انسان ها خواهد شد. بطوریکه خداوند فرمود:

«وَمَنْ يعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمَنِ نُقَيضْ لَهُ شَيطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ– وَإِنَّهُمْ لَيصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِيلِ وَيحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ» (الزخرف/۳۶-۳۷) یعنی هر کس از ]خدای[ رحمان اعراض کند، شیطانی را بر او می گماریم و آن ]شیطان[ قرین او خواهد بود. و آن ها ]شیاطین[ انسان های همراه خود را از راه ]خدا[ باز می دارند و آن ها گمان می کنند که راه یافتگان هستند.

بطورکلی روح انسان در اصل سنخیتی با ذکر خدا دارد و در صورت برقراری این ارتباط با خداوند به طور مستمر روح انسان در مسیر رشد حقیقی و طبیعی خود قرار خواهد گرفت و برای آن روح زلال و پاک لذتی بالاتر از آن وجود ندارد و انسان در این صورت در دنیا دارای فضائل اخلاقی و بزرگواری ها و رفتارهای کریمانه با دیگران خواهد بود و سرانجام به مقصد آفرینش و زندگی در بهشت منتقل خواهد شد.

با این توضیحات جواب این قسمت از سؤال هم مشخص می شود. مراد از ذکرالله صرفاً به زبان آوردن الفاظ معین بر زبان نیست و بلکه ارتباط قلبی با خداوند است. بطوریکه این ارتباط در اعمال انسان هم اثر کند. خداوند در مورد ذکر حقیقی یعنی ذکر قلبی می فرماید:

«وَاذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعًا وَخِيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ وَلَا تَكُنْ مِنَ الْغَافِلِينَ»(الأعراف/۲۰۵) یعنی در درون ]و قلب[ خود، پروردگارت را صبح ها و غروب ها با تضرع و ترس یاد کن و از غافلان مباش. مراد از ترس در این آیه ترس ناشی از توجه به عظمت خداوند و مراقبت بر اعمال است. و در آیه دیگری می فرماید:

«وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَكَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا»(الکهف/۲۸) در این آیه هم به ذکر قلبی انسان نسبت به خداوند و موضوع غفلت از آن و آثار بسیار وخیم آن غفلت، اشاره شده است.

لازم به ذکر است که ذکر زبانی می تواند موجب نفوذ ذکر خدا در قلب انسان یعنی ذکر قلبی شود. و سرانجام اینکه به زبان آوردن اسماء و صفات پروردگار و توجه قلبی به آن ها با هر لفظی که همراه باشد، مجموعاً «ذکرالله» محسوب می شود.

الیاس کلانتری

۹۴/۱۲/۲۲

پرینت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>