کلام ایام ـ ۲۹۱، عذر تقصیر به پیشگاه ماه مبارک رمضان

554بخش دوم

کلیات

* معنی صحیح توبه چیست؟

* توبه خدای سبحان چه معنی دارد؟!

* پذیرش توبه بنده معنی مراد از ‌کلمه «تواب» نیست و برای توبه پذیر بودن خدا اصطلاح دیگری در قرآن وجود دارد و آن عبارت است از «قابل التوب» است

* در صورت توبه بنده فاصله به وجود آمده- از ناحیه گناه- بین او و پروردگارش از بین می رود.

* گناه عمل و رفتاری است که آثار مطلوب و زیانبار سنگینی برای شخص صاحب عمل و دیگران به وجود می آورد.

* از نظر اخلاق دینی انسان از انجام عملی که آسیب قابل توجهی به جسم و روح و منافع خود و دیگران خواهد داشت ممنوع شده است.

* موجودی به نام انسان موقعیت بسیار با اهمیت و خطیری در بین مخلوقات دارد و او از شناسائی حقیقت وجود خود به منافع و فواید عظیمی خواهد رسید.

* برای شناسائی حقیقت وجود انسان احتیاج مبرمی به علم خدا وجود دارد!

* جهل نسبت به آموزش های پیامبران و بی اعتنائی به آنها منشأ تباهی ها و فسادها و نقص ها و مرگ ها در زندگی فردی و گروهی انسانها می شود.

* چه عاملی سبب طغیان انسان در ظلم می شود؟!

* ضرورت توجه عمیق عموم انسان ها بالخصوص دانشمندان و مربیان و معلمان و اهل خطابه و نویسندگان جوامع انسانی به صفتی از انسان

* اعمالی که فوایدی برای خود یک انسان و دیگران خواهد داشت در عرف اخلاق و احکام دینی از آنها به عبادات و حسنات و اعمال صالح تعبیر می شود.

* آثار گناهان چگونه از بین می رود؟!

* اشیاء محسوس و نامحسوس تولید شده از اعمال انسان ها

*گاهی از اعمال انسان آثار نامحسوسی به وجود می‌ آید که غالباً قابل توجه قرار نمی‌گیرد، اما بعد از مدتی آن آثار ظهور می کند.

*دختر دانشجوئی که از حضور در جلسه خواستگاری دچار  وحشت می شد.

*تأثیرات اختلافات و مشاجرات خانوادگی در روحیه کودکان.

*آثار رفتار شکوهمند «دهقان فداکار» در اخلاق و فرهنگ عمومی جامعه و جوامع انسانی دیگر.

* * * * * * * * * *

۹ـ «وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ مِنْ ذُنُوبِكُمْ» یعنی: توبه کنید بسوی خدا از گناهانتان. «توبه» به معنی بازگشت و رجوع است، اگرچه در معنی بازگشت از گناه مشهور شده است. یعنی توبه در اصل به مطلق بازگشت گفته می شود اعم از بازگشت از گناه و غیر آن! لذا کلمه «توبه» درباره ذات قدوس الله هم به کار رفته است.

وقتی بنده ای گناهی مرتکب می شود، در اثر آن گناه از خدا و یاد او فاصله می گیرد، اما در صورت توبه کردن آن فاصله از بین می رود و مجدداً بسوی خدا باز می گردد. همچنین وقتی بنده ای مرتکب گناهی شد، خدای سبحان رحمت خود یا مرتبه ای از آن را نسبت به آن بنده قطع می کند، اما اگر به هر علتی خدا هم نسبت به بنده اش توبه کند، مجدداً رحمت خود را بسوی بنده برمی گرداند. یعنی با رحمت خود بسوی بنده برمی گردد.

گناه عمل و رفتاری است که آثار نامطلوب و زیانباری برای شخص صاحب عمل و دیگران به وجود می آورد. لذا در احکام و اخلاق دینی انجام چنان اعمالی ممنوع شده است. و برای ارتکاب بعضی از آن اعمال مجازات هائی تعیین شده است. البته مراد از مجازات ‌ها در این بخش از این نوشتار، مجازات های اجتماعی و قانونی و دنیوی است و الّا تمامی گناهان انسان ها آثار نامطلوب و زیانباری خواهد داشت، چه گناهی در خفا و بدون اطلاع کسی انجام بگیرد و چه به صورت آشکار وقوع یابد و عده ‌ای از آن خبر دار شوند.

 گناه عملی است که با بدن و روح یک انسان صاحب عمل و دیگران ناسازگار است و آسیبی به آنها یعنی بدن و روح انجام دهنده آن عمل و دیگر انسان ‌ها خواهد زد. مثل دزدی و خوردن غذای فاسد و دروغ گفتن و ضایع کردن حقوق دیگران و ایجاد دعوا و درگیری و ناامنی برای انسانها و امثال آنها. بطور کلی عملی که در معارف دینی به آن گناه گفته می‌شود، عملی است که آسیب قابل توجهی به جسم یا روح یا منافع خود یک انسان و یا دیگران خواهد داشت و از نظر اخلاق دینی انسان از انجام چنان عملی ممنوع شده است.

طبعاً انسان ها احتیاج اجتناب ناپذیر به شناسائی خواص و آثار اشیاء و موجودات و بطور کلی فضای زندگی خود دارند! بین موجودات و مخلوقات عالم موجودی بنام انسان موقعیت بسیار با اهمیت و خطیری دارد و انسان از ناحیه شناخت حقیقت این موجود و اوصاف آن به فواید و منافع زیادی خواهد رسید و در جهت مقابل در صورت عدم آشنائی با این موجود یعنی خود و دیگران دچار آسیب ها و خسارات عظیمی خواهد شد.

 منافعی که در زندگی عاید انسان ها می شود و فوایدی که به او می‌رسد و لذت‌ های حقیقی که او از حوادث زندگی می برد و آسایش و رفاهی که در زندگی او برقرار می‌شود، ارتباطی به شناسائی انسان – خود و دیگران – دارد و در جهت مقابل محرومیت‌ها و مشقّت ها و بیماری ها و فقر ها و نا امنی ها و وقوع جنگ ها و خشونت ها و زیان ها و خسران ها و آنچه که نظام زندگی انسانها را در هم می ریزد ریشه هائی در جهل نسبت به اوصاف انسانها دارد. بطور کلی عدم شناسائی حقیقت وجود انسان و اوصاف او عامل اصلی وقوع مصیبت ها در زندگی فردی و اجتماعی انسان ها است. بنابراین شناسائی اوصاف و اعمال این موجود ضرورتی اجتناب ناپذیر و بسیار اضطراری دارد و هر مقدار انسان در این راه بیشتر برود، زودتر به فواید و منافع فراوان این سیر و این فعالیت خواهد رسید.

 برای شناسائی این موجود که برترین مخلوقات خدا و عظیم ترین محصول نظام خلقت می باشد، احتیاج شدیدی به علم خدا وجود دارد که از طریق وحی به پیامبران، در اختیار انسان قرار می‌گیرد! و بدون دریافت آن علم و عمل کردن به مقتضای آن، انسان ها دچار آسیب ها و مصیبت ها و محرومیت های عظیمی خواهند شد و گاهی این جهل نسبت به آموزش های پیامبران منشأ تباهی ها و فسادها در فضای زندگی، حتی مرگ ها و یا نقص ها در زندگی فردی و یا کشتارهای گروهی و جمعی از انسان‌ها خواهد شد.

 لازم است توجهی شود به اینکه در طول تاریخ حیات انسانها چه تعداد از آنها در حوادثی که خود و دیگران آنها را به وجود آورده‌اند، لوازم زندگی و دارائی ها و سلامت و امنیت خود و افراد خانواده خود و دیگران را از دست داده‌اند و حتی حق حیات عده زیادی از آنها از بین رفته است؟!

چه تعداد انسان در طول تاریخ به خواست زمامدارانی مثل چنگیز و هلاکو و نرون و هیتلر و موسولینی و استالین و مائو و امثال آنها کشته شده‌اند؟!

در اولین سوره از قرآن مجید که به پیامبر خاتم حضرت محمد – صلّی الله علیه و آله و سلّم – نازل شده درباره انسان گفته شده

  «كَلَّا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَيطْغَى–  أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَى» (العلق/ ۶ – ۷) یعنی: نه چنین است، همانا انسان حتماً طغیان (سرکشی) می کند، وقتی خود را بی نیاز پندارد. مراد این است که انسان وقتی در خود قدرتی احساس کرد و خود را بی نیاز پنداشت، قطعاً طغیان و سرکشی خواهد کرد و طبیعی است که چنین انسانی وقتی به قدرت رسید و زمامدار عده‌ای از انسان ها شد و قدرت نظامی زیادی پیدا کرد، فسادی به راه اندازد و منشأ جنگی با دیگران یا اختناقی در داخل کشور خودش شود. و همه امکانات زندگی و قوای وجودی یک ملت را در مسیر اراده و خواسته ها و هواهای نفسانی خود به کار گیرد و در نتیجه گروه هائی از انسان ها یکدیگر را بکشند و خود او و یا نزدیکانش به اهداف خود برسند!

قابل توجه است که بعد از این دو آیه در آیه دیگری راه جلوگیری از این پدیده خطرناک یعنی طغیان انسان ها در اثر احساس بی نیازی و قدرت هم، ذکر شده است و آن توجه عمیق مستمر به این است که انسان به سوی خدا بر می گردد و پناهگاهی جز رحمت او و قدرت او نخواهد داشت. و این توجه وقتی استمرار یابد و در روح انسان نفوذ کند مانع طغیان و ظلم او خواهد شد. خدا فرمود:

«إِنَّ إِلَى رَبِّكَ الرُّجْعَى» (العلق/۸)  یعنی: همانا بازگشت فقط بسوی پروردگارت خواهد بود.

 اگر انسان ها حتی بعضی از آنها مثل دانشمندان و مربیان و معلمان و اهل خطابه و نویسندگان یک جامعه به این آموزش دین آسمانی توجه می‌کردند و به آن عمل می‌کردند، دچار آثار ویرانگر طغیان انسانها نمی شدند و آسایش و امنیت و جان خود را از دست نمی دادند.

بعد از این توضیحات و تذکر موضوع نیاز شدید و اجتناب ناپذیر انسانها به آموزش های دینی بر می گردیم به موضوع «گناه» و مجدّداً متذکر می شویم که در آموزش ‌های دین آسمانی عمل و رفتاری که آسیب قابل توجهی به زندگی یک انسان و یا دیگران وارد می آورد، «گناه» نامیده می‌شود.

 گناهان صادر شده از انسان ها آثار نامطلوب و زیانباری در زندگی خود افراد صاحب عمل و یا دیگران ایجاد خواهد کرد، اگرچه آثار و علائم نامطلوب و زیانبار آنها بعد از مدتی ظهور کند و آشکار شود و یا اصلاً مورد توجه عامه مردم قرار نگیرد. قابل تذکر است که آثار نامطلوب بعضی از گناهان در عالم دنیا و همین زندگی فعلی ظهور می کند و انسان ها به آنها مبتلا می شوند و بعضی دیگر در زمان‌ های بعدی و بعضی در عالم آخرت و زندگی حقیقی و دائمی اخروی و این نوعِ آخر دارای اهمیت بیشتری برای انسان ها می باشد و بیشتر باید مورد توجه قرار بگیرد. با این وصف انسان عاقل لازم است از طریق علم وحی و آموزش های پیامبران وجود خود و بطور کلی اوصاف و رفتارهای «انسان» را شناسائی کند و اعمال و رفتارهای مفید و لازم برای زندگی خود و دیگران را با تمام جدیّت شناسائی و به آنها عمل کند. یعنی اعمال و رفتارهائی که در عرف آموزش ‌های دینی به آنها عبادت و اعمال صالح و حسنات گفته می شود. و همچنین اعمال و رفتارهای مخرّب بدن و روح و زیانبار برای زندگی را که به آنها عمدتاً گناه گفته می شود شناسائی کند و از آنها فاصله بگیرد و اگر مدتی مرتکب بعضی از گناهان شده، تا فرصت عمر باقی است و خیلی سریع از آنها فاصله بگیرد و توبه کند و آثار نامطلوب آن اعمال را با توبه و اعمال حسنه و صالح از بین ببرد و ضایعات ناشی از آنها را جبران کند.

آثار گناهان چگونه از بین می رود!

 اعمالی که از انسان صادر می شود آثار و نتایجی در فضای زندگی انسان و جسم و روح او ایجاد می کند. مثل اینکه اگر یک خانه یا یک باغ یا یک کارخانه و یا مقداری آشغال جمع شده در جائی آتش بگیرد، حرارتی و دودی از آنها منتشر می‌شود! و همچنین وقتی تعدادی وسیله نقلیّه مثل اتومبیل و اتوبوس که با سوخت های فسیلی کار می کنند در خیابان‌های یک شهر کار کنند و در خیابان های شلوغ در حال کار کردن توقف کنند، مواد مضرّ نامطلوبی از کار کردن آنها تولید می‌شود! و این مواد زیانبار و مضر برای زندگی انسان گاهی از حدّ عادی و متعارف بیشترمی شود و فضای زندگی مردم در بعضی شهرهای بزرگ یا صنعتی بسیار آلوده و خطرناک می شود که برای سلامت ساکنان آن شهرها شدیداً زیانبار و گاهی بیماری زا می شود.

آلودگی هوا گاهی بطور عادی هم محسوس است و عموم انسان ها متوجه آن می شوند. اما گاهی این آلودگی بطور عادی محسوس نمی‌شود و یا در حدی می باشد که مورد توجه عموم مردم قرار نمی گیرد، بالخصوص آلودگی از ناحیه بعضی مواد مضری که ماشین ها و دستگاه های صنعتی تولید می کنند! و لازم است میزان مواد مضر  هوا به وسیله دانشمندان و از ناحیه آزمایش‌ها و به کاربردن بعضی از دستگاه ها ثابت شود.

 این موضوع درباره وضعیت بدن انسان در ارتباط با غذاها و مواد مصرفی و بعضی رفتارها هم صدق می کند! یعنی احتمال دارد یک انسان با مصرف مقداری مواد غذائی فاسد، دچار مریضی و ناراحتی آشکاری شود و حال او به هم بخورد و احتیاج به رفتن به درمانگاه ‌ها و بیمارستان ‌ها و مطب پزشکان پیدا شود و معاینات و آزمایش ها و معالجاتی درباره او انجام بگیرد، و همچنین احتمال دارد آثار یک غذای فاسد و یا نامطلوب فوراً آشکار نشود و بعد از مدتی، یا در اثر تکرار بروز کند و از طریق بعضی آزمایش ها و توسط پزشکان ثابت شود.

 و باز همچنین شبیه این جریان در بدن انسان ها، درباره روح آنها هم برقرار است! توضیح اینکه: گاهی بعضی از اعمال انسان ها و یا اعمال دیگران درباره آنها، آثار نامحسوسی ایجاد می‌کند که مورد توجه خود شخص یا دیگران قرار نمی‌گیرد، اما بعد از مدتی و در مراحل بعدی از عمر یک انسان آن آثار و آثار وابسته به آنها آشکار می شود. یا وقتی حرکات و رفتار ها و وضعیت نامطلوبی در یک جوان آشکار شد و او نزدیک روانشناس یا یک روان پزشک رفت و مورد آزمایش ها و بررسی ها قرار گرفت نتایج آن رفتارها و یا رفتارهای دیگران درباره او آشکار می شود و گاهی یک کودک و یک جوان به نوعی ناراحتی و بیماری روحی مبتلا می شود که احتیاج به معالجات طولانی پیدا خواهد شد و یا حتی گاهی غیر قابل معالجه خواهد بود!

بطور مکرّر در بین بعضی از جوانان بالخصوص در زمان آماده شدن برای امتحان کنکور دانشگاه ها و بعد از آن، در اثر اختلال در ساعات خواب و میزان آن، مشکلاتی بروز می‌کند و رفتارهای غیر منتظره از آنها مشاهده می‌شود و بعداً در اثر مقداری تحقیق و بررسی معلوم می‌شود که آن رفتارها از ناحیه مطالعه زیاد بیش از حدّ کشش روح و تغییر ساعات خواب و میزان اندک آن به وجود آمده، مثل خوابیدن بعد از نصف شب و یا خوابیدن در روز به جای شب. طبعاً اگر یک انسان یک یا چند شب دیر بخوابد و یا به جای شب در روز بخوابد، فوراً دچار ناراحتی های روحی نمی‌شود، اما در صورت تکرار این نوع رفتار‌ها و بعد از مدتی، آثار نامطلوب آن رفتار بروز می‌کند.

بعنوان مثال: یک وقت خانم دانشجوئی مشکلی را در زندگی خود با من در میان گذاشت و گفت: هر وقت فردی به عنوان خواستگار با خانواده من تماس می گیرد و قرار جلسه‌ای به این منظور گذاشته می‌شود، من با آمدن او و خانواده‌اش موافقت می‌کنم، اما وقتی قرار جلسه نزدیک می شود من دچار دلهره و اضطراب می‌شوم، بالخصوص وقتی خواستگار به منزل ما می‌آید، اضطراب و دلهره من زیاد می‌شود و حتی چند بار شده که خواستگار با خانواده اش در منزل ما حضور داشتند من دچار ناراحتی روحی شدیدی شده ام و از رفتن به مجلس و حضور مهمان ها خودداری کرده‌ام و بعداً هم از رفتار خود پشیمان شده ام!

 گفتم: آیا پدر شما دارای فلان شغل است؟!(۱)

 گفت: بلی! و تعجب کرد!

گفتم: آیا پدر و مادر شما با یکدیگر اختلاف و احیاناً مشاجره دارند؟!

 گفت: بلی!

 گفتم چه مدتی است آن دو با هم اختلاف و مشاجره دارند؟!

گفت: زمانی طولانی و دائماً با هم بگو مگو و مشاجره دارند!

 گفتم: علت این روحیه تو همین است. شما کودک بودید و بطور مستمر شاهد دعوا و خشونت بین والدین بوده اید و احتمالاً پدر شما به لحاظ «رفتار سازمانی» خشونت بیشتری داشت و مثلاً سر مادر شما داد می زد و با صدای بلند و خشن با او صحبت می‌کرد و شما هم هیچ کاری نمی‌توانستید انجام بدهید. در نتیجه و در اثر تکرار این وضعیت حالت نفرت و فرار از جنس مرد در شما پیدا شده است.(۲)

پس از ناحیه این توضیحات و توجهات و تذکرات نتایجی حاصل می‌شود از جمله:

 یکم: انسان‌ها به محض قرار گرفتن در فضائی که هوای سالمی ندارد و تنفس در آن فضا فوراً و در همان ساعت مریض نمی شوند. اما عدم بروز آثار هوای ناسالم نباید انسان را دچار غفلت کند! چون آثار آن هوای ناسالم در اثر تکرار آن وضعیت و در زمان های بعدی آشکار خواهد شد.

 دوم: احتمال دارد یک بار، دو بار و یا چند بار مصرف غذای ناسالم و غیر بهداشتی در یک انسان آثار محسوس و آشکاری نداشته باشد و بعداً این آثار بروز  کند، پس انجام این نوع اعمال و غفلت از آثار آنها منشأ گرفتاری ها و بیماری هائی خواهد شد.

 سوم: آسیب هائی که در اثر بعضی از اعمال بر روح انسان وارد می شود احتمال دارد مثل موارد فوق مدتی نامحسوس باشد، اما عدم توجه صاحبان عمل و دیگران به آن آثار مشکلی را برطرف نمی کند و امکان دارد یک عمل حتی اگر ابتداءً عمل کوچکی هم تصور شود، آثار زیانبار عظیمی برای خود صاحب عمل و دیگران به وجود آورد مثل غفلت از یک قطعه آتش و یا یک چوب کبریت مشتعل که ممکن است به یک آتش سوزی عظیم و بسیار زیانباری تبدیل شود. و خسارت ‌های عظیم مالی و حتی جانی به وجود آورد.

چهارم:  همچنانکه هوای کثیف و بعضی مواد معلق مضر در فضا که به طور عادی محسوس انسانها نمی باشند، عامل آسیب ها و بیماری ها می شود و همچنان که بعضی مواد غذائی که فساد آنها در توجه عادی و سطحی آشکار نیست و حتی غذای سالم و خوش طعم و مرغوبی که بیش از حد طبیعی و ضروری و لازم مصرف شود، بیماری زا و  سبب آسیب هائی برای بدن انسان می شود، و حالات روحی مثل اضطراب ها و ترس ها و نگرانی ها و احساس پوچی و بی هدفی و بیکاری ها و قطع ارتباط با خدا، ممکن است عامل بیماری های روحی شود، در بعضی به صورت خفیف و نامحسوس و در بعضی دیگر به صورت شدید و محسوس. و سرانجام اعمالی که در عرف معارف دینی از آنها با کلمه «گناه» و امثال آن تعبیر می شود، آثار نامطلوب و زیانبار و بیماری‌زا در جسم و روح انسان خواهد داشت.

ما انسان‌ ها نسبت به آثار بعضی از عوامل بیماریزا چه موادی که به عنوان غذا آنها را مصرف می‌کنیم و چه موادی که به صورت های دیگر با آنها سر و کار داریم مثل بعضی مواد شیمیائی و مجاورت با آنها و هم چنین رفتارهائی که از خود ما و یا دیگران سر می زند، علم اندکی داریم! حتی دانشمندان عالم طب اعمّ از پزشکان و داروسازان و پژوهشگران در این زمینه ها نسبت به همه بیماری ها و عوامل ابتلاء به آن ها و راه های معالجه آن ها و بعضی از رفتارهای انسان ها و آثار آنها علم کاملی ندارند و این علم ارزشمند و ضروری طب بالخصوص طب روحی (روانپزشکی) دائماً در حال گسترش و پیشرفت است و – با وجود سابقه طولانی دو هزار و چند صد ساله شروع فعالیت‌های گسترده آن- هنوز مجهولات زیادی در شناسائی بیماری ها و عوامل آن ها و راه های معالجه آن ها بالخصوص در جهت بیماری های روحی وجود دارد.

 در فضای بسیار گسترده خارج از بدن انسان و همچنین در فضای روح انسان ها هم وضعیتی شبیه به این قرار است. بطوریکه اعمال صادره از انسان منشأ آثاری و تحولاتی و تغییراتی در فضای اطراف انسان و روح او و دیگران ایجاد می‌کند. و جهت روشن تر شدن موضوع و ایجاد توجه بیشتر به آن چند مثال ذکر می‌کنیم:

 مثال اول: شخصی را در نظر می‌گیریم که تعدادی لاستیک کهنه و فرسوده اتومبیلی را که در گوشه و کناری افتاده یکجا جمع می کند و آتش می زند. دود حاصل از سوختن آن چند حلقه لاستیک اتومبیل امکان دارد هوای یک شهر و یا بخشی از یک شهر بزرگ را آلوده کند و هزاران انسان از ناحیه آلودگی هوا و بوی نامطبوع لاستیک سوخته دچار رنج و زحمت بشوند. و امکان دارد عمل آن شخص عامل و سبب آتش‌سوزی های دیگری هم بشود و باز امکان دارد این عمل او تأثیرات نامطلوب اخلاقی هم در یک جامعه ایجاد کند مثلاً آن کار و امثال آن را بعضی کودکان و جوانان و افراد دیگری تقلید کنند و در نتیجه آن کار نسنجیده و غیرعاقلانه منشأ کارهای خلاف اخلاقی زیادی بشود.

 در این صورت یک فرد غیر عاقلی بر حسب ظاهر و در نظر خودش یک کار کوچک و کم اهمیتی انجام داده، اما آثار نامطلوب آن در بعضی جهات به تمام ساکنان یک شهر یا یک منطقه آسیب و زیان آشکاری زده و درد و رنج آشکاری ایجاد کرده است. اما در جهات روحی و اخلاقی و فرهنگی احتمال دارد آثار آن کار به ظاهر کوچک و کم اهمیت او، از حدّ محاسبه عادی فراتر برود و آثار مخرّب آن استمرار یابد و منشأ زیان‌ ها و خسارت‌ های بسیار زیادی شود.

 مثال دوم: شخصی را در نظر می‌گیریم که مقداری بذر چند نوع گُل خوشبو و خوشرنگی تهیه می کند و در فضای خالی اطراف شهر و یا دامنه کوهی آنها را روی زمین می پاشد و در اثر باران بهاری آن بذرها به بوته های گل تبدیل می شود و فضای وسیعی پر از گل های زیبا و خوشبو می شود و مردم از تماشای آن منطقه از زمین لذت روحی می برند و در دید وسیع تر این عمل ارزشمند او عده ای را هم به این نوع کار و یا امثال آن تشویق می کند و این رفتارها مجموعاً موجب تحولات مطلوبی در فرهنگ و رفتارهای افراد یک جامعه می‌شود! و این تأثیر نوع دوم یعنی تأثیرات فرهنگی و اخلاقی کار آن شخص هم در مجموع فوق حدّ محاسبه عادی خواهد بود.

 مثال سوم: حادثه حیرت انگیزی را که در کشور خودمان واقع شده مورد توجه قرار می دهیم. این حادثه که پنجاه و هشت سال پیش در کشور ما و در استان آذربایجان شرقی و شهر میانه واقع شد، به داستان «دهقان فداکار» مشهور است و بین مردم شهرت زیادی دارد و در زمانی که ما اشتغال به تحصیل داشتیم در دوره ابتدائی در کتاب درسی خود آن را خواندیم.

قهرمان حادثه مرد دهقانی به نام ریزعلی خواجوی بود که تا دو سال پیش زنده بود و در آذرماه سال ۱۳۹۶ در سن ۸۶ سالگی درگذشت. اصل حادثه فداکاری او و خلاصه آن به این صورت بود که این مرد دهقان که ساکن میانه بود در یک شب سرد پائیزی و تاریک و بارانی که به طرف زمین زراعی خود می رفت متوجه ریزش کوه در بین دو تونل می‌شود و اینکه در اثر ریزش کوه راه‌ آهن مسدود شده و او می دانست که در همان ساعت قطار مسافری طبق معمول هر روز از آنجا عبور خواهد کرد. تصور اینکه دقایق دیگر قطار می رسد و به سنگ های ریخته شده روی ریل اصابت می کند و جان تمام مسافران به خطر می ‌افتد او را به شدت مضطرب می کند. او هیچ راهی برای نجات مسافران نمی‌یابد و ناگهان فکری به ذهنش می‌رسد و کُت خود را در می آورد و نفت فانوس را روی آن می ریزد و آن را آتش می زند و بطرف مقابل قطار می دود و آن لباس شعله ور را تکان می‌دهد، سرانجام راننده قطار متوجه می‌شود و ترمز قطار را می‌ کشد و قطار همراه با تکان های شدید متوقف می‌شود! مأموران و مسافران پیاده می‌شوند و اول عده ای بی خبر از حادثه شروع می کنند به کتک زدن آن مرد فداکار و بعداً رئیس قطار می‌رسد و او جریان ریزش کوه را به اطلاع او می رساند!

 این حادثه در آن زمان عامل نجات جان عده زیادی مسافر قطار می شود. اما در مجموع انتشار این خبر و نقل آن در خبرها و جراید و کتاب‌های درسی و مصاحبه‌هائی که با آن مرد فداکار انجام گرفت و منتشر شد، تأثیرات اخلاقی و فرهنگی زیادی در بین مردم کشور خودمان و سایر ملت‌ ها به وجود آورد. چون آن اقدام به موقع و سریع و فداکارانه آن مرد که خطر جانی هم برای او داشت. عواطف نوعدوستانه عموم انسان ها و تحسین آنها را به دنبال داشت. و هر وقت ذکری از آن حادثه در مجلسی و در نوشتاری و گفتاری و یا در فیلمی و نمایشنامه ای به میان بیاید، اثرات اخلاقی مطلوبی در انسان ها ایجاد خواهد کرد.

تجسّم و تمثّل اعمال و رفتارهای انسان ها

 اعمالی که انسان ‌ها انجام می‌دهند آثاری هم در فضای زندگی انسان ها و در روح خود صاحبان عمل و دیگران و به طور کلی در فضای عالم ایجاد می‌کند. و این تأثیرات یا به صورت اشیاء مادی و قابل رؤیت در فضائی منتشر می‌شود مثل دودی که از آتش زدن اشیاء ایجاد می‌شود یا گازها و ذرّات معلق در فضا که در اثر کار کردن اتومبیل ها و دستگاه های صنعتی تولید می‌شود. یا به صورت دیگری که فعلاً از طرق متداول محسوس نمی باشد مثل تأثیرات روحی مطلوب که از رفتارهای محبت آمیز انسان‌ ها و احترام و تکریم آنها در روح دیگران ایجاد می‌شود و تأثیرات نامطلوبی که از خشونت ها و اهانت ها و تبهکاری ها و اعمال زشت دیگر در روح آنها تولید می‌شود.

مراد این است که از بعضی رفتارهای انسان ها موادی تولید یا منتشر می‌شود که قابل مشاهده حسّی و قابل اندازه گیری می باشند و شکل و رنگ و بو و تأثیرات ظاهری دارند. مثل آبی که به شکل بخار و ابر در آمده و دودی که از سوختن اشیائی تولید شده است! و گاهی تأثیرات به وجود آمده صورت جسمانی و مادی ندارند اما به صورتی و به نوعی محسوس خود شخص و دیگران قرار می‌گیرند. مثل خوشحالی و سروری که در اثر رفتار های محبت آمیز و دوستانه و بزرگوارانه انسان ها در روح خود آنها و یا دیگران تولید می‌شود و یا خشم و ناراحتی که از رفتارهای نامطلوب به وجود می آید.

این تأثیرات نوع دوم یا عامل مادی قابل رؤیت و مشاهده ندارند یا عوامل تولید آنها نوعی انرژی می باشد مثل مواد غذائی که در بدن انسان به انرژی حرارتی تبدیل شده است. در هر صورتی از اعمال انسان ها تأثیراتی در فضای زندگی مادی یا روحی تولید می شود چه آن تأثیرات صورت فیزیکی داشته باشد یا متافیزیکی و یا به قول بعضی ها امروزه «انرژی مثبت» تولید کند یا «انرژی منفی»

 از عملی به نام گناه هم آثار نامطلوب و به بیان دیگر مواد و انرژی هائی زیانبار یا منفی تولید می‌شود مثل دود سیاه بد بو و یا لجن متعفّن و چسبنده که فضای زندگی روحی انسان را آلوده می‌کند! به طوری که اگر انسان ‌ها آن آثار را مشاهده می کردند هرگز و به هیچ قیمتی عملی به نام گناه را مرتکب نمی‌شدند.

 در جهت مقابل هم موضوع شبیه همین است! یعنی اعمالی از انسان سر می کند که آثار مطلوب و ارزشمند و زیبائی دارد مثل محبت به دیگران و کمک به آنها و احترام والدین و تمام کارهائی که موجب رشد و پاکسازی روح انسان می شود و یا مورد استفاده مطلوب دیگران قرار می‌گیرد. و در رأس همه کارهای مطلوب و ارزشمند، «ارتباط با خدا» قرار دارد و به این نوع کارها عبادات و حسنات و صالحات گفته می‌شود و امثال آنها.

 آنچه تذکر به آن و توجهات دائمی نسبت به آن بسیار ضروری است اینکه اعمال صادر شده از انسان و حتی نیت ها و اراده ها و تصمیمات او در فضای عالم فوق ماده صورت تجسّم و تمثّل پیدا خواهد کرد و مراتبی از آنها از همان زمان انجام عمل این صورت را پیدا می کند. به طوری که اگر انسان عادی در همین زندگی دنیوی ادراک شهودی پیدا کند، مشاهده خواهد کرد که در بخشی از فضای اطراف او گل ها و درختان زیبا و نهرها و قصرها و اشیاء بسیار زیبا و نفیسی قرار دارد و در بخشی از آن اشیاء زشت و متعفّن مثل لجن ها و زباله ها و امثال آنها، که اشیاء نوع اول از عبادات و اعمال حسنه و اعمال صالح او تولید شده! و برعکس آن اشیاء آلوده صورت تجسّم و تمثّل یافتهِ گناهان و کارهای زشت و خلاف خود او و دیگران است. خدای سبحان در آیات قرآن مجید به طور مکرّر به بقای اعمال و ظهور و تجسّم و تمثّل آنها در زندگی اخروی اشاراتی می‌کند از جمله می فرماید:

«يوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ مَا عَمِلَتْ مِنْ خَيرٍ مُحْضَرًا وَمَا عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَينَهَا وَبَينَهُ أَمَدًا بَعِيدًا وَيحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ» (آل عمران/۳۰) یعنی: روزی که هر نفسی ]انسانی[ آنچه را از اعمال خیر انجام داده بود، حاضر می یابد و ]همچنین[ هر عمل بدی را که انجام داده بود، دوست خواهد داشت بین او و آن عمل فاصله ای دور بود، و خدا شما را از ]مجازات[ خود بر حذر می‌دارد و، الله رئوف است نسبت به بندگان.

توبه و استغفار از گناهان

 گفتیم که در اثر ارتکاب گناه ارتباط انسان از رحمت خدا- یا مرحله‌ای از آن- قطع می‌شود و این قطع ارتباط خسرانی و زیانی بسیار زیاد ایجاد خواهد کرد. مگر اینکه انسان با توبه و اعمال صالح آن را جبران کند! توبه سبب اتصال مجدّد به رحمت خدا و یا مراتب خاصی از آن می‌شود! و آثار نامطلوب و زشت و زیانبار گناه را از بین می‌برد، لذا به طور مکرر در آیات قرآن و سخنان پیامبر خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- و رهبران آسمانی به انسان‌ها سفارش شده است که از گناهان خود توبه کنند و به سوی خدا برگردند!

در موضوع توبه و پاکسازی آثار گناهان سه عامل دخالت دارد و لازم است مورد توجه کامل قرار بگیرد.

 عامل اول نیت و اراده انسان به بازگشت از گناه و تصمیم به ترک آن و تصمیم به جبران آن.

 عامل دوم زمان توبه و استغفار است. توبه در همه زمان‌ها و تمام ساعات شب و روز امکان پذیر است و لازم است اگر انسان مرتکب گناهی شد به طور سریع توبه کند و یا هر زمانی متذکر آن شد توبه کند! بالخصوص در زمان های خاصی مثل بعد از نمازها و وقت افطار و سحر و در حال روزه و شب ها و روزهای خاص مثل شب و روز جمعه، ساعات آخر شب و وقت ظهر و روز عرفه و به طور کلی اعیاد دینی و شب‌های قدر و ماه های رجب و شعبان و ایامی خاص از آن ماه‌ها.

یک مورد از مناسب ترین زمان ها برای توبه و پاکسازی آثار نامطلوب و زیانبار گناهان تمام ماه رمضان و شب ها و روزها و ساعات آن است. که در این کلام شریف رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- اکیداً مورد سفارش قرار گرفته است.

عامل سوم و  در رأس همه عوامل و اسباب رحمت و قدرت ذات قدوس الله قرار دارد و عوامل دیگر هم از آن نشأت می‌گیرد. توضیح اینکه آثار منتشر شده از گناهان در طول عمر یک انسان و در هر سال خیلی زیاد و فوق محاسبه و اندازه گیری است و علم کامل به آن گناهان و آثار آنها و محل استقرار آثار آنها چه در فضای عالم زندگی دنیوی فعلی و چه در عالم ملکوت فقط در وسع علم بی پایان خدای سبحان قرار دارد و فقط او قادر است آثار تولید شده از گناهان انسان را پاک کند و از بین ببرد و «سیّئات» انسان را به «حسنات» تبدیل کند. به طوری که فرمود:

«وَمَنْ يغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ» (آل عمران/۱۳۵) یعنی: کیست آنکه گناهان را مورد غفران قرار دهد جز الله. منظور این است که قدرت بر از بین بردن گناهان و آثار به وجود آمده از آنها فقط در اختیار خدای سبحان قرار دارد.

الیاس کلانتری

۱۳۹۸/۰۴/۲۴

پاورقی ها:

۱-در بین روانشناسان و در علم مدیریت رفتارهای انسان ها را از یک لحاظ به دو قسم تقسیم می کنند و آن دو عبارتند از رفتارهای عمومی و یا فردی و رفتارهای سازمانی. رفتار سازمانی به رفتاری گفته می شود که به شغل و محیط کار انسان و نحوه آموزش ها در آن محیط ارتباط دارد. در آن بحث و گفتگو از سخنان آن دانشجو من شغل پدرش را حدس زدم و حدسم درست بود.

۲-البته توضیحات و تذکرات و توصیه هائی برای اصلاح مشکل بوجود آمده برای آن دانشجو بعمل آمد که اینجا محل بحث ما نمی باشد.

پرینت

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *