کلام ایام- ۲۹۰، عذر تقصیر به پیشگاه ماه مبارک رمضان

554

کلیات

*تقصیر یا قصور درباره عظمت ماه مبارک رمضان و تکالیف آن.

*استعداد دریافت مراتب برتر از برکات ماه رمضان باید از ماه رجب و ماه شعبان شروع شود.

 *انتظار شکوهمند برای رسیدن ماه رمضان سال بعد و سالهای بعدی.

 *ادامه بحث در شرح و توضیح عبارات خطبه شریف رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- درباره ماه رمضان

 *نتیجه و آثار و پاداش اخروی و دنیوی محبت و مهربانی نسبت به کودکان یتیم جامعه

 *ماه رمضان و رحمت و برکات بی پایان

 *سفارشات پیامبر خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- برای اعمال و عبادات مذکور در خطبه شریف اختصاصی به ماه مبارک رمضان ندارد.

 *یتیم به چه کسی گفته می شود؟

 *وظایف انسان ها درباره کودکان یتیم

*پاداش های دنیوی و اخروی عبادت ها در قرآن مجید

 *احتمالات مختلف درباره ارتباط رفتارهای انسان ها درباره کودکان یتیم با رفتارهای دیگران درباره کودکان آنها

*ذکر و توضیح آیاتی از قرآن درباره پاداش های دنیوی و اخروی اعمال عبادی

*چه کسانی استعداد ورود به بهشت را کسب خواهند کرد؟

*در ورای عالم ظاهری دنیا نظامی برقرار است که به عالم دنیا و زندگی انسان‌ها حکومت می‌کند و آن یک نظام ملکوتی است.

*زندگی انسانها در عالم دنیا تحت یک نظام غیر ظاهری جریان دارد و ما آن را «زندگی در قلمرو نظامات ملکوتی» می نامیم.

*علت اصلی رفتار حضرت خضر در اصلاح و بازسازی دیوار آن باغ چه بود؟!

*ارتباط حضرت خضر با نظامات ملکوتی حاکم بر عالم دنیا.

* * * * * * * * * *

ماه رمضان با برکات بی انتهای خود به پایان رسید و دوره انتظار شکوهمند اهل ایمان برای رسیدن به ماه رمضان سال بعد شروع شد.ما از اولین روز آن ماه نورانی مقالاتی تحت عنوان :

«ماه رمضان و رحمت و برکات بی پایان» برای انتشار در«وب سایت حکمت  طریف » نوشتیم و این سلسله مقالات که در اصل شرح و تفسیری بود بر خطبه شریف رسول خدا – صلی الله و علیه و آله و سلم- درباره ماه رمضان در ۹ بخش تحت همین عنوان منتشر شد و دو مقاله هم با عنوان: «استقبال از شب قدر» و مقاله ای در آخرین روز ماه مبارک با عنوان : « جوایز خدا در شب و روز عید فطر» در همین وب سایت قرار گرفت،  و مجموعه مقالات مربوط به ماه مبارک رمضان به عدد ۱۲ رسید. اما شرح و تفسیر خطبه مبارک رسول خدا-  صلی الله علیه و آله و سلم-  به پایان نرسید و علاوه بر آن فرصت بحث و توضیح درباره دعاهای ماه رمضان هم حاصل نشد. همچنین بحث در سیره شریف امام حسن مجتبی –  علیه السلام-  که به مناسبت سالروز ولادت آن بزرگوار بنا بود طرح شود و همچنین بحث مورد نظر در سیره شریف امیرالمومنین علی – علیه السلام-  و موضوع شهادت آن حضرت به زمان دیگری موکول شد.

 حال این عقب ماندن از برنامه تنظیم شده قبلی و نرسیدن به جایی که مورد نظر بود ، یا از ناحیه کم کاری و ناتوانی و کم توفیقی یعنی از ناحیه تقصیر خود ما بود  و یا از ناحیه قصوری بود که خواه و ناخواه از مشکلات کار  نشأت می‌گرفت.

 اما در هر صورت خود را در این کم توفیقی مقصر می دانیم به جهت اینکه خود ما مکرر در کلاس‌های درس و درخطابه ها گفته ایم  و در بعضی مقالات نوشته ایم که مقدمات توفیقات مورد انتظار برای بهره مندی از برکات ماه رمضان ، از ماه رجب و ماه شعبان باید شروع شود و همچنین توفیق بهره مندی از برکات عظیم شب قدر، لازم است از روزهای اول ماه رمضان شروع شود! و متاسفانه بعضی از مردم در این زمینه گرفتار نوعی اهمال و کم توجهی می‌شوند و فرصت‌های گرانبهایی را از دست می‌دهند و سود و بهره کمتری از برکات این ۳ ماه نورانی نصیب آنها می‌شود و خود ما نیز از این گروه کم توفیق هستیم.

 در هر صورت طبق وعده ای که قبلا داده شده بحث شرح و تفسیر خطبه رسول اکرم – صلی الله علیه و آله و سلم-  درباره ماه مبارک رمضان را ادامه می دهیم تا هم این خطبه شریف به پایان برسد و هم خاطره های ماه مبارک رمضان تجدید شود و هم انتظار رسیدن به ماه رمضان سال بعد و سال های بعدی بیشتر و جاذب تر شود.

 تذکر یک نکته هم در این مقدمه لازم است و آن این که اعمال حسنه مورد سفارش رسول خدا –  صلی الله و علیه و آله و سلم-  در این خطبه شریف اختصاصی به ماه مبارک رمضان ندارد و در همه ایام سال لازم الاجرا است ، الا اینکه در ماه رمضان زمینه مناسب تری برای آن اعمال خیر و حسنه وجود دارد.

 توضیح عبارات خطبه شریف را از جایی که باقی مانده بود با شماره های انتخاب شده برای اجزای آن شروع میکنیم با امیدواری به عنایات و الطاف پروردگار عالمیان در اثرپذیری همه ما از آن کلام باشکوه و پر برکت. لازم به تذکر است که آخرین بخش از شرح و تفسیر عبارات خطبه در بخش نهم سلسله مقالات، با عنوان وشماره ذیل قرار داشت :

کلام ایام- ۲۸۸، ماه  رمضان و رحمت و برکات بی پایان (بخش نهم)

۸- «وَ تَحَنَّنُوا عَلَى أَيْتَامِ اَلنَّاسِ يُتَحَنَّنْ عَلَى أَيْتَامِكُمْ»  یعنی:  به یتیمان مردم محبت و مهربانی کنید تا دیگران هم به یتیمان شما محبت و مهربانی کنند. این قطعه از کلام شریف مشتمل بر چند نکته محوری است و ما به شرح و توضیح فشرده بعضی از آنها می پردازیم.

 الف: مهربانی بر کودکان یتیم جامعه.

 یتیم در اصل به کسی گفته می‌شود که در سنین کودکی پدر خود را از دست داده است و در عرف مردم مجموعاً به کودکی که پدر یا مادر خود را از دست داده است اطلاق می شود .تحنّن یعنی مهربانی ، ملاطفت و محبت به دیگران. در این عبارت انسانها به تحنّن و محبت به یتیمان سفارش شده اند. در قرآن مجید و در احادیث معصومین – سلام الله علیهم-  به طور مکرر کودکان یتیم مورد سفارش قرار گرفته اند! و یک مورد از آن سفارشات در همین خطبه به عمل آمده است.

 در جوامع انسانی به طور دائم عده ای کودک یتیم وجود خواهند داشت !  که به هر علتی پدر آنها و یا پدر و مادر آنها از دنیا رفته اند و آنها احتیاج به مراقبت و کمک دیگران اعم از بستگان نزدیک خود و یا دیگران خواهند داشت ! پس اصل حمایت از کودکان یتیم و تحنّن نسبت به آنها از پایه‌ها و ستون‌های اصلی اخلاق دینی است.

ب: کودکان یتیم نیاز های مختلفی دارند از جمله : نیاز به طعام و لباس و مسکن و توجه و ملاطفت و تحصیل و تربیت و محبت و عاطفه  و مراقبت و امثال آنها. لذا عبارت خطبه طوری انتخاب شده است که شامل رفع همه نیازهای آنها بشودسفارش به تحنّن  و ملاطفت نسبت به یتیمان شامل عموم مومنین می شود! از مادر و پدربزرگ و مادربزرگ کودکان یتیم شروع می‌شود ودرمورد بقیه بستگان نزدیک تر مثل برادرها و خواهرها و عموها و دارایی ها و سایر بستگان و دیگر انسان‌ها که حتی با کودکان یتیم ارتباط قوم و خویشی ندارند، امتداد می یابد.

 اگر مردی از دنیا رفته و یک یا چند کودک یتیم از او باقی مانده ، لازم است مادرآن کودکان محبت بیشتری نسبت به آنها اظهار کند و کمبودهای ناشی از فقدان پدر را تا جاییکه امکان پذیر است جبران کند و فشارهای عاطفی کودک را کمتر کند و اگر کودکی مادر خود را از دست داده است ، همینطور پدر او باید در تحمل فشارهای عاطفی کودک سهیم شود و به نحوی متناسب ،غم و غصه و احساس تنهایی او را برطرف سازد یا کمتر کند و این مسئولیت اخلاقی ابتداءً متوجه افراد نزدیک و بعد از آنها و در درجه دیگری شامل سایر افراد اعم از بستگان یا همسایگان یا دیگران هم می شود.

ج:  در عبارت مورد بحث از خطبه شریف اشاره به پاداشی برای این رفتار مورد نظر یعنی تحنّن نسبت به کودکان یتیم شده است. این پاداش دنیوی است . پاداشی علاوه بر پاداش عظیم اخروی این عبادت.این پاداش عبارتست از اینکه تحنّن افرادی برای یتیمان مردم تحنّن دیگران را نسبت به یتیمان آنها به دنبال خواهد داشت. یعنی اینکه مراقبت از کودکان یتیم از بستگان و غیر آن ها و مجموعاً کودکان یتیم جامعه علاوه بر پاداش عظیم اخروی ، پاداشی هم در دنیا خواهد داشت و آن عبارت است از اینکه اگر این افرادِ اهل عمل به این سفارش از دنیا رفتند و کودکان یتیم خردسالی از آنها باقی ماند دیگران نسبت به کودکان یتیم آن‌ها ملاطفت و مهربانی خواهند داشت.

 در آیاتی از قرآن کریم به اهل ایمان و عمل صالح وعده پاداش های زیادی برای بعضی از اعمال داده شده است. از توجه به معانی ظاهری تعدادی از آیات برمی‌آید که بعضی از پاداش ها در عالم آخرت به انسانها اعطاء خواهد شد و بعضی دیگر در همین عالم دنیا به صاحب عمل برمی گردد ! و این موضوع در بعضی از آیات مورد تصریح قرار گرفته است.

در تعدادی از آیات هم  اصل موضوع پاداش خدا نسبت به اعمال بندگان ذکر شده بدون اشاره به نوع دنیوی یا اخروی آن ها. تعدادی از آیات قرآن را در زمینه این موضوع ذکر می کنیم:

۱-«انَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَيهِمْ وَلَا هُمْ يحْزَنُونَ»(البقرة/۲۷۷)یعنی: کسانی که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند و نماز را بر پا داشتند و زکات پرداختند ، پاداش آنها نزد پروردگارشان برای آنها خواهد بود ، و برای آنها خوفی نخواهد بود و آنها اندوهگین نخواهند شد.

۲- « قُلْ أَؤُنَبِّئُكُمْ بِخَيرٍ مِنْ ذَلِكُمْ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَأَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ وَرِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ . الَّذِينَ يقُولُونَ رَبَّنَا إِنَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ . الصَّابِرِينَ وَالصَّادِقِينَ وَالْقَانِتِينَ وَالْمُنْفِقِينَ وَالْمُسْتَغْفِرِينَ بِالْأَسْحَارِ »(آل عمران/۱۵-۱۷) یعنی :بگو آیا خبر بدهم به بهتر از این‌ها { اشیاء نفیس و قیمتی و مطلوب و مرغوب دنیوی}  برای کسانی که ملتزم تقوا شدند ، نزد پروردگارشان ،  باغهای { بهشتی} که درسطح آنها نهرهایی جریان دارد و آنها به طور دائمی در آن باغ های بهشتی سکونت خواهند داشت و برای آنها خواهد بود همسرانی پاکیزه ] و مطهر از همه عیوب و نواقص [  و خوشنودی و رضایت از طرف خدا و خدا نسبت به بندگان] متوجه و [  بینا است. همان کسانی که می گویند پروردگارا ما ایمان آوردیم ، پس گناهان ما را مورد غفران قرار بده و ما را از عذاب آتش حفظ کن. آنان همان صابران و صادقان و اهل طاعت و فرمانبرداران و اهل انفاق و استغفار کنندگان در سحرها می‌باشند.

۳- «وَسَارِعُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ .  الَّذِينَ ينْفِقُونَ فِي السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ وَالْكَاظِمِينَ الْغَيظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللَّهُ يحِبُّ الْمُحْسِنِينَ .  وَالَّذِينَ إِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَمَنْ يغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ وَلَمْ يصِرُّوا عَلَى مَا فَعَلُوا وَهُمْ يعْلَمُونَ . أُولَئِكَ جَزَاؤُهُمْ مَغْفِرَةٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَجَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ » (آل عمران/۱۳۳-۱۳۶)یعنی بشتابید به سوی مغفرتی از پروردگارتان و بهشتی که وسعت آن به اندازه آسمانها و زمین است ] و[ آماده شده است برای متقین ، آنان که در حال آسایش و رفاه ] و همچنین[  در سختی و تنگی انفاق می‌کنند ، و خشم خود را فرو می برند و انسان‌ها را عفو می کنند و خدا اهل احسان را دوست دارد و آنان که چون کار زشتی مرتکب شوند ، یا نسبت به خود ظلم کنند ، خدا را یاد می آورند و برای گناهان خود استغفار می‌کنند و کیست غیر از خدا که گناهان را پاک کند و از بین ببرد؟ و آنها برآنچه مرتکب شده اند ، اصرار نمی کنند { و ادامه نمی دهند}  و چه نیکوست پاداش اهل عمل!

۴- « وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُمْ بِمَا كَانُوا يكْسِبُونَ»(الاعراف/۹۶)یعنی: و اگر اهل قریه ها(شهرها) ایمان می آوردند و ملتزم تقوا می‌شدند ، ما برکاتی را از آسمان و زمین بر آن ها می گشودیم اما آنها تکذیب کردند ، پس ما آنها را به کیفر اعمالشان گرفتیم .

 

۵- «وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَاسْتَوَى آتَينَاهُ حُكْمًا وَعِلْمًا وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ» (القصص/۱۴) یعنی: چون به مرحله رشد و کمال رسید، به او حُکم و علمی دادیم و این چنین پاداش می‌دهیم نیکوکاران ]محسنان[ را.

 در سه آیه اولی به پاداش اخروی اعمال انسان ها اشاره ای شده و در دو آیه بعدی تذکری نسبت به پاداش دنیویِ اعمال آمده است و منظور اصلی در این بحث موضوع پاداش‌های نوع دوم است یعنی اعمالی که در همین زندگی دنیوی هم آثار آنها به صاحبان عمل برمی گردد، اگرچه پاداش بیشتر و مهم تر آنها در عالم آخرت تحقّق پیدا خواهد کرد و یا پاداش دنیوی آنها هم باز به عالم بعدی ارتباط خواهد یافت.

 در قطعه فوق الذکر از کلام شریف رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- اشاره ای به پاداش دنیوی رفتار مورد بحث یعنی «تحنّن» نسبت به کودکان یتیم شده و آن عبارت است از تحنّن دیگران نسبت به کودکان یتیمِ صاحبان این رفتار بزرگوارانه و شریف. و این تشویقی است مؤثر برای انسان‌ها در عمل کردن به این توصیه! به این معنا که انسان ها عموماً درباره فرزندان خود نگرانی‌هائی دارند و گاهی احتمال می دهند که در اثر حادثه ای خودشان از دنیا بروند و کودکان خردسال آنها وقتی سرپرست خود را از دست دادند نیاز به کمک دیگران پیدا کنند! در آن صورت این تصوّر که افرادی از بستگان و یا دیگران به کمک آنها خواهند آمد و از آنها حمایت و مراقبت خواهند کرد، نوعی آرامش روحی و اطمینان قلبی در انسان ها ایجاد می کند! و به طور کلی عقیده به اینکه اعمال انسانها نتایجی و آثاری در همین زندگی دنیوی و سریعاً برای صاحب عمل خواهند داشت- علاوه بر آثار و نتایج اخروی- تمایلی برای کمک به دیگران و انفاق به نیازمندان و به طور کلی انجام اعمال حسنه در آنها ایجاد خواهد کرد. کما اینکه امام امیرالمؤمنین علی- علیه السلام- فرمود:

«مَنْ أَیْقَنَ بِالْخَلَفِ جَادَ بِالْعَطِیَّه»(1) یعنی: کسیکه به جایگزین و پاداش یقین کند، در عطا بخشنده تر می شود. منظور از خَلَف در این کلام شریف پاداشی است که خدای سبحان به اعمال حسنه و انفاقات انسانها و بخشش آنها عطا می‌کند.

د: نظام حاکم بر اعمال انسان. اینکه پیامبر خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- فرمود: نسبت به یتیمان مردم محبت ومهربانی کنید تا دیگران هم نسبت به یتیمان شما محبت و مهربانی کنند، متضمّن یک موضوعِ قابل تدبّر و بررسی دقیقی است و در این موضوع چند احتمال وجود دارد که لازم است شرح و توضیح دقیقی نسبت به آن انجام بگیرد تا موضوع مورد بحث روشن شود! باید دید چه ارتباطی وجود دارد بین این عمل مورد سفارش یعنی: تحنّن به یتیمان دیگران، و تحنّن دیگران نسبت به کودکان یتیم شخص صاحب این عمل حسنه؟! در این زمینه سه احتمال را بررسی می ‌کنیم:

احتمال اول اینکه: اگر یک انسان نسبت به کودکان یتیم جامعه و شهر و محله و منطقه خود محبت و مهربانی کند، این رفتار مطلوب  او مورد تحسین دیگران قرار می‌گیرد و او بین افراد جامعه خود محبوبیتی پیدا می‌کند و در این زمینه مشهور می شود و طبعاً اگر او از دنیا برود، و کودکان خردسالی از او باقی بماند، مردم به لحاظ رفتارهای ممدوح و بزرگوارانه او درباره کودکان یتیم جامعه، نسبت به کودکان یتیم او محبت می‌ورزند و مهربانی می‌کنند.

 احتمال دوم اینکه: اگر افرادی از انسان‌ها در جامعه خود نسبت به کودکان یتیم محبت بورزند، این رفتار ممدوح  در جامعه جریان پیدا می‌کند و به یک رفتار اخلاقی و فرهنگی تبدیل می شود و به عنوان یک رفتار اجتماعی مطلوب در بین مردم شناخته می‌شود، طبعاً در آن جامعه اگر خود این افراد بزرگوار جامعه یا بستگان آنها از دنیا رفتند و کودکان یتیمی از آنها باقی ماند، افرادی از آن جامعه به عنوان یک رفتار اخلاقی و فرهنگی مطلوب و شناخته شده، آن کودکان را مورد محبت و مهربانی و مراقبت خود قرار می‌دهند یعنی رفتار انسان های بزرگوار تحوّلی در اخلاق عمومی جامعه به وجود می‌آورد و همه کودکان یتیم و از جمله کودکان یتیم خود آن افراد مشمول محبت و ملاطفت دیگر افراد آن جامعه قرار می‌گیرند.

احتمال سوم اینکه: در عالم دنیا و در فضای زندگی انسان ها نظامی برقرار است علاوه بر نظامات متداول آشکار و روابط بین آنها، بلکه این نظام یک «نظام ملکوتی» فوق متعارف است. این نظام ملکوتی و ابعاد و اجزاء و جهات مختلف آن از طریق افهام عادی انسانی و از طریق علوم عادی مثل علوم تجربی و علوم عقلی قابل شناسائی نیست یعنی بالاتر از سطح افق علم و فهم عادی انسانی قرار دارد و فقط از طریق علم وحی به مراتبی و جهاتی از آن می شود علم پیدا کرد.

 اما آن نظام ملکوتی بر عالم دنیا و اعمال انسان ها و نتایج آن ها حکومت دارد و انسان ها تحت همان نظامات زندگی می‌کنند و اگر انسان‌ها از طریق وحی بر پیامبران، به آن نظامات ملکوتی علم پیدا کنند به میزان همان علم از آنها بهره مند خواهند شد و در صورت بی اطلاعی از آنها دچار خسران ها و مشقّت ها و محرومیّت ها خواهند شد.

ما آن نظامات فوق دنیوی را «نظامات ملکوتی» نامیدیم و این موضوع اساسی در زندگی انسان را تحت عنوان: «زندگی در قلمرو نظامات ملکوتی» مورد مطالعه و بحث و تحقیق قرار داده ایم.

 جهت توضیح این موضوع چند مثال ذکر می‌کنیم:

 مثال اول: حضرت نوح- علیه السلام- طبق نقل قرآن مجید بعد از یک دوره آموزشی بسیار طولانی خطاب به پروردگار عالمیان عرض می‌کند:

«فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفَّارًا– يرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَيكُمْ مِدْرَارًا– وَيمْدِدْكُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَيجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَيجْعَلْ لَكُمْ أَنْهَارًا» (نوح/ ۱۰ – ۱۲) یعنی: پس من ]به قوم خود[ گفتم که از پروردگارتان استغفار کنید که او همیشه غفّار ]اهل غفران[ است. تا پی‌ در پی از آسمان برای شما باران بفرستد و شما را با اموال و پسران ]فرزندان[ یاری کند و برای شما باغ ها قرار دهد و نهرها پدید آورد.

 در این آیات استغفار از پروردگار عالمیان را عامل ثروت و رفاه و داشتن فرزندان و به وجود آمدن باغ ها و نهرها معرفی کرده است. اما ظاهراً موضوع استغفار ارتباط آشکاری با آمدن باران زیاد و بوجود آمدن فرزندان پسر یا فرزندان و باغها و نهرها ندارد. البته قطعاً بین این دو موضوع و دو نوع جریان، ارتباط ‌هائی وجود دارد، اما این ارتباط مستقیم و آشکار نیست، بلکه این دو موضوع با چند واسطه با یکدیگر ارتباط پیدا می‌کنند.

 مثال دوم: رسول اکرم- صلّی الله علیه و آله و سلّم- در نقل قسمتی از حادثه معراج (سفر آسمانی خود) می فرماید:

«وَ رَأَيْتُ مَلَكَيْنِ يُنَادِيَانِ فِي اَلسَّمَاءِ أَحَدُهُمَا يَقُولُ اَللَّهُمَّ أَعْطِ كُلَّ مُنْفِقٍ خَلَفاً وَ اَلْآخَرُ يَقُولُ اَللَّهُمَّ أَعْطِ كُلَّ مُمْسِكٍ تَلَفاً»(2) یعنی: من دو تا فرشته در آسمان دیدم که ندا می کردند، یکی از آن دو می گفت: خدایا عطا کن به هر اهل انفاق جایگزین ]و پاداش[ و دیگری می گفت: خدایا عطا کن به هر اهل امساک ]و بخیل[ نابودی را! یعنی مال و دارائی او را از بین ببر. مراد این است که در عالم فوق دنیا که حاکم بر عالم دنیا است نظامی برقرار است و آن اینکه انفاق مال منتهی خواهد شد به دریافت پاداش و افزایش مال، و امساک و بخل و عدم انفاق هم، سرانجام موجب از بین رفتن مال خواهد شد! و آن دو فرشته در آسمان برای اجرای اراده و فرمان پروردگارشان مأموریتی دارند و عهده دار برقراری این نظام در عالم می باشند.

این هم موضوعی شگفت انگیز و فوق فهم عادی و متعارف است. یعنی ازدیاد مال کسی که اهل انفاق است و بخشی از مال خود را در راه خدا انفاق می کند و تلف شدن مال کسی که اهل امساک است و مال اندوزی می کند و از انفاق آن برای نیازمندان و در امور خیر خودداری می کند.

مثال سوم: امیرالمؤمنین علی- علیه السلام- فرمود:

«اسْتَنْزِلُوا الرِّزْقَ بِالصَّدَقَهِ»(3) یعنی: رزق را با صدقه دادن برای خود نازل کنید. مراد این است که صدقه دادن عامل ازدیاد رزق می شود. این موضوع ارتباطی دارد با مطلبی که از رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- نقل شد، یعنی دیدن آن دو مَلَک (فرشته) در آسمان و مشاهده عمل و رفتار و مأموریت آنها.

 مثال چهارم: باز از آن بزرگوار نقل شده است که فرمود:

«إِذَا أَمْلَقْتُمْ فَتَاجِرُوا اللَّهَ بِالصَّدَقَةِ»(4) یعنی: وقتی فقیر شدید با خدا تجارت کنید با صدقه دادن. مراد این است که صدقه دادن فقر را از بین می‌برد! و این موضوع با آنچه در اذهان اغلب انسانها است تعارض دارد، چون اولاً: بخشیدن مال بر حسب ظاهر و طبق محاسبات عادی انسانها موجب کم شدن مال و در نتیجه فقر بیشتر می شود. ثانیاً: تصوّر عامه مردم این است که صدقه دادن تکلیف افراد ثروتمند و رفتاری مورد انتظار از آنها است و نه افراد فقیر. اما در این کلام شریف، صدقه دادن عامل رفع فقر معرفی شده است! و واقعیت هم همین است، چون صدقه دادن در حقیقت تجارت با خدای سبحان است. و او مال و دارائی اهل انفاق و صدقه را زیاد می کند. و در این جریان و موارد مشابه آن اراده ای فوق تصور و محاسبه عادی بین انسانها دخالت دارد و آن، اراده خدا و سنت های لایتغیر او در عالم است که بر فضای زندگی انسانها حکومت و نظارت دارد.

حال باید ببینیم در بین این احتمالات سه گانه و یا احتمالات دیگر کدام یک در این بخش از کلام مورد نظر می باشد؟! احتمال اول و دوم در اصل و در جای خود دو موضوع قابل توجه و قابل قبول می باشند، اما در این کلام ظاهراً و به لحاظ قرائن موجود احتمال سوم مورد نظر می باشد یعنی در نظامات ملکوتی حاکم بر عالم و مطابق اقتضای آنها، افرادی که سرپرستی کودک یتیم را به عهده می گیرند و آنها را مورد محبت و ملاطفت و نظارت خود قرار می‌دهند، در عالم آخرت پاداش عظیمی از پروردگار عالمیان به آنها عطا خواهد شد و این رفتار کریمانه و بزرگوارانه آنها پاداش دنیوی هم خواهد داشت و جهتی از پاداش دنیوی آنها ملاطفت و مهربانی مردم نسبت به کودکان آنها خواهد بود.

 برای اثبات این موضوع و این ادعا، استشهاد می کنیم به جریان ملاقات و همسفر شدن حضرت موسی و حضرت خضر- علیهما السلام- و یکی از رفتارهای غیر عادی حضرت خضر- علیه السلام- که عبارت بود از ساختن و تعمیر و اصلاح دیوار یک باغ بدون اینکه بر حسب ظاهر صاحب آن باغ را بشناسند.

توضیح اینکه: حضرت موسی-  علیه السلام- پیامبر اولواالعزم و صاحب شریعت و کتاب آسمانی از حضرت خضر-  علیه السلام- تقاضا کرد که اجازه دهد تا با او همراه و همسفر شود و حضرت خضر هم گفت که تو نمی توانی رفتارهای مرا تحمل کنی! سرانجام در مقابل اصرار حضرت موسی حضرت خضر پذیرفت و آن ها با هم  همسفر شدند. حضرت خضر در این همراهی و همسفری کارهای شگفت انگیز غیرعادی انجام می داد و حضرت موسی علی رغم قولی که به او داده بود، به کارهای غیر عادی او اعتراض می کرد و  یا از حکمت آن کارها سؤال می کرد، در حالیکه قرار گذاشته بودند او صبر کند تا خود خضر- علیه السلام-  حکمت کارهای غیر عادی خود را در فرصتی مناسب به او بگوید.

 یکی از سه کار غیرعادی حضرت خضر این بود که آنها وارد شهری شدند در حالیکه مسافر و گرسنه بودند، اما اهل شهر بر خلاف انتظار، از مهمان کردن آنها خودداری کردند. بعد از مراجعت از شهر حضرت خضر متوجه دیوار باغی شد که در حال سقوط بود و او آن دیوار را با عمل بنّائی اصلاح و بازسازی کرد! و بعداً وقتی حکمت کارهای غیر عادی خود را به حضرت موسی بیان می‌کرد، در مورد دیوار باغ گفت:

  «وَأَمَّا الْجِدَارُ فَكَانَ لِغُلَامَينِ يتِيمَينِ فِي الْمَدِينَةِ وَكَانَ تَحْتَهُ كَنْزٌ لَهُمَا وَكَانَ أَبُوهُمَا صَالِحًا فَأَرَادَ رَبُّكَ أَنْ يبْلُغَا أَشُدَّهُمَا وَيسْتَخْرِجَا كَنْزَهُمَا رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ وَمَا فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْرِي» (الکهف/۸۲) یعنی: اما آن دیوار مال دو تا کودک یتیم در شهر بود و زیر آن دیوار مال ذخیره شده ای برای آن دو کودک قرار داشت و پدر آن دو انسان صالحی بود، پس پروردگارت اراده کرد آن دو بزرگ شوند و به سن رشد برسند و آن مال اندوخته ]و پنهان[  شده را در بیاورند ]و تصاحب[ کنند، رحمتی بود از پروردگارت و من این کار را از نزد خودم  ]و خودسرانه[ انجام ندادم  ]و بلکه امر خدا را انجام دادم[ از این داستان و نقل آن در قرآن مجید بر می آید که در ورای حوادث ظاهری در دنیا نظامی برقرار است که بر زندگی انسان ها حکومت و نظارت دارد! و اعمال انسان ها و نتایج آن ها به آن نظام ارتباط دارد و  تحت آن نظام جریان می‌یابد، همان نظامی که به آن اشاره ای کردیم و ارتباط آن با زندگی انسان‌ها را «زندگی در قلمرو نظامات ملکوتی» نامیدیم.

 لازم به تذکر است که چون پدر آن دو کودک انسان صالحی بود و به جهت اعمال صالح خود مورد عنایت خاصّ پروردگار عالمیان قرار داشت و او به حضرت خضر مأموریت داد که دیوار باغِ متعلّق به کودکان یتیم او را اصلاح و بازسازی کند و جلو تخریب آن را بگیرد، تا وقتی آن دو کودک به سن رشد رسیدند آن مال اندوخته شدهِ از طرف پدر خود را استخراج و تصاحب کنند.

 البته این جریان نمونه ای و مظهری از آن نظام ملکوتی است که از رفتار حضرت خضر برای حضرت موسی آشکار شد و بعداً با ذکر حادثه در قرآن در سطح عالم منتشر شد. یعنی این نظام به طور دائم در عالم برقرار است و پیامبری بنام حضرت خضر که زنده است و زندگی خاصّ فوق عادی بسیار طولانی دارد، در برقراری آن نظام ملکوتی نقشی و موقعیتی و مأموریتی دارد.

حال بعد از این مباحث و تذکرات بر می گردیم به موضوع مورد بحث و آن توضیح قطعه ای از کلام شریف رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- درباره تحنّن به کودکان یتیم می باشد و اینکه این عمل کریمانه و این عبادت باشکوه پاداش عظیم اخروی و همچنین دنیوی برای اهل عمل خواهد داشت! و از جمله آثار و نتایج آن رواج این رفتار خداپسندانه در جوامع انسانی خواهد شد و کودکان یتیم از ناحیه این رفتار مشمول محبتها و مهربانی ها قرار خواهند گرفت و به طور خاص هم اگر انسان های اهل عمل به این عبادت از دنیا رفتند و کودکان خردسالی از آنها باقی ماند، آن کودکان از ناحیه آن نظام ملکوتی مشمول محبتها و ملاطفت ها و مراقبت ها قرار خواهند گرفت.

پاورقی ها:

۱-نهج البلاغه، حکمت ۱۳۸

۲-تفسیر المیزان، علامه طباطبائی، تفسیر آیه اول سوره اسراء، بخش بحث روائی، به نقل از تفسیر قمی

۳-نهج البلاغه، حکمت ۱۳۷

۴-همان، حکمت ۲۵۸

 

 

پرینت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>