روش صحیح حفظ قرآن کریم (۱۴)

برنامه حفظ قرآن در شماره قبلی به سوره قمر منتهی شد. برای این مرحله سوره های: الرحمن، واقعه، حدید، مجادله، حشر، ممتحنه و صف تعیین شده است.

هفته اول: سوره الرحمن. روزی ده آیه حفظ شود، روزی ده آیه یعنی دو تا پنج آیه (واحد حفظ در این برنامه) و در دو روز از هفته سه تا پنج آیه، تا مجموع سوره که دارای ۷۸ آیه می باشد در پایان هفته تمام شود.

با توجه به اینکه آیه:«فبأی آلاء ربّکما تکذّبان» در این سوره ۳۱ مرتبه تکرار شده، با کسر این عدد از مجموع آیات سوره، حفظ میزان تعیین شده براحتی مقدور خواهد شد. البته حفظ شماره آیات این سوره، با توجه به تکرار آیه فوق الذکر، توجه بیشتر و دقت بیشتری را می طلبد.

هفته دوم: سوره واقعه از اول تا آ یه ۷۰ روزی ده آیه

هفته سوم: بقیه سوره واقعه از آیه ۷۱ تا ۹۶ روزی ده آیه در سه روز اول هفته. و در دو روز بعدی روزی ۵ آیه از سوره ی حدید تا آیه دهم. روز آخر هفته هم جهت تکمیل نواقص احتمالی و آیاتی از سوره حدید که امکان دارد توفیق حفظ آنها حاصل نشده باشد، چون بعضی از آیات سوره حدید طولانی است و حفظ آنها قدرت بیشتری را نسبت به سوره های قبلی می طلبد.

هفته چهارم: بقیه سوره حدید از آیه ۱۱ تا ۲۹، هر روز و در بعضی موارد در هر دو روز یک بار پنج آیه. بنابراین توضیحی که ذکر شد.

هفته پنجم: سوره مجادله، ب توجه به توضیح مذکور در برنامه هفته سوم

هفته ششم: سوره حشر که دارای ۲۴ آیه است، هر روز و گاهی هر دو روز یکبار ۵ آیه.

هفته هفتم: دو سوره ممتحنه و صف حفظ شود.

قابل توجه است که آیات سوره هایی که در این مرحله و بعضی از مراحل قبلی در برنامه حفظ قرار گرفته اند، طولانی بود و حفظ آنها هم به جهت طولانی بودن و هم موضوعات و مطالب آیات، تلاش بیشتری را می طلبد. در زمینه این نوع آیات و روش حفظ آنها که با سهولت همراه باشد قبلا توضیحاتی داده شد، اما به جهت اهمیت موضوع و توجه بیشتر، مجدداً این مطلب را ذکر می کنیم در آیات طولانی قرآن به جهت سهولت حفظ لازم است یک آیه طولانی به چند قسمت تقسم شود و هر یک از آن قسمت ها از اول آیه چند بار تکرار شود، مثل اینکه آیه مستقلی است، یعنی مثل آیات کوتاه ـ و بعد قسمت های حفظ شده با یکدیگر ضمیمه شود و بعد آیه به صورت کامل چند بار تکرار شود.

برنامه تکرار سوره های قبلی

تکرار سوره های حفظ شده قبلی لازم است مطابق با توضیحی که در شماره ۴۱ ذکر شد، و یا شبیه به آن انجام گیرد. قابل توجه است که هر چه برنامه حفظ جلوتر می رود، طبعاً برنامه تکرار سوره ها اهمیت بیشتری پیدا می کند و لازم است وقت بیشتری صرف آن شود.در این شماره هم توصیه می شود، سوره های اولیه که از زمان حفظ آنها مدت زیادی گذشته است، هر هفته به طور تقریبی دو جز یعنی هر روز حدود یک سوم جز تکرار شود و سوره هایی که در دو یا سه مرحله اخیر قرار گرفته اند، بیشتر مورد توجه قرار گیرد. و ما به خواست خداوند در مرحله بعدی که حفظ نصف قرآن به پایان خواهد رسید،برنامه تکرار دقیقی ذکر خواهیم کرد؟!

برنامه حفظ فوق العاده

کسانی که مطابق برنامه فوق العاده کار کرده اند در مرحله قبلی موفق به حفظ ۱۵جزء دوم قرآن و سوره یونس شده اند. توصیه می شود برنامه تکرار را مطابق با توضیحی که ذکر شد ادامه دهند، مثلا پانزده جز دوم را به صورت تقریبی هر هفته دو جز تکرار کنند و سوره یونس و چند سوره آخر تعیین شده در دو مرحله قبل را در دفعات بیشتری تکرار کنند.

در این قسمت از برنامه حفظ دو سوره هود و یوسف تعیین می شود که تقریباً در هر ماه یکی از این دو سوره و روزی پنج آیه و در چند روز باقی مانده قسمت های عقب مانده جبران شود و وقت بیشتری صرف تکرار سوره های قبلی و یاد گرفتن معانی آنها شود.

توجهی به روابط بین آیات

گفته شد که در هر یک از سوره های قرآن یک یا چند موضوع اساسی مورد توجه قرار گرفته و آ یات دیگر سوره به نحوی به آن موضوع اساسی ارتباط پیدا می کند.

نمونه هایی از سوره ه و محور مباحث آنها را به عنوان شاهد مثال ذکر کردیم. به جهت اهمیت زیاد موضوع و کاربرد آن در تفسیر و کشف معانی دقیق روابط بین آیات، مورد دیگری از سوره های حفظ شده را مورد بررسی قرار می دهیم.

سوره عنکبوت با آیات ذیل شروع شده است:

«بسم الله الرحمن الرحیم. الم. احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا آمنّا و هم لا یفتنون. و لقد فتنا الذین من قبلهم فلیعلمن اللّه الذین صدقوا و لیعلمن الکاذبین» ؛ آیا انسانها گمان کردند که به حال خود رها می شوند، به صرف اینکه بگویند ما ایمان آوردیم[برای مؤمن بودن آنها]کفایت می کند و آنها مورد امتحان قرار نمی گیرند، در حالی که ما اقوام قبلی را امتحان کردیم[و امتحان یکی از سنت های تغییر ناپذیر ما ست] تا اینکه از این طریق خداوند راستگویان[مؤمنان حقیقی] و دروغگویان را آشکار کند».

روش صحیح حفظ قرآن کریم (2)
بخوانید

یعنی : ایمان حقیقی از ایمان ظاهری تشخیص داده شود و اینکه ایمان اولیه و ظاهری با امتحان خداوند به ایمان حقیقی تبدیل شود.

از این آیات و موقعیت آنها در این سوره روشن می شود که«ایمان» و مؤمنان حقیقی ؛یعنی دارندگان ایمان محور اصلی مباحث این سوره را تشکیل می دهد.و این محور باید موقعیت مهمّی در بین آیات سوره داشته باشد!

از توجه به آیات سوره این موضوع روشن می شود و می بینیم که در آیات متعددی به موضوع ایمان حقیقی ـ و موضوعات مربوط به آن ـ توجه شده است و میزان توجه به موضوع مذکور در این سوره به لحاظ حجم سوره خیلی بیشتر از سایر سوره ها است! مگر سوره هایی که در آنها هم به نحوی موضوع ایمان محور مباحث می باشد. به آیات مورد نظر توجهی می کنیم و آ یاتی را که در این سوره مشتمل بر موضوع مورد بحث است، ذکر می کنیم:

۱. «والذین آمنوا و عملوا الصالحات لنکفرن عنهم سیئاتهم …»(آیه ۷)

۲. «والذین آمنوا و عملوا الصالحات لندخلنّهم فی الصالحین» (آیه ۹)

۳. «و لیعلمن اللّه الذین آمنوا و لیعلمن المنافقین»(آیه ۱۱)

۴. «و قال الذین کفروا للذین آمنوا …»(آیه ۱۲)

۵. «…و الذین آمنوا بالباطل و کفروا باللّه اولئک هم الخاسرون»(آیه ۵۲)

۶. «یا عبادی الذین آمنوا ان ارضی واسعة فایای فاعبدون» (آیه ۵۶)

۷. «والذین آمنوا و عملوا الصالحات لنبوّئنّهم من الجنة غرفاً» ( آیه ۵۸)

۸. «…ان فی ذلک لآیات لقوم یؤمنون» (آیه ۲۴)

۹. «…ان فی ذلک لرحمة و ذکری لقوم یؤمنون» (آیه ۵۱)

۱۰. «…افبالباطل یؤمنون و بنعمة اللّه یکفرون» (آیه ۶۷)

از توجه به آیات فوق میزان اهمیت موضوع ایمان حقیقی و لوازم آن آشکار می شود. و اینکه چگونه باید ایمان اولیه و ظاهری تبدیل به ایمان حقیقی شود. اصل موضوع ایمان ظاهری و ایمان حقیقی در مقالات قبلی مورد بحث قرار گرفت. اما در این سوره راه های تفکیک و تشخیص بین آن دو و صاحبان آنها مورد توجه قرار گرفته است .

نکته دیگر اینکه تفکیک و شناسایی این دو نوع ایمان؛ یعنی ایمان ظاهری و اولیه و ایمان حقیقی از طریق امتحان خداوند امکان پذیراست که در آیات قرآن به خصوص این آیات از این نوع امتحان با عنوان«فتنه» ذکر شده فلذا در آیات سوره به این موضوع هم توجهی شده، به طوری که می فرماید:

۱. «احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا آمنا و هم لا یفتنون» (آیه ۲)

۲. «و لقد فتنا الذین من قبلهم …»

۳. «فاذا اوذی فی اللّه فتنه الناس کعذاب اللّه» (آیه ۱۰)

نکته دیگر اینکه در آیات این سوره ها ایمان در مقابل کفر قرار گرفته و گاهی در مقابل نفاق؛ توضیح اینکه چون ایمان به دو قسم ؛ایمان ظاهری و اولیه و ایمان حقیقی تقسیم می شود، مقابل ایمان ظاهری، موضوع کفر قرار می گیرد، در این صورت به کسی که این نوع ایمان را اظهار نمی کند، کافر گفته می شود، اما اگر کسی ایمان خود را اظهار کرد و ایمان او فقط ایمان ظاهری و اولیه بود، مقابل آن موضوع نفاق قرار می گیرد.

مثال برای ایمان حقیقی

۱. «والذین آمنوا و عملوالصالحات لنکفرن عنهم سیئاتهم»(آیه۷)

۲. «والذین آمنوا و عملوالصالحات لندخلنهم فی الصالحین» (آیه ۹)

مثال برای ایمان ظاهری:

«و من الناس من یقول آ منا باللّه فأِذا اوذی فی اللّه …»(آیه ۱۰)

و نکته آخر اینکه چون حقیقت ایمان ادعایی صرف،می باشد، یعنی ادعا مطابق با واقعیت نیست و ایمان در اینجا وجود ندارد، و در حقیقت چنین ایمانی، کفر است به علاوه یک دروغ ، منافق در اصل کافری است که دروغی را هم به کفرش اضافه کرده،فلذا موضوع«کذب» هم به طور مکرر در آیات این سوره مورد توجه قرار گرفته است!

به طوری که در آیات متعددی می فرماید:

۱. «…فلیعلمن اللّه الذین صدقوا و لیعلمن الکاذبین» (آیه ۳)

۲. «و ما هم بحاملین من خطایاهم من شی انهم لکاذبون» (آیه ۱۲)

۳. «و ان تکذبوا فقد کذب امم من قبلکم» (آیه ۱۸)

۴.« و من اظلم ممن افتری علی اللّه کذباً او کذب بالحق …» (آیه ۶۸)

کشف محور مباحث سوره ها و فروعات مربوط به آنها و بررسی آیات سوره از این طریق، مقدمه کشف معانی دقیق و بسیار مهمی از آیات قرآن خواهد شد و بخواست خداوند در شماره های بعدی به توضیح جهاتی از این موضوع خواهیم پرداخت. و روشهای استفاده از این موضوع را در تفسیر حقیقی آیات و ابطال روشهای نادرست تفسیری ذکر خواهیم کرد.

پدید آورنده : الیاس کلانتری ، نشریه بشارت شماره ۴۴، صفحه ۶۴

دکمه بازگشت به بالا
بستن