کلام ایام – ۳۹، گردش کنار نهری در بهشت

1111 (4)

گردش کنار نهری در بهشت

بخش چهارم

ادامه تفسیر دعای رجبیّه

بحث در فضائل ماه رجب در بخش سوم از این سلسله مقالات در تفسیر دعای رجبیّه به این موضوع منتهی شد که دین توحیدی نعمتی است که با وجود آن دارائی های انسان به نعمت ها تبدیل خواهند شد و در غیر این صورت دارائی ها سرانجام به صورت نقمت و بلا در خواهند آمد و وعده دادیم که در ادامه بحث تفسیر دعای رجبیّه توضیحات دقیق مهمی در این زمینه بیاوریم.

عظیم ترین نعمت خداوند

در بحث مربوط به حقیقت عظیم ترین نعمت خداوند یعنی دین توحیدی و موقعیت آن می گوئیم: همان طور که اشاره شد این نعمت عامل تبدیل دارائی های انسان و امکانات زندگی او به نعمت ها می شود. اما از یک نظر به دو صورت در فضای زندگی انسان ها ظهور می یابد، یکی به صورت کلام و سخن و عقیده، که در گفته ها و نوشته ها و در اذهان انسان ها وجود دارد و متداول است. دیگری به صورت اعمال و رفتارهای انسان ها در بین آن ها جریان می یابد. در مقام اظهار عقاید و نظرات، هر انسانی می تواند مدعی دین داری شود، حتی دشمنان دین و مخالفان آن مثل منافقان! در این جهت صورت های تقلّبی از دین خدا و عقاید و اخلاق و رفتارهای مربوط به آن، بین عده ای از مردم بلکه اکثر آن ها رواج خواهد داشت و گاهی بازار پر رونقی پیدا خواهد کرد. مثل هر شیء نفیس و قیمتی و ارزشمند که از آن ها صورت های تقلبی و بدلی درست می کنند و مردم بی اطلاع آن صورت های تقلبی را خریداری می کنند و به داشتن آن ها دل خوش می کنند.

توضیح اینکه غالباً از اشیاء نفیس و قیمتی و ارزشمند صورت تقلبی درست می کنند، مثل طلای تقلبی و ابریشم تقلبی و عسل تقلبی و جواهرات قیمتی مثل الماس، عقیق، یاقوت، زمرد و امثال آن ها و اشیاء نفیس دیگر.

ایجاد صورت های تقلبی از اشیاء نفیس و ارائه و اظهار آن ها، در جهات معنوی هم متداول است. مثل محبت تقلبی و دروغین و دلسوزی تقلبی و وفاداری به افرادی مثل والدین، همسر، و بستگان و دوستان و هم پیمانان و وعده هائی که به آن ها عمل نخواهد شد و امثال آن ها.

اما صورت دیگر دین که جنبه عملی دارد، در رفتارها و اعمال و اخلاق عملی عده ای از انسان ها تجلّی می یابد. در این جهت دین داران حقیقی، از دروغگویان و منافقان جدا می شوند و می شود افراد پای بند به اخلاق و احکام دینی را، از مدعیان دروغین دین داری تشخیص داد.

در این جهت هم مشکلی وجود دارد و آن اینکه بعضی از انسان ها فقط به بعضی از دستورات اخلاقی و احکام عبادی عمل می کنند و نه به همه آن ها و این موضوع باعث اشتباه عده ای از انسان ها و گاهی فریب خوردن آن ها می شود. به لحاظ اینکه آن ها معیارهای حقیقی دینی را با اعمال و رفتارها و اخلاق و شخصیت دین داران و مدعیان دین داری مخلوط می کنند و ارزش های دینی را بر رفتارهای پیروان دین مبتنی می کنند، حتی مدعیان دین داری، و نه فقط دین داران اهل عمل.

نکته مهم دیگر اینکه این توهّم یعنی سنجیدن ارزش های دینی از رفتارهای انسان های مدعی دین داری، سریان پیدا می کند در مورد افرادی که در مجموع و یا بعضی از جهات، انسان های خوبی هستند و یا بعضی از فضائل اخلاقی را دارا هستند و یا اخلاق و رفتار به ظاهر مطلوبی از آن ها در شرایط عادی و یا در رفتار با بعضی افراد ظاهر می شود. و این وضعیت موجب به وجود آمدن لغزش گاه هائی در کنار جاده زندگی عده زیادی از انسان ها می شود. چون آن ها دانسته یا ندانسته و خواه یا ناخواه ارزش های دینی را با افراد می سنجند و در صورت بروز رفتارهای ارزشمند از پیروان دین، به طرف آن گرایش پیدا می کنند و در صورت مشاهده رفتارهای نادرست و نامطلوب، از اصل دین فاصله ی گیرند و از آن گریزان می شوند. این موضوع در معارف دینی جایگاه مهمی دارد بطوریکه خداوند کسانی را که به بعضی از معارف کتاب آسمانی عمل می کنند و به بعضی کفر می ورزند، شدیداً تحطئه کرده و وعده عذاب شدیدی به آن ها می دهد، چه مراد از آن ها یهود باشند و چه دیگران. بطوری که می فرماید:

«ثُمَّ أَنْتُمْ هَؤُلَاءِ تَقْتُلُونَ أَنْفُسَكُمْ وَتُخْرِجُونَ فَرِيقًا مِنْكُمْ مِنْ دِيارِهِمْ تَظَاهَرُونَ عَلَيهِمْ بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَإِنْ يأْتُوكُمْ أُسَارَى تُفَادُوهُمْ وَهُوَ مُحَرَّمٌ عَلَيكُمْ إِخْرَاجُهُمْ أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمَا جَزَاءُ مَنْ يفْعَلُ ذَلِكَ مِنْكُمْ إِلَّا خِزْي فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَيوْمَ الْقِيامَةِ يرَدُّونَ إِلَى أَشَدِّ الْعَذَابِ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ» (البقرة/۸۵) یعنی سپس شما هستید که یکدیگر را می کشید و گروهی را از دیارشان اخراج می کنید و علیه آن ها با یکدیگر همکاری می کنید، و اگر به صورت اسیر پیش شما آیند، جهت آزادی آن ها فدیه می گیرید، در حالیکه اخراج آن ها بر شما حرام است، پس آیا به بخشی از کتاب  ]تورات[ ایمان می آورید و به بخش دیگر کفر می ورزید، پس جزای کسی که از شما چنین رفتاری کند، چیست؟! جز خواری در زندگی دنیا، و روز قیامت برگردانده می شوند به شدیدترین عذاب ها و خداوند از آنچه می کنید غافل نیست.

در این آیه از قرآن رفتار گروهی از انسان ها که کلام خدا را از هم جدا کرده و مطابق هوای نفس خود به بعضی از معارف آن عمل می کنند و بعضی را کنار می گذارند، مورد انتقاد شدید قرار گرفته و وعده عذاب دنیوی و اخروی به آن ها داده شده و در رأس این قبیل انسان ها یهودیانی قرار دارند. که به پیامبران بعدی یعنی حضرت عیسی (ع) و پیامبر اکرم اسلام حضرت محمد (ص) ایمان نیاوردند. اما عمل کسانی که به جای معیارهای حقیقی دین توحیدی، افراد دین دار و یا مدعی دین داری را ملاک سنجش ارزش های دینی قرار می دهند هم عملی نادرست و قابل انتقاد است، اما در هر صورت افراد زیادی در عمل این گونه هستند. در این زمینه به حادثه ای و کلامی از امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در مورد آن اشاره ای می کنیم:

کلام ایام ـ 330، شب نیمه شعبان و استقبال از شب قدر
بخوانید

در حادثه جنگ «جمل» مردی به نام حارث بن حَوط به امیرالمؤمنین علی (ع) عرض کرد: فکر می کنی گمان من این است که اصحاب جمل در ضلالت قرار دارند؟!

امام (ع) به او فرمود: «یَا حَارِثُ إِنَّکَ نَظَرْتَ تَحْتَکَ وَ لَمْ تَنْظُرْ فَوْقَکَ فَحِرْتَ إِنَّکَ لَمْ تَعْرِفِ اَلْحَقَّ فَتَعْرِفَ مَنْ أَتَاهُ وَ لَمْ تَعْرِفِ اَلْبَاطِلَ فَتَعْرِفَ مَنْ أَتَاهُ »(۱) یعنی ای حارث تو به زیر پای خود نگاه کردی و به بالای سر خود نگاه نکردی در نتیجه دچار حیرت شدی، تو حق را نشناختی تا اهلش را بشناسی و باطل را هم نشناختی تا اهل باطل را بشناسی. مراد امام (ع) این است که ملاک حق و باطل افراد انسان ها نیستند و بلکه ملاک سنجش موقعیت افراد، معیار های اصلی حق و باطل است. یعنی انسان ها را باید با ترازوی حق و باطل شناخت و نمی شود حق و باطل را با انسان ها شناخت. رأی و نظر آن شخص از روی کوتاه بینی و عدم اندیشه، در ذهنش قرار گرفته بود و امام (ع) او را متوجه خطایش کرد، اگر او کوته نگری خود را کنار می گذاشت، موضوع بطور همه جانبه برای او روشن می شد، چون اصلاً جنگ را اصحاب جهل شروع کردند و فعالیت های امیرالمؤمنین (ع) برای جلوگیری از جنگ مؤثر نشد و جنگ شروع شد، و در این جنگ یک طرف امیرالمؤمنین علی (ع) قرار دارد که وجود مبارک رسول خدا (ص) او را «مدار حق» معرفی فرموده است و یک طرف کسانی که بیعت با او را شکستند و جهت هوس های خود عامل قتل هزاران نفر از مؤمنین شدند. اگر چه آن ها یعنی اصحاب جمل قبلاً در مسیر دیگری بودند و شهرت اجتماعی قابل توجهی هم داشتند.

در کلامی از امیرالمؤمنین علی (ع) نقل شده است که فرمود:

«مَنْ أَخَذَ دِينَهُ مِنْ أَفْوَاهِ الرِّجَالِ أَزَالَتْهُ الرِّجَالُ وَ مَنْ أَخَذَ دِينَهُ مِنَ الْكِتَابِ وَ السُّنَّةِ زَالَتِ الْجِبَالُ وَ لَمْ يَزُلْ»(۲) یعنی کسی که دینش را از دهن انسان ها بدست آورد، همان انسان ها دین او را از بین خواهند برد و اما کسی که دینش را از کتاب ]خدا[ و سنت ]رسول خدا صلی الله علیه و آله[ بدست آورد، حتی اگر کوه ها از جا کنده شوند او از جا کنده نخواهد شد.

و این حقیقت در کلامی شبیه به همین از امام صادق (ع) هم نقل شده است که فرمود:

«مَنْ أَخَذَ دِينَهُ مِنْ كِتَابِ اللَّهِ وَ سُنَّةِ نَبِيِّهِ- صَلَوَات اللَّهِ عَلَيْه و آله – زالَتِ الجبالُ قبلَ أن يَزولَ ، ومَن أخَذَ دينَه مِن أفواه الرجال ، رَدَّتْهُ الرجالُ»(۳) یعنی هر کس دینش را از کتاب خدا و سنت پیامبرش (صلوات الله علیه و آله) بدست آورد، اگر کوه ها از جا کنده شوند، او از جا کنده نمی شود، اما کسی که دینش را از دهان مردم بگیرد، همان مردم او را از دین برگردانند. منظور هر دو بزرگوار -علیهما السلام- این است که انسان ها لازم است دین خود را از منابع حقیقی و اصلی آن یعنی کتاب خدا و سیره رسول خدا (ص) بدست آورند و در آن صورت استقامت آن ها در دین از کوه ها بیشتر خواهد بود.

اما اگر کسی دینش را از مردم و سخنان آن ها، بدست آورد، او به حقیقت دین و از راه صحیح آن نخواهد رسید و یک وقت با سخنان افراد دیگر یا همان افراد قبلی که وضعیتشان تغییر کرده، از پناهگاه دین خارج خواهد شد.

حقیقت دین توحیدی

حقیقت دین خدا، در کتاب خدا و کلام و رفتارهای پیامبر خدا (ص) و جانشینان معصوم آ بزرگوار قرار دارد. و سیره شریف ذوات مقدسه معصومین (علیهم السلام) نشان دهنده صورت حقیقی دین خداست و در جهت عملی، معارف دینی بطور کامل و حقیقی در اعمال آن بزرگواران تجلّی کرده است. فلذا عظیم ترین نعمت خداوند به انسان ها همان ولایت رسول خدا (ص) و اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) می باشد و  در صورت دریافت این نعمت از خداوند و بهره برداری صحیح از آن، همه دارائی های انسان به نعمت تبدیل خواهد شد. و در غیر این صورت اصل نعمت وجود و همه دارائی ها و امکانات و عمر انسان ها در مسیر منتهی به پرتگاه های جاده زندگی دنیا مصرف خواهد شد، و سرانجام کسانی که در این وضعیت قرار گرفتند در جهنم و شقاوت ابدی سقوط خواهند کرد.

نعمت های درخواستی از خداوند

گفتیم که نوعی از نعمت های خداوند نعمت هائی هستند که آن ها با درخواست از خداوند باید بدست آورد، و نعمت دین در رأس همه آن ها قرار دارد، یعنی با دعا و درخواست مستمر از خداوند باید اصل این نعمت و مراحل و مراتب اولیه و مراتب بعدی آن را، بدست آورد. لازمه بدست آوردن این نعمت عظیم تلاش و فعالیت آگاهانه انسان- که در حقیقت آن هم یک نوع دعا است- و دعای مستمر به معنای عرفی است و بعد از بدست آوردن آن تلاش برای حفاظت این گوهر گرانبهای قدسی باید ادامه یابد و چون امکان آسیب دیدن و یا از بین رفتن آن از ناحیه شیطان و انسان ها وجود دارد، باید از خداوند استمداد کرد و برای حفاظت آن دعا کرد. همچنان که در بعضی از دعاها این درخواست از خداوند توصیه شده است و می خوانیم «ثَبِّتْ قَلْبِي عَلي دِينِکَ» یعنی پروردگارا قلب مرا بر دین خودت ثابت بدار.

الیاس کلانتری

۹۵/۲/۸

پاورقی ها:

۱-نهج البلاغه، حکمت ۲۶۲

۲-روضة الواعظین، ج ۱، ص ۲۸

۳-مقدمه کتاب کافی، شیخ کلینی

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن