کلام ایام – ۵۱، موقعیت قیام امام مهدی علیه السلام در قرآن مجید

 

downloadموقعیت قیام امام مهدی (علیه السلام) در قرآن مجید

در قرآن مجید اصل موضوع برقراری مجتمع صالح جهانی و تحول عمومی در نظام زندگی انسان ها، در آیات متعددی ذکر شده است. در تعدادی از آیات قرآن صراحت بیشتری نسبت به آن تحول جهانی وجود دارد. بطوریکه آن آیات قابل انطباق به هیچ حادثه ای جز ظهور و قیام حضرت امام مهدی (علیه السلام) نمی باشند. در این قسمت از بحث سه مورد از آن آیات را ذکر می کنیم و به توضیح فشرده ای در معانی آن ها و چگونگی ارتباط آن ها با حادثه ظهور و قیام امام مهدی (علیه السلام) می پردازیم:

۱-«وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَيمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يعْبُدُونَنِي لَا يشْرِكُونَ بِي شَيئًا وَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ» (النور/۵۵) ترجمه این آیه با توضیح فشرده ای در کلام ایام ۴۹ ذکر شد. همچنانکه در آن کلام اشاره شد در این آیه از یک حادثه بسیار عظیمی خبر داده شده که در آینده تحقّق پیدا خواهد کرد و برکات آن در سطح جهان منتشر خواهد شد.

مفسران قرآن نظریات مختلفی در معانی آیه و انطباق آن با حوادث اجتماعی و تاریخی اظهار کرده اند. مرحوم علامه طباطبائی بعضی از نظریات مفسران قرآن را در تفسیر آیه ذکر و بررسی کرده و سرانجام گفته است اگر معنای حقیقی آیه مورد توجه قرار بگیرد و حق مطلب در مورد آن رعایت شود، به هیچ چیزی جز جامعه ای که به زودی با ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) منعقد خواهد شد، قابل تطبیق نمی باشد.(۱) اهل تحقیق برای روشن شدن بیشتر موضوع می توانند به تفسیر آیه مورد نظر و نقد و بررسی نظریات مفسران در تفسیر المیزان مراجعه کنند.

در این آیه خداوند به پیروان دین توحیدی در مورد تأسیس جامعه دینی در سطح عالم و برقراری نظامی مبتنی بر عدالت و امنیت وعده آشکاری داده است. در آن زمان دوره حکومت های بشری و ظلم ها و جنایات آن ها در مورد انسان ها به پایان خواهد رسید و خوف و وحشتی که ظالمان در جوامع بشری ایجاد کرده بودند جای خود را به امنیت و عدالت خواهد داد.

زندگی انسان ها در طول تاریخ با سختی ها و مشقّت ها و گرفتاری ها و فقرها همراه بوده است. عامل اصلی گرفتاری های انسان ها جهل آن ها نسبت به روش زندگی بوده است. خداوند عالم موجوداتی را آفریده، و قوانین حاکم بر زندگی آن ها را هم در وجودشان برقرار کرده است. اما در بین مخلوقات خداوند، انسان موقعیت خاصی دارد و از این لحاظ زندگی او با بقیه موجودات تفاوت های اساسی دارد. بخشی از قوانین زندگی انسانی در وجود او قرار گرفته است- مثل سایر موجودات- اما بخشی دیگر بوسیله پیام آوران از طرف خداوند به آن ها ابلاغ شده است.

در طول تاریخ حیات انسانی عواملی مانع رسیدن پیام های خداوند به انسان ها شده اند و عده ای با پیام آوران به مخالفت و مبارزه برخاسته اند در این مبارزه با معلمان آسمانی و مخالفت با آن ها و جلوگیری ار انتشار علوم آن ها، پادشاهان و زمامداران و امرا  بالخصوص جباران از آن ها از عوامل اصلی بوده اند و آن ها از جهل انسان ها و در نتیجه حمایت آن ها از حکومت و سلطه خود بهره ها برده اند.

گاهی مخالفان دین توحیدی به جای مقابله آشکار با آن، صورت های تقلبی از آن ساخته و به نام دین با دین خدا به مبارزه برخاسته اند و در این صورت از گرایش های انسان ها به دین خدا به عنوان ابزاری علیه حقیقت دین استفاده کرده اند. تا جائی که عرصه زندگی انسان ها به عرصه مبارزه آن ها با عوامل آسایش و امنیت خود تبدیل شده و آن ها بنیان زندگی خود را به دست خود تخریب کرده اند.

البته زحمات و تلاش های پیامبران خدا و مصلحان بشری در نشان دادن راه های زندگی برای انسان ها طبعاً در زندگی آن ها بی اثر نبوده است و سرانجام انسان ها به تدریج به طرف فضای روشن زندگی حقیقی نزدیکتر شده اند. فضائی که علوم دینی و رفتارهای پیروان حقیقی دین آسمانی آن را روشن کرده است.

اما آثار باقی مانده از فعالیت های پیامبران خدا و زحمات و تلاش های آن ها و پیروان حقیقی دین توحیدی عمدتاً جهت علمی پیدا کرده و گاهی علم مستور و ذخیره شده در کتاب ها و نوشته ها و گاهی در کلام ها.

اما سیر تحول فکری انسان ها به طرف یک مقصد مبارکی ادامه می یابد و انسان ها بعد از آزمایش ها و خطاها و تجربه شکست ها و خسارت ها سرانجام به نقطه ای خواهند رسید که متوجه تفاوت حکومت دین خدا و حکومت های بشری  شده و راه خود را به عرصه نورانی حکومت خدا در پیش خواهند گرفت.

کلام ایام-463، معارف دین توحیدی در سیره و کلام رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم)
بخوانید

هدایت به سوی آن مقصد متعالی به وسیله آخرین حجت خداوند و ذخیره او انجام خواهد گرفت. و او وجود مبارک امام عصر حضرت مهدی- علیه السلام- است. او وارث همه پیامبران خدا است او وارث جدّ بزرگوارش پیامبر خاتم حضرت محمد (ص) و اجداد بزرگوار خود، ذوات مقدسه امامان معصوم (علیهم السلام) است.

علم پیامبران و امامان و فضائل اخلاقی و قدرت های وجودی آن ها (سلام الله علیهم اجمعین) در وجود او ذخیره شده و در حادثه قیام او همه آن فضائل در سطح عالم منتشر خواهد شد.

همه این تحولات از ناحیه استقرار حکومت دین توحیدی و با امدادهای خاص خداوند تحقّق خواهد یافت و این همان وعده ای است که خداوند از طریق پیامبران خود به انسان ها داده است و آیه مورد بحث متضمّن این وعده و چگونگی تحقّق آن می باشد.

۲-«وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يرِثُهَا عِبَادِي الصَّالِحُونَ (الأنبياء/۱۰۵) یعنی: ما در زبور بعد از ذکر نوشتیم که زمین را بندگان صالح من به ارث خواهند برد. ظاهراً مراد از ذکر در این آیه تورات است و مراد از زبور کتابی است که به حضرت داود (علیه السلام) نازل شد. در این آیه اشاره شده است به اینکه سرانجام حکومت زمین به دست صالحان از بندگان خدا خواهد افتاد و در نتیجه از این طریق جامعه صالح جهانی در روی زمین برقرار خواهد شد و دوره حکومت جباران و ظالمان به پایان خواهد رسید.

و اینکه این عقیده از مشترکات ادیان آسمانی است، و وعده خداوند در مورد حکومت صالحان در کتاب های آسمانی قبلی هم ذکر شده است و اختصاصی به یک شریعت معین ندارد. این وعده در صورتی محقّق خواهد شد که انسان ها دست از پرستش و اطاعت پادشاهان و امیران و جباران بردارند و در مسیر عبادت و اطاعت از خداوند حرکت کنند.

۳-«وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ» (القصص/۵) یعنی: می خواهیم بر کسانی که در روی زمین ناتوان شده بودند منت نهیم و آنان را رهبران و پیشوایان و وارثان زمین قرار دهیم. در این آیه یکی از سنت های خداوند ذکر شده است و عبارت است از اینکه اراده خداوند بر حکومت انسان های صالح در جوامع انسانی قرار گرفته است و این اراده به صورت مستمر در عالم برقرار است. و قبلاً هم نمونه هائی از حکومت صالحان بوسیله بعضی از پیامبران در نقاطی از زمین برقرار شده بود. و آثار مبارک این نوع حکومت یعنی حکومت صالحان تحت نظارت بعضی از پیامبران در آن مناطق آشکار شده، و اخبار آن حوادث در جوامع دیگر منتشر شده است.

اگر آن حکومت ها جهانی نشده و یا حتی در همان جوامع معین هم بعد از مدتی نظام آن تغییر کرده و یا بطور کلی از بین رفته است، این وضعیت به عملکرد انسان ها از جمله پیروان ادیان آسمانی ارتباط دارد.

بطور مسلم عدم حمایت از حکومت دینی و بی اعتنائی در مقابل کسانی که صورت های تقلبی از آن تولید و عرضه می کنند، موجب کاهش قدرت آن حکومت و بعد از بین رفتن آن خواهد شد. همچنانکه امام امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در جریان فتنه اصحاب جمل فرمود:

«وَ لَکِنِّی أَضْرِبُ بِالْمُقْبِلِ إِلَى اَلْحَقِّ اَلْمُدْبِرَ عَنْهُ وَ بِالسَّامِعِ اَلْمُطِیعِ اَلْعَاصِیَ اَلْمُرِیبَ أَبَداً»(۲) یعنی من با طرفداران و روی آورنده ها به حق کسانی را که از آن روی برگردانده اند می کوبم و به کمک افراد فرمانبردار و مطیع، افراد سرکش نافرمان را برای همیشه.

در نظام دین توحیدی حکومت بر جوامع بشری حق صالحان و دینداران حقیقی است و اگر آن ها متصدی امر حکومت باشند، جامعه صالحی تشکیل خواهد شد که در آن احکام خداوند جریان خواهد یافت و در حقیقت خداوند بر انسان حکومت خواهد کرد. البته در چنان جامعه ای برکات خداوند در زندگی همه بندگان او جریان خواهد یافت و مستمراً بر آن ها نازل خواهد شد.

البته تحقّق این اراده خداوند به لحاظ اختیاری که او در وجود انسان ها قرار داده است، با رفتارهای انسان ها ارتباط دارد. یعنی این اراده، تشریعی است که امکان تخلّف در آن وجود دارد، نه اراده تکوینی که تخلّف ناپذیر و الزامی است. انسان ها می توانند زمان تحقّق این اراده خداوند را با اعمال اختیاری خود جلوتر بیاورند و یا عقب تر ببرند و از این جهت زمان قطعی معین و آشکاری برای آن که قابل اعلام باشد، تعیین نشده است. چون زمان آن به لحاظ عملکرد انسان ها و پیروان دین توحیدی قابل تغییر است.

الیاس کلانتری

۹۵/۳/۸

پاورقی ها:

۱-تفسیر المیزان، سوره نور، آیه ۵۵

۲-نهج البلاغه، خطبه ۶

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن