کلام ایام – ۳۱۴، عید ولادت حضرت زینب کبری ـ سلام الله علیها ـ و برکات آن

بخش سوم

کلیات

* مودّت چه کسانی از خاندان رسالت بر امّت واجب شده است؟!

* آیه مودّت در قرآن مجید و مراد از آن.

* فضائل کسانی که با مودّت و محبت آل محمد- صلّی الله علیه و آله و سلّم- از دنیا بروند.

* فضائل دوستداران آل محمد- صلّی الله علیه و آله و سلّم- در تفسیر کشاف زمشخری.

* دعای امام صادق- علیه السلام-  برای شهادت در راه خدا.

* وعده پاداش عظیم خدای سبحان برای شهداء.

* چرا به کسانیکه در راه خدا کشته می شوند، «شهید» گفته می‌شود؟!

* حیات خاصّ شهداء در عالم بعد از دنیا.

* حیات برزخی شامل همه انسانها می‌باشد و اختصاصی به شهداء ندارد.

* حیات خاصّ شهیدان راه خدا بعد از انتقال از عالم دنیا.

* شادمانی و بشارت شهیدان راه خدا در فضای حیات اخروی.

* آل محمد- صلّی الله علیه و آله و سلّم- چه کسانی هستند؟

* مناظره امام رضا- علیه السلام- با علمای عامه درباره آل محمد (صلّی الله علیه و آله و سلّم).

* صدقه بر آل محمد- صلّی الله علیه و آله و سلّم- حرام است.

* احادیث جعلی و نسبت دادن آن به رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم).

* حجیّت شرعی اختصاص به آیات قرآن و کلام حضرات معصومین- علیهم السلام- دارد و شامل سخنان صحابه و غیر آنها نمی‌شود.

* کلام امیرالمؤمنین علی- علیه السلام- درباره آل محمد (صلّی الله علیه و آله و سلّم).

* هیچکس از امت اسلامی نباید با آل محمد- صلّی الله علیه و آله و سلّم- مقایسه شود.

* اوصاف آل محمد- صلّی الله علیه و آله و سلّم- در کلام امیرالمؤمنین علی (علیه السلام).

* * * * * * * * * *

معارف دینی در کلام حضرت زینب (علیها السلام)

 حضرت زینب کبری- از مادر گرامی خود حضرت فاطمه زهرا- سلام الله علیهما- نقل کرده است که او فرمود:

۴- «أَلَا مَنْ مَاتَ عَلَى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ شَهِيداً» یعنی: آگاه باشید کسی که با دوستی و محبت آل محمد- صلّی الله علیه و آله و سلّم- از دنیا برود، شهید از دنیا رفته است. این کلام شریف بخشی از روایتی است که در اصل از وجود مبارک رسول اکرم- صلّی الله علیه و آله و سلّم- نقل شده است. اصل آن روایت علاوه بر منابع شیعی در بعضی از منابع حدیثی و تفسیری اهل سنت هم نقل شده است از جمله در تفسیر «کشاف» تألیف زمخشری که از منابع تفسیری مشهور اهل سنت می‌باشد.(۱) مؤلف این کتاب تفسیری در ذیل آیه ۲۳ سوره شوری مشهور به «آیه مودّت» آورده است که وقتی این آیه نازل شد:

«قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى‌« بعضی از مؤمنان به رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- عرض کردند:

«مَنْ قَرَابَتُكَ هَؤُلاَءِ اَلَّذِينَ وَجَبَتْ عَلَيْنَا مَوَدَّتُهُمْ فَقَالَ عَلِيٌّ وَ فَاطِمَةُ وَ اِبْنَاهُمَا»(۲) یعنی: ای رسول خدا چه کسانی هستند «ذوالقربای» شما که مودّت (محبت و دوستی) آنها بر ما واجب شد؟! آن حضرت فرمود: آن ها عبارتند از علی و فاطمه و دو پسر آنها یعنی: حسن و حسین [سلام الله علیهم اجمعین]

در ادامه این بحث و تفسیر آیه مبارکه مودّت، زمخشری روایتی از وجود مبارک رسول اکرم- صلّی الله علیه و آله و سلّم- نقل کرده است که ذیلاً آن را ذکر می کنیم:

« وَ قَالَ اَلنَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ : مَنْ مَاتَ عَلَى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ شَهِيداً أَلاَ وَ مَنْ مَاتَ عَلَى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ مَغْفُوراً أَلاَ وَ مَنْ مَاتَ عَلَى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ تَائِباً أَلاَ وَ مَنْ مَاتَ عَلَى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ مُؤْمِناً مُسْتَكْمِلَ اَلْإِيمَانِ أَلاَ وَ مَنْ مَاتَ عَلَى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ بَشَّرَهُ مَلَكُ اَلْمَوْتِ بِالْجَنَّةِ ثُمَّ مُنْكَرٌ وَ نَكِيرٌ أَلاَ وَ مَنْ مَاتَ عَلَى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ فُتِحَ لَهُ فِي قَبْرِهِ بَابَانِ إِلَى اَلْجَنَّةِ أَلاَ وَ مَنْ مَاتَ عَلَى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ جَعَلَ اَللَّهُ قَبْرَهُ مَزَارَ مَلاَئِكَةِ اَلرَّحْمَةِ أَلاَ وَ مَنْ مَاتَ عَلَى بُغْضِ آلِ مُحَمَّدٍ جَاءَ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ مَكْتُوبٌ بَيْنَ عَيْنَيْهِ آيِسٌ مِنْ رَحْمَةِ اَللَّهِ أَلاَ وَ مَنْ مَاتَ عَلَى بُغْضِ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ كَافِراً أَلاَ وَ مَنْ مَاتَ عَلَى بُغْضِ آلِ مُحَمَّدٍ لَمْ يَشَمَّ رَائِحَةَ اَلْجَنَّةِ» (۳)

فخر رازی از مفسران مشهور اهل سنت هم این روایت را به نقل از تفسیر کشاف در تفسیر کبیر خود آورده است. (۴)

و همچنین احتمال دارد روایت مورد بحث به طور مستقل غیر از روایت فوق از طریق دیگری از وجود مبارک رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ یا از حضرت صدیقه طاهره نقل شده باشد. قابل تذکر است که تعداد زیادی از احادیث وجود مبارک رسول خدا بعد از حادثه رحلت آن حضرت چه در دوره ممنوعیت کتابت  حدیث و چه بعد از آن دوره یعنی آزاد شدن آن از ذوات مقدسه ائمه اهل البیت و شخصیت های خاندان رسالت ـ علیهم السلام ـ مجدداً ذکر شده و به جریان افتاده است. توضیح اینکه در دوره حکومت خلیفه دوم نوشتن احادیث نقل شده از پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ از طرف حکومت ممنوع شد و این کار یعنی نوشتن احادیث یک جرم سیاسی و مخالفت با حکومت تلقی می شد، لذا مقدار زیادی از روایات نقل شده از آن حضرت در آن دوره ممنوعیت که تقریباً یک قرن طول کشید از بین رفت. و بنابراین منابع حدیثی اهل سنت تقریباً خالی از احادیث معتبر منسوب به آن حضرت می باشد. البته دانشمندان شیعه به آن ممنوعیت سیاسی از نظر عقیدتی پایبند نبودند و غالباً به طور مخفیانه و بدون جلب توجه طرفداران حکومت به نوشتن احادیث می پرداختند. لذا احادیث زیادی هم از رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ در منابع حدیثی شیعه نقل شده و هم از خود ائمه اهل البیت ـ علیهم السلام ـ بدون استناد به آن حضرت. البته در عقاید شیعه احادیث ذوات مقدسه معصومین علیهم السلام مجموعاً حجیت شرعی دارد. چه از شخص پیامبر اکرم نقل شده باشد، چه از سایر معصومین(علیهم السلام).

روایت نقل شده از حضرت زینب – سلام الله علیها – بخشی از روایت فوق است و ما همین بخش را در این مقاله مورد بحث و گفتگو قرار می دهیم و مجدداً این عبارت را ذکر می کنیم:

« مَنْ مَاتَ عَلَى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ شَهِيداً»

رحلت از دنیا به صورت شهادت در راه خدا در فرهنگ و معارف دین توحیدی فضیلت بسیار عظیمی محسوب می شود و این مقام مورد آرزوی انسان های متعالی و صاحبان شخصیت های عظیم علمی و اخلاقی و در رأس آنها پیامبران خدا و امامان معصوم – سلام الله علیهم اجمعین – بوده و یکی از دعاهای آن بزرگواران و همه رهبران آسمانی و درخواست های آنها از پروردگار عالمیان همین بوده که شهادت در راه خدا نصیبشان شود! و رحلتشان از دنیا از طریق شهادت تحقق یابد.

بطوریکه در دعایی که برای ماه رمضان از امام صادق – علیه السلام – نقل شده آمده است:

« وَ أَسْأَلُكَ أَنْ تَجْعَلَ وَفَاتِي قَتْلاً فِي سَبِيلِكَ»(۵) یعنی: پروردگارا از تو درخواست می کنم که وفات مرا کشته شدن در راه خودت قرار دهی.

شهید در راه خدا در لحظات انتقال از عالم دنیا به عالم آخرت به عالیترین درجه از کمالات روحی و ایمانی و مقام قرب پروردگار عالمیان می رسد.

در معارف دین آسمانی برای کسی که در راه خدا به شهادت رسیده ، فضائل عظیمی ذکر شده است و وعده پاداش عظیمی از پروردگار عالمیان ـ جل جلاله ـ به شهدا داده شده است و آنها در زمان انتقال از دنیا در مرتبه خاصی از حیات و مقام رفیعی در بهشت برزخی استقرار می یابند و از نعمت های پروردگارشان بهره مند  می شوند و در روز قیامت و بعد از آن در بهشت اخروی، جایگاه رفیع باشکوهی خواهند داشت.

ثواب و پاداش شهید در راه خدا در فرهنگ دین آسمانی میزانی برای ثواب و پاداش عبادات و رفتارهای متعالی دینی محسوب می شود و در احادیث زیادی گفته شده است که فلان عمل و رفتار ثواب «شهید» و «شهادت در راه خدا» را دارد.

عده زیادی از پیامبران خدا ـ سلام الله علیهم اجمعین ـ و وجود مبارک پیامبر خاتم ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ و وجود قدسی حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ و همه امامان معصوم ـ سلام الله علیهم اجمعین ـ به  مقام رفیع شهادت رسیدند، حتی این مقام رفیعِ باشکوه عظیم طبق آنچه در احادیث ذکر شده نصیب  آخرین حجت پروردگار عالمیان، یعنی وجود مبارک امام مهدی منتظر هم خواهد شد.

در فرهنگ دینی به وجود مبارک امام حسین ـ علیه  السلام ـ «سیدالشهدا» گفته می شود یعنی سرور شهیدان عالم و این عنوان بلحاظ جهاد آن حضرت در مرتبه ای رفیع و خاص درباره آن وجود قدسی به کار می رود.

شهید در اصل به معنی گواه است و این عنوان احتمالاً از آن جهت به کشته شده های در راه خدا گفته می شود که آنها در وقت انتقال از دنیا به عالم آخرت به همه حقایق فوق عالم دنیا و پدیده های بهشتی و ملائکه و مقام و منزلت پیامبران خدا ـ علیهم السلام ـ و اهل ایمان و بطور کلی حقایق باطن عالم، بصیرت و علم پیدا می کنند و آنها را بطور آشکار می بینند.

کلمه «شهید» در احادیث دینی گاهی در معنای اصلی اولیه یعنی گواه به کار رفته و گاهی به معنی مقتول در راه خدا و این کلمه در معنای اخیر شهرت یافته است.

خدای سبحان درباره شهیدان ـ یعنی کشته شده ها در راه خدا ـ می فرماید:

«وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ ـ بَلْ أَحْيَاءٌ وَلَٰكِنْ لَا تَشْعُرُونَ» (البقره/۱۵۴) یعنی: وکسانی را که در راه خدا کشته می شوند، مردگان نخوانید، بلکه آنها زندگانی هستند، لکن شما نسبت به] وضعیت و حیات آنها [ علم و آگاهی ندارید. مراد این است که آنها در نوعی حیات بسیار متعالی استقرار دارند و شما انسانها به آن حیات و موقعیت و وضعیت آنها علم و آگاهی و ادراکی ندارید. یعنی آن زندگی متعالی فوق ادراک شما انسانها قرار دارد و فقط صاحبان ادراکات فوق عادی، شعوری نسبت به وضعیت و نوع زندگی آنها دارند.

و در آیات دیگری هم در این زمینه فرمود:

«وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يرْزَقُونَ–  فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَيسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيهِمْ وَلَا هُمْ يحْزَنُونَ– يسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَفَضْلٍ وَأَنَّ اللَّهَ لَا يضِيعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِينَ» (آل عمران/ ۱۶۹ – ۱۷۱) تصوّر نکن کسانیکه در راه خدا کشته شده اند مردگان هستند بلکه آنها نزد پروردگارشان زنده اند و از رزق [او] بهره مند می شوند. آنها به آنچه خدا به آنها عطا کرده شادمان [و خشنود] هستند و بشارت دارند برای کسانیکه هنوز به آنها نپیوسته اند [و به دنبال آنها هستند] نه خوفی برای آنها هست و نه اندوهگین می شوند. آنها حالت استبشار (بشارت) دارند [برای خود و دیگران که در راه آنها هستند] به نعمتی از خدا و فضل او و همانا خدا پاداش مؤمنان را ضایع نمی‌کند.

 در آیات فوق به ادامه حیات انسان ها در عالم برزخ و حیات متعالی خاصّ شهیدان راه خدا اشاره ای شده و گفته شده است و اینکه آنها از نظر ظاهری و نسبت به ادراکات انسانها در عالم دنیا، حیات خود را از دست داده اند. اما در حقیقت آنها به مرحله دیگری از حیات وارد شده‌ اند و در عالم دیگری به حیات خود ادامه می‌دهند. اما در بین کسانیکه از دنیا رفته اند، شهیدان راه خدا، حیات متعالی خاصی دارند و از رزق پروردگارشان بهره مند هستند. رزقی متناسب با موقعیت ممتاز خود در عبودیّت و در راه حمایت از دین خدا و تقویت آن. همچنین عنایات و فضل پروردگارشان به آنها استمرار دارد و آنها بشارتی دارند برای کسانیکه در راه آنها هستند و هنوز به آنها نپیوسته اند! که در آن زندگی خوف و اندوهی برای آنها نخواهد بود. آنها هم، برای وضعیت و موفقیت خودشان در آن نوع زندگی یعنی زندگی در بهشت برزخی حالت استبشار دارند و هم برای مؤمنان دیگر که در راه آنها هستند و بعداً به آنها ملحق خواهند شد و در کنار آن ها در آن زندگی متعالی قرار خواهند گرفت.

قابل تذکر است که «حیات برزخی» یعنی حیات انسان از لحظه رحلت از دنیا تا روز قیامت، اختصاصی به شهداء یعنی کشته شده ها در راه خدا ندارد و شامل همه انسانها می شود إلّا اینکه شهیدان در عالم برزخ و در روز قیامت و در بهشت اخروی از مراتب بسیار متعالی از حیات بهره‌مند خواهند بود و مراتب برتر فضل پروردگار عالمیان- عزّوجلّ- و نعمت های او به آنها عطا خواهد شد.

 در کلام مورد بحث که از حضرت زینب کبری و از حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا- سلام الله علیهما- و سرانجام از وجود مبارک رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- نقل شده هم تجلیلی از مقام شهیدان راه خدا به عمل آمده و هم کسانیکه در قلوب خود نسبت به خاندان رسالت یعنی اهل بیت عصمت و طهارت- علیهم السلام- محبتی دارند و آن محبت همیشه با آنها و در قلوب آنها قرار دارد و با آن محبت از دنیا می‌روند. یعنی آن اندوخته و ذخیره گرانبها و نفیس را با خودشان به عالم آخرت منتقل می کنند.

 در این روایت شریف گفته شده است که اگر کسی با محبت قلبی خود نسبت به خاندان رسالت یعنی «آل محمد»- صلّی الله علیه و آله و سلّم- از دنیا برود، در مقام و موقعیت شهیدان راه خدا قرار خواهد داشت و مثل آنها از فضل و رحمت پروردگار عالمیان بهره مند خواهد شد و بطور کلی در فضای حیاتی از نوع حیات آنها استقرار خواهد داشت.

در این کلام شریف محبت نسبت به «آل محمد»- صلّی الله علیه و آله و سلّم- مورد تعظیم و تکریم قرار گرفته است! و بطور ضمنی اشاره شده است به اینکه محبت نسبت به شخصیت های خاندان رسالت فضائلی و کراماتی به روح انسان عطا می‌کند، در حدّی که صاحب آن به درجات برتری از حیات اخروی رفعت پیدا می‌کند، درجاتی که شهیدان راه خدا در آن قرار دارند و متناسب با کمالات روحی صاحبان آن فضیلت عظیم یعنی شهادت در راه خدا می‌باشد.

مراد از آل محمد- صلّی الله علیه و آله و سلّم- عترت طاهره و ذوات مقدسه معصومین- علیهم السلام- می باشند یعنی حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا و امامان دوازده گانه و صاحبان مقام عصمت. عده ای از علمای عامه اعتقاد دارند که مراد از «آل محمد»- صلّی الله علیه و آله و سلّم- افراد خاندان و پیروان آن حضرت یعنی امت اسلامی هستند! اما این مطلب کاملاً مردود است و هیچ دلیلی بر اثبات آن وجود ندارد و ما برای اثبات این مطلب یعنی دلالت این کلمه اختصاصاً بر ذوات مقدسه معصومین- علیهم السلام- و نفی دلالت آن بر «امت» اشاره ای می‌کنیم به جریان بحث و گفتگو و مناظره وجود مبارک امام رضا- علیه السلام- با علمای عامه و آن بخش از مناظره که به این موضوع ارتباط دارد و بعد از آن به کلامی از امیرالمؤمنین علی- علیه السلام- در توصیف اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام).

 در یکی از مجالس مناظره و بحث و گفتگوی بین امام علی بن موسی الرضا- علیهما السلام- و بعضی از علمای عامه از عراق و خراسان به آن حضرت گفته شد:

 یا اباالحسن [علیه السلام] به ما خبر بده از عترت [رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم-] که آنها همان آل هستند یا غیر آنها؟!

 امام- علیه السلام- فرمود: آنها آل [محمد صلّی الله علیه و آله و سلّم] هستند.

علما گفتند: این کلامی است که از رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- نقل می‌شود که او فرمود: «امتی آلی» و اینها اصحاب او هستند در خبری مستفیض(۶) که رد کردن آن امکان ندارد، نقل می‌کنند که آل محمد امت او هستند.

 امام رضا- علیه السلام- در جواب آنها فرمود:

 به من خبر بدهید آیا صدقه بر آل محمد حرام است؟!

 آنها گفتند: بلی

امام- علیه السلام- فرمود: آیا بر امت هم حرام است؟!

 آنها گفتند: نه!

 امام- علیه السلام- فرمود: این است فرق بین آل و امت!(۷)

توضیح اینکه: آن عده از علمای عامه با استناد به یک حدیث جعلی و اتکاء به قول ساختگی بعضی از اصحاب رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- می خواستند این نظریه خودشان را که مراد از آل محمد- صلّی الله علیه و آله و سلّم- امت آن حضرت هستند، ثابت کنند. اما امام رضا- علیه السلام- با استدلال فوق نظر ساختگی آنها را ابطال فرمود و بعد از آن از روش نادرست آنها و جعل اخبار و نسبت دادن آن به رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- و استناد به قول صحابه برای اثبات یک مطلب دینی انتقادی لطیف به عمل آورد. آن انتقاد هم مستند به آیاتی از قرآن مجید بود.(۸)

امام امیرالمؤمنین علی- علیه السلام- در یکی از خطبه‌های خود فرمود:

«لَا يُقَاسُ بِآلِ مُحَمَّدٍ (صلّی الله علیه وآله) مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ أَحَدٌ وَ لَا يُسَوَّى بِهِمْ مَنْ جَرَتْ نِعْمَتُهُمْ عَلَيْهِ أَبَداً، هُمْ أَسَاسُ الدِّينِ وَ عِمَادُ الْيَقِينِ، إِلَيْهِمْ يَفِي‏ءُ الْغَالِي وَ بِهِمْ يُلْحَقُ التَّالِي وَ لَهُمْ خَصَائِصُ حَقِّ الْوِلَايَةِ وَ فِيهِمُ الْوَصِيَّةُ وَ الْوِرَاثَةُ. الْآنَ إِذْ رَجَعَ الْحَقُّ إِلَى أَهْلِهِ وَ نُقِلَ إِلَى مُنْتَقَلِهِ»(۹) یعنی: هیچکس از این امت را نباید با آل محمد- صلّی الله علیه و آله – قیاس کرد. و آنان را که نعمت ارشاد و هدایت آل محمد- صلّی الله علیه و آله – از سقوط نجات داده است نمی‌توان با آن پیشوایان الهی مساوی گرفت.

آل محمد- صلّی الله علیه و آله- ارکان اساسی دینند و ستون بر پای دارنده یقین. (راه دیگری جز این نیست که:) افراط گران باید به سوی آنان برگردند و عقب ماندگان تفریط گر خود را به آنان برسانند. حق ولایت از مختصات آن کمال یافتگان است و وصیت پیامبر به اولویت آنان و وراثت رهبری، در آن شخصیت های خدا ساخته است. در این حال که مقام پیشوائی به انسان های شایسته واگذار شده، حق به اهلش برگشته و جایگاه خود را دریافته است.(۱۰)

قابل تذکر است که «آل محمد»- صلّی الله علیه و آله و سلّم- نه تنها شامل امّت نمی شود، بلکه شخصیت های خاندان رسالت جز ذوات مقدسه معصومین- علیهم السلام- هم مشمول آن قرار نمی گیرند. یعنی صلواتی که خواندن آن در تشهد نمازها واجب است اختصاص به ذوات مقدسه معصومین- علیهم السلام- دارد .و اینکه اگرچه تکریم و تعظیم شخصیت‌های خاندان رسالت و ذریّه رسول اکرم- صلّی الله علیه و آله و سلّم- و فرزندان ائمه اهل البیت- علیهم السلام- رفتاری است ضروری و بسیار ممدوح و سفارش شده، اما حضرات معصومین- علیهم السلام- مقام و منزلت خاصّی دارند و صلوات بر آل محمد شامل آنها می‌شود.

در بخش بعدی این نوشتار وارد بحث در معنی «حبّ» و شرح و توضیحی درباره آن خواهیم شد و اینکه «حبّ آل محمد» در چه صورتی عامل نجات انسانها در عالم آخرت خواهد شد.

الیاس کلانتری

۱۳۹۸/۱۰/۲۹

پاورقی ها:

۱ـ  اسم کامل این تفسیر عبارت است از: «الکشاف عن حقایق غوامض التنزیل و عیون الاقاویل فی وجوه التأویل» این کتاب از منابع مهم و معتبر تفسیری اهل سنت می‌باشد و مورد توجه عده ای.

۲ـ تفسیر کشاف، زمخشری ، تفسیر آیه ۲۳ از شورا شوری

۳ـ همان

۴ـ التفسیر الکبیر، فخر رازی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ج ۲۷، ص ۱۶۵

۵ـ مفاتیح الجنان، اعمال مشترکه ماه رمضان به نقل از کتاب کافی شیخ کلینی

۶- خبر مستفیض به خبری گفته می‌شود که تعداد راویان آن زیاد بوده ولی به حد «تواتر» نرسیده است. گاهی به آن خبر مشهور هم گفته می‌شود اما تعدّد طرق در حدیث مستفیض به تنهایی موجب یقین نمی شود اگرچه احتمال صدور آن را تقویت می‌کند ضمناً مطلب مورد ادعای علمای عامه به طور قطع ساختگی است.

۷- تحف العقول عن آل الرسول (علیهم السلام)، بخش سخنان امام علی بن موسی الرضا (علیهما السلام).

۸- لازم به تذکر است که در معارف حقیقی دینی فقط کلام خدا و کلام رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- از ذوات مقدسه معصومین علیهم سلام حجت شرعی محسوب می‌شود و کلام صحابه و غیر صحابه حجیت شرعی ندارد.

۹- نهج البلاغه، خطبه ۲

۱۰- ترجمه نهج البلاغه، محمد تقی جعفری، ص ۶۳

پرینت

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *