کلام ایام ـ ۲۸۷، ماه رمضان و رحمت و برکات بی پایان

ماه-رمضان-مبارکبخش هشتم

کلیات

*ارتباط شب قدر با شخصیت و موقعیت حجت های پروردگار عالمیان

*موضوع استجابت دعاها در ماه رمضان

*محورهای اصلی اعمال ماه رمضان عبارتنداز: روزه ، دعاهای زیاد، تلاوت قرآن زیاد،

*استقبال از شب قدر همراه ملائکه

*دعا برای توفیق روزه گرفتن

*دعا برای توفیق تلاوت قرآن

*از جمله شرایط استجابت دعا داشتن نیت های صادقه و قلوب طاهره وقت دعا کردن است.

*قرآن مجید حقیقتی است دارای مراتب متعدد و یک مرتبه از آن دارای عظمت و کرامت فوق ادراک عادی انسانی است.

*انسانها متناسب با موقعیت علمی و سطوح استعدادی و میزان فعالیت تحقیقی خود می توانند از قرآن مجید بهره برداری کنند

*آن مرتبه متعالی و فوق عادی از علوم و معارف قرآن مجید که  درسطح قدرت ادراکی «مطهرون» قرار دارد ، مرتبه  قبل از نزول آن است.

*صاحبان مقام عصمت به «کتاب مکنون» علم دارند

*شقی و محروم و زیانکار واقعی در روز قیامت چه کسانی هستند؟!

*ارتباط بین «مغفرت» و «بهشت»

*ارزش مغفرت خدا وقتی روشن می شود که ارزش بهشت ونعمت های آن روشن شود

*بعضی از انسانهای صالح و اهل بهشت هم گرفتار سختی ها و مشقت هائی در روز قیامت خواهند شد.

* گرسنگی و تشنگی طولانی در روز قیامت و علل آن

*  * * * * * * * * * *

در حال اشتغال به نوشتن و انتشار مقالات مربوط به ماه رمضان به روزهای آخر این ماه پر برکت و نورانی رسیدیم و تاکنون موفق به نوشتن و انتشار  هفت بخش از این سلسله مقالات و دو مقاله درباره شب قدر یعنی مجموعاً نه مقاله شدیم و پیش بینی و  محاسبات ما غیر از این بود و بنا داشتیم بعضی از دعاهای مخصوص ماه رمضان از جمله «دعای شریف ابوحمزه» یا حداقل بخشی از آن را هم با شرح و تفسیری مناسب ذکر کنیم، اما موفق به این کار نشدیم و حتی شرح و تفسیر حدیث شریف رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم-  هم درباره ماه  رمضان هم  تا اینجا به پایان نرسید. و ایام شهادت امام امیرالمؤمنین علی- علیه السلام- هم سپری شد. در نظر داشتیم در بخش پایانی روایت نقل شده از وجود مبارک رسول اکرم- صلّی الله علیه و آله و سلّم- به موضوع شهادت امیرالمؤمنین- علیه السلام – بپردازیم و سعی می کردیم این کار یعنی نوشتن مقالاتی درباره شخصیت قدسی امیرالمؤمنین-  علیه السلام-  و سیره شریف او و شرح و تفسیر خطبه شریف با ایام شهادت آن بزرگوار همزمان باشد.

 

 از جهت دیگر موضوع «شب قدر» و فضائل آن با شخصیت حجت های پروردگار عالمیان- بعد از رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- و در رأس آنها وجود مبارک حضرت امیرالمؤمنین علی- علیه السلام- ارتباط خاصی دارد و در مقالات مربوط به شرح فضائل شب قدر متعهد شدیم که در ادامه مقالات وارد آن بحث شویم.

 اما موضوع امیرالمؤمنین- علیه السلام- و اهمیت بحث و گفتگو و مطالعه در سیره شریف او با برکات بی پایان در زمان خاصی محدود نمی شود و در تمام ایام سال بحث و تحقیق در این زمینه مناسبت دارد و مورد نیاز است، لذا تصمیم بر این گرفته شد که شرح و تفسیر خطبه شریف رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- را ادامه دهیم- اگرچه با اکتفاء به توضیحات فشرده- و در بخش پایانی آن وارد بحث در سیره امیرالمؤمنین- علیه السلام- شویم، و با این توضیح و تذکّر شرح و تفسیر خطبه مبارک را از قسمتی که مانده بود ادامه می‌دهیم:

 در شرح تفسیر عبارت ذیل از خطبه شریف:

«وَ دُعَاؤُکُمْ فِیهِ مُسْتَجَابٌ فَاسْأَلُوا اللَّهَ رَبَّکُمْ بِنِیَّاتٍ صَادِقَةٍ وَ قُلُوبٍ طَاهِرَةٍ أَنْ یُوَفِّقَکُمْ لِصِیَامِهِ وَ تِلَاوَةِ کِتَابِهِ» یعنی: دعای شما در این ماه مستجاب می شود، پس از الله پروردگارتان درخواست کنید با نیت های صادقه و قلب های طاهره [پاک شده]  که شما را به روزه گرفتن در آن [ماه] و تلاوت کتابش موفق کند، گفته شد که چند عمل در ماه رمضان جهت محوری دارند و آنها عبارتند از:

  1. روزه
  2. دعای زیاد
  3. تلاوت قرآن زیاد. در قطعه فوق الذکر از خطبه شریف هر سه موضوع محوری مورد توجه قرار گرفته است.

 درباره دو موضوع اولی تحت عنوان:

 «روزه ماه رمضان و آثار آن»

 «دعا های زیاد در ماه رمضان» مطالبی به صورت فشرده نوشته شد، اما موضوع سوم یعنی: «تلاوت قرآن زیاد» ارتباط عمیقی با موضوع شب های قدر دارد، لذا عملاً بحث تلاوت قرآن به علت ارتباط آن با موضوع شب قدر به مقالات شماره- ۲۸۵ و ۲۸۶ تحت عنوان:

 «استقبال از شب قدر همراه ملائکه» منتقل شد. حال جهت ارتباط این بخش از مقالات به بخش‌های قبلی و نتیجه گیری از مجموع مباحث قبلی و  تلخیصی از آن مباحث و همچنین تکمیل موضوع اخیر به ذکر و توضیح چند نکته می پردازیم:

۱- در عبارت مورد بحث سفارش به دعا درباره دو موضوع شده یکی دعا برای توفیق روزه گرفتن و دومی دعا برای توفیق تلاوت کتاب خدا، یعنی علاوه بر سفارشات لازم و تشویقات برای روزه گرفتن و تلاوت قرآن مجید، سفارش شده است که توفیق این دو عبادت را هم لازم است انسان با دعای خود از پروردگارش بخواهد. و مراد این است که علاوه بر تصمیم بنده برای اصل اعمال عبادی و اقدام به آن، از جمله روزه گرفتن و تلاوت قرآن، توفیق خدا هم مورد نیاز است، بلکه توفیق خدا اساس این بنا را تشکیل می‌دهد. و جهت رسیدن به این مقصد یعنی «توفیق خدا» احتیاج به دعای حقیقی وجود دارد یعنی دعا با نیت‌های صادقه و قلوب طاهره.

 2- قرآن مجید حقیقتی است دارای مراتب متعدد و یک مرتبه از آن که قبل از مرحله نزول است، دارای عظمت و کرامت خاصّ فوق ادراک عادی است و آن مرتبه در حوزه قدرت ادراکی صاحبان «علم لدنّی» یعنی ذوات مقدسه معصومین- علیهم السلام- قرار دارد و بالاتر از افق فهم های عادی انسانی است. در این زمینه خدای- عزّوجلّ- فرمود:

«إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ فِي كِتَابٍ مَكْنُونٍ–  لَا يمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ —  تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعَالَمِينَ» (الواقعة/ ۷۷ – 80) در این آیات- که هم در مقاله قبلی به آن ها اشاره شد و هم در مقالات دیگری- به مقام و موقعیت اختصاصی قرآن مجید قبل از مرحله نزول و صورتی از آن که در «کتاب مکنون» قرار دارد، اشاره ای شده. و اینکه فقط گروهی از انسان ها به آن مقام قرآن علم دارند که در آیه دیگری از آن ها با کلمه «مطهّرون» ذکری به میان آمده است.

در این کتاب آسمانی اولاً بلحاظ قرار گرفتن علوم و معانی بی پایان! ثانیاً بلحاظ تنظیم و ترکیب الفاظ و عبارات و معانی از طرف پروردگار عالمیان- عزّوجلّ- و قدرت او، وضعیتی برقرار است که انسان ها متناسب با موقعیت علمی و سطوح استعدادی و میزان فعالیت تحقیقی خود، می توانند از آن بهره برداری کنند. یعنی در این کتاب هم معانی قابل فهم افراد مبتدی و عامه مردم وجود دارد و قابل فهم عادی است و هم برای دانشمندان و اهل تحقیق و صاحبان استعداد های بالاتر از سطح عادی معانی متناسبی با موقعیت آن ها وجود دارد و قابل ادراک آن ها است. و هم معانی دیگری در سطحی بسیار متعالی که قابل درک صاحبان «علم لدنّی» و صاحبان مقام عصمت و نبوت و امامت می‌باشد. آن مرتبه متعالی و فوق عادی از علوم و معانی و معارف قرآن مجید که در حدّ قدرت ادراکی «مطهّرون» قرار دارد، مرتبه قبل از نزول است و طبق اشاره‌ای در آیات فوق الذکر آن مرتبه  در«کتاب مکنون» قرار دارد و فقط «مطهّرون» یعنی صاحبان مقام عصمت به کتاب مکنون علم دارند.

علم به «کتاب مکنون» و مرتبه فوق عادی از قرآن مجید و اتصال دائمی به آن درجه و مرتبه از علم پروردگار عالمیان- عزّوجلّ- تمام روح شریف آن گروه از انسان‌ها یعنی «مطهّرون» و صاحبان مقام عصمت را در حیطه خود قرار می دهد.

علم و قدرت اجمالی مخصوص و فضائل و کرامات اخلاقی آنها هم از همین مقام و موقعیت حاصل می شود. لذا خلقت آن ذوات مقدسه و اسکان آنها در عالم دنیا و اعطاء آن درجه از علم و ایمان به آن ها از عظیم ترین نعمت های پروردگار عالمیان به انسان ها است! و لازم است انسان ها از این نوع نعمت های پروردگارشان بهره برداری کنند، یعنی آن نوع بهره برداری که متناسب با مقام رفیع قدسی آنها است و  این بهره برداری هم لازم است به میزانی باشد که تمامی نیازهای زندگی دنیوی و اخروی انسان ها  را تأمین کند.

 در ماه رمضان مجموعاً و بالخصوص در شب‌های قدر یعنی شب هائی که احتمال قدر بودن آنها زیاد است، امکان بهره برداری از علم و کمالات وجود مقدس حجت های پروردگار عالمیان بیشتر می شود. همچنانکه در این ماه و در این شب ها امکان بهره برداری از قرآن مجید و همچنین از دعا و ذکر الله بیشتر می‌شود. افزایش امکان بهره مندی انسان ها در ماه رمضان و بالخصوص در شب های قدر از یک نظر به الطاف و رحمت و برکات پروردگار عالمیان ارتباط دارد و از نظر دیگر به آمادگی و استعداد و قدرت پذیرش انسان ها!

 بنابراین وجود مبارک پیامبر خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم-  در عبارت مورد بحث  از خطبه شریف به انسان‌ها سفارش می‌کند که با نیت‌های صادقه و قلوب طاهره از خدا بخواهند که آنها را به تلاوت کتابش موفق بگرداند.

۶- «فَإِنَّ الشَّقِیَّ مَنْ حُرِمَ غُفْرَانَ اللَّهِ فِی هَذَا الشَّهْرِ الْعَظِیمِ وَ اذْکُرُوا بِجُوعِکُمْ وَ عَطَشِکُمْ فِیهِ جُوعَ یَوْمِ الْقِیَامَةِ وَ عَطَشَهُ وَ تَصَدَّقُوا عَلَی فُقَرَائِکُمْ وَ مَسَاکِینِکُمْ وَ وَقِّرُوا کِبَارَکُمْ وَارْحَمُواصِغَارَکُمْ وَ صِلُوا أَرْحَامَکُمْ» یعنی: پس به راستی ]و در حقیقت[ شقی ]و بدبخت[ کسی است که در این ماه عظیم از غفران خدا محروم شود، و یاد کنید با گرسنگی و تشنگی ]ناشی از روزه] خود از گرسنگی و تشنگی روز قیامت. و صدقه بدهید به فقراء و مساکین خودتان و بزرگان خود را تکریم کنید و به کوچکترها ترحّم ]و محبت [کنید و با بستگان خود پیوند برقرار کنید ]و به آنها محبت کنید[ و غفرانِ خدا برای بندگان قله رفیعی در سلسله جبال فضائل ماه رمضان محسوب می‌شود و ارزش آن در زندگی انسان ها بسیار عظیم است. وقتی بنده ای مورد غفران خدا قرار می‌گیرد، اگر گناهانی مرتکب شده باشد، آثار آن گناهان از بین می‌رود و روح او از آثار پلید گناه پاک می شود! و اگر گناهی در کار نبود،  غفران خدا موجب بالاتر رفتن درجات بنده و ذخیره ای برای زندگی بعدی و زندگی اخروی او خواهد شد.

لازم به ذکر است که در آیات زیادی از قرآن مجید غفران و بهشت در کنار هم و مرتبط با هم ذکر شده اند. بعنوان نمونه و مثال:

مثال یکم:

«وَاللَّهُ يدْعُو إِلَى الْجَنَّةِ وَالْمَغْفِرَةِ بِإِذْنِهِ وَيبَينُ آياتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يتَذَكَّرُونَ»(البقرة/۲۲۱)  یعنی: و خدا شما را به سوی بهشت و مغفرت با اذن خود می خواند و آیات خود را برای مردم بیان و روشن می‌کند، باشد که متذکر شوند.

مثال دوم:

«وَسَارِعُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ» (آل عمران/۱۳۳) یعنی: و با سرعت حرکت کنید ]و بشتابید[ به سوی مغفرتی از پروردگارتان و بهشتی که وسعت آن آسمانها و زمین است و آماده شده است برای اهل تقوی.

مثال سوم:

 «أُولَئِكَ جَزَاؤُهُمْ مَغْفِرَةٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَجَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ» (آل عمران/۱۳۶) یعنی: پاداش آنها مغفرتی از پروردگارشان خواهد بود و باغ های بهشتی که نهرهائی در فضای آن جریان دارد و آنها به طور دائم در آنجا خواهند بود و چه نیکو است پاداش اهل عمل.

 در این آیات مغفرت و بهشت کنار هم و مرتبط به هم ذکر شده است، یعنی انسان لازم است مورد مغفرت پروردگارش قرار بگیرد تا شایستگی ورود به بهشت را پیدا کند.

 ارزش مغفرت از جانب پروردگار عالمیان وقتی قابل درک است که ارزش بهشت و نعمت‌های آن قابل محاسبه و ادراک باشد و هر دو در عالم دنیا امکان پذیر نمی باشد. یعنی ارزش بهشت و نعمت‌های آن تا وقتی که انسان در دنیا قرار دارد، قابل فهم و درک عادی او نخواهد بود.

رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- اشاره ای فرمود به اینکه فرد محروم و بیچاره کسی است که در این ماه عظیم از غفران خدا محروم شود.

آن حضرت در ادامه کلام شریف خود فرمود:

«وَ اذْكُرُوا بِجُوعِكُمْ وَ عَطَشِكُمْ فِيهِ جُوعَ يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ عَطَشَهُ» در روز قیامت- که البته مراد دوره ای طولانی چندین هزار ساله است- انسان ها مطابق احادیثی که از ذوات مقدسه معصومین- علیهم السلام- نقل شده، مدت های طولانی گرفتار گرسنگی و تشنگی خواهند شد! حتی کسانیکه بعد از پاک شدن آثار گناهان از روح خود مورد غفران خدا قرار گرفته و وارد بهشت خواهند شد. به بیان دیگر اهل بهشت هم- جز عده‌ای از آنها- بعضی سختی ها و مشقّت ها و فشارهای روز قیامت از جمله گرسنگی ها و تشنگی های طولانی را تحمّل خواهند کرد.

 البته گرسنگی و تشنگی و میزان آنها در روز قیامت و سایر سختی ها و مشقّت ها و گرفتاری ها به وضعیت دنیوی انسان ها و اعمال صادرشده از آنها ارتباط خواهد داشت! یعنی بعضی از گناهان انسان ها، و پرخوری آنها در دنیا و غفلت از گرسنگی فقرا و نیازهای آن ها و مجموعاً زندگی تفریحی و پرداختن به عیش و نوش در دنیا موجب گرسنگی و تشنگی طولانی روز قیامت خواهد شد.

علاوه بر این حتی بعضی از انسان های صالح و مجموعاً اهل بهشت هم در روز قیامت گرفتار محرومیت ها و مشقّت هائی خواهند شد، اگرچه سرانجام غفران خدا شامل حال آنها شود و از آن گرفتاری‌ها و از فضای قیامت نجات یابند و وارد بهشت شوند. گرسنگی و تشنگی انسان از ناحیه روزه ماه رمضان هم، می تواند یادآور اوضاع روز قیامت شود و تأثیراتی در اخلاق و رفتار انسان ایجاد کند و هم، می‌تواند مانع گرسنگی و تشنگی روز قیامت شود.

« وَ تَصَدَّقُوا عَلَى فُقَرَائِكُمْ وَ مَسَاكِينِكُمْ»

در این بخش از کلام شریف آن حضرت امر بصدقه و احسان و کمک به فقرا و مساکین فرموده. یعنی از جمله سفارشات به اهل ایمان، کمک به نیازمندان است. که البته این کار به طور دائم و مستمراً باید انجام بگیرد، و در ماه رمضان توصیه بیشتری نسبت به آن به عمل آمده.

صدقه به مالی گفته می‌شود که انسان به قصد تقرّب به خدا و جهت رضای او از مال خود جدا می‌کند و به دیگران می دهد. تصدّق یعنی صدقه دادن، به زکات واجب هم صدقه گفته شده. یعنی صدقه به معنی بخشیدن مقداری مال است. اعمّ از زکات واجب و یا مستحب. پرداختن مقداری مال به نیازمندان و تأمین نیازهای مالی آنها از ارکان زندگی اجتماعی می‌باشد و اگر این رفتار موجب غفلت قرار بگیرد فساد عظیمی در جامعه به وجود خواهد آمد.

در ادامه  این بخش از خطبه شریف سه دستور اخلاقی هم صادر شده که ارتباطی هم با همدیگر دارند و آنها عبارتند از تکریم بزرگترها و محبت و توجه به کوچکترها و ارتباط محبت آمیز با بستگان. این سه دستور هم از ارکان اخلاق دینی و رفتارهای اجتماعی محسوب می‌شوند.

 قابل توجه است که در این بخش از کلام شریف و در این پنج  دستور اخلاقی، ضمیر جمع تکرار شده. یعنی فرمود: فقراء خودتان و مساکین خودتان و بزرگترهای خودتان و کوچکترهای خودتان و بستگان خودتان. این نوع بیان انسان ها را بیشتر به عمل خیر ترغیب می‌کند و نوعی ملاطفت بین انسان‌ها ایجاد می کند، یعنی اینکه مؤمنان نیازمندان جامعه را متعلّق به خودشان بدانند و نه افراد بیگانه ای که فقط به کمک دیگران احتیاج دارند. همچنین بزرگترها و کوچکترها و کسانیکه ارتباط قوم و خویشی با یکدیگر دارند.

۱۳۹۸/۳/۱۲

الیاس کلانتری

پرینت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>