کلام ایام – ۳۱، نزول برکات قدسی به عالم دنیا

veladatefatemeنزول برکات قدسی به عالم دنیا

بخش اول

در نظام حاکم بر عالم دنیا در زمانهای خاصی برکات فراوانی از طرف خداوند و مطابق اقتضای ربوبیت او بر موجودات نازل می شود. مثل اینکه در منطقه ای از زمین باران زیادی می بارد و ذخائر آبی آن منطقه فراوان می شود و موجب آسایش انسانها می گردد. همچنین در فصل معینی از سال یعنی فصل بهار بطورکلی وضعیت زمین دگرگون می شود و خداوند حیات تازه ای به آن عطا می کند و خاصیت رویاندن گیاهان و درختان در آن جریان می یابد.

حال اگر در منطقه ای مدتی باران نیامده باشد و خطر کم آبی و قحطی ناشی از آن انسانها را نگران کند و این نگرانی طولانی شود و به اضطراب تبدیل شود، در این وضعیت نزول باران پر حجمی موجب برطرف شدن وضعیت اضطراری و برگشت آرامش و سرور انسانها خواهد شد.

در جهت معنوی زندگی انسانها هم موضوع شبیه به همین است و آن اینکه در بعضی از زمانها حادثه ای موجب تحول عظیمی در زندگی مردم یک جامعه و یک کشور و یک منطقه می شود، مثل برقراری صلح بین دو گروه از انسانها و از بین رفتن حالت جنگ و خشونت و ناآرامی و اضطراب ناشی از آن. و یا مثل برقراری یک نوع حکومت مطلوب انسانها در یک جامعه و آسایش و رفاه افراد جامعه در اثر برقراری آن نظام حکومتی. و یا مثل ظهور یک دانشمند بزرگ و شهرت یافتن او و انتشار حاصل تحقیقات و مطالعات و کشفیات علمی او در بین افراد یک جامعه و یا در سطح وسیعتری، و بهره برداری مردم از حاصل علوم و تجربیات او. اما گاهی حوادثی در منطقه ای از زمین واقع می شود که تحول عظیمی در زندگی مردم آن منطقه، و یا سطح جهان ایجاد می کند و یا اینکه قدرت ایجاد یک تحول عظیم در ذات و اصل آن حادثه وجود دارد و می شود آن را به جریان انداخت. حوادثی مثل ظهور پیامبران خدا، تولد آنها و یا بعثت آنها و یا انتشار فضائل علمی و اخلاقی آنها و بطورکلی شناخته شدن و به جریان افتادن معارف دین توحیدی  از سیره آنها.

از حوادث بسیار مهم تاریخ زندگی انسانها ولادت حجت پروردگار عالم و برترین و با فضیلت ترین بانوان عالم حضرت فاطمه زهرا – سلام الله علیها – دختر آخرین پیامبر خدا حضرت محمد – صلّی الله علیه و آله وسلّم – می باشد.

 فضائل متمرکز در شخصیت و سخنان و رفتارهای آن بزرگوار می تواند تحول عظیمی در زندگی انسانها در سطح جهان بالخصوص در زندگی بانوان ایجاد کند. و آن مقدار تحولی هم که شخصیت آن بزرگوار در عالم فضائل انسانی و حقوق زنان چه بطور مستقیم و چه غیر مستقیم در عالم اسلام و در سطح جهانی ایجاد کرده لازم است مورد بررسی و تحقیق و ارزیابی قرار بگیرد. اهمیت این موضوع وقتی آشکار خواهد شد که به منشأ حقوق زنان در تاریخ زندگی انسانها توجه کارشناسانه و محققانه معطوف شود. در تحقیق موضوع حقوق زنان و پیدایش توجه به آن، اهل تحقیق بویژه جامعه شناسان از آنها، با این حقیقت مواجه می شوند که توجه به حقوق زنان، این مظلومان دائمی تاریخ،  از معارف دین توحیدی و صورت کامل آن یعنی اسلام شروع شده است.

در تاریخ ملل مختلف قبل از اسلام به موارد فراوانی از رفتارهای بسیار ظالمانه با جنس زن بر می خوریم بطوریکه از بررسی مجموع آنها بر می آید که در فرهنگ جوامع مختلف موجودی بنام زن بطورکلی یکی از دارائی های مردان محسوب می شد و آنها با جنس زن رفتاری مشابه رفتار با حیوانات داشتند. یعنی همچنانکه یک مرد می توانست با دارائی ها و کالا و حیوانات خود هر طوری می خواست رفتار می کرد با جنس زن هم همانطور رفتار می کرد.

از ذکر رفتارهای ملل غیر متمدن مثل ساکنان آفریقا و استرالیا و جزایر مسکون در اقیانوسیه و آمریکای قدیم و غیر آنها با جنس زن خودداری می کنیم بجهت اینکه رفتار همه آنها با زنان مثل رفتارشان با حیوانات اهلی بود. و فقط به رفتارهای ملل متمدن قبل از اسلام با جنس زن اشاره ای اجمالی بصورت نقل خلاصه ای از نظرات علامه طباطبایی در تفسیر المیزان خواهیم داشت.(۱) ایشان می فرمایند:

منظور ما از امت های متمدن آن زمان امت هایی بودند که تحت رسوم ملی و عادات محفوظ موروثی زندگی می کردند، بدون استناد به کتابی و قانونی، مثل مردم چین و هند و مصر قدیم و ایران و نظائر آنها.

در چین، زن در جریان ازدواج بطورکلی تحت مملوکیت مرد در می آمد و از ارث محروم می شد.

در هندوستان، زن تابع و وابسته به مرد بود و بعد از فوت همسرش هرگز حق ازدواج نداشت، بلکه همراه با جسد شوهرش او را می سوزاندند و اگر هم گاهی زنده می ماندند، یعنی سوزانده نمی شدند با ذلت و خواری زندگی می کردند.

در ایران هم فقط عده ای از زنان که از طبقات خاص اجتماعی محسوب می شدند حق داشتنددر امور اجتماعی حتی حکومت، دخالت کنند و اما زنان دیگر که از طبقات پایین اجتماع بودند چنین حقی را نداشتند.

بطورکلی زن در بین آن امت ها در وضعیتی بین انسان و حیوان قرار داشت و کاملاً تحت سلطه مرد قرار می گرفت.

 

نظریات گوستاولوبون در مورد حقوق زن

در این قسمت اشاره ای می کنیم به نظریات « گوستاولوبون » مستشرق معروف فرانسوی در کتاب « تمدن اسلام و عرب » (۲) او در این کتاب در موضوع حقوق زن نوشته است:

« پیش از آمدن اسلام، مردها زن را موجودی می دانستند متوسط میان حیوانات و انسان، یعنی او را فقط وسیله ای برای پیدایش نسل و خدمتکاری می دانستند و دختر دار شدن را برای خود مصیبتی می پنداشتند و رسم دختر کشی شایع شده بود و همچنان که بچه های سگ را در آب می انداختند دختران را زنده به گور می کردند و شیوع این عادت را شما از مصاحبه ذیل که میان قیس رئیس طایفه بنی تمیم و حضرت محمد [ ص ] اتفاق افتاد می توانید بفهمید.

کلام ایام - 197، برکات ماه عظیم شعبان
بخوانید

مسیو "کوسان دوپرسوال" می نویسد:

روزی قیس دید پیغمبر اسلام یکی از دختران خود را روی زانو نشانده است از او پرسید:

این گوسفند بچه چیست که این چنین او را می بویی؟

فرمود: این دختر من است.

قیس گفت: به خدا من دختر های بسیاری داشتم و همه را زنده به گور کرده ام و هیچ یک را اینگونه نبوییده ام!

حضرت محمد [ ص ] فریاد زد: وای بر تو! خدا رحم را از دل تو بیرون برده و قدر بهترین نعمت هایی را که خداوند به انسان عنایت کرده نشناخته ای!

و ما اگر بخواهیم درجه تأثیر قرآن را نسبت به زنان بدست آوریم لازم است به زمان تمدن اعراب و زنان آن زمان نظر کنیم، چنانچه مورخین گفته اند و ما پس از این سخنان آنها را نقل خواهیم کرد.

این ها در زمانی که اخلاق جوانمردانه و کیاست اعراب آندلس رو به انتشار نهاد و به همان پایه رسیدند که به تازگی زنان اروپا بدان پایه و مقام نائل گشتند. و ما در یکی از فصول سابقه گفتیم که اروپایی ها اخلاق جوانمردانه ای را که یکی از آثار آن احترام به زن است از اعراب و مسلمین اقتباس کرده اند و بنابراین مذهب اسلام بود که زن را از پست ترین وضع به بلند ترین مقامات رساند و نه مذهب مسیح چنانچه در میان مردم شایع است، و انسان وقتی به سرداران و امرای مسیحی دوره اول قرون وسطی نظر کند، می بیند که اینان هیچگونه احترامی برای زنان نگاه نمی داشتند و با ورق زدن کتب تاریخ هیچگونه تردیدی در این باب برای ما باقی نخواهد ماند و به خوبی معلوم می شود که بزرگان و زمامداران ما در زمان سابق پیش از آنکه مسیحیان طرزخوش رفتاری و سلوک با زن را از مسلمانان یاد بگیرند با کمال خشونت با زنان رفتار می کردند. از آن جمله در کتاب تاریخ " گارن لولو هیران " طرز سلوک با زنان را در زمان شارلمان و رفتار خود شارلمان را با آنها چنین می نویسد: « که شارلمان امپراتور در ضمن نزاعی با خواهرش به او پریده و گیسوانش را گرفت و به سختی او را مضروب ساخت و با دستکش آهنی خود سه عدد از دندان های او را شکست … » و این رفتاری است که در زمان کنونی ما نظیر آن از یک نفر گاریچی سر نمی زند.

و از جمله مطالبی که دلالت بر اهمیت زن در دوران تمدن عرب می کند این است که زنان بسیاری از ارباب فضل و کمال در آن زمان به ظهور پیوسته و در دوران خلفای عباسی در مشرق و خلفای اموی در اسپانیا می زیسته اند، و یکی از آنها دختر یکی از خلفایی است که در سال ۸۶۰ میلادی خلافت کرده و نام آن دختر "ولاده" است که لقب "ساموی" قرطبه را به او داده اند و "کوند"  به طور اختصار گفتار مورخین زمان عبدالرحمان سوم، خلیفه اسپانیا را چنین نقل می کند که «عبدالرحمان ضمن اینکه از انواع زیبایی های شهر " زهراء" کامیاب می شد دوست داشت از اشعار کنیز مخصوص و امین بر اسرارش "مزنه" نیز بهره مند گردد. و هم چنین اشعار عایشه زن جوان محترمی را که مطابق نقل ابن حیّان دانشمندترین زنان عصر خود بوده و زن زیبا رو و شاعر دیگری به نام صفیه را دوست می داشت» و به همین ترتیب گفتار مورخین زمان حاکم دوم را بدان بیافزایید که می گوید زنان این دوره نیز ( که دوران ترقی علم و ادب در شهر آندلس بوده ) علاقه زیادی به فرا گرفتن علوم در خانه های خود داشته اند و بسیاری از آنها به محاسن اخلاقی و علوم و معارف ممتاز بوده اند.

قصر خلیفه دختر زیبا و دانشمندی را موسوم به "لبنی" که از انواع علوم مانند نحو، شعر، حساب و غیره اطلاع کافی داشت در بر گرفته بود و او گذشته از علم و دانش بسیار خوش خط نیز بوده به طوری که خلیفه نوشتن نامه های خصوصی خود را به او واگذار می کرد. در دقت نظر و روانی طبع نیز شاعری بی نظیر بوده است و نیز دختر دیگری به نام فاطمه بوده که نامه های خلیفه را استنساخ می نموده و در نامه نگاری، تمام ارباب فضل و دانش را به حیرت درآورده بود و نیز کتابخانه بسیار نفیسی داشت که انواع کتب علمی را در آن جمع آوری کرده بود. زن دیگری به نام خدیجه اشعاری عالی به نظم در می آورد و با آواز ساحر خود آن ها را انشاء می کرد. یکی از زنان به نام مریم در شهر اشبیلیه زنان را درس می داد و شعر می آموخت و خود او شهرتی به سزا داشت و زنان دانشمندی از مدرسه او بیرون آمدند، زن کنیز دیگری بود به نام راضیه که به ستاره نیکبخت معروف بود و خلیفه او را آزاد کرده و به پسرش تزویج نمود. این زن در شعر و داستان سرایی نابغه زمان خود بود. و پس از مردن خلیفه در مشرق زمین به سیاحت پرداخت و در هرجا مورد احترام و پذیرایی علما و دانشمندان قرار می گرفت.

از مجموع این مباحث بر می آید که توجه به حقوق زن و تکریم این موجود ارزشمند، از معارف دین توحیدی و سیره شریف رسول اکرم اسلام حضرت محمد (ص) شروع شده و بعداً بطور مستقیم و غیر مستقیم در سطح جهان به جریان افتاده است. اما اینکه شخصیت حضرت فاطمه ( سلام الله علیها ) چه نقشی در این زمینه داشته و کدام جهت از این موضوع به رفتار ها و سخنان آن بزرگوار ارتباط پیدا کرده است، موضوع بخش های بعدی این مقاله خواهد بود و ما بخواست خداوند در بخش های بعدی در موضوع عظمت شخصیت آن بزرگوار و تأثیر آن در تحولات اخلاقی انسانها بالخصوص حقوق زن توضیحاتی خواهیم آورد.  

الیاس کلانتری

۱۳۹۵/۱/۱۱

 

پاورقی ها:

  1. المیزان فی تفسیر القرآن، سوره بقره آیات ۲۲۸ تا ۲۴۲
  2. تمدن اسلام و عرب، گوستاولوبون، ترجمه سید هاشم حسینی، چاپ کتاب فروشی اسلامیه، صفحه ۵۰۳
برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن