کلام ایام ـ ۲۶۰، نگاه آسمانی به عطایای الهی

imagesبخش سوم

کلیات

* جریان جاذبه های دین خدا در زمان ظهور و بعثت رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم)

* عوامل گسترش سریع دین خدا در زمان ظهور اسلام.

* نصرت پروردگار عالمیان نسبت به دین توحیدی.

* جاذبه الهی آیات قرآن.

* جاذبه خاص فوق عادی اخلاق و شخصیت پیامبر خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم)

* قدرت حاصل شده در پیروان دین توحیدی از ناحیه ایمان آن ها.

* پیروزی آشکار مسلمین در جنگ های دفاعی.

* جاذبه شعائر دینی در روح انسان ها مثل عبادت باشکوه نماز.

* علت اصلی رویکرد گروهیِ انسان ها به دین خدا.

* نزول نصرت آسمانی و ملائکه برای امداد مسلمین در مکان های مختلف.

* نزول ملائکه برای نصرت مسلمین در جنگ حنین.

* نزول نصرت آسمانی برای مسلمین در جنگ بدر.

* دین خدا بر تمام ادیان پیروز می شود.

* معارف دین توحیدی دارای جاذبه الهی است پس هیچ چیزی بر آن غلبه نخواهد کرد.

* توصیفی از رفتارهای مسلمین در زمان امام حسین- علیه السلام- در کلام آن حضرت.

* * * * * * * * * *

دیدگاه و نظریات عمومی مسلمین درباره دین خدا

گروه سوم از گروه های پنجگانه فوق الذکر اکثریت افراد جامعه دینی را تشکیل می دهند. آن ها پیروان عادی دین خدا هستند. در تاریخ صدر اسلام وقتی معارف دین توحیدی و شعائر آن در بخشی از جزیرة العرب انتشار یافت و عمده مزاحمت ها و ممانعت های کفّار بعد از هجرت پیامبر خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- به شهر یثرب (مدینه) از بین رفت بالخصوص بعد از وقوع چند جنگ بین مهاجمان از مشرکان مکه و قبائل همراه آن ها، با مسلمین و پیروان دین خدا به نتیجه مطلوب آن ها نرسید و ارکان اصلی بنای دین توحیدی استحکام قابل توجهی پیدا کرد، مردم منطقه و قبائل اطراف دو شهر بزرگ مدینه و مکه گرایش آشکاری به دین خدا و معارف و شعائر آن پیدا کردند و گروه گروه در آن فضای نورانی باشکوه وارد شدند، بطوریکه در اواخر دوره حیات پیامبر اکرم- صلّی الله علیه و آله و سلّم- گروه های زیادی از مردم منطقه و قبائل ساکن در جزیرة العرب و گروه ها و افرادی از اقوام دیگر به دین خدا روی آوردند.

در آخرین آیات نازل شده بر پیامبر خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- به این موضوع اشاره ای شده بطوریکه خدای تعالی فرمود:

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ– وَرَأَيتَ النَّاسَ يدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجًا– فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كَانَ تَوَّابًا»       (النصر/ ۱ – ۳) آیات این سوره در اواخر دوره رسالت پیامبر خاتم- صلّی الله علیه و آله و سلّم- متذکر اشتیاق و علاقه عموم مردم و گرایش گسترده آن ها به دین خدا و علت اصلی وقوع آن حادثه بسیار مبارک شده است که عبارت است از نصرت ذات قدوس الله نسبت به دین خود. ما بطور اجمال به چند علت اصلی پیروزی و قدرت یافتن سریع دین خدا و یا چند علت و عامل بسیار مهم آن اشاره ای می کنیم:

۱-نصرت پروردگار عالمیان نسبت به دین توحیدی.

۲-جاذبه الهی آیات قرآن.

۳-جاذبه خاص فوق عادی اخلاق و شخصیت پیامبر خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم)

۴-قدرت حاصل شده در پیروان دین توحیدی از ناحیه ایمان آن ها.

۵-پیروزی آشکار مسلمین در جنگ های دفاعی.

۶-جاذبه شعائر دینی در روح انسان ها مثل عبادت باشکوه نماز بالخصوص در صورت برگزاری آن بصورت جماعت و در مساجد.

ما بحث اصلی و تفصیلی مربوط به عناوین فوق الذکر را به تفسیر و شرح و توضیح بعضی از اجزاء خطبه شریف حضرت فاطمه زهرا- علیها السلام- موکول می کنیم و اینجا متذکر این نکته می شویم که نصرت خاص پروردگار عالمیان نسبت به دین توحیدی و استقرار آن را، هم می توانیم بصورت یک علت خاص جداگانه ای طرح کنیم و مورد بررسی قرار دهیم و هم می توانیم آن را بعنوان علت تامه آن حادثه عظیم باشکوه بررسی کنیم و عوامل دیگر را تحت همان عنوان کلی و بصورت فروعات آن و چگونگی تحقّق آن در نظر بگیریم. یعنی هر دو جهت موضوع صحیح و امکان پذیر است و بهتر است در مقام تفکیک علل اصلی گسترش سریع معارف دین خدا، این عنوان کلی را ابتداءً و در همین بخش مورد توجه قرار دهیم و جهات دیگر را بصورت شرح و توضیح بعضی از اجزاء این خطبه شریف بعد از این بحث مقدماتی ذکر کنیم:

نصرت پروردگار عالمیان جهت استقرار ارکان دین توحیدی

پروردگار عالمیان -جلّ جلاله- در آیاتی از قرآن مجید به موضوع نصرت خاصّ خود نسبت به دین توحیدی و پیامبر گرامی و مسلمین یعنی پیروان دینش و پیامبرش اشاره ای فرموده و ما به تعدادی از آن آیات اشاره ای می کنیم:

مثال یکم: «إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ–  وَرَأَيتَ النَّاسَ يدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجًا» (النصر/ ۱ – ۲) یعنی: وقتی نصرت خدا و پیروزی رسید و انسان ها را مشاهده کردی که گروه گروه در دین خدا وارد می شوند! و … از این آیات بر می آید که برقراری دین خدا و روی آوردن مردم بسوی آن بطور گروه گروه از ناحیه نصرت خدا و فتحی از جانب او بوده است.

مثال دوم: «لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ فِي مَوَاطِنَ كَثِيرَةٍ وَيوْمَ حُنَينٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْكُمْ شَيئًا وَضَاقَتْ عَلَيكُمُ الْأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّيتُمْ مُدْبِرِينَ» (التوبة/۲۵) همانا خدا شما را در مکان های زیادی یاری کرد، از جمله در روز ]جنگ[ حنین، وقتی کثرت شما موجب شگفتی شما شد در حالیکه کثرت افراد شما مشکلی را از شما برطرف نکرد و زمین با همه وسعتش برای شما تنگ شد، سپس شما رو به فرار گذاشتید. آیه کریمه همچنانکه در آن تصریح شده به «غزوه حنین» ارتباط دارد ولی محور اصلی معانی آن سنت امداد به مؤمنان و یاری دین خدا می باشد و نزول نصرت آسمانی بعنوان یک مصداق از این سنت الهی در آن ذکر شده.

لازم به توضیح است که غالباً در جنگ های زمان پیامبر خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- تعداد مسلمین از افراد دشمن مهاجم کمتر بوده و آن ها با توکل به خدا و ایمان به یاری او از طریق خاص فوق عادی در مقابل هجوم دشمنان می ایستادند و از دین خدا و جامعه دینی دفاع می کردند. اما در جنگ «حنین» نفرات سپاه توحید هم زیاد بودند و این کثرت افراد سپاه، آن ها را به خود مشغول کرد و آن ایمان یقینی به امداد آسمانی از بین رفت یا ضعیف شد و سپاه دشمن که به قصد جنگ و کشتن پیامبر خدا و پیروان او و از بین بردن دین خدا آمده بودند و با موقعیت جغرافیائی منطقه آشنا بودند، به سپاه دین خدا شبیخون زدند و نظام سپاه از هم پاشید و مسلمین در وضعیت جنگی بسیار خطرناک و سختی قرار گرفتند و از پروردگار عالمیان استمداد کردند، ساعتی بعد نصرت آسمانی و سپاهی از ملائکه به منطقه جنگ نازل شدند و با نزول نصرت آسمانی مؤمنان بر دشمن پیروز شدند و سپاه مهاجم کفّار شکست خوردند.

جریان نزول ملائکه در جنگ حنین برای امداد مسلمین در آیه بعدی ذکر شده است بطوریکه فرمود:

«ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَنْزَلَ جُنُودًا لَمْ تَرَوْهَا وَعَذَّبَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَذَلِكَ جَزَاءُ الْكَافِرِينَ» (التوبة/۲۶) یعنی: سپس خدا سکینه ]آرامش[ خود را بر رسولش و بر مؤمنان نازل فرمود و سپاهی را نازل کرد که شما آن ها را ندیدید ]از ملائکه[ و کافران را عذاب کرد و آن است مجازات کافران.

مثال سوم:

«إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ فَاسْتَجَابَ لَكُمْ أَنِّي مُمِدُّكُمْ بِأَلْفٍ مِنَ الْمَلَائِكَةِ مُرْدِفِينَ-  وَمَا جَعَلَهُ اللَّهُ إِلَّا بُشْرَى وَلِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُكُمْ وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ» (الأنفال/ ۹ – ۱۰) یعنی: وقتی که از پروردگارتان استغاثه می کردید، پس او درخواست شما را مستجاب کرد، که من شما را با یک هزار فرشته و فرشته های دیگر به دنبال آن ها یاری می کنم- و خدا آن را قرار نداد مگر بشارتی برای شما تا دل های شما آرامش یابد و نصر ]و پیروزی[ جز از طرف خدا نیست و خدا قدرتمند شکست ناپذیر و حکیم است. این آیات در ارتباط با جنگ «بدر» و پیروزی مسلمین بر کفّار مهاجم به مرکز جامعه دینی یعنی شهر مدینه در آن تاریخ، نازل شده است.

آیات فوق الذکر نمونه ای از یک گروه آیات قرآن مجید است که مبیّن اراده خدای قادر شکست ناپذیر به تقویت دین آسمانی و پیروزی آن بر همه ادیان است.

بطوریکه فرمود:

«هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ» (التوبة/۳۳) یعنی: اوست آنکه پیامبرش را فرستاد با هدایت و دین حق تا آن را بر تمامی ادیان پیروز گرداند، هر چند مشرکان آن را خوش نداشته باشند! قطعاً و بدون هیچ تردیدی اراده خدا بر تمام عالم و تمامی موجودات حاکم است و هیچ قدرتی در هیچ زمان و هیچ شرایطی مانع تحقّق اراده خدا نمی تواند باشد. و او اراده و مشیّت خود را به صورتی که می خواهد بر همه عالم و همه موجودات حاکم می کند.

پس از جمله اوصاف دین خدا شکست ناپذیر بودن آن و تسلّط کامل بر همه ادیان است و وصفی است که پروردگار عالمیان برای دین توحیدی در کلام خود ذکر کرده است. البته در بخش مناسبی از این سلسله مباحث اشارات دیگری به این موضوع یعنی شکست ناپذیری و کمالات اختصاصی دین خدا خواهد شد (ان شاء الله تعالی)

پس وقتی جاذبه های دین خدا در زمان ظهور پیامبر اکرم- صلّی الله علیه و آله و سلّم- منتشر شد، قلوب عده کثیری از انسان ها بسوی آن متمایل شد. و این روی داد کاملاً معقول و طبیعی است چون معارف دین توحیدی دارای جاذبه الهی است و قلوب انسان ها هم در صورت سالم بودن و همچنین فراهم بودن شرایط تأثیرپذیری در آن ها، طبیعی است که جذب آن شوند و این رفتار در انسان ها عمومیّت خواهد داشت، چه در زمان ظهور دین خدا و چه بعد از آن. لازم به ذکر است که این جاذبه عمومی دین خدا شگفتی و تحسین دانشمندان پیرو ادیان دیگر را هم به دنبال داشته وعده زیادی از آن ها به این حقیقت اعتراف کرده اند. در این بخش به نظریات چند نفر از دانشمندان مشهور غربی اشاره ای می کنیم و نظرات آن ها را از یک مقاله منتشر شده قبلی در بخش پرسش و پاسخ عیناً نقل می کنیم(۱):

دکتر گوستاولوبون فرانسوی می گوید:

«معجزه پیامبر اسلام این بود که توانست پیش از مرگ خود قافله ی پراکنده عرب را گرد هم آورد، و از این کاروان سر گردان و پریشان، ملت واحدی تشکیل دهد بدان سان که همه را در برابر یک دین خاضع کرده فرمانبر و مطیع یک پیشواز گرداند… شکی نیست که حضرت محمد از زحمات خود نتایج و بهره هایی گرفت که هیچ یک از ادیان قبل از اسلام و از آن جمله دین یهود و نصارا، چنین بهره هایی نصیب آنان نگشت و از این رو آن حضرت حق بسیار بزرگی به گردن اعراب دارد… ما اگر بخواهیم ارزش اشخاص را به کردار و آثار نیکشان بسنجیم به طور مسلم حضرت محمد بزرگ ترین مرد تاریخ است…ما این دین بزرگی را که او آورد و مردم را بدان دعوت کرد، برای پیروانش یکی از نعمت های بزرگ خداوندی می شماریم».(2)

توماس کارلایل مستشرق انگلیسی می گوید:

«خداوند عرب را به وسیله اسلام از تاریکی ها به سوی روشنائی ها هدایت نمود و در پرتو آن، ملت خموش عرب را در آن سرزمین مرده، زنده کرد در حالی که عرب از آغاز آفرینش چون گروهی بی نام و نشان و بیابان گر و تهیدست نبودند که در بادیه به سر می بردند، نه صدایی از آنان بر میخواست و نه حرکتی از آنان محسوس بود.خداوند وقتی که پیامبری را با نور وحی و رسالت، برای هدایت آن ها فرستاد، گمنامی را به شهرت، حیرت و سر در گمی را به بیداری، پستی را به سر فرازی، عجز و ناتوانی را به نیرومندی و جرقه را به شراره تبدیل کرد.نور او همه جا تابید، روشنائی او همه جا را فرا گرفت و شعاع هدایت او شمال و جنوب و شرق و غرب جهان را به هم پیوست به طوری که هنوز یک قرن از ظهور اسلام نگذشته بود که حکومت اسلامی یک پای در هند و یک پای دیگر در اندلس نهاد».(3)

ویل دورانت می نویسد:

«…. در آن هنگام کسی به خواب هم نمی دید که یک قرن بعد، این مردم خانه به دوش نیمی از متصرّفات آسیایی دولت روم، همه ی ایران و مصر و بیشتر شمال آفریقا را بگشایند و به سوی اسپانیا پیش تازند. به راستی این نمود تاریخی که از عربستان طلوع کرد و در نتیجه آن اعراب بر نیمی از حوزه مدیترانه تسلّط یافتند و دین اسلام را در آن جا بسط دادند از عجیب ترین حوادث اجتماعی قرون وسطی است».(4)

خلاصه اینکه دین خدا و معارف و احکام و سنت های آن، جاذبه های شدید متناسب با فطریات انسان ها دارد و اگر بطور کامل و بدون موانع بین مردم منتشر شود قلوب سالم انسان ها را بسوی خود جذب می کند و انسان ها از آشنائی با آن و عمل به احکام و سنت های آن لذت می برند. و در مقابل مخالفان و اقدامات آن ها از مجموع دین خدا طرفداری و حمایت و از آن دفاع می کنند. اما میزان پای بندی عموم مردم به احکام دینی و حمایت از آن به میزان ایمان و علم آن ها به معارف دینی بستگی دارد. بطوریکه گروهی از آن ها در عمل به احکام آن و ترویج معارف آن و دفاع از آن بسیار جدی هستند و بخشی از مال و قوای وجودی خود را برای آن مصرف می کنند، و به مقتضای آیاتی از قرآن مجید که دستور جهاد با اموال و انفس در راه خدا در آن ها داده شده، عمل می کنند.

خدای تعالی می فرماید:

«لَكِنِ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ جَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ وَأُولَئِكَ لَهُمُ الْخَيرَاتُ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ–  أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ» (التوبة/ ۸۸ -۸۹) یعنی: اما پیامبر و کسانیکه ایمان آورده اند همراه او با اموال و جان های خود ]در راه خدا[ جهاد می کنند و آنان هستند که همه خوبی ها برای آن ها خواهد بود و آن ها همان سعادتمندان هستند- خدا برای آن ها آماده کرده است باغ های بهشتی را که نهرها در آن جریان دارد و آن ها بطور دائم در آنجا ]یعنی باغ های بهشتی[ خواهند بود و آن است رستگاری بزرگ. و باز می فرماید:

  «لَا يسْتَوِي الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيرُ أُولِي الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِينَ دَرَجَةً وَكُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى وَفَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْرًا عَظِيمًا» (النساء/۹۵) یعنی: مساوی نیستند کسانیکه خانه نشین هستند- غیر از آن هائی که آسیب دیده اند- با آن هائی که در راه خدا جهاد می کنند با اموال و جان های خود. خدا برتری داده است به جهاد کننده ها با اموال و جان های خود نسبت به بازمانده ها از جهاد ]خانه نشین ها[ به درجه ای! و برتری داده است خدا مجاهدان را به بازمانده ها پاداش عظیمی.

اما گروهی از مردم هم به دین خدا ایمان می آورند و از فواید و آثار مطلوب آن بهره مند می شوند و به بعضی از احکام آن هم عمل می کنند، اما علاقه مندی آن ها به دین خدا و فعالیت آن ها در حدّ بهره برداری و سود بردن از اصل ایمان و بعضی از احکام و سنت های آن است، مثل لذت از نماز و قرائت قرآن و شرکت در مراسم دینی و امثال آن ها و ایمان و پای بندی آن ها به دین خدا در حدّی نیست که بخاطر آن زحمتی و هزینه ای را تحمل کنند. یعنی آن ها در حدی که منافعشان برقرار و تأمین شود به دین خدا علاقه مند هستند و به همان منافع محدود و بدون تلاش و کوشش برای حمایت از آن و تقویت آن اکتفاء می کنند.

این گروه همان عده از مردم هستند که حضرت سیدالشهداء امام حسین- علیه السلام- درباره قیام خود در مورد آن ها فرمود:

«النَّاسُ عَبِيدُ الدُّنْيَا ، وَ الدِّينُ لَعِقٌ عَلَى أَلْسِنَتِهِمْ ، يَحُوطُونَهُ مَا دَرَّتْ مَعَايِشُهُمْ ، فَإِذَا مُحِّصُوا بِالْبَلَاءِ قَلَّ الدَّيَّانُون»(5) یعنی: مردم بندگان دنیا شده اند و دین فقط  لیسه ای است بر روی زبان آن ها و دور آن می چرخند تا وقتی که معیشت آن ها برقرار است و اما وقتی مورد ابتلاء و آزمایش قرار بگیرند دین داران اندک خواهند بود.

پس گروه سوم از انسان ها نسبت به دین خدا کسانی هستند که به آن ایمان آورده اند و به احکام آن در حدّ متعارف عمل می کنند و نسبت به آن علاقه مند هستند اعمّ از افرادی که در راه دینداری خیلی جدّی و فعال هستند و یا سست و کم توجه و بی اعتناء به وظایف دینی خود! و خود این گروه سوم به گروه های فرعی زیادی تقسیم می شوند.

اگر بخواهیم عموم انسان ها را از جهت شخصیت و رفتارهای آن ها و توجه آن ها به حقایق دینی با معیارهای قرآنی دسته بندی کنیم، همان دسته بندی قرآن مجید در سوره واقعه تقریباً درباره آن ها صدق می کند و آن ها عبارتند از: «سابقون»، «اصحاب الیمین» و «اصحاب الشمال». البته تقسیم انسان ها به این سه گروه در روز قیامت تحقّق خواهد یافت! الّا اینکه زمینه تحقّق آن وضعیت اخروی در عالم دنیا به وجود می آید.

سابقون عبارتند از: انسان های بسیار متعالی که در مقام برتر  تقرّب به پروردگار عالمیان قرار دارند و نسبت به اعمال خیر پیشقدم می شوند و از دیگران سبقت می گیرند که در رأس آن ها پیامبران و امامان معصوم- علیهم السلام- قرار دارند و در ردیف بعدی پیروان صادق و کامل آن ها از اهل اخلاص هستند. اما اصحاب الیمین همان ایمان آورنده ها به دین خدا هستند که در دنیا تحت تأثیر آموزش های دین توحیدی قرار می گیرند و ایمان و اعمال صالح آن ها عامل ورودشان به بهشت خواهد شد و بین آن ها هم، مؤمنان در درجات متعالی قرار دارند و هم کسانی که ایمان آن ها در سطوح پائین تر قرار دارد ولی سرانجام در روز قیامت از اهل نجات خواهند بود و در بهشت قرار خواهند گرفت.

و در مقابل آن دو گروه یعنی سابقان و مقرّبان و همچنین اصحاب الیمین گروه سوم و اهل شقاوت قرار خواهند داشت که عبارتند از: کفّار و منافقان و انسان های ظالم و تبهکار که روح آن ها در دنیا بطور کامل فاسد شده و آن ها همان اصحاب الشمال خواهند بود و در جهنم سقوط خواهند کرد. اوصاف آن ها و دیدگاه آن ها درباره دین خدا در بخش بعدی خواهد آمد. ان شاء الله تعالی.

الیاس کلانتری

۱۳۹۷/۱۲/۱۱

پاورقی ها:

۱-وبسایت حکمت طریف، بخش پرسش و پاسخ، شماره – ۴۱

۲-تمدن اسلام و عرب، ترجمه سید هاشم رسولی ،چاپ کتاب فروشی اسلامیه، ص ۱۲۸ تا ۱۳۰

۳-الأبطال، تألیف محمد السباعی (قاهره،ط ۳، ۱۳۴۹ ه.ق)، ۹

۴-ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج ۴، عصر ایمان (بخش اول)، ترجمه ابوطالب صارمی (تهران:سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، چ ۲، ۱۳۶۸)، ص ۱۹۷

۵-تحف العقول، شیخ حرّانی، مؤسسه الفکر الاسلامی، لبنان- بیروت، ص ۲۷۳

 

 

 

پرینت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>