کلام ایام ـ ۲۸۶ ، استقبال از شب قدر همراه ملائکه

2122722

کلیات

بخش دوم

*علت عدم تعیین دقیق شب قدر و عدم تصریح به آن در آیات قرآن و احادیث 

* دررأس فضائل و عظمت شب قدر و خیریت فوق عادی آن جریان نزول قرآن قرار دارد.

* دو موضوع محوری در آیات سوره قدر و آیات اول سوره دخان

*آیا در آیات سوره قدر و آیات اول سوره دخان «شب قدر» مورد تکریم و تعظیم قرار گرفته است یا«نزول قرآن» ؟

*ارتباط فضائل شب قدر به فضائل قرآن مجید.

مراد از نازل کردن قرآن در شب قدر از طرف خدا نزول دفعی و مجموع آن است نه نزول تدریجی

*در قرآن مجید علوم و معارف بی پایانی با تنظیمی از قدرت خدا قرار گرفته است.

*استدلال عقلی و نقلی برای قرار گرفتن علوم بی پایان در مجموع آیات قرآن.

*نزول دفعی و مجموعی قرآن دارای عظمت و موقعیت خاصی است ک جهاتی از آن فوق حد قدرت ادراکی عادی انسانی است

*لزوم بهره برداری از فرصت حاصل شده از تنزل ملائکه و روح در شب قدر

*موقعیت حجت پروردگار عالمیان در شب قدر

*چرا در آیه قرآن شب قدر با ماه مقایسه شده و نه با شب؟!

* چگونه می شود از موقعیت نزول ملائکه در شب قدر استفاده مناسب یا کامل برد؟

* بهره برداری از علم و قدرت و ایمان حجت های پروردگارعالمیان از چه طریقی امکان پذیر است؟!

*************

 انتشار این بخش از مقالات مربوط به شب قدر همزمان شد با روز بیست و دوم ماه رمضان و چند ساعت مانده به شب بیست و سوم ، لذا بجهت اینکه فرصت بسیار گرانبهای آن شب است ازدست نرود و خوانندگان مقالات هم بهره ای و نصیبی از مباحث عایدشان شود،  ناچار  به توضیح بسیار فشرده موضوع و نقل قطعاتی از مقالات سال های قبل اکتفا کردیم. حال که شب بیست و سوم سپری شد،  این بخش از مباحث را با تنظیم مجدد و بصورت بازنویسی شده منتشر می کنیم. بخواست خدا در موضوع بیان علت و حکمت  عدم تصریح وجود مبارک رسول اکرم  ـ صلّی علیه و آله و سلّم ـ  و ائمه معصومین  ـ علیهم السلام ـ  به زمان دقیق و قطعی شب قدر و اکتفاء به اشاراتی اجمالی و تعیین تقریبی زمان آن  متذکر حکمت ادامه بحث در این زمینه خواهیم شد (ان شاء الله تعالی)

جهت مختلف ارزش و عظمت و خیریّت خاص شب قدر

 در بخش قبلی موضوع ارزش خاص و خیریّت شب قدر در مجموع و بدون تفکیک و بدون ذکر جهات مختلف آن مورد بحث قرار گرفت! و در این بخش به ذکر و توضیح جنبه‌های مختلف موقعیت شب قدر و ارزش ها و خیریت آن می پردازیم

نزول  قرآن در شب قدر

 در رأس فضائل و عظمت شب قدر و خیریت فوق عادی و اختصاصی آن، جریان نزول قرآن قرار دارد! و پروردگار عالمیان این موضوع را در اولین آیه سوره قدر و همچنین آیات اول سوره دخان ذکر کرده است  بطوریکه فرمود:

«إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيلَةِ الْقَدْرِ » (القدر/۱) و همچنین فرمود

«حم ـ وَالْكِتَابِ الْمُبِينِ ـ  إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيلَةٍ مُبَارَكَةٍ إِنَّا كُنَّامُنْذِرِينَ » (الدخان/۱ـ ۳)

 در بعضی از مقالات سال‌های قبل درباره «شب قدر» نکته ای مورد بحث و تذکر قرار گرفت و آن اینکه آیا در آیات سوره قدر و سوره دخان بیان عظمت و جلالت و فضائل «قرآن مجید» مورد نظر می باشد یا فضائل «شب قدر»؟! این موضوع اساسی را در این نوشتار همراه با توضیحی فشرده ذکر می کنیم:

توضیح اینکه:در آیات سوره قدر و آیات اول سوره دخان دو موضوع ـ بظاهر مستقل از هم ـ محور مباحث آیات را تشکیل می دهد. و آن دو عبارت اند از:

 1ـ عظمت و موقعیت رفیع قرآن مجید  

۲ـ فضائل عظیم شب قدر 

 اما توضیح موضوع و آن اینکه: از دقت در آیات  این دو سوره و تدبر در آنها روشن می‌شود که بعلت ارتباط عمیقی که بین این دو موضوع وجود دارد،تجلیل و تکریم هر یک از آن دو عملاً به تجلیل و تکریم و تعظیم دیگری هم ارتباط می‌یابد و منتهی می شود! چون اگر بنای بحث به تکریم قرآن مجید و بیان موقعیت و عظمتهای آن باشد، می شود گفت: یکی از جهات عظمت آن عبارت است از نزول آن در شب قدر و مجموعاً در ماه رمضان! یعنی اینکه: قرآن مجید دارای مقام و موقعیت و عظمتی است که نزول آن به ظرفیت زمانی و شرایط خاصی نیاز داشته که آن ظرفیت فقط در ماه رمضان و شب قدر وجود دارد و برقرار می باشد، و در غیر ماه رمضان و غیر شب قدر،امکان نزول آن ـ منظور نزول دفعی ـ  نبوده است!  و فقط ماه رمضان و شب قدر ظرفیت نزول قرآن را دارد.پس در این صورت و با این بیان عملاً قرآن مجید مورد تعظیم و تجلیل و تکریم قرار گرفته و جهتی از موقعیت خاص آن ذکر شده است!

لازم به تذکر است که مراد از نزول قرآن از طرف پروردگار عالمیان ـ عزوجل ـ  و در شب قدر، نزول دفعی و یک مرتبه و مجموع آن است، نه نزول تدریجی و بصورت متعارف! چون این نوع نزول در طول دوره نبوت و رسالت پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ ودر زمان ها و شب ها و روزهای مختلف تحقق یافته است.

 اما در این نوع بحث و با این بیان که قرآن در شب قدر نازل شده است، عملاً شب قدر هم مورد تجلیل و تعظیم قرار گرفته و یکی از فضائل اصلی آن ذکر شده است! و آن اینکه شب قدر زمانی است که در آن استعداد و ظرفیت مناسب برای نزول قرآن وجود دارد و این ظرفیت و این وضعیت و موقعیت که امکان نزول قرآن در آن باشد، اختصاص به یک ماه معین از سال یعنی ماه رمضان و یک شب خاص دارد که همان شب قدر است.

مراد از نازل کردن قرآن چیست ؟!

قرآن مجید کتابی است که علوم و معارف بی‌پایانی در آن قرار دارد و این جهت یکی از وجوه اعجاز آن می باشد. یعنی قرار داشتن علوم بی پایان و نامحدود در قالب الفاظ معین و محدود. اشتمال قرآن برعلوم و معانی نامحدود بلحاظ آیاتی در خود این کتاب و سخنانی از معلمان آسمانی آن یعنی ذوات مقدسه معصومین ـ علیهم السلام ـ و همچنین طبق دلائلی در «کلام عقلی» موضوعی قابل اثبات و قطعی است. چون این کتاب برای رهبری فکری و علمی و عملی انسان ها در همه زمانها و در سطح عالم نازل شده و همچنین نزول آن از علم نامحدود پروردگار عالمیان بوده است،طبعاً باید دارای علوم و معارف بی‌پایانی باشد. در این قسمت قطعه‌ای از یک مقاله منتشر شده قبلی را نقل می کنیم 

«اما علوم بکار رفته در این کتاب آسمانی به صورتی اختصاصی در آن متمرکز شده، به نحوی که صاحبان قدرت درک و استعداد های متفاوت، متناسب با میزان فهم و درک و سطح استعدادها و نیازهای خود می توانند از آن بهره برداری کنند. مراتبی از معانی موجود در مجموع آیات قرآن در سطح فهم عمومی انسانها است و مراتب دیگری در حوزه ادراک دانشمندان و مراتب بالاتر در حد دانشمندان متعمق و محقق و برخوردار از استعدادهای برتر و زمینه های ادراکی خاص و سرانجام نوعی و مرتبه ای از علوم و معانی آن در حیطه قدرت علمی رهبران آسمانی یعنی ذوات مقدسه معصومین (علیهم السلام) می باشد. همچنانکه از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است که فرمود:

«کتاب الله عزوجل علی اربعة اشیاء، علی العبارة و الاشارة واللطائف و الحقایق،فالعبارة للعوامّ و الاشارة للخواص و اللطائف للاولیاء والحقائق للانبیاء»(1) (امام صادق علیه السلام فرمود: کتاب خدا در چهار وجه قرار دارد، بر عبارت و اشاره و لطائف و حقایق، عبارات برای عامّه مردم و اشارات برای خواص و لطائف برای اولیاء و حقایق برای پیامبران است). قابل توجه است که ائمه اهل بیت (علیهم السلام) در این تقسیم بندی در ردیف پیامبران خدا (سلام الله علیهم اجمعین) قرار دارند.

موضوع معانی بی پایان در قرآن مجید و اینکه این کتاب  آسمانی به صورتی تنظیم شده است که صاحبان علم و استعدادهای مختلف به مراتب متعددی از علوم و معانی آن راه می یابند، در بعضی از مقالات قبلی مورد اشاره قرار گرفت. از جمله در مقاله ای تحت عنوان «تجلی آیات قرآن در سیره عملی امام باقر (علیه السلام) ». آنجا گفته شد:

«این موضوع معانی بی پایان در کلام های ذوات مقدسه معصومین (ع) به طور مکرر ذکر شده است، و در این مقاله جهت اثبات موضوع بحث به ذکر این چند نمونه اکتفا شد. اما شرح موضوع مورد بحث این است که قرآن کریم مشتمل بر علوم و معارف و معانی بی پایانی است. اما این معانی بی پایان در قالب الفاظ محدودی قرار گرفته است. پس طبعاً باید یک نظام و اسلوب ترکیبی خاصی در آن به کار رفته باشد. از جهت دیگر مخاطبان این کتاب تمامی انسان ها هستند، انسان هائی در زمان ها و شرایط فرهنگی و فکری متفاوت و در سطوح علمی و استعدادی گوناگون و با نیازهای علمی مختلف و غیر هم سطح! پس باید این کتاب دارای معانی و معارفی در سطوح متفاوت باشد.یعنی معانی و معارف ملحوظ در آن در لایه های متعدّدی روی هم قرار گرفته باشد، لایه ای متناسب با ادراک و استعداد عامه ی مردم و لایه ای برای دانشمندان و لایه ای برای دانشمندان متعمّق و ژرف نگر به همین صورت برای صاحبان موقعیت های خاص علمی، سطوح دیگری از علوم و معارف و معانی.

امام باقر علیه السلام در یک موقعیت اجتماعی و زمانی مناسب برای شکافتن این پوشش ها و پرده های در بر دارنده معانی عمیق کتاب قرآن قرار داشت و به این کار اقدام کرد و معانی عمیق فوق سطحی را از این دریای علوم به صورت جواهرات گرانبهائی استخراج کرد.

در آیات قرآن کریم هم با بیانات خاصّی به این حقیقت- که قرآن حقیقتی ذو مراتب است- اشاراتی شده و پیروان قرآن به تدبّر و تحقیق در آن توصیه شده اند. به عنوان نمونه:

« إِنَّهُ لَقُرْءَانٌ کَرِيمٌ (۷۷) فِي کِتَابٍ مَّکْنُونٍ (۷۸) لَّا يَمَسُّهُ إِلَّا ﭐلْمُطَهَّرُونَ (۷۹) تَنزِيلٌ مِّن رَّبِّ ﭐلْعَالَمِينَ (۸۰)» (سوره واقعه آیات ۷۷- ۸۰) در این آیات اشاره شده به این که قرآن کریم دارای مقام رفیعی است و در کتابی مکنون یعنی پوشیده قرار دارد و آن مقام از حد افهام عادی انسان ها بالاتر است، به طوری که جز عده ای از انسان ها که همان «مطهرون» هستند به آن مقام قرآن راهی ندارند. مطهرون هم طبق مدلول روایات متعدّدی که از وجود مبارک رسول اکرم (ص) رسیده، ذوات مقدسه معصومین علیهم السلام می باشند.» (2)

مراد ما از ذکر این مقدمه تذکر این نکته بود که ذوات مقدسه معصومین (علیهم السلام) در مقام علمی خاصی قرار دارند که آن مقام بالاتر از سطح افق فهم های عادی انسانی است و آن مقام اختصاص به آن بزرگواران دارد. طبعاً معانی و علومی که از آیات قرآن برای آنها آشکار می شود، متفاوت با معانی و علومی است که برای انسانهای عادی و حتی دانشمندان عادی و دانشمندان متبحر و متعمق قابل درک است.

علاوه بر جهت علمی، رهبران آسمانی در جهت اخلاقی و رفتاری هم موقعیت اختصاصی فوق عادی دارند. لذا تأثیر قرآن در روح شریف و متعالی آن ذوات مقدسه متفاوت با تأثیر آن در انسانهای دیگر خواهد بود. توضیح اینکه: تأثیرپذیری انسانها از قرآن کریم به موقعیت روحی و اخلاقی و شخصیتی آنها ارتباط دارد. بعضی از انسانها در عین حال که به قرآن کریم و جهت آسمانی داشتن آن عقیده دارند، وقتی آیاتی از آن را می شنوند و یا خودشان تلاوت می کنند، تأثیر قابل توجه و آشکاری از آن دریافت نمی کنند یا به بیان دیگر تأثیرپذیری آنها از کلام خدا خیلی اندک و به صورت نامحسوس است! حد اقل در بعضی زمانها و بعضی شرایط و حالات روحی!! اما مؤمنان حقیقی تأثیرپذیری عمیق و شدیدی از آن پیدا می کنند، بطوریکه خداوند فرمود:

« إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِيتْ عَلَيهِمْ آياتُهُ زَادَتْهُمْ إِيمَانًا وَعَلَى رَبِّهِمْ يتَوَكَّلُونَ –  الَّذِينَ يقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ ينْفِقُونَ –  أُولَئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَهُمْ دَرَجَاتٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَمَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ» (الانفال / ۲-۴ ) یعنی: جز این نیست که مؤمنان کسانی هستند که وقتی خداوند یاد شود، دلهایشان دچار وجلت ] خشیت و احساس عظمت [ شود و وقتی آیات قرآن بر آنها تلاوت شود، ایمان آنها ازدیاد پیدا می کند. و بر پروردگار خود توکل می کنند، آنان هستند که نماز را بر پا می دارند و از آنچه برایشان رزق دادیم انفاق می کنند، آنان مؤمنان ذحقیقی هستند و برای آنان نزد پروردگارشان درجات و مغفرت و رزق کریمی است.

تأثیرپذیری روح انسانها از آیات قرآن به عوامل متعددی ارتباط دارد، و توضیح در این زمینه احتیاج به فرصت دیگری دارد؛ اما اصل این موضوع لازم است مورد توجه دقیق قرار بگیرد. بطوریکه گاهی زمینه مساعدی برای تأثیرپذیری عمیق از آیات قرآن برای عده ای به وجود می آید، در حدی که از توجه به یک یا چند آیه تحول عظیمی در روح آنها حاصل می شود، از جمله آثار آن نوع توجه، استجابت دعاها و دریافت مراتب عظیمی از رحمت پروردگار می باشد.» (3)

 مراد از نازل کردن قرآن در شب قدر ـ بطوریکه قبلاً به آن اشاره شد ـ ، نزول دفعی و مجموع آن در شب قدر است و نزول آن به قلب شریف رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم  ـ یعنی نوعی از «نزول قرآن» است یا مرتبه از آن یعنی نوعی نزول و یا مرتبه ای از نزول.

این نوع نزول قرآن دارای عظمت و مقام و موقعیت خاصی است که جهاتی از آن فوق حد ادراک عادی انسانی می باشد و در این مقاله به ذکر اصل آن اکتفاء شد و بخواست خدا در مقالات و فرصت‌های دیگری به توضیحاتی در این زمینه خواهیم پرداخت.

 منظور اصلی از ورود در این بحث اشاره ای به مقام رفیع اختصاصی قرآن مجید بود و اینکه انسان ها علاوه بر معانی ظاهری و  لفظی آیات آن به علوم باطنی متمرکز در آن هم احتیاج دارند که از طریق قدرت ادراکی خاصِ صاحبان مقام عصمت یعنی ذوات مقدسه معصومین ـ علیهم السلام ـ  حاصل می‌شود.

 دیگر اینکه انسانها در مسیر دستیابی به علوم جدید از قرآن کریم دائماً به منابع و سرچشمه های تازه ای خواهند رسید و هرگز در این سیر و حرکت به بن‌بست نخواهند رسید و این سیر و حرکت مبارک تا بهشت و جوار پروردگار عالمیان ادامه خواهد یافت.

تنزل ملائکه و روح در شب قدر

 یکی از جهات عظمت و خیریت خاص شب قدر تنزل ملائکه و روح در آن شب می‌باشد. یعنی انسان ها در آن شب در کنار ملکه و روح قرار دارند و از آن موقعیت و فرصت بدون شبیه و نظیر و بسیار گرانقیمت می توانند بهره برداری کنند و تا جائی که این بهره برداری و حرکت در این راه  می تواند منتهی شود. به بهشت و ورود در آن و زندگی دائمی در همسایگی پیامبران و صدّیقین و شهدا و صالحین (۴) در بهشت

 در این بخش قطعه ای از یک مقاله منتشر شده قبلی را نقل می کنیم

موضوع تنزل ملائکه در شب قدر

«از جمله اوصافی که در آیات سوره قدر برای آن شب ذکر شده، موضوع تنزل ملائکه در آن است. یعنی نوع خاصی از نزول یا درحال اجرای امر خداوند مبنی بر نزول و یا جهت اجرای امر خداوند. منظور از ملائکه و نزول آنها در شب قدر، آن گروه از ملائکه نیستند که جهت اداره امور زندگی انسانها در عالم دنیا و کنار انسانها مستقر هستند و یا به طور مستمر به دنیا رفت و آمد – نزول و صعود – دارند، مثل ملائکه محافظ انسانها (۵) و یا امثال آنها؛ بلکه گروه دیگری از آنها هستند که جهت انجام مأموریتی خاص، در شب های قدر به عالم دنیا یا به زمین و محل زندگی انسانها نازل می شوند! توضیح اینکه بعضی از ملائکه به طور عادی به اداره امور جاری زندگی انسانها به طور مستمر اشتغال دارند، و به آنها ملائکه زمینی گفته می شود. و یا گروه هائی از ملائکه هستند که به آنها ملائکه جبروتی و به گروهی دیگر ملائکه ملکوتی گفته می شود و این گروه ها با هم تفاوت هائی دارند، به طور قطع این مقاله فشرده در مورد شب قدر و توصیف آن، ظرفیت طرح بحث مربوط به توصیف مفصل ملائکه و انواع آنها را ندارد و فقط به منظوری که روشن خواهد شد، به اصل موضوع اشاره ای کردیم و آن اینکه ملائکه مورد نظر در این بحث که شب قدر به عالم دنیا و جهت تقدیر امور زندگی انسانها نازل می شوند، گروه های خاصی از ملائکه هستند و این نزول و به بیان دقیقتر این تنزل اختصاص به شب قدر دارد. در تفسیر المیزان از مجمع البیان و از ابن عباس نقل شده است که رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: در شب قدر ملائکه ساکن در سدرة المنتهی که جبرئیل یکی از آنهاست، نازل می شوند. پس جبرئیل نازل می شود و با اوست پرچم هائی و یکی از آن پرچم ها را روی قبر من نصب می کندو پرچمی را در بیت المقدس و پرچمی را در مسجد الحرام و پرچمی را در طور سینا و هیچ مرد یا زن مؤمنی نمی ماند جز اینکه ]جبرئیل[ بر او سلام می کند…(6)

اگر بخواهیم موضوع را به زبان ساده عادی و متعارف بیان کنیم، بهتر است آن را با مثالی همراه کنیم: در نظر میگیریم که گروهی از افراد کاردان و با تجربه و متبحر در بعضی از امور اجتماعی و صادق و اصلاح طلب، از طرف یک حکومت مأموریت پیدا کرده اند که به منطقه ای از مملکت بروند و امور زندگی مردم و نیازهای عادی و غیرعادی مردم آن منطقه را بررسی و شناسائی کنند و تصمیمات لازم را برای اصلاح امور مردم بگیرند. این گروه اختیارات زیادی دارند و می توانند مقدار زیادی از بودجه عمومی مملکت را جهت اصلاح امور مردم آن منطقه اختصاص دهند و با اختیاراتی که به آنها داده شده، ساختن بناهای زیاد و استخدام افراد زیادی را تصویب کنند و امکانات مالی و اجتماعی و علمی زیادی را در اختیار مردم آن منطقه قرار دهند. البته مأموریت آن گروه هم محدوده زمانی خواهد داشت، در این شرایط فرصت بسیار مناسبی برای مردم آن منطقه به وجود می آید که از حضور آن گروه  و اختیارات و موقعیت حکومتی آنها در سطح وسیعی بهره برداری کنند و در این زمینه هیچ فرصتی را از دست ندهند.

در شب قدر برای انسانها وضعیتی شبیه به آنچه گفته شده به وجود می آید. در آن شب ملائکه با اختیارات و اقتداری عظیم که مخصوص آن شب است به اذن پروردگارشان به عالم دنیا نازل می شوند و به تدبیر امور انسانها برای یکسال می پردازند. مراد از «اذن» در این سوره و شب قدر و بعضی موارد مشابه، قدرتی است که خداوند به آنها عطا می کند، چنانکه پیامبران به «اذن» الله می توانند اعمالی به نام «معجزه» و به تعبیر قرآن کریم «آیت» بیاورند. یعنی آن اعمال در اصل از قدرت خداوند صادر می شود و آنها از ناحیه اتصال در مرتبه خاص به قدرت خداوند، امکان آوردن معجزه را پیدا می کردند. خلاصه اینکه ملائکه در شب قدر با قدرتهای عظیم و اختیارات وسیعی از طرف خداوند مأموریت پیدا می کنند تا به عالم دنیا و فضای زندگی انسانها نازل شوند. آنها حامل رحمت خاص پروردگار و برکات اختصاصی شب قدر هستند! و انسانها می توانند از این فرصت با ارزش های بی پایان و اختصاصی بهره مند شوند و موقعیت زندگی خود را به وضعی مطلوب و متعالی تغییر دهند. و اگر کسانی به موقعیت خاص آن شب و تحولی که از ناحیه نزول ملائکه – و جهت دیگری که توضیح آن خواهد آمد – و جریان یافتن امواج عظیمی از برکات خداوند، بی اعتنائی کنند، دچار خسران عظیمی خواهند شد، که به راحتی قابل جبران نخواهد بود.(۷)

محل نزول ملائکه در شب قدر

در آیات سوره قدر به محل نزول ملائکه اشاره ای نشده است، اما بطوریکه از آیات قرآن در مجموع به طور ضمنی و از احادیث ذوات مقدسه معصومین (علیهم السلام) به طور صریح بر می آید، ملائکه به زمین و در مجموع به عالم دنیا نازل می شوند، جائیکه محل زندگی انسانها است. چون امور انسانها در زمان حیاتشان در عالم دنیا در همین زمین و اطراف آن جریان دارد، طبعاً تدبیر امور آنها هم لازم است در همین عالم انجام بگیرد.

آنچه از مجموع روایات مربوط به شب قدر بر می آید این است که ملائکه در زمان رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) به حضور آن حضرت نازل می شدند و بعد از رحلت آن بزرگوار به حضور حجت پروردگار عالم یعنی امام معصوم هر زمان و در زمان ما وجود مبارک امام عصر حضرت مهدی – عجّل الله تعالی له الفرج – نازل می شوند، و تقدیرات زندگی انسان ها را به حضور شریف آن حضرت عرضه می کنند و آن بزرگوار آن تقدیرات را امضاء می فرماید. لازم به ذکر است که مراد از عرضه تقدیرات به حجت پروردگار عالم و امضاء آنها از طرف آن وجود مبارک معنای متعارف و عادی این تعبیرات نیست و بلکه معنای خاصی از آنها مورد نظر می باشد. یعنی این موضوع و این حادثه شبیه به آنچه در عرف زندگی انسانها به طور عادی و معمولی جریان می یابد نیست. توضیح اینکه در اجتماعات انسانی به طور متعارف در سازمانها و ادارات مختلف متصدیان امور تصمیماتی می گیرند و مقرراتی را وضع می کنند و آئین نامه هائی را تصویب می کنند و صورت تنظیم و مرتب شده آنها را به یک حاکم مثل پادشاه، و رئیس یک مملکت یا یک وزیر و یا مقامات دیگر ارائه می دهند و او با نوشتن کلماتی و یا شبیه به آن مثل مهر زدن و کشیدن خطوطی آن را امضاء می کند، حتی به خطوطی که انسانها در این زمینه انتخاب کرده و به خود اختصاص داده اند، در عرف زندگی آنها «امضاء» گفته می شود، مثلاً می گویند این امضاء فلانی است و این امضاء من است و این امضاء شخص دیگری است و امثال آنها. اما در اصل باید گفته شود: این علامتِ امضاء فلانی است! یعنی خط و علامت خاصی که یک شخص در نامه ها و اسناد و امثال آنها ایجاد می کندو یا مهری که بر آنها می زند، علامت امضاء اوست. و مراد از امضاء تصویب یک مطلب و تأیید و قبول آن و دستور اجرای آن است.

پس وقتی گفته می شود که ملائکه تقدیرات زندگی انسانها را به حضور حجت خداوند عرضه می کنند و آن حضرت آنها را «امضاء» می فرماید، مراد یک کار تشریفاتی از نوع متداول و متعارف نیست! و به طورکلی نزول ملائکه و تقدیر امور انسانها و امضاء تقدیرات از طرف حجت پروردگار یک امر تشریفاتی به معنای متعارف نیست. و بلکه این حوادث تماماً حوادث حقیقی و به معنای اصلی آن می باشند.» (8)

موقعیت حجت پروردگار عالمیان در شب قدر

 در قطعه فوق الذکر از یک مقاله قبلی گفته شد که ملائکه در شب قدر به حضور حجت پروردگار عالمیان نازل می شوند نزول ملائکه و روح در شب قدر و اذن پروردگار عالمیان به آنها و موقعیت و مقام حجت پروردگار عالمیان در آن شب، ارتباطی با زندگی انسانها و سرنوشت آینده آنها دارد و این ارتباط شامل تمام جهات زندگی انسان ها در عالم دنیا و آخرت می شود.

 در شب قدر قدرتی از مقام و موقعیت حجت پروردگار عالمیان یعنی پیامبر خدا  ـ صلّی الله علیه و آله و سلم ـ و امامان معصوم  ـ علیهم السلام ـ در فضای زندگی انسان ها جریان می یابد و منتشر می شود که اختصاص به آن شب دارد! و انسان ها می توانند در کنار آن جریان قرار بگیرند و به میزان ظرفیت روحی خود از آن بهره مند شوند و برای آینده خود از آن ذخیره کنند. در زمینه نحوه بهره‌برداری از مقام و موقعیت حجت های پروردگار عالمیان ـ عزّوجلّ ـ بحث را منتقل می کنیم به موضوع شهادت امیرالمومنین امام علی  ـ علیه السلام ـ  که در ادامه مقالات مربوط به ماه رمضان و شب قدر به بحث درباره آن خواهیم پرداخت و این مقاله را با یک نتیجه گیری و تذکر عناوین و محورهای اصلی بحث  و چند تذکر تکمیلی به پایان می‌بریم.

محورهای اصلی مباحث مربوط به شب قدر

 ۱ـ  در شب قدر بین عالم دنیا و فضای زندگی انسانها با عالم ملائکه ارتباط و اتصال خاصی برقرار می‌شود.

 2ـ در شب قدر انسانها در کنار ملائکه و همراه آنها هستند و می‌توانند از قدرت عظیم عطا شده به ملائکه، برای تغییر وضعیت زندگی خود و رسیدن به خواسته های خود بهره‌برداری کنند.

۳ ـ  ارزش و برکات و خیریت شب قدر از قدرت تصور و محاسبه انسانها خارج است و بیان خدای سبحان درباره آن  یعنی خیریت بیش از هزار ماه  جهت نزدیک کردن مطلب به ذهن انسان‌ها است.

۴ ـ  قراردادن شبی با خیریت بیش از هزار ماه مقتضای ربوبیت الله است که دارای قدرت و کَرَم بی انتها و حکومت بر همه عوالم و اشیاء است.

۵ـ  لازمه استفاده مناسب یا کامل از موقعیت نزول ملائکه، نزدیک شدن انسان به فضای فعالیتها و جریان برکات وجودی آنها است و انسان از ناحیه ذکرالله کثیر و روزه گرفتن و برپاداشتن نماز و اعمال خیردیگری می تواند به این مقصود برسد!

۶ـ  بهره برداری از موقعیت مقام عصمت و نبوت و امامت از طریق شناسایی آن ذوات مقدسه و مودت آنها و به طور کلی ولایت آنها امکان پذیر است.

۷ـ  عظمت خاص قرآن و علوم باطنی آن در رفتارها و سخنان رهبران آسمانی منعکس و منتشر می‌شود و انسان در صورتی که تحت ولایت آن بزرگواران قرار بگیرد به میزان ظرفیت روحی خود از آن از عظمت‌ها وآن علوم بهره مند خواهد شد.

۸ـ  بهره‌مندی از فضائل و برکات ماه رمضان و شب‌های قدر ارتباطی با اعمال و موقعیت انسان و استعداد روحی او در مجموع ماه رمضان و در شب‌های قدر دارد و لازم است انسان با انجام اعمال سفارش شده در این ماه و شبهایی که احتمال شب قدر بودن در آنها بیشتر است ، میزان بهره مندی خود را در این فرصت گرانبها بیشتر کند

 ۹ـ  در شب قدر هم، قدرت ثابت و دائمی ملائکه و روح،  عامل نزول برکاتی به فضای زندگی انسان ها می شود و هم، قدرت عطا شده به آنها در شب قدر  یعنی «اذن پروردگار عالمیان»به آنها و مراد از اذن هم  در آیه سوره قدر و بعضی از آیات دیگر قرآن مجید، اذن به معنی عرفی  و متداول بین انسان ها نیست، بلکه اذن به معنی اعطاء قدرتی می باشد برای کاری و مأموریتی معین.  مثل اذن پروردگار عالمیان به پیامبران برای ارائه معجزات و انجام کارهائی که نشانه دخالت مستقیم خدای سبحان در آنها آشکار می‌شود.

 ۱۰ـ در شب قدر علاوه بر علم و قدرت خاص و ایمان متعارف مقام عصمت و امامت، قدرت دیگری هم از طرف ذات قدوس«الله» به آن ذوات مقدسه عطا می شود وحجت خدا از مقام و موقعیت خاص خود برای اصلاح امور زندگی انسان ها  بالخصوص اهل ایمان و انتقال رحمت و برکات پروردگار عالمیان به آنها و تأمین نیازهای آنها و تقویت و رشد دادن اعمال حسنه آنها بهره برداری می کند 

۱۱ ـ دراحادیث نقل شده از ذوات مقدسه معصومین ـ علیهم السلام ـ  تصریحی به زمان دقیق شب قدر انجام نگرفته و زمان آن به طور دقیق و قطعی اعلام نشده است، احتمالاً علت این کار آمادگی بیشتر انسانها برای دریافت برکات آن شب و استمرار اعمال خاص و ازدیاد اعمال حسنه بوده است. یعنی وقتی انسانها در چندشب به اعمال و عبادات خاص و کارهای خیر بپردازند طبعاً سود بیشتری می‌برند و برای دریافت برکات شب قدر آمادگی بیشتری پیدا می کنند.

۱۲ـ  علت اینکه در آیه سوره قدر خیریت شب قدر با  «ماه»  مقایسه شده نه با شب،احتمالاً ایجاد توجه به مجموع ماه رمضان و یک ماه عبادت و اعمال خیر باشد و نه فقط یک شب! یعنی بهره برداری کامل از شب عظیم قدر احتیاج به زمینه ای در روح انسان دارد که با یک ماه عبادت حاصل می‌شود 

۱۳۹۸/۳/۹

الیاس کلانتری

 پاورقی ها:

۱-بحارالانوار، محمد باقر مجلسی، مؤسسة الوفاء، بیروت- لبنان، ج ۹۲، ص ۱۰۳

۲-وبسایت حکمت طریف، بخش تجلّی قرآن در سیره عترت طاهره (علیهم السلام)، «تجلّی آیات قرآن در سیره عملی امام باقر (علیه السلام)»

۳-همان، درس هائی از نهج البلاغه – ۱

۴-منظور اشاره ای بود به آیه کریمه «وَمَنْ يطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيهِمْ مِنَ النَّبِيينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقًا» (النساء/۶۹) و علاقه مندان به توضیح موضوع می توانند به بخش آموزش های آسمانی- ۱۴، تفسیر سوره حمد مراجعه کنند.

۵-در آیاتی از قرآن مجید موضوع همراهی گروه هائی از ملائکه با انسانها مثل محافظت از آنها ذکر شده است بعنوان نمونه خداوند می فرماید:«وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَيرْسِلُ عَلَيكُمْ حَفَظَةً حَتَّى إِذَا جَاءَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنَا وَهُمْ لَا يفَرِّطُونَ»(الأنعام/۶۱) یعنی او بر بندگان خود قاهر است و برای شما محافظانی می فرستد تا هنگامی که زمان رحلت یکی از شما برسد، ]که در آن زمان[ فرستاده های ما ]از ملائکه[ روح او را دریافت کنند و درحالیکه کوتاهی نمی کنند.

۶-در این مقاله فرصت مناسب برای ورود در این موضوع فنی کلامی (عقیدتی) و فلسفی، یعنی ارتباط اراده خداوند با اعمال انسانها و اراده های آنها وجود ندارد و به خواست خداوند در فرصت دیگری در این زمینه مطالبی نوشته خواهد شد.

۷-کسانی که طالب این مبحث بسیار دقیق هستند، می توانند به تفسیر المیزان تفسیر آیات سوره دخان مراجعه کنند.

۸-وبسایت حکمت طریف، کلام ایام- ۱۴۲، شب قدر کنار ملائکه

پرینت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>