کلام ایام – ۲۹۹، محرم الحرام و شکوه و جلال مراسم عزای حسینی (علیه السلام)

5238092_444بخش سوم

در دو بخش قبلی از این سلسله مباحث متذکر شدیم که عامل اصلی تجلیل و تکریم اختصاصی حادثه عاشورا و نهضت مقدس حسینی- علیه السلام- اراده خاصّ خدای سبحان است و مطابق بعضی از سنت‌های تغییر ناپذیر او! و قدرتی که عامل حیات دائمی این نهضت مقدس شده، قدرت عادی انسانی و فعالیت‌های دوستداران و طرفداران امام حسین- علیه السلام- و مجموعاً شیعیان نبوده، بلکه قدرت به کار رفته در این جریان قدرت لایزال خدای عزیز و حکیم بوده است و طبعاً آن قدرت، دائمی است و بطور مستمر جریان خواهد یافت.

 اما علت عنایت خاصّ خدای سبحان به این حادثه قابل بحث و تحقیق است. توضیح اینکه: خدای سبحان در آخرین کتاب آسمانی و در کتاب های آسمانی قبلی و از طریق پیام‌های خود به رسول اکرم- صلّی الله علیه و آله و سلّم- علاوه بر آیات قرآن مجید بعضی از زمان ها و مکان ها و بعضی اشیاء و اعمال و رفتارها را تجلیل و تعظیم کرده است و اعلام فرموده است که بعضی از اشیاء و انسانها را و صفاتی از آنها را دوست دارد! به چند مورد از آیات قرآن مجید بعنوان نمونه اشاره ای می کنیم:

۱- «وَأَنْفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا تُلْقُوا بِأَيدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ وَأَحْسِنُوا إِنَّ اللَّهَ يحِبُّ الْمُحْسِنِينَ» (البقرة/۱۹۵) یعنی: و در راه خدا انفاق کنید و خودتان را بدست خودتان به هلاکت نیافکنید و احسان (نیکی) کنید که خدا اهل احسان و ]و نیکوکاران [را دوست دارد. طبق این آیه خدای کریم به اهل ایمان دستور می دهد که از اموال خود به نیازمندان انفاق کنند و علاوه بر آن کارهای خیر دیگری انجام دهند و اعلام می کند که او نیکوکاران را دوست دارد.

 و باز در این زمینه می فرماید:

۲-«وَسَارِعُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ– الَّذِينَ ينْفِقُونَ فِي السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ وَالْكَاظِمِينَ الْغَيظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللَّهُ يحِبُّ الْمُحْسِنِينَ» (آل عمران/ ۱۳۳- ۱۳۴) یعنی: بشتابید بسوی مغفرتی از پروردگارتان و بهشتی که وسعت آن به اندازه آسمانها و زمین است ]و[ آماده شده است برای متّقین، آنان که در حال آسایش و رفاه ]و همچنین[ در سختی و تنگی ]معیشت[ انفاق می کنند و خشم خود را فرو می برند و انسان ها را عفو می کنند و خدا اهل احسان ]نیکوکاران[ را دوست دارد. در این آیات هم خدای سبحان به اهل ایمان دستوراتی داده و آنها عبارتند از: التزام به تقوا و انفاق در حال رفاه و آسایش و حتی در حال سختی و تنگی معیشت و فرو بردن خشم و بخشیدن انسانها و اعلام فرموده است که اهل احسان و نیکوکاران را دوست دارد.

۳- «فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ» (آل عمران/۱۵۹) یعنی: وقتی تصمیم گرفتی به خدا توکل کن، همانا خدا توکل کنندگان را دوست دارد.

در این آیه کریمه خدای سبحان امر به توکل به الله کرده و اعلام فرموده است رفتاری را از انسانها دوست دارد و آن عبارت است از  توکل به الله و اگر انسانی هم اهل این رفتار محبوب و مطلوب باشد خدای سبحان او را دوست خواهد داشت.

۴- «وَإِنْ حَكَمْتَ فَاحْكُمْ بَينَهُمْ بِالْقِسْطِ إِنَّ اللَّهَ يحِبُّ الْمُقْسِطِينَ» (المائدة/۴۲) یعنی: و اگر داوری کردی، پس بین آنها به عدالت حکم کن، همانا خدا اهل عدالت را دوست دارد. در این آیه کریمه هم خدای رحمان دستور به اجرای عدالت بین انسان ها کرده و اعلام فرموده است که انسان های عادل را دوست دارد.

۵- «إِنَّ اللَّهَ يحِبُّ الَّذِينَ يقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ» (الصف/۴) یعنی: خدا دوست دارد کسانی را که در راه او صف کشیده و با استقامت جهاد می کنند مانند بنائی مستحکم. در این آیه هم خدای عزیز حکیم اعلام فرموده است که جهاد کنندگان با استقامت و شجاعت در راه او را دوست دارد و آنها را به بنائی مستحکم تشبیه فرموده است.

بطور کلی از آیات قرآن مجید برمی‌آید که خدای تعالی اعمال و رفتار هائی را دوست دارد و کسانی را که اهل آن اعمال و رفتارها هستند، همچنان دوست می دارد و بعضی از آن اعمال و رفتارها در آیات قرآن یک یا چند بار مورد تصریح قرار گرفته اند مثل:

 احسان، توبه، پاکی، تقوی، عفو و بخشش، صبر، توکل، عدالت، جهاد و استقامت در راه خدا و صفات و رفتارهای دیگری که مجموعاً در معارف دینی از آنها نام برده شده و به آنها تصریح شده است.

 در مقابل خدای سبحان اعلام فرموده است که بعضی اعمال و رفتارها و صاحبان آنها را دوست ندارد مثل: فساد، کفر، ظلم، تکبّر و فخر فروشی، خیانت، گناه، تعدّی به حقوق دیگران، اسراف و امثال آنها.

 همچنین خدای سبحان در کلام خود یعنی آیات قرآن و در پیام های دیگر خود به پیامبر اکرم- صلّی الله علیه و آله و سلّم- اعلام فرموده بعضی از زمان و مکان ها و اعمال و اشیاء دارای حرمت خاصی هستند و لازم است حرمت آنها رعایت شود مثل مسجد الحرام و ماه های حرام. در این بخش قطعه ای از یک مقاله منتشر شده قبلی را عیناً نقل می کنیم:

تعظیم و تکریم بعضی از زمان ها و مکان ها و اعمال و بعضی از اشیاء از طرف خداوند

«خداوند- عزّوجلّ- بعضی از زمان ها و مکان ها و بعضی از اعمال و عبادات و بطور کلی بعضی از اشیاء را تعظیم و تکریم کرده است و به بیان دیگر بعضی از اشیاء را بیشتر از اشیاء دیگر و بیشتر از حدّ عادی و متعارف تعظیم و تکریم کرده است.

از جمله: ماه های حرام، کعبه و مسجدالحرام، نماز، حج، روزهائی مثل عید قربان، عید فطر، حیات انسان ها، پیامبران، کتاب های آسمانی و …

تعظیم ماه های حرام

چهار ماه از سال در فرهنگ دین توحیدی ماه حرام محسوب می شود و جنگ در آن ها حرام است. این چهار ماه عبارتند از: ماه های رجب، ذوالقعده، ذوالحجة و محرم. ماه رجب جدا از سه ماه متصل به هم می باشد. یعنی در عرف اخلاق و احکام دینی در هر سال دو بار جنگ ها متوقف و قطع می شود. یکی ماه رجب و دیگر سه ماه بعدی که متصل به یکدیگر هستند.

خداوند می فرماید:

«یَسئَلُونَک عَنِ الشهْرِ الْحَرَامِ قِتَالٍ فِیهِ قُلْ قِتَالٌ فِیهِ کَبِیرٌ وَ صدُّ عَن سبِیلِ اللَّهِ وَ کفْرُ بِهِ وَ الْمَسجِدِ الْحَرَامِ وَ إِخْرَاجُ أَهْلِهِ مِنْهُ أَکْبرُ عِندَ اللَّهِ وَ الْفِتْنَةُ أَکْبرُ مِنَ الْقَتْلِ» یعنی از تو در مورد جنگ در ماه حرام می پرسند بگو جنگ در ماه حرام ]گناهی است[ بزرگ و بازداشتن از راه خدا و کفر نسبت به آن و مسجدالحرام است و بیرون راندن اهل آن از آنجا گناهی بزرگتر است نزد خدا و فتنه ]شرک[ از قتل بزرگ تر است.

این سنت شریف از سنت های شریعت حضرت ابراهیم (علیه السلام) بوده است که در بین عرب جاهلی قبل از ظهور اسلام هم محترم شمرده می شد و به آن عمل می شد.(۱) حرمت ماه های حرام در حقیقت از مشترکات شریعت های آسمانی است و دارای اهمیتی بسیار زیاد است. یعنی خداوند به این موضوع عنایت خاصی دارد. بطوریکه بی اعتنائی انسان ها را نسبت به آن گناه بزرگی معرفی کرده است. در فرصت بدست آمده از ناحیه قطع جنگ انسان ها در آرامشی قرار می گرفتند و با احساس امنیت به سفر می رفتند بالخصوص سفر زیارتی، یعنی رفتن به شهر مکه جهت زیارت خانه خدا. و ای بسا قطع جنگ در ماه های حرام به صلح بین گروه های متخاصم منتهی می شد. مردان جنگی در این فاصله نزد خانواده های خود می رفتند و اعضاء خانواده آن ها در امنیتی قرار می گرفتند و نیازهای آن ها در زندگی تأمین می شد.

تعظیم کعبه و مسجدالحرام

خداوند کعبه را هم به عنوان بیت الحرام تعظیم کرده و احکام خاصی برای آن در شریعت های پیامبران بالخصوص آخرین شریعت آسمانی قرار داده است. و آنجا خانه امنی است برای انسان ها و اگر کسی به مسجدالحرام پناه ببرد در امنیتی قرار می گیرد و کسی حق بازداشت او را در داخل مسجدالحرام ندارد.

آیه ای که در مورد ماه های حرام ذکر شده مشتمل بر حرمت خانه خدا هم بود. و آیات متعدّد دیگری در مورد حرمت خانه خدا آمده است از جمله:

«جَعَلَ اللَّهُ الْكَعْبَةَ الْبَيتَ الْحَرَامَ قِيامًا لِلنَّاسِ» (المائدة/۹۷) یعنی خداوند کعبه را که بیت الحرام هست، عامل قوام زندگی انسان ها قرار داد.

و در جای دیگری می فرماید:

«إِنَّ أَوَّلَ بَيتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبَارَكًا وَهُدًى لِلْعَالَمِينَ– فِيهِ آياتٌ بَينَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِيمَ وَمَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيهِ سَبِيلًا وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِي عَنِ الْعَالَمِينَ» (آل عمران/ ۹۶-۹۷) یعنی: اولین خانه ای که برای انسان ها قرار داده شده، همان خانه ای است که در مکه است و مبارک و وسیله هدایت است برای اهل عالم. در آن است نشانه های روشن، و مقام ابراهیم و هر کس وارد آن شود در امان است. و برای خداست بر عهده مردم زیارت آن خانه، بر کسی که بتواند به آن راه یابد و هر کس کفر بورزد ]به آن بی اعتنائی کند و این عبادت را انجام ندهد[ خداوند از عالمیان بی نیاز است.

حرمت عظیم خانه خدا و دستور به رعایت آن حرمت از طرف انسان ها، فواید عظیمی در زندگی انسان ها دارد و خداوند در آن خانه جاذبه خاصی قرار داده است و انسان های زیادی وقتی به قصد زیارت خانه خدا بسوی شهر مکه می روند و وارد آن فضای نورانی می شوند، تحت تأثیر جاذبه های خاص آنجا قرار می گیرند و تحولات روحی عمیقی در آن ها بوجود می آید.

تعظیم پیامبران و حفاظت از آن ها

خداوند- عزّوجلّ- پیامبران خود را هم تعظیم می کند و حفاظت از آن ها را به عهده می گیرد و آن ها را در مسیر اهداف مقدسشان یاری می کند و تا زمان معینی اقدامات مخالفان آن ها را در جهت آسیب زدن به آن ها و یا کشتن آن ها را خنثی می کند. مثل جریان اقدام به کشتن حضرت ابراهیم (علیه السلام) از طرف کفار و نجات او با اراده خداوند از آن آتش عظیمی که که برای کشتن او بوجود آورده بودند.

البته این نوع حفاظت خداوند از پیامبران تا وقتی بود که دین خدا و معارف آن بین انسان ها منتشر می شد و با کشته شدن یک پیامبر پرچم دین توحیدی سقوط نمی کرد. اما بعد از آنکه معارف دین خدا منتشر می شد به نحوی که با فقدان یک پیامبر صدمه ای به اصل آن وارد نمی شد، خداوند مانع آن نمی شد که شهادت در راه خودش نصیب پیامبرانش هم بشود.

خداوند می فرماید:

«إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَيوْمَ يقُومُ الْأَشْهَادُ» (غافر/۵۱) یعنی ما رسولان خود و کسانی را که ایمان آوردند، در زندگی دنیا قطعاً یاری می کنیم و روزی که گواهان بر پای می ایستند.

باز می فرماید:

«وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَلَا نَبِي إِلَّا إِذَا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيطَانُ فِي أُمْنِيتِهِ فَينْسَخُ اللَّهُ مَا يلْقِي الشَّيطَانُ ثُمَّ يحْكِمُ اللَّهُ آياتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ» (الحج/۵۲) مراد این است که هر وقت پیامبران برای آموزش معارف دین خدا به انسان ها طرحی و نقشه ای می کشیدند و برنامه آموزشی خود را شروع می کردند، شیطان هم فعالیت خود را در ممانعت از تحقّق اهداف و طرح های پیامبران شروع می کرد، اما خداوند فعالیت های شیطان را خنثی می کرد و آیات خود را برقرار و منتشر می ساخت، یعنی پیامبران خود را در اهداف مقدسشان و ترویج معارف دین خدا کمک می کرد.

حفاظت از کتاب آسمانی

خداوند از آخرین کتاب آسمانی یعنی قرآن مجید هم به صورت خاصی محافظت می کند به نحوی که اگر تمامی مخالفان دین خدا جمع شوند و فعالیت های خود را متمرکز کنند و بخواهند صدمه ای به آن بزنند و یا تحریفی در آن ایجاد کنند، به آن کار موفق نخواهند شد. خداوند می فرماید:

  «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ» (الحجر/۹)یعنی ما این قرآن را نازل کردیم و قطعاً نگهبان آن خواهیم بود.

از آنچه گفته شد، این حقیقت روشن می شود که خداوند عالمیان از دین توحیدی و شعائر و نشانه ها و آثار آن بطور کامل دفاع می کند. و اراده کرده است که بطور دائم راهی در مقابل انسان ها برای ارتباط با پروردگارشان آشکار باشد. یعنی راه ارتباط با خداوند و پناه بردن به او و بهره مندی از هدایت های او هرگز برای انسان ها بطور کامل مسدود نخواهد بود.

تعظیم کعبه (خانه خدا) و حفاظت از آن

کعبه پرچم توحید و خداپرستی است و اگر قدرتی و حکومتی و افرادی بخواهند این پرچم را سرنگون کنند، خداوند به هر صورتی مانع تحقّق خواسته های آن ها خواهد شد، و در صورت لزوم آن ها را نابود خواهد ساخت. مثل حادثه حمله ابرهه سردار حبشی با سپاه فیل به قصد تخریب کعبه و نابودی آن سپاه با اراده خداوند، قبل از رسیدن آن ها به شهر مکه و به نزدیک کعبه!

خانه خدا از زمان شروع خلقت انسان ها و استقرار آن ها در روی زمین، برای عبادت خدا و پناه بردن به او و رسیدن به آرامش روحی و تأمین نیازهای آن ها ایجاد شده و انسان ها در صورت تمایل خود توانسته اند از این راه ها بسوی خدا بروند.  هدایت انسان ها بسوی پروردگارشان از مقتضیات ربوبیّت خداوند است و ربوبیت او و هیچ یک از صفات او تعطیل بردار نیست»(2).

 حاصل بحث اینکه خدای سبحان بعضی از اعمال و رفتارها و بعضی اشیاء و زمان‌ها و مکان‌ها را دوست دارد و در بین آنها مواردی قرار دارد که مورد حبّ زیاد پروردگار عالمیان و تعظیم و تکریم فراوان او قرار دارند. مثل:

 ایمان به خدا و زندگی اخروی و پیامبران و نماز و روزه و حج و اجرای عدالت و خودداری از ظلم به دیگران و ماه های حرام و مسجد الحرام و کعبه و کتاب آسمانی.

و در جهت مقابل خدای سبحان از بعضی رفتارها نفرت دارد و نسبت به مرتکب شونده های آن اعمال خشمگین می شود و وعده مجازات به آنها داده است. مثل: کفر و فسق و ظلم و آدمکشی و فساد در زمین و شیطان و خیانت به حقوق مردم و اعمال نامشروع دیگر.

 از بررسی این موضوع در قرآن و تحقیق و تدبّر درباره آن بر می آید که پروردگار عالمیان دین مورد رضایت خود و معارف و احکام و شعائر و اخلاق آن را دوست دارد و آن ها را بلحاظ میزان اهمیت و جایگاه و نقش آن ها در حیات انسان ها تکریم و تعظیم می کند.

علت و حکمت تکریم اشیاء از طرف خدای سبحان

بطور قطع و مسلّم تمام سخنان و افعال ذات قدوس الله دارای حکمت هائی است و یقیناً یک سخن و فعل بدون حکمت از ساحت قدس او هرگز صادر نمی‌شود، پس بنابراین باید در موضوع حکمت تعظیم و تکریم های او از اشیاء و افعال و رفتارها بطور مستمر و از جهات مختلف تحقیق مناسب بعمل آید و تدبّر لازم و ضروری انجام یابد. در بررسی این موضوع و تحقیق در آیات قرآن مجید و سیره شریف رهبران آسمانی روشن می شود آنچه در کلام خدا و جریان نبوت و رسالت و سیره شریف پیامبران مورد تعظیم و تکریم زیاد قرار گرفته اشیاء و اعمال و حقایقی بوده است است که نقش اساسی و با اهمیتی در دین خدا و استحکام بنای آن و برقراری ارکان آن و انتشار معارف آن دارد و این تکریم ها و تعظیم ها متناسب با نقش و جایگاه آن اشیاء و اعمال در دین خدا می باشد.

در آیات کتاب آسمانی بطور مکرر موضوع ربوبیت موجودات و هدایت آنها بسوی مقاصد در نظر گرفته شده از خلقت آنها، مورد تصریح قرار گرفته است. در این زمینه به چند نمونه از آیات قرآن مجید اشاره ای می کنیم:

یکم: « قَالَ رَبُّنَا الَّذِي أَعْطَىٰ كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَىٰ» (طه/۵۰) یعنی: [موسی] گفت پروردگار ما آن است که خلقت هر چیزی را به او عطا کرده سپس آن را هدایت کرد. این آیه کریمه بصورت نقل کلام حضرت موسی ـ علیه السلام ـ در پاسخ سؤال فرعون می باشد وقتی که فرعون از او پرسید ربّ شما دو نفر یعنی موسی و برادرش هارون ـ علیهما السلام ـ کیست؟ او در جواب خود اشاره ای کرد به موضوع خلقت موجودات از ناحیه «الله» ـ جل جلاله ـ و سپس هدایت آنها.

دوم: «سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى ـ الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى ـ وَالَّذِي قَدَّرَ فَهَدَى »(الأعلي/۱ـ۳) یعنی: تسبیح کن اسم پروردگارت را که برتر است ـ همان که آفرید و معتدل و هماهنگ ساخت ـ و همانکه [برای مخلوقات و اجزای وجود آنها] اندازه قرار داد، پس [آنها را] هدایت کرد.

سوم: « إِنَّ عَلَينَا لَلْهُدَى ـ  وَإِنَّ لَنَا لَلْآخِرَةَ وَالْأُولَى»(الليل/۱۲ـ۱۳) یعنی: همانا هدایت بر عهده ما است و برای ما است آخرت و دنیا. مراد این است که هدایت همه موجودات بر عهده پروردگار عالمیان است و همه عوالم آخرت و دنیا تحت حکومت و اراده او قرار دارند.

چهارم: «مَنْ يضْلِلِ اللَّهُ فَلَا هَادِي لَهُ »(الأعراف/۱۸۶) یعنی: هر کسی را خدا گمراه کند، هدایت کننده ای برای او نخواهد بود. منظور این است که قوانین هدایت مخلوقات و از جمله انسانها از طرف پروردگار عالمیان برقرار می باشد و هدایت و ضلالت انسان هم در حیطه آن قوانین جریان می یابد و اگر کسی خود را با آن قوانین هماهنگ نکرد و از راه حیات حقیقی منحرف شد، برای او هدایت کننده دیگری وجود نخواهد داشت!

لازم به تذکر است که فعل گمراه کردن ابتدائی را نمی شود به خدای سبحان نسبت داد و این «اضلال» بکار رفته در آیه کریمه اضلال (گمراه کردن) ثانویه است که نتیجه عمل بنده می باشد. یعنی طبق قوانین خدای سبحان که در عالم برقرار می باشد، اگر بنده ای از راه هدایت الهیه خارج شد، خدای حکیم او را هدایت نخواهد کرد و این قطع هدایت از طرف خدا، اضلال (گمراه کردن) او محسوب می شود.

پنجم: «شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِلنَّاسِ»(البقرة/۱۸۵) یعنی: ماه رمضان همان است که در آن قرآن نازل شده است که [عامل] هدایتی است برای انسانها.

ششم: « إِنَّ أَوَّلَ بَيتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبَارَكًا وَهُدًى لِلْعَالَمِينَ» (آل عمران/۹۶)یعنی: همانا نخستین خانه ای که برای [عبادت] انسانها قرار داده شده است، همان است که در مکه است که مبارک است و هدایتی برای عالمیان.

هفتم: «وَنَزَّلْنَا عَلَيكَ الْكِتَابَ تِبْيانًا لِكُلِّ شَيءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ» (النحل/۸۹) یعنی: و فرستادیم [نازل کردیم] بر تو این کتاب [قرآن مجید] را که بیان کننده  [و روشن کننده ] ای بر همه چیز است و هدایتی و رحمتی و بشارتی برای اسلام آورنده ها.

از مجموع آیات فوق الذکر و آیات زیاد دیگری در قرآن مجید بر می آید که خدای تعالی، همراه قوانین خلقتی و ربوبیتی خود، قوانین هدایتی عمومی موجودات را هم در عالم برقرار کرده است یعنی هدایت موجودات به مقاصد تعیین شده بخشی از ربوبیت آنها می باشد. و قوانین هدایتی خدای سبحان شامل همه موجودات و در رأس آنها موجودی بنام «انسان» می شود. الا اینکه انسان علاوه بر اینکه مشمول قوانین عمومی هدایت الهیه می باشد، از قوانین خاص هدایتی هم برخوردار است و آن عبارت است از هدایت بوسیله وحی کلام پروردگار عالمیان توسط پیامبران و کتابهای آسمانی.

پیامهای خدای سبحان برای انسانها که توسط پیامبران و سخنان و رفتارهای آنها ابلاغ شده و احکام و دستورات خدای متعال مجموعاً «دین خدا» نامیده می شود. ذات قدوس «الله » که رب العالمین است به هر حکمتی اراده فرموده است که انسانها در پذیرش پیامهای هدایتی پروردگارشان دارای نوعی اختیار باشند یعنی اوامر و اراده تشریعی خدای سبحان از ناحیه اختیاری که در انسان قراد داده،  تخلف پذیر است و این خواست خود او یعنی خدا می باشد. یعنی او می خواهد انسانها از طریق آموزش و با داشتن اختیار هدایت او را بپذیرند، و به دستورات او عمل کنند و نه از روی اجبار و اکراه. البته نتایج و آثار رفتارهای اختیاری انسان چه در راه هدایت الهیه و چه در بیراهه ها و پرتگاهها شامل حال او خواهد شد و این دیگر اختیاری نیست. منظور این است که اعمال صادر شده از انسان آثاری خواهد داشت و آن آثار مطابق قوانین و سنت های قطعی پروردگار عالمیان خواهد بود. و اینکه انسان می تواند طبق اختیار خود فلان غذا و فلان میوه را بخورد، اما آن غذا اثرات طبیعی خود را در بدن او ایجاد خواهد کرد، اثراتی که خدای سبحان برای آن تعیین کرده است و الزامی و قطعی است!

به عنوان مثال یک انسان نمی تواند به میل و اختیار خود مقداری ماست وشیر مصرف کند و بخواهد اثر عسل را از آنها بدست آورد. همچنین انسان نمی تواند به جای نوشیدن آب و رفع نیاز بدنش به آن، میزان خواب خود را بیشتر کند جهت رفع تشنگی و همچنین انسان نمی تواند به میل و اختیار خود بجای گاز اکسیژن که عامل حیات و بقای آن است، مقداری گاز نیتروژن وارد دستگاه تنفسی خود کند و بگوید من این را دوست دارم و اجبار و اکراه در این زمینه را هم نمی پذیرم و دلم می خواهد از گاز اکسیژن استفاده نکنم! طبعاً چنین چیزی امکان پذیر نخواهد بود. البته او می تواند به میل و اختیار خود راه ورود هوا ـ که حاوی گاز اکسیژن هم هست ـ را به دستگاه تنفسی خود بگیرد، اما دیگر در این صورت ادامه زندگی او امکان پذیر نخواهد بود.

در هر صورت انسانها می توانند طبق اختیار خود پیامهای خدا و قوانین هدایتی او را در زندگی خود به کار ببرند و به مقصد مطلوب حیات برسند و وارد فضای حیات جاوید و سعادت ابدی بشوند و همچنین می توانند بجای جاده حیات تعیین شده از طرف پروردگارشان، به بیراهه ای بروند و از پرتگاهی سقوط کنند و مبتلا به شقاوت و عذاب ابدی بشوند.

راهی راکه خالق انسانها و پروردگار آنها و خالق و پروردگار تمامی موجودات عالم برای انسانها هموار کرده و توسط پیامبران  خدا به آنها شناسانده است، «راه خدا» و «صراط مستقیم» نامیده می شود. پیامبران خدا این راه را همراه پیروان حقیقی خود رفته اند و برای شناساندن آن به انسانها زحمات زیادی کشیده اند و در آن راه و کناره های آن علامتهای آشکاری قرار داده اند و گاهی برای هدایت انسانها به آن راه حتی از حق حیات خود گذشته و در این راه کشته شده اند.

البته دین خدا و پیامبران و رهبران آسمانی دشمنان زیادی هم داشتند و آن دشمنان همزمان با پیامبران و دعوت دینی آنها و بعد از آنها، برای مخالفت با دین خدا و ممانعت از گسترش آن و آشکار شدن چهره حقیقی زیبای آن تلاش زیادی کرده اند و به هر علتی صورتهای تقلبی از آن ساخته اند و به مردم نشان داده اند، و افراد جاهل و بی اطلاع سراغ آن صورتهای تقلبی رفته اند.

اما خدای سبحان اراده کرده است که دین خود را در تمام عالم برقرار کند و آن را بر همه ادیان (روشهای زندگی) پیروز کند بطوریکه فرمود:

« هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ» (التوبة/۳۳) یعنی:اوست آنکه فرستاد رسولش را با هدایت و دین حق تا آن را بر تمام ادیان [روشهای زندگی] پیروز گرداند، هرچند مشرکان خوش نداشته باشند.

الیاس کلانتری

۱۳۹۸/۷/۲

پاورقی ها:

۱- تفسیر المیزان، آیه ۳۶، سوره توبه

۲- وبسایت حکمت طریف، کلام ایام شماره ۹۷

 

 

پرینت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>