کلام ایام ـ ۳۲۹، شب نیمه شعبان و استقبال از شب قدر

بسم الله الرحمن الرحیم

بخش اول

کلیات

* نیمه شعبان بافضیلت ترین شب ها بعد از شب قدر است.

* خدای سبحان سوگند یاد کرده است بر خود که در آن شب هیچ سائلی را محروم برنگرداند.

* آثار عقیده به یک مصلح آسمانی در زندگی انسانها.

* نقش پیامبران خدا در تاریخ زندگی انسانها.

* پیمان خدای سبحان با پیامبران.

*  فعالیت ها و رفتارهای پیامبران با انسان‌ها در هدایت آنها به راه های زندگی.

* فواید و آثار رفتارهای کریمانه و جاذبه اخلاقی رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم).

* هدایت عمومی موجودات از طرف پروردگار عالمیان.

* هدایت اختصاصی انسان از طرف پروردگار عالمیان.

* در حکومت دینی جاذبه های علمی و اخلاقی بر قلوب انسان‌ها حکومت می‌کند.

* علل مخالفت عده‌ای از انسانها با پیامبران خدا (علیهم السلام).

* علت دشمنی مشرکان با رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم).

* رفتارهای مسلمین با اسرای جنگی.

* تعارض دین توحیدی با هواهای نفسانی مشرکان.

* * * * * * * * * *

در آستانه شب نیمه شعبان قرار گرفته ایم و چند ساعت بیشتر با آن فاصله نداریم. شبی که در فضیلت نزدیک شب عظیم قدر قرار دارد و شبیه آن و مقدمه ای برای آن حتی مرتبه ای از آن محسوب می شود. یعنی مرتبه ای از برکات شب قدر در این شب مبارک هم بر بندگان نازل می شود.
از امام باقر ـ علیه السلام ـ نقل شده است که درباره شب نیمه شعبان فرمود:
«هي أفضل ليلة بعد ليلة القدر ، فيها يمنح الله تعالى العباد فضله ، ويغفر لهم بمنه ، فاجتهدوا في القربة إلى الله فيها فإنها ليلة آلى الله تعالى على نفسه أن لا يرد سائلا له فيها ، ما لم يسأل معصية » (۱) یعنی آن شب افضل شبها بعد از شب قدر است، در آن شب خدای سبحان فضل خود را بر بندگان عطا می کند و با منّ [و کرم خود] آنها را مورد غفران قرار می دهد، پس بکوشید در آن شب در تقرّب (نزدیک شدن) به خدای تعالی، چون آن شبی است که خدای تعالی سوگند یاد کرده است بر خود که هیچ سائلی را [دست خالی و نا امید] برنگرداند تا وقتی که معصیتی را درخواست نکرده باشد. مراد این است که در آن شب دعاها بطور قطع و یقین مستجاب می شود مگر اینکه دعا و درخواست بنده مشتمل بر معصیت باشد.
امام صادق ـ علیه السلام ـ درباره شب نیمه شعبان فرمود:
« إِنَّهَا اللَّيْلَةُ الَّتِي جَعَلَهَا اللَّهُ لَنَا أَهْلَ الْبَيْتِ بِإِزَاءِ مَا جَعَلَ لَيْلَةَ الْقَدْرِ لِنَبِيِّنَا » (۲) یعنی آن شبی است که خدای سبحان آن را برای ما اهل بیت قرار داد همانطور که شب قدر را برای پیامبر ما ـ صلی الله علیه و آله و سلم قرار داده است.
در ایام ماه شعبان و شب و روز نیمه آن یعنی در سالهای قبل مقالاتی در این سایت منتشر شده، عمدتاً چند مقاله باعناوین و شماره های ذیل:
کلام ایام ـ ۴۹، شب نیمه شعبان و ولادت امام عصر (علیه السلام)
کلام ایام ـ ۵۰، آثار عقیده به یک مصلح آسمانی در زندگی انسانها
کلام ایام ـ ۵۱، موقعیت امام مهدی ـ علیه السلام ـ در قرآن مجید
کلام ایام ـ ۵۲، حکمت غیبت امام عصر (علیه السلام)
کلام ایام ـ ۱۹۸، عید عظیم نیمه شعبان
با توصیه به مطالعه مقالات فوق الذکر ـ اگرچه بصورت مجدد ـ وارد مباحث دیگری درباره این شب و روز بسیار مبارک و پرفضیلت و موضوع غیبت حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ و ظهور آن حضرت و به جریان افتادن آن نهضت عظیم جهانی می شویم. ابتداءً جهت بهره مندی بیشتر از فضائل این شب باشکوه وانجام اعمال مخصوص آن و آماده شدن جهت احیاء آن قطعاتی از مقالات قبلی را در این بخش نقل می کنیم:
« در احادیث نقل شده از ذوات مقدسه معصومین (علیهم السلام) جلالت عظیمی برای شب نیمه شعبان بیان شده است و این شب بسیار مبارک شباهتی به شب قدر دارد و سفارش زیادی برای احیاء آن و بجا آوردن عبادات و اعمالی خاص در آن شده است. از جمله برترین عبادات این شب زیارت حضرت سیدالشهداء امام حسین (ع) است.
ولادت آخرین حجت پروردگار عالمیان، بقیه الله امام عصر حضرت مهدی (علیه السلام) هم در چنین شبی واقع شده و این حادثه بسیار مبارک موجب مواج شدن دریای برکات این شب شده است.
ولادت حضرت مهدی (علیه السلام) در سال ۲۵۵ هجری در سامراء واقع شده است، در حالیکه پدر بزرگوارش حضرت امام حسن عسکری و خانواده اش از طرف حکومت بنی عباس در آن شهر اقامت اجباری داشتند.
دشمنان دین خدا قبل از تولد آن وجود قدسی انتظار او را می کشیدند و نقشه قتل او را در سر داشتند. به جهت اوصافی که در معارف ادیان آسمانی و در کلام پیامبران خدا (علیهم السلام) بالخصوص وجود مبارک رسول اکرم اسلام حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلّم) از او ذکر شده بود و شهرت یافته بود!
اما اراده خداوند بر حفظ آن وجود مبارک از نقشه ها و کیدهای دشمنان دین خدا، و همه انواع خطرات تعلّق یافته بود. لذا لازم بود، هم تولد او، و هم زندگی او مجموعاً در نوعی استتار قرار گیرد. این گوهر قدسی تا زمانی که خداوند اراده فرموده در نوعی استتار قرار خواهد داشت و در زمانی مناسب خداوند عالم او را برای تحقّق اهداف مقدس همه پیامبران خدا و تجلّی حقایق دین توحیدی و تجسّم معارف کتاب های آسمانی و آخرین آن ها یعنی قرآن کریم، ظاهر خواهد کرد و با ظهور او نظام زندگی انسان ها تغییر خواهد کرد، و همه فضای زندگی در سطح تمام عالم در حوزه آن تحوّل مبارک خواهد گرفت. و فرصت تبهکاران و ظالمان در عرصه جوامع انسانی به پایان خواهد رسید و ظلم ها و فقرها و جنگ ها و خشونت ها از فضای زندگی انسانی برچیده خواهد شد. »(۳)
برای این شب پرفضیلت اعمال عبادی و دعاهای زیادی معین شده و بسیار ضروری است که اهل ایمان از این فرصت عظیم بهره مند شوند و دقایق آن را مغتنم بشمارند و فرصت های آن را از دست ندهند. اعمال مخصوص شب نیمه شعبان در کتابهای دعا مثل کتاب مشهور «مفاتیح الجنان» ذکر شده و این کتاب سهل الوصول است.
ضمناً این شب پرفضیلت بهترین فرصت برای دعا و رفع این بلای جهانی یعنی بیماری کرونا است که مردم دنیا را گرفتار کرده، امید است با دعای عمومی و همگانی اهل ایمان، امواج رحمت خدای سبحان به فضای زندگی انسانها جاری شود و این بلیه عظیم از همه جوامع انسانی رفع شود.
در این بخش قطعه ای از یک مقاله منتشر شده قبلی را نقل می کنیم:

اعمال نیمه شعبان

« در منابع حدیثی و کتاب های دعا، اعمال عبادی فراوانی برای شب نیمه شعبان ذکر شده است و از مجموع این احادیث و سفارشات ائمه معصومین (علیهم السلام) بر می آید که برکات فراوانی در چنین شبی به فضای زندگی انسان ها جاری می شود.در این شب فرصت بسیار مناسبی جهت دریافت عنایات خداوند و الطاف او به وجود می آید و ضروری است که انسان از این فرصت خاص بهره برداری کند. دعاها و درخواست ها از پروردگار، به جهت موقعیت خاص این شب در معرض استجابت و پذیرش قرار می گیرد. جهت اطلاع از اعمال خاص این شب و بهره مندی از برکات آن لازم است به کتاب های دعا مراجعه شود. در کتاب مفاتیح الجنان، اعمال مخصوص این شب مبارک بطور مفصل ذکر شده و این کتاب در دسترس عموم قرار دارد. از جمله اعمال شب نیمه شعبان احیاء این شب پر فضیلت و اشتغال به نماز و دعا و استغفار زیاد است. از اعمال بسیار مهم این شب زیارت حضرت سیدالشهداء امام حسین (علیه السلام) است، این زیارت هم در حرم شریف آن حضرت انجام می گیرد و هم از راه دور. کمترین حدّ زیارت آن حضرت این است که انسان بالای بامی رود و زیر آسمان قرار گیرد و به آسمان نگاه کند و آن حضرت را با این عبارت از راه دور زیارت کند:«اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَباعَبْدِاللَّهِ، وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ» توجه به ساحت قدسی امام حسین (علیه السلام) و ذکر نام مقدس او و سلام کردن به او و قهرمان های عرصه توحید و خداپرستی که کنار او به مقام رفیع شهادت در راه خدا رسیدند، فضای ذهن انسان را تطهیر می کند و آن را جهت دریافت برکات خاصه چنین شبی آماده می کند.در ابتدایِ یکی از دعاهای مخصوص شب نیمه شعبان آمده است:«اَللّهُمَّ بِحَقِّ لَیْلَتِنا [هذِهِ] وَ مَوْلُودِها وَ حُجَّتِکَ وَ مَوْعُودِهَا» از این عبارت در اول دعا بر می آید که توجه به عظمت این شب و مقام مولود گرانبهای آن که در ادیان آسمانی بالخصوص احادیث شریف نبوی (صلی الله علیه و آله وسلّم) و ائمه معصومین (علیهم السلام) ظهور او به عنوان حادثه ای بسیار مبارک وعده داده شده، روح انسان را مستعد دریافت الطاف و برکات خداوند می کند. پس لازم است، مؤمنین جهت بهره مند شدن بیشتر از عطایای پروردگارشان در چنین شبی در جاده توسل قرار بگیرند. توسل به اسماء الحسنای پروردگار، و مقام ائمه معصومین (علیهم السلام)، حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) و خود امام عصر (علیه السلام)، که همه آن ذوات مقدسه اسماء الحسنای تجسّم یافته خداوند هستند.خواندن دعای مشهور کمیل در این شب اکیداً سفارش شده است و در رأس دعاهای این شب قرار دارد.از مضامین یکی از دعاهای شب نیمه شعبان بر می آید که این شب ارتباطی با شب قدر دارد، شاید بشود گفت بخشی از برکات بی شمار شب قدر در شب نیمه شعبان هم به عالم دنیا نازل می شود و یا شب نیمه شعبان مقدمه ای برای شب قدر است. دعای مورد نظر با این عبارت شروع می شود:«اللَّهُمَّ أَنْتَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ الْخَالِقُ الرَّازِقُ»(۴)

خلقت و هدایت عمومی موجودات

خدای سبحان در سر تا سر عالم وجود یک نظام هدایتی عمومی برقرار کرده است و برای تمامی مخلوقات خود در آن نظام هدایتی مسیری معین شده که آن مسیر منتهی به مقصد آفرینش او می شود. یعنی خلقت هیچ موجودی عبث و بیهوده نمی باشد، اعمّ از اینکه حکمت خلقت آن موجود آشکار و قابل فهم و درک باشد و با دیدن آن و یا توجهی سطحی به آن روشن شود و یا احتیاج به تدبّر و تحقیق و تفکر زیادی در آن باشد.

 هدایت مخلوقات غیر از انسان از طریق قوانینی که خدای سبحان در عالم و در وجود آنها برقرار کرده است انجام می گیرد. مثل الهامات غریزی که به صورت حیرت انگیزی به وجود جانداران منتقل می‌شود و آنها از آن طریق به مقاصد حیات هدایت می‌شوند.

 اما انسان موجود برتر و متعالی تر عالم خلقت است و مجموعاً موجودات دیگر برای زندگی او و رسیدن او به مقصد حیات آفریده شده اند و خلقت آنها بطور مستقیم یا با یک یا چند واسطه به زندگی انسانها ارتباط می‌یابد.

 خدای سبحان برای انسان‌ها یک نظام هدایتی مخصوصی برقرار کرده است و این موجود برتر را از دو طریق قوای درونی که به آن هدایت باطنی گفته می‌شود و پیام‌های مستقیم به پیامبران هدایت می‌کند.

 هدایت باطنی انسان از طریق قوّه عقل و مجموعاً قوای ادراکی دیگر در وجود او جریان می یابد، اما هدایت نوع دیگر که اختصاص به جنس انسان دارد، از طریق کلام خدا که بصورت کتاب های آسمانی به پیامبران رسیده و از طریق نوعی وحی انجام می گیرد. در این بخش قطعه کوتاهی از یک مقاله منتشر شده قبلی را نقل می کنیم:

نقش پیامبران خدا در تاریخ زندگی انسان ها

«از روزی که زندگی انسان در روی زمین به جریان افتاده بطور مستمر پیام آورانی از طرف خداوند به سوی آن ها فرستاده شده، تا راه زندگی مطلوب انسانی را به آن ها نشان دهند و آن ها را برای پیمودن راه زندگی و جریان یک زندگی مطلوب آموزش دهند. بطوریکه اولین انسان آفریده شده، مقام نبوت داشت و او حضرت آدم (ع) بود. در این زمینه کلامی را از امام امیرالمؤمنین علی (ع) نقل می کنیم:

«وَ اصْطَفَى سُبْحَانَهُ مِنْ وَلَدِهِ أَنْبِيَاءَ أَخَذَ عَلَى الْوَحْيِ مِيثَاقَهُمْ وَ عَلَى تَبْلِيغِ الرِّسَالَةِ أَمَانَتَهُمْ»(۵) یعنی خداوند سبحان از فرزندان او ]آدم[ پیام آورانی را برگزید و از آن ها پیمان وحی گرفت و از آن ها خواست که امانت رسالت را به انسان ها برسانند.

سنت ارسال پیامبران از طرف خداوند جهت آموزش انسان ها استمرار یافت، بطوریکه امیرالمؤمنین (ع) در ادامه کلام خود می فرماید:

«فَبَعَثَ فِيهِمْ رُسُلَهُ وَ وَاتَرَ إِلَيْهِمْ أَنْبِيَاءَهُ لِيَسْتَأْدُوهُمْ مِيثَاقَ فِطْرَتِهِ وَ يُذَكِّرُوهُمْ مَنْسِيَّ نِعْمَتِهِ وَ يَحْتَجُّوا عَلَيْهِمْ بِالتَّبْلِيغِ وَ يُثِيرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُولِ وَ يُرُوهُمْ آيَاتِ المقدرة مِنْ سَقْفٍ فَوْقَهُمْ مَرْفُوعٍ وَ مِهَادٍ تَحْتَهُمْ مَوْضُوعٍ وَ مَعَايِشَ تُحْيِيهِمْ وَ آجَالٍ تُفْنِيهِمْ»(۶) پس خداوند در بین آن ها ]انسان ها[ رسولان خود را مبعوث فرمود و پیامبران خود را پی در پی فرستاد. تا از آن ها بخواهند که به پیمان فطری خود پای بند باشند و متذکر نعمت های خداوند شوند که انسان ها فراموش کرده اند، و با ابلاغ پیام های خداوند حجت را برای آن ها آشکار کنند. و به آن ها ارائه کنند نشانه های قدرت خداوندی را از سقف [آسمان]  برافراشته فوق آن ها و مهد گسترده در زیر پای آن ها. و وسائل معیشتی که عامل حیات آن هاست و اجل هائی که آن ها را از بین می برد.

توضیح و تفسیر این عبارات از خطبه شریف امیرالمؤمنین علی (ع) و تفصیل نقش پیامبران در جریان فرهنگ و رفتارهای انسان ها مجال دیگری می طلبد و در این قسمت از بحث به اشاره ای اجمالی اکتفاء می کنیم و آن اینکه:

پیامبران خدا به پیمانی که با خداوند بسته بودند، وفا کردند و زندگی انسان ها را در روی زمین به جریان انداختند و راه های زندگی حقیقی را به آن ها نشان دادند، اما مخالفت هائی از طرف گروهی از انسان ها با آن ها شروع شد و عده ای از مردم به مقابله با آن ها بر خواستند و دشمنی ها آغاز شد و بعضی از پیامبران را تکذیب کردند و حتی بعضی از آن ها را کشتند و این جریان در طول تاریخ استمرار پیدا کرد»(۷).

 پیامبران خدا شخصیت‌های ممتازی در بین انسانها بودند. آنها از طرف خدای سبحان و با علم و توجهات خاصّ او پرورش یافته بودند. آنها در اصل بین مردم محبوبیت زیادی داشتند، و دارای فضائل اخلاقی و رفتاری عظیمی بودند و آنها تمامی فرصت های عمر خود را برای آسایش انسان ها و در مسیر کمک به آنها صرف می کردند.

 اما عده‌ای از انسان‌ها به علل خاصی با آنها به مخالفت بر می خاستند در حالی که غالباً به عظمت شخصیت آنها و به فضائل اخلاقی آنها و به خیرخواهی آنها برای انسانها معترف بودند. یعنی با آنها دشمنی می‌کردند، در عین حال که به حقانیّت آنها و مقام نبوت آنها و فضائل عظیم اخلاقی و شخصیتی آنها معترف بودند.

 مخالفت عده‌ای از انسان ها با پیامبران خدا علل متعددی دارد از جمله:

۱-  صفت اختیار در انسان ها.

۲- پدید آمدن صورت های تقلّبی از دین خدا.

۳- بردگی فکری عده زیادی از انسانها در مقابل حکومت ها.

۴- اعتیاد انسانها به شرک و بت پرستی.

۵- رفتارهای توأم با رحمت و رأفت پیامبران با مردم و حتی با مخالفان.

۶- آزادی انسان‌ها در ابراز مخالفت با پیامبران و خودداری از مجازات و سرکوبی مخالفان.

 و بعضی علل دیگر که ذکر و توضیح آنها احتیاج به فرصت مناسب دیگری دارد.

 در این بخش از بحث قطعاتی از تفسیر سوره کوثر از کتاب تفسیر مقدماتی قرآن ۱، اثر نویسنده مقاله را نقل و مورد بررسی قرار می دهیم.(۸)

علت دشمنی مشرکان با رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم)

 تاریخ زندگی رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- حاکی از آن است که آن حضرت – صلّی الله علیه و آله و سلّم- در رفتارهای خود نسبت به انسان‌ها ملاطفت و محبت زیادی به کار می برده است. این ملاطفت و محبت و دلسوزی حتی در مورد کفار و مشرکان هم به کار بسته می‌شد، به طوری که اخلاق کریمانه و فضائل آن حضرت – صلّی الله علیه و آله و سلّم- در رفتارهایش مورد اعتراف مخالفان او بوده است. او در دوره زندگی خود در مکه (قبل از نبوت) با لقب محمد امین – صلّی الله علیه و آله و سلّم- شناخته می‌شد.

 فضائل اخلاقی و بزرگواری های او زبانزد مردم مکه بود. بعد از مبعوث شدن به نبوت و رسالت و در دوره مکه قبل از هجرت تأثیرات اخلاق کریمانه او در دل‌های انسان‌ها، مشرکان را به وحشت می‌انداخت. زحمات و تلاش‌های او برای اصلاح زندگی مردم و ارشاد آنها توانفرسا بود، البته منظور توانفرسا نسبت به تحمل فوق العاده آن حضرت – صلّی الله علیه و آله و سلّم-  می باشد.

 رسول اکرم – صلّی الله علیه و آله و سلّم- حتی با کسانی که او و پیروانش را به طور مداوم اذیت می‌کردند، با مهربانی رفتار می‌کرد.

 منطق قوی و استقامت فوق عادی و رفتارهای سرشار از عاطفه او، گرایش های عمیقی در دل‌های مردم نسبت به او ایجاد می‌کرد. تأثیرات کلام خداوند که بر زبان او جاری می‌شد و فضائل اخلاقی او که از کلام خداوند در وجود شریفش نفوذ کرده و در رفتارهایش تجلّی می کرد، در حدّی بود که او را متّهم به ساحری می‌کردند، با این وجود حتی دشمنان بسیار سرسخت و مخالفان لجباز او هم غالباً از اخلاق کریمانه او متأثر می شدند.

 بعد از هجرت به مدینه و تشکیل حکومت و جامعه اسلامی، رفتارهای کریمانه او مثل دوره مکه بود. او در عین حال که در دوره بعد از هجرت در مدینه به قدرت اجتماعی و مقبولیت زیادی دست یافته بود، در عین حال رفتارش با مردم مثل قبل از هجرت بود، یعنی رفتارهای او در زمانی که قدرت زیادی پیدا کرده بود، با زمانی که قدرتی نداشت و تحت فشار و آزار مشرکان زندگی می‌کرد، تفاوتی نداشت.

 در جنگ هایی که مشرکان علیه او و پیروانش به راه می انداختند، بزرگواری و کمالات روحی زیادی از آن حضرت – صلّی الله علیه و آله و سلّم- تجلّی می کرد. این جنگ‌ها با حمله از طرف مشرکان و دفاع آن حضرت – صلّی الله علیه و آله و سلّم- و پیروانش شروع می‌شد. روش او به هنگام روبرو شدن با دشمن این بود که آنقدر به صفوف سپاه دشمن نزدیک می شد که صدایش به گوش آنها می رسید و بعد با سخنان ملاطفت آمیز و مؤثر خود، آنها را به صلح و خودداری از جنگ و خونریزی دعوت می‌کرد، طبعاً وقتی رسول اکرم – صلّی الله علیه و آله و سلّم- در فاصله نزدیکی از سپاه دشمن قرار می‌گرفتند، خطرهای زیادی متوجه ایشان می شد و احتمال داشت دشمن با پرتاب تیر و یا با حمله ای سریع و ناگهانی او را به قتل برساند، اما در عین حال به جهت اینکه می خواست از جنگ و کشته شدن انسان ها جلوگیری کند، این خطرها را می پذیرفت و غالباً این توصیه‌ها و نصیحت های رسول خدا – صلّی الله علیه و آله و سلّم- به هدف جلوگیری از جنگ، در دلهای مشرکان آثاری ایجاد می‌کرد و کار به مصالحه می‌کشید و مقابله نظامی بدون اینکه به زد و خورد بکشد، پایان می یافت. در مواردی هم که کار به جنگ می کشید، سعی می‌کرد از کشته شدن انسان ها تا حدّ امکان جلوگیری کند.

 در خطرناک ترین جنگ ها هم که افراد دشمن حدود سه برابر همراهان آن حضرت – صلّی الله علیه و آله و سلّم- بودند و آنها با اسلحه و تجهیزات کامل به جنگ آمده بودند! و در مقابل مسلمین با نفرات کمتر و بدون داشتن اسلحه و تجهیزات کافی با آنها مواجه شدند، باز هم ایشان به مسلمین توصیه می کردند که برخی از سپاه دشمن را که به جنگ چندان رغبتی نداشتند و با نوعی اکراه و اجبار به جنگ آمده بودند، نکشند و تعدادی از آن افراد را نام بردند.

 با اسیران جنگی هم در نهایت خوشرفتاری روبرو می شدند و بعدها آنها را به تدریج و به طرق مختلف آزاد می‌کردند. در جریان جنگ بدر که عده ای از سپاه دشمن اسیر شدند، آن حضرت مسلمین را به مهربانی و خوشرفتاری با آنها توصیه فرمود، به طوری که خود اسرا بعداً گفته بودند که مسلمین آنقدر با ما خوشرفتاری می کردند که ما شرمنده می شدیم.

او وقتی دارای قدرت اجتماعی و نظامی زیادی شد و پیروان بی شماری پیدا کرد، با همان اخلاق و رفتار کریمانه با مخالفان و دشمنان مواجه می شد و وقتی پایگاه مشرکان را در شهر مقدس مکه از بین برد و قدرت مشرکان را در هم شکست و شهر مکه را در اختیار گرفت، همگان را بخشید و تمامی ظلم هایی را که آنها در مورد او و پیروانش عملی کرده بودند، نادیده گرفت و هرگز در مقام انتقام جویی بر نیامد و حتی «وحشی» – قاتل عموی خود، حضرت حمزه- را هم بخشید.

 با این توضیحات روشن می‌شود که مشرکان و کفار هیچ بهانه‌ای برای ابراز عداوت و کینه نسبت به رسول اکرم – صلّی الله علیه و آله و سلّم- نداشتند و هیچ‌ یک از مخالفین و دشمنان آن حضرت چه از معاصران او و چه در طول تاریخ بعد از ظهور اسلام، نتوانسته اند حتی یک نقص در اخلاق یا رفتار آن حضرت پیدا کنند و هر چه از او نقل شده، حاکی است از عظمت های اخلاقی و رفتار های محبت آمیز نسبت به همه انسان ها، حتی نسبت به مخالفان و دشمنان اسلام، پس بنابراین باید وجه دشمنی و کینه عده‌ای از مشرکان با او روشن شود.

دشمنی مشرکان با رسول الله – صلّی الله علیه و آله و سلّم- جهت دعوت دین توحیدی بود

 از رفتارهای مشرکان معاصر پیامبر اکرم – صلّی الله علیه و آله و سلّم- بر می‌آید که مخالفت و دشمنی آنها با آن حضرت تنها به خاطر ترس از انتشار دین توحیدی بود،  و نه به خاطر شخص آن حضرت (صلّی الله علیه و آله و سلّم). آنها می خواستند چراغ دین توحیدی را خاموش کنند و پیامبر اکرم – صلّی الله علیه و آله و سلّم- و استقامت بی‌نظیر او مانعی در مقابل خواسته‌های آنان بود.

 مقاصد مشرکان در مخالفت با پیامبر اکرم – صلّی الله علیه و آله و سلّم- و علت رفتارهای آنها در آیاتی از قرآن مجید ذکر شده است از جمله:

۱- «يرِيدُونَ أَنْ يطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَيأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَنْ يتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ» (التوبة/۳۲) می فرماید: می‌خواهند نور خداوند را با دهن های خود خاموش کنند و خداوند جز این نمی خواهد که نورش را به اتمام برساند، اگرچه کافران از آن کراهت داشته باشند.

 از این آیه بر می‌آید که دشمنان دین توحیدی، برای از بین بردن آثار وحی الهی بسیار تلاش می‌کردند و علت مخالفتشان با رسول الله – صلّی الله علیه و آله و سلّم-  هم همین موضوع بود. این آیه شامل اهل کتاب و مقاصد آنها هم می شود.

۲- «يرِيدُونَ لِيطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ» (الصف/۸) معنای آیه شبیه به آیه قبلی است.

۳- «وَإِذَا تُتْلَى عَلَيهِمْ آياتُنَا بَينَاتٍ تَعْرِفُ فِي وُجُوهِ الَّذِينَ كَفَرُوا الْمُنْكَرَ يكَادُونَ يسْطُونَ بِالَّذِينَ يتْلُونَ عَلَيهِمْ آياتِنَا» (الحج/۷۲) می‌فرماید: وقتی آیات روشن ما بر آنها تلاوت می شود، آثار انکار را در چهره کافران می بینی، به طوری که آنها آن قدر خشمگین می‌شوند که می‌خواهند حمله کنند به کسانی که آیات ما را بر آنها تلاوت می‌کنند.

فواید و آثار رفتارهای کریمانه و جاذبه اخلاقی رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم)

 در مباحث فوق اشاره ای شد به جاذبه های اخلاقی خاصّ رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- و اینکه همان اخلاق پسندیده و مهربانی و بزرگواری آن حضرت حتی در رفتار خود با مشرکان و دشمنان خود، حداقل یکی از علل بروز مخالفت ها و جری شدن دشمنان برای مزاحمت ها و فشارها برای خود آن بزرگوار و پیروانش بود. چون در سیره شریف آن حضرت حتی یک مورد بی عدالتی و خشونت و سرکوبی مخالفان و عداوت و کینه جوئی نسبت به آنها، در طول عمر مبارک او دیده نشده حتی زمانی که قدرت اجتماعی و نظامی زیادی پیدا کرده بود. و دشمنانش کاملاً ضعیف شده بودند و در حالت تسلیم قرار داشتند و آن حضرت و سپاهش کاملاً بر آنها مسلّط بودند.

 پس طبعاً این نوع رفتار‌ها مشکلاتی برای او و دین خدا به وجود می‌آورد و علی الظاهر و ابتداءً باید نقصی برای آن حضرت و دین خدا محسوب شود. اما حقیقت این است آن گونه رفتارها در اصل کمالی و فضیلتی برای دین خدا و حکومت رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- می باشد و فواید عظیمی در مجموع برای جامعه دینی دارد و فواید آن از مشکلاتی که به وجود می آورد خیلی بیشتر است! و آن اینکه:

 حکومت دینی از نوع حکومت‌های عادی بشری نیست بلکه در این نظام حکومتی جاذبه‌های علمی و اخلاقی بر قلوب انسانها حکومت می‌کند و انسانها به آن تمایل قلبی و علاقه و اشتیاق پیدا می‌کنند! و به طور کلی در آن نظام حکومتی پروردگار عالمیان بر انسان‌ها حکومت می‌کند نه یک انسان و یا گروهی از طرفدارانش. در آن نظام حکومتی انسان ها دارای ارزش و عزت زیادی هستند. در آن نظام حکومتی، حتی حقوقی برای مخالفان در نظر گرفته می‌شود و آنها حق زندگی در جامعه دینی را دارند البته حق اغتشاش و ایجاد فتنه و ظلم به دیگران نه! یعنی چنین فرصتی به آنها داده نمی‌شود آن اخلاق و رفتار، کمالات و جاذبه‌های دین آسمانی را آشکار می‌کند و انسانها را به سوی حقایق موجود در عالم هدایت می‌کند و آرامش و اطمینان قلبی در آنها برای انتخاب به وجود می آورد، لذا معقول نیست در حکومت دینی از روش اعمال قوه قهریّه برای خاموش کردن صدا و اعتراض مخالفان استفاده شود. حتی اگر آن کار سبب تحکیم پایه‌های قدرت حکومت شود و فوایدی هم با خود داشته باشد.

 دین خدا با جاذبه‌های حقیقی و طبیعی خود در دلها نفوذ می‌کند و تحمل مشقّت ها و مشکلات برای آسایش انسان ها و احترام به آنها یکی از آن جاذبه ها است! اگرچه لازم بود پیامبر خدا – صلّی الله علیه و آله و سلّم- مشقّت ها و مشکلات زیادی را برای حصول آن مطلوب تحمل کند. آن بزرگوار برای آسایش انسان ها و ایمان آنها و نجات آنها از زندگی نابسامان، آن مشکلات را با میل و رغبت و اشتیاق قبول و تحمل می‌کرد.

الیاس کلانتری

۱۳۹۹/۰۱/۲۰

پاورقی ها:
۱ـ امالی شیخ طوسی، ص ۲۹۷
۲ـ بحارالانوار، علامه مجلسی، ج ۹۵ ، ص۴۰۹
۳ـ وبسایت حکمت طریف، کلام ایام ـ ۴۹
۴ـ همان، کلام ایام ـ ۱۹۸، عید عظیم نیمه شعبان

۵- نهج البلاغه، خطبه اول

۶- همان

۷- وبسایت حکمت طریف، کلام ایام – ۵۰

۸- تفسیر مقدماتی ۱، کتاب درسی رشته الهیات، الیاس کلانتری، نشر آرین ویژه، دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج، ص۱۱۳

پرینت

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *