کلام ایام – ۶۸، برکات ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام سرور جوانان اهل بهشت

 

indexبرکات ولادت امام حسن مجتبی (علیه السلام)

سرور جوانان اهل بهشت

بخش سوم

در بخش دوم از مقالات مربوط به ایام ولادت امام حسن مجتبی (علیه السلام) متعهد شدیم به ذکر و توضیح تعدادی از سخنان آن حضرت، اما بجهت نبود فرصت کافی به لحاظ کثرت مقالات مربوط به شب قدر و شهادت امام امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) و مجموعاً مقالات ماه رمضان این بخش از سلسله مقالات در سیره شریف امام حسن مجتبی (علیه السلام) به تأخیر افتاد. حال در این مقاله و شماره بعدی به آن تعهد عمل می کنیم.

نمونه هائی از کلام شریف امام حسن مجتبی (علیه السلام)

۱-«ما تَشاوَرَ قَومٌ إِلاّ هُدوا إِلى رُشدِهِم»(۱) یعنی هیچ قومی با یکدیگر مشورت نکردند، جز اینکه به راه رشد خود هدایت شدند. این کلام کوتاه متضمن سه نکته مهم علمی و اخلاقی است.

یکم:انسان ها در هر مقام علمی که باشند ممکن است در مسائل زندگی و در تصمیم گیری ها از بعضی جهات قضایا غفلت کنند. مثل اینکه جهتی از یک موضوع که اهمیت زیادی برای آن ها دارد، تمام توجه آن ها را به سوی خود جلب کند، در نتیجه آن ها از جهات دیگر موضوع غفلت کنند و به آن ها توجه نکنند.

بعنوان مثال یکی از اساتید دانشگاه در جمع همکاران خود می گفت: من مطالب درسی را در یک جزوه می نویسم و جزوه را تکثیر و در اختیار دانشجویان قرار می دهم و دانشجو می داند که منبع علمی معینی یعنی جزوه استاد را باید بخواند و امتحان دهد. لذا دیگر سرگردان نمی شود و وقت خود را صرف همان جزوه معینی می کند، به جای گشتن در منابع مختلف. در اصل منظورش این بود که بخشی از زحمات دانشجو را خود استاد به عهده می گیرد. نظر آن استاد در جمع همکاران مورد بحث و گفتگو قرار گرفت و بعضی ها روش او را تحسین کردند، عمدتاً در این جهت که وقت دانشجو و کلاس برای جزوه نویسی ضایع نمی شود.

اما بعضی از همکاران از این روش انتقاد کردند و گفتند که در این صورت درست است که از جهتی کمکی به دانشجو می شود، اما او هیچ فعالیت پژوهی انجام نمی دهد و سطح علمی او در مرحله پائینی باقی می ماند.

دیگر اینکه دانشجو در این صورت احساس می کند نیازی به شرکت در کلاس درس ندارد و در پایان دوره تحصیلی می تواند جزوه درسی را از استاد و یا دانشجویان دریافت کند و مطالعه کند و در امتحانات شرکت کند و نمره قبولی بگیرد. فلذا او یا به عذرهائی که جهت عدم حضور کامل در کلاس های درسی می آورد غیبت های خود را توجیه می کند و اگر هم بجهت حضور و غیاب الزامی ناچار در کلاس ها شرکت کند، احتمال دارد علاقه و نشاط لازم را برای فرا گرفتن درس در خود پیدا نکند.

استاد اولی متذکر این مشکل شد و این انتقاد را پذیرفت و گفت من! اصلاً در طول دوره معلمی خودم به این نکته توجه نکرده بودم. حال فهمیدم که روش کار من در مجموع روش صحیح و مفیدی نبوده است و متأسفانه من بعد از مدت ها اشتغال به تدریس به نادرست بودن روش کارم در مجموع، پی بردم. یعنی یک مشاوره کوتاه استادی با تجربه چندین ساله تدریس با چند تا از همکاران موجب این شد که او به اشتباهات خود در روش تدریس پی ببرد و تصمیم بگیرد که آن را تغییر دهد.

اشکال کار او این بود که به جهتی از روش کار خود بطور عمیق توجه کرده بود و از بقیه جهات غافل شده بود. آن جهت مطلوب و ارزشمند با بار اخلاقی زیاد موضوع کمک به دانشجو و جلوگیری از اتلاف وقت کلاس بود. اما موضوع جهات دیگری هم داشت که مورد توجه او در طول دوره تدریس در دانشگاه قرار نگرفته بود.

مثال دیگر: بعضی از والدین کودکان و جوانان از حاصل زحمات خود در تعلیم و تربیت فرزندان خود رضایت ندارند. گاهی تصور می کنند همه زحمات آن ها و یا قسمت اعظم زحمات شبانه روزی آن ها در مورد تربیت فرزندانشان هدر رفته است. و گاهی این تصور آن ها مطابق با واقع است.

این عده از والدین گاهی از علت اصلی وضعیت پیش آمده غافل هستند. آن ها به زحمات خود و دلسوزی ها و مهربانی ها و فداکاری های خود توجه دارند، اما گاهی از نادرست بودن روش کار خود بی اطلاع هستند. در حالیکه اگر این دو عامل و بعضی عوامل دیگر مجموعاً در روش کار آن ها در تربیت فرزندان مورد توجه قرار می گرفت، آن موقع حاصل این تربیت و زحمات آن ها منتهی به نتایج مطلوب می شد. در این زمینه مسائل و مطالب زیادی باید مورد توجه قرار بگیرد از جمله آیا آموزش  و تربیت یک کودک به صورت امر و نهی و انتقاد از کار کودک و سرزنش او باید انجام گیرد؟! آیا انتقاد و سرزنش و تحقیر کودک نقش مثبتی در آموزش دارد؟!

216 - آیا خداوند در جریان خلقت آدم (علیه السلام) با ملائکه مشورت کرد؟
بخوانید

آیا وقتی از نظر والدین و یا معلمان و افراد در سنین بالای عمر، یک عمل معینی از کودک عمل نادرستی تلقی می شود، از نظر آن کودک هم آن عمل نادرست است و او آن عمل را بعنوان یک عمل خلاف و بطور عمد انجام می دهد؟!

آیا اگر عمل یک کودک یک خلافکاری محسوب می شود و لازم است موضوع را به او تذکر داد، صحیح است که این تذکر به صورت محاکمه او انجام گیرد؟! آیااین تذکر با روشی دوستانه و محبت آمیز انجام گیرد، بیشتر مؤثر خواهد بود یا با روشی توأم با انتقاد و سرزنش. آیا آموزش در سنین کودکی با داستان و مثال و ذکر نمونه در مورد دیگران، باید انجام بگیرد و یا به صورت سخن و خطابه و استدلال عقلی.

این موارد و ده ها مطلب و موضوع دیگر در امر تربیت کودکان، باید در برنامه آموزشی آن ها در نظر گرفته شود و این برنامه تربیتی لازم است با معیارهای شناخته شده قطعی در روانشناسی کودک و روانشناسی آموزشی تنظیم شود. احتمال دارد بعضی از این جهات به فکر عده ای از والدین کودکان نرسد. در این صورت مشورت با عده ای از انسان های واجد شرایط لازم برای این کار، می تواند بخش عظیمی از مشکلات موجود در این زمینه را از بین ببرد.

بارها دیده شده که شخصی حتی در سنین بالای عمر اقدام به کاری کرده است و به نتیجه مطلوب خود نرسیده است و از آن اقدام خود اظهار پشیمانی کرده است، و شخصی به او گفته فلان عامل مانع رسیدن شما به مطلوب خودتان شده و آن شخص قبول کرده و گفته است که اگر این موضوع به ذهن من می رسید، به چنین کاری اقدام نمی کردم و یا روش کار خود را در آن مسیر عوض می کردم.

حاصل بحث اینکه بعضی از حوادث عمر انسان، به علل متعددی ارتباط می یابد و عوامل مختلفی در آن ها دخالت دارند، اما انسان به هر علتی به بعضی از آن علل و عوامل توجه می کند و از بقیه آن ها غافل می ماند. در این صورت مشورت با انسان ها می تواند او را متوجه جهات دیگر موضوع کند و او با استفاده از علم و تجربه دیگران راه درست و شناخته شده ای را در حوادث زندگی در پیش بگیرد.

امام مجتبی (علیه السلام) به لحاظ علم گسترده و عمیق خود به حقایق عالم و حوادث زندگی انسان ها، آن ها را توصیه به مشاوره با یکدیگر می کند.

دوم:امام (علیه السلام) در این کلام شریف به نوع مشاوره هم اشاره ای دارد، علاوه بر اصل مشاوره! و آن اینکه مشاوره باید متقابل و به صورت گروهی باشد نه مشاوره یک انسان مشاور کننده با یک انسان مشاور شونده، یعنی این روش متداول امروزی در امر مشاوره، باز هم همه فواید مشاوره و نتایج کامل آن را با خود نخواهد داشت. اگر چه فواید زیادی هم برای انسان ها دارد.

توضیح اینکه مشاوره باید با عده ای از انسان ها و آن هم متقابل باشد. و نه فقط بین دو نفر. آن هم به صورت حرفه ای. منظور این است که خود انسان مشاور که این رشته تحصیلی را فرا گرفته و شغل مشاوره را انتخاب کرده است خودش هم باز به مشاوره با دیگران احتیاج دارد. و همجنین مناسب است انسان در بعضی از کارهای مهم زندگی با چند نفر مشاوره کند نه فقط یک نفر.

سوم:امام (علیه السلام) علاوه بر اصل مشاوره و جهتی از روش آن، به فواید و آثار و نتایج آن هم اشاره ای کرده است و این یک موضوع بسیار مهمی در زمینه آموزش و روش های آن است. توضیح اینکه انسان ها به طور فطری به دنبال منافعی برای خود هستند حال این منافع چه مادی و دنیوی باشد و چه معنوی و اخروی و امثال آن ها. یعنی انسان فطرتاً به دنبال جلب منافع و دفع مضرات در مورد وجود خود می باشد.

در این کلام شریف امام (علیه السلام) متذکر منافع مشاوره شده و آن، راهیابی انسان ها به سوی مقاصدشان می باشد. یعنی آن بزرگوار در این کلام نورانی خود به صِرف توصیه به مشاوره اکتفا نفرموده، بلکه با تذکر فواید و نتایج آن از روحیه منفعت طلبی انسان ها، جهت تأثیر مطلوب سفارش اخلاقی خود به آن ها استفاده کرده.

این موضوع- یعنی استفاده از روحیات انسان ها در امر آموزش- در آیات زیادی از قرآن مجید و در احادیث فراوانی از وجود مبارک ائمه اهل البیت (علیهم السلام) مورد توجه قرار گرفته است. و در حقیقت یکی از اصول آموزش های اخلاقی در نظام آموزشی دینی می باشد و به منزله وسیله ای است در مسیر آموزش های دینی برای انسان ها.

اصل این موضوع و بیان تفصیلی آن احتیاج به فرصت مناسب دیگری دارد. امید است در مباحث دیگر چنین فرصتی حاصل شود.

 الیاس کلانتری

۹۴/۴/۲۱

پاورقی:

۱-تحف العقول، شیخ ابو محمد حرّانی، بخش سخنان امام حسن مجتبی (علیه السلام)

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن