کلام ایام – ۳۱۹، رجب نهری در بهشت

بخش دوم

امام هادی علیه السلام و ولادت و شهادت او

کلیات

* جریان تعجب انگیز اختلاف نظر دانشمندان و مورّخان در تاریخ دقیق ولادت و رحلت رهبران آسمانی.

* تکریم و تجلیل همه ایّامی که در تاریخ ولادت و رحلت و شهادت امامان معصوم- علیهم السلام- نقل شده ضروری است.

* یک عامل اختلاف نظر مورّخان و دانشمندان در تاریخ دقیق ایام ولادت و رحلت و شهادت رهبران آسمانی، اختناق حاکم بر جامعه دینی از طرف حکومت ها بوده است.

* حادثه شگفت انگیز «ممنوعیت نوشتن سخنان رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم)» بعد از رحلت آن حضرت.

* خسارات علمی و فرهنگی ممنوعیت نوشتن احادیث رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- فوق حدّ بررسی و محاسبه می باشد.

* ممنوعیت نوشتن احادیث نبوی- صلّی الله علیه و آله و سلّم- از طرف حکّامی که خود را خلیفه (جانشین) آن حضرت معرفی می‌کردند، بسیار شگفت آور و تعجب انگیز است.

* شگفت آور و تعجب انگیز بودن بی اعتنائی مردمی که خود را پیرو سنت رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- می دانند نسبت به ممنوعیت نوشتن احادیث بیشتر از اصل ممنوعیت می باشد.

* معنی مقیّد کردن علم در کلام رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم).

* جلوگیری از فراموش شدن یا فرار علم.

* نعمت عظیم «قلم» و آثار و فواید آن.

* ممنوعیت نوشتن احادیث پیامبر خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- در تاریخ صدر اسلام.

* خسارات ناشی از ممنوعیت نوشتن احادیث پیامبر خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- با هیچ معیار و ترازوئی قابل سنجش و محاسبه نیست.

* علمای شیعه خود را مؤظف به اطاعت از احکام غیر دینی حکّام نمی دانند.

* فعالیت علمای شیعه در ثبت و کتابت مخفیانه احادیث تا حدّی خسارت ناشی از ممنوعیت نوشتن احادیث را جبران کرد.

* اختناق شدید حکومت بنی عباس مثل حکومت بنی‌امیه درباره امامان معصوم و حجت های پروردگار عالمیان.

* جهاد علمی و فرهنگی امام هادی- علیه السلام- برای حفظ ارکان دین توحیدی.

* فعالیت‌های علمی امام هادی- علیه السلام- و ارتباط مخفیانه با دانشمندان، برای آن حضرت خطر جانی به همراه داشت.

* محبوبیت رهبران آسمانی در بین مردم یکی از عوامل دشمنی حکّام غاصب با آنها بود.

* مبارزه امام هادی- علیه السلام- در راه پاکسازی دین خدا از صورت های تقلّبی آن.

* * * * * * * * * *

روزهای اول ماه عظیم رجب از دو جهت با سیره شریف امام دهم حضرت علی بن محمد الهادی- علیه السلام- ارتباط می‌یابد بطوریکه طبق قولی ولادت آن بزرگوار در روز دوم این ماه و شهادتش هم روز سوم وقوع یافته است.

ولادت امام- علیه السلام- در تاریخ دیگری هم ذکر شده است بطوریکه شیخ مفید- رحمة الله علیه- ولادت آن حضرت را در نیمه ماه ذیحجه اعلام کرده است. او در کتاب مشهور خود «الإرشاد» آورده است:

«ولادت او [امام هادی علیه السلام] در [محلی بنام] صریا نزدیک مدینه الرسول در نیمه ماه ذیحجه سال ۲۱۲ و وفات [و شهادتش] در ماه رجب سال ۲۵۴ در «سامرّا» واقع شده است.(۱)

اما طبق توضیحی که در یکی از مقالات مربوط به تاریخ ولادت و رحلت شخصیت های آسمانی داده شد، لازم است پیروان دین توحیدی تمام ایامی را که در اقوال مختلف برای ولادت و رحلت و حوادث عمر آن بزرگواران در کتب تاریخ و سیره ذکر شده است تکریم کنند و در خطابه ها و نوشته ها به ذکر فضائل آن ذوات مقدسه و سخنان نقل شده از آن‌ها بپردازند.

تکریم و تجلیل ایّامی که به ولادت و شهادت و حوادث عمر رهبران آسمانی مشهور شده و ذکر فضائل و سخنان و رفتارهای آن بزرگواران، مشکلات به وجود آمده در جهت اختلاف نظر مورّخان و سیره نویسان را از بین می‌برد و عامل جریان یافتن برکات بیشتری از طرف خدای سبحان در زندگی انسانها می شود.

توضیح اینکه:

اختلاف نظر زیاد در تاریخ ولادت و رحلت و شهادت رهبران آسمانی و سنین عمر مبارک آنها در جامعه اسلامی در بین مورّخان و سیره نویسان شیعه و هم اهل سنت امری شگفت انگیز و تعجب آور است. یعنی این حد از اختلاف نظر درباره چنین ایامی خلاف انتظار پیروان دین توحیدی می‌باشد! و طبعاً این جریان علل خاصّی باید داشته باشد. این موضوع احتیاج به تحقیق و بررسی کارشناسانه ای دارد و لازم است گروهی از دانشمندان دینی و مورّخان در این زمینه تحقیق و بررسی لازم را به عمل آورند. اما بطور اجمال می‌شود به موضوعی اشاره کرد که به احتمال زیاد حداقل یکی از علل اصلی این جریان بوده است و آن اینکه:

یک عامل قدرتمند سیاسی در این جریان یعنی پراکنده بودن تاریخ ایام مربوط به زندگی رهبران آسمانی دخالت داشته است و آن مقاصد حکومت ها در جامعه دینی و اختناقی بود که از طرف آنها در زمانهای مختلف برقرار بوده است.

حکومت های غاصب در تاریخ صدر اسلام و بعد از رحلت وجود مبارک رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- به هر علت سیاسی اعمّ از آشکار و پنهان تمایل به جلوگیری از انتشار سخنان و رفتارها و فضائل اخلاقی آن حضرت داشتند و این تمایل قلبی بعد از مدت کوتاهی که از رحلت پیامبر خاتم حضرت محمد- صلّی الله علیه و آله و سلّم- گذشته بود، آشکار شد. بطوریکه دستگاه خلافت نوشتن سخنان آن حضرت را ممنوع اعلام کرد و اقدام به آن یعنی نوشتن احادیث نقل شده از پیامبر خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- جرم سیاسی تلقّی می شد.

این رفتار دستگاه خلافت و حکومت خلیفه دوم بسیار شگفت انگیز و تعجب آور بود. حتی در زمان های بعدی و از بین رفتن آن ممنوعیت سیاسی و آزاد شدن کتابت حدیث، علمای اهل سنت هم عملاً از رفع آن ممنوعیت استقبال کردند و جوامع حدیثی متعدد و فراوانی در بین آن ها نوشته شد و غالباً حتی علمای طرفدار حکومت ها هم از اصل ممنوعیت نوشتن احادیث خشنود نبوده اند. اگرچه بعضی از آن ها در توجیه رفتار دستگاه خلافت سخنانی گفته اند و نوشته اند، اما آن سخنان و توجیهات هیچ جایگاه مقبولی بین دانشمندان و انسان های آزاد اندیش پیدا نکرد و امروزه هم علمای طرفدار خلفاء غالباً علاقه ای به طرح موضوع ممنوعیت نوشتن احادیث نبوی- صلّی الله علیه و آله و سلّم- در تاریخ صدر اسلام و جلوگیری از انتشار آن ها ندارند و غالباً سکوت در این زمینه را به ذکر موضوع در گفتارها و نوشتارها ترجیح می دهند.

و این رفتار اهل سنت و علمای آن ها یعنی بی اعتناء ماندن به جریان ممنوعیت نوشتن سخنان پیامبر خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- و جلوگیری از انتشار آن، شگفت انگیزتر از اصل آن دستور حکومتی بود. یعنی اینکه چطور می شود کسانیکه خود را پیرو سنت رسول الله معرفی می کنند از کنار این حادثه شگفت انگیز تعجب آور با بی اعتنائی عبور می کنند و آن جریان را مورد بحث و گفتگو و بررسی و تحقیق قرار نمی دهند و از علمای خود در این زمینه توضیح نمی خواهند.

ممنوعیت نوشتن سخنان پیامبر خاتم- صلّی الله علیه و آله و سلّم- و جلوگیری از انتشار آنها خساراتی جبران ناپذیر برای فرهنگ عمومی انسانی و در سطح جهانی ایجاد کرده است که فوق حد محاسبه و سنجش می باشد. این رفتار هیچ گونه توجیه عقلی و شرعی ندارد و تمامی آزاد اندیشان و محقّقان و طرفداران رشد علمی و فرهنگی جوامع انسانی از هر ملیّتی و عقیده ای در قلوب خود نسبت به آن نفرت احساس خواهند داشت، اگرچه آن نفرت را آشکار نکنند و از کنار آن حادثه زیانبار در تاریخ با بی اعتنائی عبور کنند!

اما قابل ذکر است که علمای شیعه و بعضی از اصحاب امامان معصوم- علیهم السلام- با وجود ممنوعیت و محدودیت نقل حدیث، بطور غالباً مخفیانه به نوشتن احادیث نقل شده از وجود مبارک رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- اشتغال داشتند و اگر این نوع فعالیت نبود خسارات ناشی از آن اقدام سیاسی ضدّ دینی برای جامعه اسلامی و فرهنگ عمومی جهانی خیلی بیشتر می شد.

 نکته دیگر اینکه جانشینان حقیقی رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- یعنی امامان معصوم- علیهم السلام- در فرصت‌های مناسب سیاسی و اجتماعی با وجود ممنوعیت ها و محدودیت ها به بازگو کردن و نشر احادیث شریف نبوی- صلّی الله علیه و آله و سلّم- پرداختند و بطور کلی سخنان حجت های پروردگار عالمیان اعمّ از اینکه سخنان شخص آن بزرگواران باشد یا از وجود مبارک رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- نقل شده باشد دارای اعتبار و غنای علمی واحدی است. چون مجموعاً از مقام عصمت و صاحبان علم مخصوص یعنی «علم لدنّی» صادر شده است.

 اما متأسفانه منابع علمی اهل سنت عمدتاً از احادیث رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- و صاحبان مقام عصمت و امامت خالی است و این فقر فرهنگی مشکلات عظیمی برای آنها و دیگران به وجود آورده است و از این جهت هم بازار جعل حدیث و نسبت دادن جعلیات به رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- و اصل دین خدا در بین آنها بطور مستمر برقرار بوده است.

ثبت و کتابت موضوعات و مباحث علمی و تاریخی در نظر عقلا و دانشمندان ملل مختلف طبعاً امری معقول و مقبول و ضروری و مورد نیاز شدید جوامع انسانی است. تا چه رسد به سخنان پیامبر خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- که از طریق وحی به علم بی پایان خدای سبحان اتّصال داشت! و بخشی از آن سخنان توضیح و تفسیری برای آیات آخرین کتاب آسمانی و کتابهای آسمانی قبلی بوده است! و بخشی دیگر مشتمل بر عمومی فوق‌ عادی و بطور کلی مورد نیاز شدید مردم در همه جوامع انسانی و عامل غنای فرهنگ عمومی، و جلوگیری از ثبت و نقل و انتشار آن خیانتی بزرگ برای عالم انسانی بوده است.

 شخص وجود مبارک پیامبر خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- هم بطور مکرّر پیروان دین خدا را به کسب علم و نوشتن آن سفارش می فرمود، بطوریکه از آن حضرت نقل شده است که فرمود:

«قيدوا العلم، قيل: وما تقييده؟قال: كتابته»(۲) یعنی: علم را به بند بکشید گفته شد به بند کشیدن آن چیست؟ فرمود: نوشتن آن. توضیح اینکه: وجود مبارک رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- به انسان‌ها توصیه فرمود که علم را ثبت کنند و محافظت کنند و مانع از بین رفتن آن شوند، به آن حضرت گفته شد منظور از به بند در آوردن علم چیست؟ فرمود: نوشتن آن.

 باز از آن حضرت نقل شده است که فرمود:

«قَيِّدُوا العِلمَ بالكِتاب»(۳) یعنی: علم را با نوشتن حفظ کنید [و مانع فرار و از بین رفتن آن شوید]

 همچنین از وجود مبارک رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- نقل شده است که فرمود:

«القلم نعمة عظیمة ولولا القلم لم یستقم الملک و الدّین و لم یکن عیش صالح»(۴) یعنی: قلم نعمت عظیمی است و اگر قلم نبود مُلک [اداره جوامع انسانی] و دین برقرار [و استوار] نمی‌شد و زندگی صالح به وجود نمی‌آمد.

سخنان زیادی از وجود مبارک رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- و ائمّه معصومین- علیهم السلام- در ارزش علم و نوشتن آن در منابع حدیثی نقل شده است  و نقل و توضیح بعضی از آنها را به فرصت مناسبی موکول می‌کنیم، اما در این نوشتار هدف اصلی توضیح و تبیین موضوع اختلاف اقوال و نظرات دانشمندان در تاریخ ولادت و رحلت رهبران آسمانی از جمله وجود مبارک امام هادی- علیه السلام- بود و اینکه اختناق حاکم بر جامعه دینی از ناحیه حکومت‌های غاصب بر این جریان سایه افکنده و در مسیر تحقیق و نوشتن حوادث مهم مربوط به زندگی امامان معصوم- علیهم السلام- و بعضی از شخصیت های خاندان رسالت موانع و مشکلاتی ایجاد کرده است.

 اختناق حاکم در تاریخ اسلام از ناحیه حکومت ها و آثار و تبعات آن در زمینه موضوع مورد بحث دو جهت پیدا کرده، یکی به حکومت ها و علمای طرفدار آنها ارتباط می‌یابد و دیگری به علمای شیعه که غالباً تحت فشارهای سیاسی حکومت ها قرار داشتند. در جهت اول می‌شود گفت زمامداران جبّار و مخالفان و دشمنان خاندان رسالت تمایلی به آشکار شدن ایام تاریخی مربوط به زندگی رهبران آسمانی نداشتند و بلکه از مشهور شدن آن ایام و اعلام نظرات مورّخان و دانشمندان جلوگیری می کردند، همچنانکه از نوشتن سخنان رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- و انتشار علوم بازمانده از آن حضرت جلوگیری کردند و نوشتن حدیث را بطور آشکار و بدون هیچ ملاحظه ای ممنوع ساختند. طبعاً این کار یک علت سیاسی داشت و آن اینکه ان ها تمایلی به آشکار شدن و به جریان افتادن علوم و فضائل اخلاقی امامان معصوم- علیهم السلام- نداشتند چون در آن صورت محبوبیت آن بزرگواران بیشتر می شد و حقانیّت آن ها برای تصدّی حکومت جامعه آشکارتر می گشت و این جریان طبعاً خوشایند غاصبان حکومت دینی نبود.

 جهت دوم اینکه علمای شیعه اگرچه خود را مؤظف به اطاعت از خلفا و زمامداران در آراء و نظرات ضدّ دینی آنها نمی دانستند، اما آزادی عمل کامل در اطاعت از رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- و امامان معصوم- علیهم السلام- هم نداشتند لذا با وجود خطر درگیری با حکّام و طرفداران آنها و بطور مخفیانه به نوشتن و ثبت احادیث و اخبار تاریخی می‌پرداختند.

 قابل تذکر است که ارتباط دانشمندان شیعه و مخالفان حکومت های غاصب با امامان معصوم- علیهم السلام- و حجت های پروردگار عالمیان- عزّوجلّ- غالباً و بیشتر زمان ها با تحمّل مشقّت ها و سختی ها و خطرات سیاسی همراه بود. تا اینکه دوره امامت امام باقر و امام صادق- سلام الله علیهما رسید و فرصت سیاسی مناسبی برای آن دو امام بزرگوار و پیروان آنها جهت نشر علوم دینی فراهم شد.

 دوره آزادی نسبی نشر علوم و احادیث فرصتی به وجود آورد که سخنان مکتوم و حبس شده رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- و جانشینان حقیقی آن حضرت یعنی امامان معصوم قبل از امام باقر- علیه السلام- در سطح وسیعی منتشر شد و نورانیت وسیعی در سطح جامعه دینی و بخش عظیمی از عالم به وجود آورد. آن دوره عبارت بود از اواخر حکومت سلسله منحوس بنی امیّه که در حال سقوط و اضمحلال بودند و اوائل دوره حکومت بنی عباس که هنوز قدرت سیاسی و حکومتی آنها کامل نشده بود.

 اما بعد از قدرت یافتن بنی عباس مجدداً اختناق حکومتی محدودیت شدیدی برای امامان معصوم- علیهم السلام- و دانشمندان شیعه به وجود آورد و ارتباط علمی و اجتماعی مردم و دانشمندان علوم مختلف با مشقّت ها و سختی ها و خطرات شدید سیاسی همراه شد. اما در فرصت فراهم شده برای امام باقر و عمدتاً امام صادق- سلام الله علیهما- علوم فراوانی در سطح جامعه دینی و بعضی جوامع دیگر امکان انتشار یافت. بطوریکه محدود کردن و از بین بردن آن علوم دیگر امکان‌ پذیر نبود. و سرانجام بعداً اختناق حکومتی توسط حکام بنی عباس در دوره امامت امام هادی- علیه السلام- به اوج خود رسید.

دوره امامت امام هادی (علیه السلام)

 امام علی بن محمد الهادی مثل پدر بزرگوارش امام جواد- سلام الله علیهما- در سنین نوجوانی عهده‌دار مقام امامت شد. دوره امامت آن حضرت ۳۳ سال بود و سرانجام در سال ۲۵۴ هجری در سن ۴۱ سالگی از طرف دستگاه حکومت معتز پسر متوکّل و به دستور او، آن حضرت مسموم و به شهادت رسید.

 بخشی از دوره امامت امام هادی- علیه السلام- مصادف بود با حکومت متوکل خلیفه عباسی. متوکل فردی بسیار جبّار و پلید و  یکی از جنایتکاران مشهور تاریخ بود، او نهایت فشارهای سیاسی را برای امام هادی- علیه السلام- و خاندان و طرفداران او تحمیل می‌کرد. او امام- علیه السلام- را با روشی مکارانه و نیرنگ سیاسی از مدینه به سامرا (مرکز حکومت خود) فرا خواند و برحسب ظاهر نامه ای بسیار احترام آمیز و با ابراز محبت به آن حضرت نوشت و او را به مقرّ حکومت دعوت کرد.

 امام- علیه السلام- می‌دانست که آن دعوت در حقیقت یک احضار حکومتی است جهت بازداشت و تحت نظر گرفتن او. اما راه دیگری جز آمدن امام- علیه السلام- به مرکز حکومت نبود. آن حضرت بعد از ورود به سامرا در یک منطقه نظامی بصورت نوعی بازداشت و محبوسیت قرار گرفت.

 فعالیت‌های علمی و اجتماعی امام- علیه السلام- تحت اختناق شدید حکومتی و تحت نظارت جاسوسان حکومت و با مشقّت های زیادی همراه بود. اما در هر صورت فعالیت علمی آن بزرگوار بطور کامل تعطیل نشد و گاهی حکام معاصر آن حضرت برای رفع بعضی از مشکلات علمی و اجتماعی که خواه و ناخواه حکومت جامعه با آنها درگیر می‌شد، به مقام علمی آن حضرت نیاز پیدا می‌کردند.

 توضیح اینکه حکومت بنی عباس هم مثل بنی امیه و بطور کلی همه غاصبان مقام حکومت امامان معصوم- علیهم السلام- برای بهره‌مندی از حمایت مردم تظاهر به دین داری و پیروی از قرآن مجید داشتند و برای خود مقام دینی در نظر می‌گرفتند! و یا حداقل تظاهر به آن می کردند. آنها در مقابله با موقعیت علمی و محبوبیت امامان معصوم- علیهم السلام- در بین مردم مکتب های عقیدتی و صورت های تقلّبی متعددی از دین خدا در جامعه به وجود می‌آوردند و علمای طرفدار خود را با کمک های مالی و رشوه های حکومتی تقویت می‌کردند و شهرتی برای آنها ایجاد می کردند! طبعاً در این صورت افکار و عقاید دینی متشتّت و شبهات عقیدتی مختلفی در جامعه به جریان می‌افتاد و رواج می یافت. در آن شرایط سیاسی و فکری عده‌ای از پیروان ادیان دیگر آن افکار ساختگی حکومتی را به حساب دین خدا می گذاشتند و شبهاتی علیه آن منتشر می‌کردند. در آن صورت امام- علیه السلام- در مقام هدایت علمی و فکری و عقیدتی جامعه و دفاع از دین خدا لازم بود عهده‌دار فعالیت‌های علمی مناسبی شود.

امام- علیه السلام- با وجود اختناق شدید حکومتی در جامعه و فشارهای شدید سیاسی به رهبری علمی و عقیدتی جامعه و دفاع از اساس دین خدا و معارف حقیقی آن پرداخت و عده قابل توجهی دانشمند در علوم مختلف تربیت کرد و یک شبکه ارتباطی با رعایت تقیّه و استتار لازم بین خود و دانشمندان جامعه دینی  چه در مرکز حکومت و چه در بلاد دیگر ایجاد کرد. این فعالیت‌ها البته خطر جانی برای او داشت! اما آن حضرت با بی اعتنائی به آن خطرات به انجام وظایف امامت در حدّ امکان و ارشاد مردم عمدتاً توسط شاگردان و پیروان خود ادامه می داد.

 سرانجام محبوبیت آن حضرت در بین مردم و مقام معنوی و حشمت او محرک دستگاه حکومت برای کشتن آن حضرت شد! و آن وجود قدسی بعد از تحمل زندان ها و اختناق های شدید و همچنین فعالیت‌های علمی طاقت فرسا در شرایط نامساعد، به مقام شهادت در راه خدا رسید. شهادت امام هادی- علیه السلام- هم مثل اکثر اجداد بزرگوارش از طریق مسمومیت با زهر و به دستور حاکم جامعه بود. چون این نوع اقدام سیاسی خطر کمتری برای حکومت‌ها داشت و عامه مردم را به راحتی می‌شد فریب داد و رحلت حجت خدا را از ناحیه نوعی بیماری و امثال آن توجیه کرد! اگرچه خواص و افراد آگاه در عالم سیاست از واقعیت جریانات سیاسی باخبر می شدند.

 جهاد علمی امام هادی- علیه السلام- مثل اجداد بزرگوارش- سلام الله علیهم- سبب پاکسازی معارف و حقایق دین خدا از آمیختگی های فکری و فرهنگی و سیاسی و آشکار شدن بیشتر چهره نورانی و باشکوه دین خدا و بقای آن چهره زیبا و ارکان اصلی بنای دینی برای مردم آن زمان و آیندگان شد.

 ما به خواست خدای سبحان در ادامه این بحث و بخش بعدی به ذکر و توضیح مواردی از سخنان امام- علیه السلام- خواهیم پرداخت. (إن شاء الله تعالی)

الیاس کلانتری

۱۳۹۸/۱۲/۱۱

پاورقی ها:

۱- ارشاد، شیخ مفید، ج دوم، باب ۲۷، (انتشارات علمیّه اسلامیّه، ج ۲، ص ۲۸۵)

۲- منیة المرید فی آداب المفید و المستفید، شهید ثانی

۳- تحف العقول عن آل الرسول، شیخ بحرانی، بخش سخنان رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم)

۴- مستدرک الوسائل، ج ۱۳، ص ۲۵۸

پرینت

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *