مناظرات- ۲ (مناظرات آسمانی)

147802_494مرحله دوم

در بخش قبلی از این مباحث موضوع مناظره خدای سبحان با ملائکه درباره خلقت انسان و قرار دادن او به عنوان خلیفه در زمین ذکر شد، در این بخش موضوع سجده ملائکه به آدم- علیه السلام- و یا نوع انسان را مورد بحث قرار می دهیم. اگر چه این مرحله هم به همان مرحله اول ارتباط دارد و می شود بخشی از آن محسوب شود، اما به جهت توجه استقلالی به موضوع سجده و رفتار ملائکه بحث مربوط به آن را جداگانه و در مرحله دیگری قرار دادیم.

موضوع مناظره و ادامه آن

الله: من بشری را از گِل (خشک متغیّر یا بد بو) خواهم آفرید

– پس وقتی ]بدن[ او را تنظیم و تعدیل کردم و روحی از خود در او دمیدم برای او به سجده بیافتید!

ملائکه به محض خلقت آدم برای او به سجده افتادند.

توضیحات:

  1. ملائکه وقتی برای آدم- علیه السلام- سجده می کنند که از عظمت خلقت و کمالات و فضائل او و خواص و آثار روح دمیده شده در او بی اطلاع بودند. و آن سجده را صِرفاً جهت اجرای امر پروردگار عالمیان انجام می‌دهند.
  2. در جریان سجده ملائکه برای آدم- علیه السلام- صورت زیبائی از عبودیّت برای خدا- عزّوجلّ- تجلّی می یابد.
  3. ملائکه در زمان سجده هنوز حکمت خلقت آدم- علیه السلام- و به طور کلی انسان را نمی دانستند، اما آنها در مقام اطاعت محض و خالص و کامل در برابر الله قرار داشتند و تسلیم محض در برابر فرمان او بودند و این بالاترین نوع کمال در مخلوقات است.
  4. دانستن حکمت و علت فرمان پروردگار عالمیان یک موضوع است و اطاعت کامل و خالص و آشکار کردن روحیه عبودیّت در برابر او یک موضوع دیگر. امیرالمؤمنین علی- علیه السلام- در یکی از خطابه‌ های خود در این زمینه می فرماید:

«وَ لَوْ أَرَادَ اللَّهُ أَنْ يَخْلُقَ آدَمَ مِنْ نُورٍ يَخْطَفُ الْأَبْصَارَ ضِيَاؤُهُ وَ يَبْهَرُ الْعُقُولَ رُوَاؤُهُ وَ طِيبٍ يَأْخُذُ الْأَنْفَاسَ عَرْفُهُ لَفَعَلَ وَ لَوْ فَعَلَ لَظَلَّتْ لَهُ الْأَعْنَاقُ خَاضِعَةً وَ لَخَفَّتِ الْبَلْوَى فِيهِ عَلَى الْمَلَائِكَةِ» یعنی: اگر خدا می خواست آدم را از نوری بیافریند که روشنائی آن چشم ها را برباید و زیبائی آن عقل ها را خیره سازد و عطری که بوی خوش آن نفس ها را به تسخیر خود در آورد، این کار را می‌کرد و اگر این کار را انجام داده بود، گردن ها در مقابل او از خضوع و ]خشوع[ خم می شد و در آن صورت امتحان و ابتلاء ملائکه درباره او خفیف ]و سبک[ می شد.(۱)

 یعنی دستور خدا به ملائکه جهت سجده برای آدم- علیه السلام- یک امتحان و ابتلاء بود و اراده خدا بر این قرار گرفته بود که حالت عبودیّت خالص و کامل از ملائکه در برابر پروردگارشان تجلّی و ظهور پیدا کند و دستور او را جهت اقتضای عبودیّت اجرا کنند و نه به خاطر حکمت و یا فایده آن.

۵-امام- علیه السلام- در ادامه این مطلب در خطابه شریف خود فرمود:

«وَ لَكِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ يَبْتَلِي خَلْقَهُ بِبَعْضِ مَا يَجْهَلُونَ أَصْلَهُ تَمْيِيزاً بِالاخْتِبَارِ لَهُمْ وَ نَفْياً لِلِاسْتِكْبَارِ عَنْهُمْ وَ إِبْعَاداً لِلْخُيَلَاءِ مِنْهُمْ» یعنی: ولی خدای سبحان مخلوقات خود را مورد ابتلاء ]امتحان[ قرار می دهد با بعضی از اموری که اصل آن برای آنها مجهول است، تا مطیعان از عاصیان متمایز شوند و اینکه استکبار را از آن ها نفی کند و خودخواهی و سرکشی را از آنان دور سازد.

امتحان خدا به معنی امتحان متداول بین انسان ‌ها و از آن نوع نیست بلکه بمعنی پرورش یک موجود و آشکار کردن استعداد ها و حالات باطنی او می باشد. لذا امام- علیه السلام- در بخش اول همین خطبه فرمود:

«ثُمَّ اخْتَبَرَ بِذَلِكَ مَلَائِكَتَهُ الْمُقَرَّبِينَ لِيَمِيزَ الْمُتَوَاضِعِينَ مِنْهُمْ مِنَ الْمُسْتَكْبِرِينَ، فَقَالَ سُبْحَانَهُ وَ هُوَ الْعَالِمُ بِمُضْمَرَاتِ الْقُلُوبِ وَ مَحْجُوبَاتِ الْغُيُوبِ «إِنِّي خالِقٌ بَشَراً مِنْ طِينٍ فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ إِلَّا إِبْلِيسَ» یعنی: سپس خدای سبحان در این زمینه ]موضوع اطاعت از خدا و توجه به کبریا و عزت او در اجرای فرمانش[ ملائکه مقرّب خود را مورد امتحان قرار داد تا متواضعین از آنها از مستکبرین جدا شوند، پس خدای سبحان فرمود: در حالیکه او به آنچه در دل ها پنهان است و آنچه در حجاب های غیب قرار دارد، عالم بود، من بشری را از گِل خواهم آفرید، پس وقتی او را تنظیم و تعدیل کردم و از روح خود ]یا روحی از خود[ در او دمیدم برای او به سجده بیافتید، پس ملائکه تماماً سجده کردند، جز ابلیس…

مراد این است که آن امتحان به منظور کشف مجهولی نبود چون خدا به آنچه در دلها پنهان است و آنچه در حجابهای غیب قرار دارد، آگاه است، بلکه آن امتحان و بطور کلی امتحان خدا به منظور دیگری انجام می گیرد و در موضوع دستور به ملائکه جهت سجده برای آدم، امتحان به منظور بروز حالت عبودیت در برابر پروردگار عالمیان و جدا شدن متواضعان از مستکبران انجام گرفته است!

«بَلْ عِبَادٌ مُكْرَمُونَ ـ لَا يسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَهُمْ بِأَمْرِهِ يعْمَلُونَ»(الأنبياء/ ۲۶ـ ۲۷) یعنی: بلکه آنها بندگانی متعالی و ارجمند هستند، که در سخن بر او سبقت نمی گیرند، و آنها به امر او عمل می کنند.

طبق معانی اجمالی آیات قرآن در زمینه خلقت انسان و خلیفه قرار دادن او در زمین و دستور به ملائکه جهت سجده به آدم ـ علیه السلام ـ یا مجموعاً برای نوع انسان، و بیان تفصیلی امیرالمؤمنین علی ـ علیه السلام ـ در عبارات فوق الذکر از «خطبه قاصعه» ضرورتی داشت که این امتحان عظیم درباره ملائکه تحقق یابد و ذکر آن در قرآن مجید هم دارای ضرورتی و حکمتی است که لازم است توضیحی اگرچه فعلاً بصورت فشرده درباره آن به عمل آید! و آن اینکه ملائکه موجوداتی غیر مادی و بسیار عظیم و دارای قدرتهای عظیم فراوانی هستند. پروردگار عالمیان مأموریت های مختلفی در ارتباط با زندگی انسانها به ملائکه محول فرموده است. ایجاد فضای مناسب برای زندگی انسان و لوازم آن زندگی و بطور کلی برقراری نظام زندگی مورد نظر خدای سبحان درباره انسانها بعهده ملائکه قرار دارد. آنها بطور دائم در مسیر کمک به انسانها و تأمین نیازهای آنها فعالیت دارند. آنها اولیاء بندگان خدا و در کنار آنها هستند.

امیرالمؤمنین علی ـ علیه السلام ـ در یکی از خطابه های خود درباره ملائکه می فرماید:

«ثُمَّ فَتَقَ ما بَیْنَ السَّمواتِ الْعُلا فَمَلأهُنَّ اَطْواراً مِنْ مَلائِکَتِهِ، مِنْهُمْ سُجُود لا یَرْکَعُونَ، وَ رُکُوع لا یَنْتَصِبُونَ، وَ صافُّونَ لا یَتَزایَلُونَ، وَ مُسَبِّحُونَ لا یَسْأمُونَ، لا یَغْشاهُمْ نَوْمُ الْعُیُونِ، وَلا سَهْوُ الْعُقُولِ، وَلا فَتْرَةُ الاَبْدانِ، وَلا غَفْلَةُ النِّسْیانِ »(3) یعنی: سپس خدای سبحان آسمانهای بلند را از هم باز کرد و میان آنها را پر از انواعی از فرشتگان ساخت، برخی از فرشتگان سجده کنندگانی هستند که رکوعی ندارند، برخی دیگر برای رکوع خمیده اند و قامت برای قیام راست نمی کنند، گروهی از آنان صف کشیدگانی هستند که هرگز هیچ دگرگونی در وضع خود نمی دهند، تسبیح گویانی هستند که خستگی و فرسودگی راهی به آنان ندارد، نه بر چشمانشان خوابی پیروز می گردد و نه بر عقولشان اشتباهی، نه بر کالبد ایشان سستی روی می آورد و نه به آگاهی هایشان غفلت فراموشی»(4)

در این عبارات از خطبه شریف امام ـ علیه السلام ـ خلقت ملائکه و فراوانی عدد آنها و بعضی از اوصاف آنها را ذکر کرده و مجموعاً اشاراتی دارد به اینکه آنها موجوداتی مثل موجودات عالم ماده نیستند و قوانین حاکم بر عالم ماده و موجودات مادی مثل انسان شامل آنها نمی شود. از جمله آنها در مقام تسبیح خسته و فرسوده نمی شوند و خواب بر چشمان آنها مسلط نمی شود و عقول آنها دچار سهو نمی شود و آنها مبتلا به فرسایش بدن ها و غفلت فراموشی نمی شوند.

امام ـ علیه السلام ـ در ادامه کلام شریف خود درباره مأموریت ها و افعال ملائکه می فرماید:

«وَ مِنْهُمْ اُمَناءُ عَلى وَحْیِهِ، وَ اَلْسِنَة اِلى رُسُلِهِ، وَ مُخْتَلِفُونَ بِقَضائِهِ وَاَمْرِهِ، وَ مِنْهُمُ الْحَفَظَةُ لِعِبادِهِ وَ السَّدَنَةُ لاَبْوابِ جِنانِهِ» یعنی: از آنها [ملائکه] گروهی امنای وحی و زبان گویا برای پیامبران و برای اجرای قضاء و امر او [خدای سبحان] در فعالیت و تردد هستند، و بعضی از آنها محافظان بندگان خدا و نگهبانان درهای بهشت او می باشند.

امام ـ علیه السلام ـ در این بخش از کلام شریف به ارتباط فعالیت ملائکه و موقعیت و مأموریت آنها نسبت به انسانها اشاره ای فرموده. بطوریکه گروهی از آنها تحت فرمان و اراده فرشته وحی یعنی جبرئیل ـ علیه السلام ـ برای انتقال کلام ذات قدوس او به پیامبران مأموریت دارند و دائماً در مسیر اجرای قضا و اراده و امر پروردگارشان در حال فعالیت و تردد هستند. گروهی از آنها محافظان بندگان خدا هستند! خدای سبحان در این زمینه می فرماید:

«وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَيرْسِلُ عَلَيكُمْ حَفَظَةً حَتَّى إِذَا جَاءَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنَا وَهُمْ لَا يفَرِّطُونَ»(الأنعام/۶۱) یعنی: و اوست که بر بندگانش قاهر [ومسلط] است و محافظانی برای شما می فرستد، تا زمانیکه وقت رحلت شما فرا رسد، فرستاده های ما جانهای شما را باز بگیرند در حالیکه آنها کوتاهی نمی کنند.

در موضوع محافظت ملائکه از انسانها این سؤال مطرح می شود که این محافظت در چه جهتی جریان دارد؟ آیا ملائکه از جان انسانها محافظت می کنند یعنی خطرات را از آنها دور می کنند و عوامل مرگبار را از آنها دفع می کنند؟! یا اموال و دارائی ها و عبادات صادر شده از انسانها را محافظت می کنند؟!

آیه فوق الذکر بطور ضمنی حاکی از محافظت نوع اول یعنی از جانهای آنها می باشد، به جهت اینکه فرمود: وقتی زمان رحلت یکی از شما فرا برسد، فرستاده های ما او را بازپس می گیرند! یعنی قبض روح می کنند.

در آیات دیگری هم موضوع محافظت ملائکه درباره انسان ذکر شده، از جمله می فرماید:

«وَإِنَّ عَلَيكُمْ لَحَافِظِينَ ـ كِرَامًا كَاتِبِينَ ـ يعْلَمُونَ مَا تَفْعَلُونَ»(الإنفطار/۱۰ـ۱۲) یعنی: و قطعاً برای شما محافظانی تعیین شده ـ و آنها فرشتگان بزرگواری هستند که کاتبان [و محافظان] اعمال شما می باشند ـ آنچه را شما انجام می دهید آنها می دانند.

پس می شود گفت هر دو نوع از محافظت درباره انسانها توسط گروهی از ملائکه برقرار است! و بطوریکه در آیه سوره انعام بطور ضمنی اشاره شده، ارسال ملائکه محافظ از طرف خداوند برای بندگان استمرار دارد ـ تا لحظه مرگ ـ و به یک معنی حتی بعد از مرگ هم استمرار دارد. چون ارسال محافظان را با فعل مضارع ذکر فرموده یعنی:

« وَيُرْسِلُ عَلَيْكُمْ حَفَظَةً»

 

همراهی ملائکه با انسان موحٌد

محافظت ملائکه از انسانها و همراهی با آنها به موقعیت ایمانی و اخلاقی انسانها در عالم دنیا و در آخرت ارتباط دارد. بطوریکه از انسانهای عادی محافظتی در مراتب عادی و معمولی به عمل می آید. اما از انسانهای موحد و با استقامت و کسانیکه در مسیر کمک به انسانها  و انجام کارهای خیر قرار دارند، محافظت در سطح و مرتبه بالاتری انجام می گیرد. خدای تعالی می فرماید:

«إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ ـ نَحْنُ أَوْلِياؤُكُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَفِي الْآخِرَةِ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَشْتَهِي أَنْفُسُكُمْ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَدَّعُونَ»(فصلت/۳۱ـ۳۰) یعنی: کسانیکه گفتند ربٌ ما الله است و در این راه استقامت ورزیدند، ملائکه بر آنها نازل می شوند و می گویند که نترسید و اندوهگین نشوید و بشارت باد بر شما بهشتی که وعده داده می شدید، ما اولیاء (دوستان) شما بودیم در زندگی دنیا و در آخرت و برای شما خواهد بود در آنجا آنچه که نفسهای شما اشتها کند و برای شما خواهد بود در آنجا آنچه که بخواهید.با این حساب از کسانیکه منشأ کارهای خیر هستند و عده ای به آنها احتیاج دارند، مثل پدری که برای تأمین معاش افراد خانواده زحمت می کشد و مادری که مراقبت از یک، یا چند کودک را بعهده دارد و کسانیکه تأثیراتی در اصلاح اخلاق افراد جامعه و یا خانواده خود دارند، مراقبت بیشتر و شدیدتری بعمل می آید.

محافظت ملائکه از انسانها هم جنبه فردی دارد و هم گروهی و اجتماعی، بطوریکه اگر اهل ایمان و پیروان دین آسمانی و کسانیکه مدافع حقوق انسانها هستند، مورد حمله دشمنان دین خدا و ظالمان و تبهکاران قرار بگیرند و خودشان در مقابل دشمنان استقامت کنند و خطر دفاع از مملکت و جامعه خود و افراد ناتوان را بپذیرند و تحمل کنند، خدای سبحان گروهی از ملائکه را به کمک آنها می فرستد و آن گروه از ملائکه به روشهای مقتضی از مؤمنان حمایت و دفاع می کنند! اگرچه کمک ملائکه برای انسانهای عادی نامحسوس باشد! یا مورد توجه قرار نگیرد. خدای سبحان می فرماید:

« بَلَى إِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا وَيأْتُوكُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ هَذَا يمْدِدْكُمْ رَبُّكُمْ بِخَمْسَةِ آلَافٍ مِنَ الْمَلَائِكَةِ مُسَوِّمِينَ»(آل عمران/۱۲۵) یعنی: آری اگر صبر کنید و ملتزم تقوا بشوید و دشمنان به شما حمله کنند، پروردگارتان شما را با پنج هزار فرشته نشاندار یاری خواهد کرد.

امام ـ علیه السلام ـ در ادامه این بخش از کلام خود، به مأموریت دیگری از ملائکه اشاره فرمود و آن اینکه گروهی از آنها نگهبانان درهای بهشت هستند! (السَّدَنَةُ لاَبْوابِ جِنانِهِ)

طبعاً نگهبانی درهای بهشت مانند نگهبانی مکانهایی مثل خانه و باع و امثال آنها در دنیا نیست که نگهبان مثلاً مانع سرقت چیزی از آن مکان شودو یا افراد آشنا و شناخته شده و مجاز را به داخل راه بدهد و دیگران را دفع کند و مانع ورودشان بشود! چون آنجا نه سرقتی هست و نه ناامنی و نه نیاز به محافظت از چیزی از نوع متداول در دنیا و نه عملاً امکان ورود به بهشت برای کسانیکه استعداد آن را از دنیا کسب نکرده اند.

همچنین درهای بهشت هم مثل درهای خانه هاو قصرهای دنیوی نیست. بعنوان مثال: یکی از درهای بهشت «جهاد» است. بطوریکه امیرالمؤمنین علی ـ علیه السلام ـ فرمود:

«فَإِنَّ الْجِهَادَ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الْجَنَّةِ فَتَحَهُ اللَّهُ لِخَاصَّةِ أَوْلِيَائِهِ»(5) یعنی: جهاد دری از درهای بهشت است که خدا آن را به روی اولیاء خاص خودش باز کرده است. بطور کلی به، سبب و عامل ورود به بهشت در بهشت گفته می شود. و می شود گفت گروهی از ملائکه در عالم دنیا در مسیر هدایت انسانها به بهشت فعالیت دارند و آنها را در مسیر کسب استعداد لازم برای ورود به بهشت کمک می کنند.

امام ـ علیه السلام ـ در ادامه کلام خود درباره ملائکه فرمود:

«وَ مِنْهُمُ الثّابِتَةُ فِى الاَرَضینَ السُّفلى اَقْدامُهُمْ، وَ المارِقَةُ مِنَ السَّماءِ الْعُلْیا اَعْناقُهُمْ، وَ الْخارِجَةُ مِنَ الاَقْطارِ اَرْکانُهُمْ، وَالْمُناسِبَةُ لِقَوائِمِ الْعَرْش اَکْتافُهُمْ » یعنی: از آنها گروهی هستند که پاهایشان در سطوح پائین زمین ها قرار گرفته و گردنهایشان از مرتفع ترین آسمانها فراتر رفته است و ارکان وجود آنها از اقطار خارج است و دوش های آنها برای حمل پایه های عرش خدا مناسب است. یعنی قدرت حمل عرش خدا را دارند.(۶)

در این عبارات اشاره ای شده به ابعاد عظیم وجود ملائکه و حیطه قدرت آنها و اینکه آنها موجوداتی عظیم تر از آن هستند که انسانهای عادی بتوانند به ابعاد وجود و قدرت و اعمال آنها احاطه علمی پیدا کنند.

حاصل و نتیجه بحث اینکه: پروردگار عالمیان به اقتضای ربوبیت و از ناحیه قدرت و رحمت خود برای انسانها، موجوداتی را بنام مَلَک (فرشته) آفریده که دارای قدرتهای عظیمی هستند و به آنها مأموریت داده است که ارکان نظام زندگی انسان را در عالم دنیا برقرار کنند و لوازم زندگی آنها را فراهم کنند و از آنها در مقابل خطرات و حوادث ناگوار محافظت کنند و مجموعاً انسانها را بطرف مقصد آفرینش و زندگی در بهشت هدایت کنند! و سجده ملائکه برای انسان هم به همین منظور انجام گرفته است.

سرانجام تذکر یک نکته علمی و عقیدتی هم در اینجا لازم است و آن اینکه بهره برداری کامل انسانها از فعالیت ها و مأموریت ها و قدرت ملائکه ارتباطی هم با اعمال خود آنها دارد. توضیح اینکه گروهی از ملائکه با جهاتی از زندگی انسان ها ارتباط دارند که خود انسانها با آن جهات ضرورتاً ارتباط آگاهانه ای ندارند مثل نقش آنها در خلقت انسان و اجزاء آن و نقش آنها در برقراری نظامی در طبیعت که آب و خاک را به انواع مواد غذائی و لوازم زندگی و وجود مادی و جسمانی انسان تبدیل می کند.

گروهی دیگر ارشاد و هدایت انسانها را در مسیر کمال یابی و  رشد عقلی و علمی بعهده دارند و حامل علم و پیامهای خدا به انسانها هستند، چه از طریق وحی به پیامبران و چه از طریق فعالیت های قوه عقل و الهامات قلبی. طبعاً لازم است انسانها از طریق آموزشهای دین خدا ملائکه و فعالیتهای آنها و نحوه بهره برداری از آنها را شناسائی کنند.

مثل اینکه ذخیره شدن آب در منابع و سفره های زیرزمینی و یا جریان آن در بستر رودخانه ها و نهرها برای بهره مندی از آن کافی نیست، بلکه لازم است انسانها سراغ نهرها بروند و ظروف و لوازم استفاده از آب را فراهم کنند  و راهها و اسباب انتقال آن را از نهرها و چاهها به فضای زندگی و منابع متناسب با نیازها و مزارع و باغها بوجود آورند. مثل اینکه: وجود تعدادی طبیب در یک جامعه و بیمارستانهای مجهز و درمانگاهها و مطب پزشکان و داروهای مورد نیاز برای حفظ سلامت افراد و معالجه امراض کافی نیست، بلکه مراجعه به مراکز طبی و پزشکان و تهیه و مصرف داروهای تجویز شده و انجام یا ترک اعمالی برای حفظ سلامت و معالجه بیماریها ضروری است.

ارتباط با ملائکه و دریافت کمک آنها حداقل در بعضی جهات زندگی به فعالیتی از انسانها هم احتیاج دارد. اولین فعالیت جنبه علمی دارد و آن ایمان به وجود ملائکه است، دومین مرحله، شناسائی آنها، و قدرت و ابعاد وجودی آنها است از منابع علمی دین آسمانی و در رأس آنها قرآن مجید.

در آیاتی از قرآن مجید ایمان به وجود ملائکه در کنار ایمان به ربوبیت الله و روز قیامت و کتاب آسمانی و پیامبران ذکر شده است . خدای سبحان می فرماید:

« لَيسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيوْمِ الْآخِرِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ» (البقره/۱۷۷) یعنی: نیکوکاری آن نیست که روی خود را به سوی مشرق و [یا] مغرب بگردانید، بلکه نیکی [کار] کسی است که ایمان بیاورد به الله و روز قیامت [و زندگی اخروی] و ملائکه و کتاب آسمانی و پیامبران و مال خود را با وجود دوست داشتن آن به خویشاوندان و یتیمان و مساکین و در راه مانده ها و سؤال کننده ها و در راه آزاد کردن برده ها بدهد…

الیاس کلانتری

۹۸/۴/۲۵

پاورقی ها:

۱-نهج البلاغه، خطبه ۱۹۲ مشهور به خطبه قاصعه «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَبِسَ الْعِزَّ وَ الْكِبْرِيَاءَ وَ…»

۲-علاقمندان می توانند به تفسیر المیزان: سوره آل عمران، آیات ۱۳۹ تا ۱۴۸،و راهنما و فهرست تفسیر المیزان تألیف نویسنده مقاله: کلمه «امتحان»، و تفسیر ۲ (رشته الهیات و معارف اسلامی) تألیف نویسنده مقاله: تفسیر آیه ۲ از سوره انسان

۳-نهج البلاغه خطبه اول، بخش «خلق الملائکه»

۴-ترجمه نهج البلاغه استاد محمد تقی جعفری ص ۴۷

۵-نهج البلاغه، خطبه ۲۷

۶-در این نوشتار فرصت ورود به بحث درباره عرش خدا و موضوع حمل آن وجود ندارد، فقط اشاره ای می کنیم به اینکه عرش خدا مرتبه ای غاز علم او و یا به معنی حکومت اوست.

پرینت

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *