۲۸۵-آیا حضرت ابراهیم (ع) ستاره و ماه و خورشید را پرستید؟!

13838سؤال: آیا حضرت ابراهیم (ع) با پرستش ستاره و ماه و خورشید مشرک شد، و مرتکب گناه نابخشودنی شد؟!

 پاسخ: چنین چیزی هرگز امکان پذیر نیست، و خدای سبحان بطور کلی شرک را از ساحت مقدس حضرت ابراهیم و همه پیامبران دیگر نفی فرموده است. او می فرماید:

«وَقَالُوا كُونُوا هُودًا أَوْ نَصَارَى تَهْتَدُوا قُلْ بَلْ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ» (البقرة/۱۳۵) یعنی و گفتند یهودی و یا مسیحی باشید، تا هدایت یابید، بگو بلکه به ملت ابراهیم یکتا پرست هستم و او از مشرکان نبود. همچنین می فرماید:

«مَا كَانَ إِبْرَاهِيمُ يهُودِيا وَلَا نَصْرَانِيا وَلَكِنْ كَانَ حَنِيفًا مُسْلِمًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ» (آل عمران/۶۷) یعنی: ابراهیم یهودی و یا نصرانی نبود، بلکه او یکتاپرست و حق گرا و مسلِم بود و از مشرکان نبود.

حضرت ابراهیم در یکتاپرستی و مبارزه با شرک و بت پرستی، شخصیتی بسیار مشهور و خوشنام بود، بطوریکه یهودی ها او را به خود نسبت می دادند و ادعای پیروی از او می کردند، و نصرانی (مسیحی) ها هم او را به خود نسبت می دادند و خدای سبحان نظر هر دو گروه را ردّ کرده و می فرماید:

«يا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تُحَاجُّونَ فِي إِبْرَاهِيمَ وَمَا أُنْزِلَتِ التَّوْرَاةُ وَالْإِنْجِيلُ إِلَّا مِنْ بَعْدِهِ أَفَلَا تَعْقِلُونَ» (آل عمران/۶۵) ای اهل کتاب چرا درباره ابراهیم محاجّه می کنید، در حالیکه نازل نشده است تورات و انجیل مگر بعد از او، آیا تعقّل نمی کنید. یعنی وقتی تورات و انجیل هر دو بعد از ابراهیم- علیه السلام- نازل شده، چگونه ممکن است او را یهودی تا نصرانی بدانیم، این موضوع که یهودیان و نصرانی ها هر کدام حضرت ابراهیم- علیه السلام- را به خود نسبت بدهند درحالیکه زمان زندگی حضرت ابراهیم یهودی و نصرانی وجود نداشت و او زمانی طولانی قبل از ظهور حضرت موسی و حضرت عیسی- علیهما السلام- و نزول تورات و انجیل زندگی می‌کرده است. نشانه ای از موقعیت ممتاز آن حضرت در بین ملت ها می باشد. یعنی این نوع نسبت دادن حضرت ابراهیم- علیه السلام- به خود، که عقیده جاهلانه و مضحکی است به جهت خوشنام بودن او بین ملت ‌ها و پیروان شریعت های مختلف بوده است و اینکه او قهرمان توحید و پایه‌گذار مبارزه آشکار با بت پرستی و شرک بود.

 اما اینکه در آیاتی از قرآن درباره حضرت ابراهیم- علیه السلام- و در ارتباط او با ستاره پرستان ذکری به میان آمده، احتیاج به توضیحی دارد، و آن اینکه: حضرت ابراهیم بعد از مبارزه با بت پرستان و شکستن بت های آنها و دعوت مردم به یکتاپرستی، از ناحیه حکومت زمان خود محکوم به اعدام شد و وقتی خدای سبحان او را از سوختن در آتش و کشته شدن نجات داد او زادگاه خود را ترک کرد و از آن منطقه هجرت کرد. او در این هجرت مدتی در بین ستاره پرستان وارد شد و خواست آنها را به یکتا پرستی و ترک آئین شرک دعوت کند. طبعاً او نمی توانست در همان بدو ورود به منطقه ‌ای که در آنجا غریب بود و آئین مردم نوعی شرک و بت پرستی- از نوع ستاره پرستی- بود، آشکارا با آنها مخالفت و مبارزه کند. پس ناچار عقاید یکتاپرستی را ابتداءً بین آنها آشکار نکرد و در ظاهر خود را با آنها هم عقیده نشان داد و اظهار کرد او هم مثل آنها ستاره پرست است و در نتیجه مخالفتی از آنها بروز نکرد و او به تدریج عقاید شرکت آمیز آن قوم را تخطئه کرد و دلائل پوچ و بی ارزش بودن عقاید آنها را متذکر شد. و این روش کار او بود! و در حقیقت آن حضرت با ستاره پرستان محاجّه کرد و با استدلال جدلی یعنی «جَدَل منطقی» عقاید آنها را ابطال و آنها را به راه یکتاپرستی هدایت کرد.

قابل توجه است که در آیات سوره انعام قبل از هجرت ابراهیم- علیه السلام- از زادگاهش و قبل از محاجّه با ستاره پرستان درباره او می فرماید:

«وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لِأَبِيهِ آزَرَ أَتَتَّخِذُ أَصْنَامًا آلِهَةً إِنِّي أَرَاكَ وَقَوْمَكَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ– وَكَذَلِكَ نُرِي إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلِيكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ» (الأنعام/۷۴ – ۷۵) یعنی: وقتی ابراهیم به سرپرست خود آزر گفت: آیا بت ها را معبودهای خود می گیری، من تو را و قوم تو را در گمراهی آشکار می بینم، و ما این چنین به ابراهیم ملکوت آسمان ها و زمین را نشان می دهیم تا او از یقین کنندگان باشد!

آیا معقول است که بعد از مبارزه او  با بت پرستان که خطر کشته شدن هم برای او داشت و بعد از اینکه ملکوت آسمان ها و زمین به او ارائه شد، او برگردد و به ستاره پرستی روی آورد؟! طبعاً چنین چیزی هرگز معقول و ممکن نخواهد بود و جز اینکه رفتار او با ستاره پرستان را نوعی مجادله (جدل منطقی) بنامیم هیچ توجیه معقول دیگری نخواهد داشت.

تذکر این نکته هم لازم است که همه انسان ها اهل استدلال برهانی نیستند و اگر حضرت ابراهیم- علیه السلام- در بین عده ای جاهل بت پرست که ستاره و ماه و خورشید را «ربّ» و «الاه» خود می دانستند و از همان اول مخالفت خود را با آنها علنی و آشکار می کرد، طبعاً با او مخالفت می کردند- مخالفتی شدید- و مانع فعالیت های آموزشی او می شدند، همچنانکه در زادگاه خودش واقع شد.

 اما اینکه شما نوشته اید شرک گناهی است نابخشودنی این مطلب هم احتیاج به توضیحی دارد. بلی در قرآن مجید آیه ای در این زمینه وجود دارد که شرک را جدا از همه گناهان دیگر معرفی کرده و فرموده:

«إِنَّ اللَّهَ لَا يغْفِرُ أَنْ يشْرَكَ بِهِ وَيغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَنْ يشَاءُ وَمَنْ يشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدِ افْتَرَى إِثْمًا عَظِيمًا» (النساء/۴۸) یعنی: خدا نمی بخشاید که به او شرک ورزیده شود و غیر از آن را بر هر کس بخواهد می بخشاید و هر کس به الله شرک بورزد، همانا گناه عظیمی را بافته است.

اما در آیه دیگری فرموده است:

«قُلْ يا عِبَادِي الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ» (الزمر/۵۳) یعنی: بگو ای بندگان من که بر خویشتن زیاده روی (ظلم) کرده اید از رحمت خدا ناامید نشوید، همانا خدا همه گناهان را می بخشاید، به راستی او بخشاینده مهربان است. در این آیه کریمه اشاره شده است که خدای سبحان همه گناهان را می بخشاید و هیچ گناهی حتی شرک را مستثنی نفرموده است. و جمع بین دو آیه و آیات دیگر در این زمینه این است که در این آیه مراد بخشایش در اثر توبه است. یعنی وقتی بنده ای گناهانی مرتکب شد و بعداً توبه کرد، پروردگارش گناهان او را می بخشاید حتی اگر شرک باشد. پس شرک به قید توبه بخشوده می شود، همچنانکه در آیه بعدی می فرماید:

«وَأَنِيبُوا إِلَى رَبِّكُمْ وَأَسْلِمُوا لَهُ مِنْ قَبْلِ أَنْ يأْتِيكُمُ الْعَذَابُ ثُمَّ لَا تُنْصَرُونَ» (الزمر/۵۴) یعنی: انابه و (توبه) کنید بسوی پروردگارتان و تسلیم او شوید، قبل از اینکه عذاب بسوی شما بیاید، و دیگر یاری نشوید.(۱)

پس خدای مهربان در صورت توبه بنده همه گناهان او را می بخشاید حتی شرک! و می‌دانیم که عده قابل توجهی از کسانیکه به شریعت اسلام ایمان آوردند- بالخصوص در زمان شروع دعوت به دین توحیدی، از مشرکان بودند، پس خدای غفور توبه آنها را قبول کرده و آنها وارد عرصه دین آسمانی شده‌اند.

 البته اینکه گفته می‌شود، خدای غفور همه گناهان حتی شرک را در صورت توبه کردن بنده می بخشاید، نباید این موضوع و این لطف پروردگار عالمیان عامل غفلت و بی‌توجهی شود. چون شرک عامل تخریب بنای ایمان و اعمال صالح انسان ها می باشد و عاملی اصلی انواع فسادها در فضای زندگی انسان‌ها. لذا باید از آن اجتناب کرد و فاصله گرفت حتی از مراتب خفیف آن و همچنین انسان لازم است به صورت مستمر متذکر این نکته شود که معلوم نیست بعد از ارتکاب گناهان موفق به توبه شود و فرصت عمرش باقی باشد برای جبران گناهان. بالخصوص اگر در اثر گناهی انسان حقوقی از دیگران را ضایع کرده باشد که بخشوده شدن آن نوع گناه یعنی گناهی که حقی از دیگران را ضایع کرد به راحتی امکان پذیر نخواهد بود.

لازم به تذکر است که آئین یکتاپرستی به نام حضرت ابراهیم- علیه السلام- متصل شده و به آن در مجموع «ملة ابراهیم» گفته می‌شود و ادیان توحیدی را ادیان ابراهیمی هم می خوانند. پس چگونه نسبت شرک به آن حضرت با این اوصاف متناسب خواهد بود؟! در حالیکه او قهرمان توحید بود و برای برقراری آن پرچم رفیع شکوهمند، زحمت ها و درد و رنج های فراوانی را متحمّل شد. و در این راه بارها جان خود را در معرض خطرات زیاد، حتی خطر کشته شدن قرار داد.

الیاس کلانتری

۱۳۹۸/۵/۱

پاورقی:

۱-تفسیر المیزان،سوره زمر، آیه ۵۳ – ۵۴

 

پرینت

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *