۱۸۸-آیا امکان دارد خداوند انسان را گمراه کند؟!

 

14ceb33ce583600b4af7f9d068b4c28eسؤال:گمراه کردن خداوند چگونه است؟ در برخی آیات آمده است که خداوند هر کسی را بخواهد گمراه می کند، مگر می شود که خداوند کسی را هم گمراه کند؟ آیا این خارج از عدالت خداوند نیست؟!

پاسخ:نسبت دادن یک فعل به خداوند معنای خاص کلامی (عقیدتی) دارد و عیناً به معنی نسبت دادن یک فعل به یک انسان یا سایر مخلوقات نیست. بطور کلی صفات و افعال خداوند مثل صفات و افعال مخلوقات نیست. مسلماً گمراه کردن به آن معنائی که به انسان ها نسبت داده می شود، در مورد خداوند صدق نمی کند.

بطور کلی خداوند هدایت همه مخلوقات را به عهده گرفته است و اراده او در اصل به هدایت موجودات تعلّق گرفته است

نه گمراه کردن آن ها. بطوریکه در قرآن مجید از کلام حضرت موسی (علیه السلام) به فرعون نقل شده است که فرمود:

«رَبُّنَا الَّذِي أَعْطَى كُلَّ شَيءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى» (طه/۵۰) یعنی رب ما دو نفر ]موسی و هارون[ همان است که به هر چیزی خلقت خاصی او را عطا کرد، سپس آن را هدایت فرمود.

اما بین موجودات که خدا آفریده موجودی به نام انسان از صفت اختیار در مسیر زندگی خود برخوردار است. وقتی هم یک موجود دارای اختیار بود، امکان تخلّف و خروج از جاده حقیقی زندگی و به بیراهه رفتن در او وجود خواهد داشت. البته خداوند از طریق قوه عقل و پیام های مستقیم خود به پیامبران، این انسان را در جاده زندگی هدایت می کند. اما در عین حال انسان به لحاظ داشتن صفت اختیار امکان بیراهه رفتن برای او وجود دارد. یعنی او به لحاظ خلقتش جبراً در مسیر زندگی کشانده نمی شود و بلکه می تواند به بیراهه هم برود.

حال اگر یک انسان به میل خود از مسیر زندگی حقیقی خارج شد و به بیراهه رفت، این گمراهی هم به خود او نسبت داده می شود و هم به خداوند! علت اینکه گمراهی و به بیراهه رفتن به خود او نسبت داده می شود، مشخص است، چون او با اراده خود از مسیر زندگی خارج شده و به بیراهه رفته است و کسی او را مجبور نکرده است! اما علت اینکه این گمراهی اختیاری او به خداوند نسبت داده می شود آن است که قوانین حاکم بر وجود او، از جمله برقراری صفت اختیار در وجود او به اراده خداوند ارتباط دارد. و او به انسان صفت اختیار داده است.

همچنین هدایت انسان هم به همین صورت است- که البته مراد هدایت تشریعی است- یعنی او به میل و اراده خود می تواند در مسیر هدایت خداوند وارد شود و مشمول سنت هدایت او قرار بگیرد و به مقصد حیاتش هدایت شود.

اگر در آیاتی از قرآن که موضوع گمراه کردن بعضی از انسان ها به خداوند نسبت داده شده، دقت شود، روشن می شود که عامل گمراهی اعمال خود آن ها است و گمراه کردن خداوند گمراه کردن اولیه نیست، بلکه نتیجه اعمال آن ها است.

گمراه کردن به معنای عرفی به خداوند نسبت داده نمی شود، مگر در مورد انسان هائی که به دیگران ظلم می کنند و در مورد آن ها کید و مکری به کار می برند. در آن صورت هم گمراه کردن خداوند به معنای عدم هدایت او در مسیر تبهکاری و ظلم به دیگران است. یعنی خداوند مکر مکاران و کید آن ها را سرانجام خنثی می کند و مانع به نتیجه رسیدن حیله ها و مکر و کید آن ها می شود. در هر صورت گمراه کردن خداوند یک امر ابتدائی نیست و بلکه نتیجه یا مجازات اعمال خلاف گمراهان است که با میل و اراده خود مرتکب آن اعمال شده اند.

این موضوع یعنی نسبیت دادن هدایت و گمراهی انسان ها به مشیّت خداوند، از موضوعات مهم کلامی (عقیدتی) در بین پیروان دین توحیدی است و فهم جهات مختلف موضوع احتیاج به آموزش مناسب و دقت خاصی دارد و گروه هائی در اثر فهم ناقص و سطحی موضوع و عدم آموزش از دانشمندان در این زمینه دچار کج اندیشی ها و انحرافات شده اند.

در ادامه این بحث به ذکر و توضیح تعدادی از آیات قرآن می پردازیم که دقت در معانی آن ها می تواند موجب از بین رفتن ابهامات موضوع شود.

۱-«وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِيبَينَ لَهُمْ فَيضِلُّ اللَّهُ مَنْ يشَاءُ وَيهْدِي مَنْ يشَاءُ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ» (ابراهيم/۴) یعنی: ما هیچ رسولی را نفرستادیم مگر به زبان قومش تا ]معارف دینی را[ برای آن ها بیان کند، پس خدا هر کسی را با مشیّتش گمراه می کند و هر کسی را با مشیّتش هدایت می کند و او شکست ناپذیر حکیم است. در این آیه و امثال آن در قرآن موضوع هدایت خداوند و گمراه کردن او که هر دو مطابق مشیّتش انجام می گیرد به صورت مجمل بیان شده است. پس طبعاً احتیاج به تفصیل و توضیحی در مورد آن وجود دارد. و در این ارتباط  آیاتی از قرآن مشتمل بر تفصیل و توضیحی برای آیه فوق الذکر و امثال آن می باشند.  که ذیلاً به بعضی از آن ها اشاره ای خواهیم کرد. اما قبل از استشهاد به آن آیات، تذکر یک نکته ضروری است و آن اینکه آیات قرآن را باید مطابق معیارهای معین قرآنی تفسیر کرد و نه با معانی مصطلح کلمات تشکیل دهنده آیه. چون این معانی بعضاً در زمان های مختلف در معرض تغییراتی قرار می گیرند. در این آیه هم موضوع مشیّت باید مطایق معیارهای قرآنی معنا شود نه به معنای متداول بین انسان ها. توضیح اینکه معنای مشیّت در قرآن، قوانین و اراده های خداوند است که از جانب او در جهان جریان یافته است و نه آن معنای متداول یعنی  دلبخواه. یعنی عده ای تصور کرده اند این کلمه در مورد خداوند درست به همان معنائی است که بین انسان ها به کار می رود، یعنی همچنان که بعضی انسان ها کاری را مطابق خواست خود انجام می دهند- گاهی بدون علت عقلانی و حکیمانه- آن موقع چنین تصوری را در مورد خداوند و اعمال او هم به کار برده اند.

170-خداوند چه چیزی را به آدم (ع) آموخت که ملائکه استعداد دریافت آن را نداشتند؟!
بخوانید

یعنی اگر فرضاً آیات دیگر قرآن که تفصیلی برای این آیه مجمل قرآن می باشند هم در قرآن نبود، باز هم معنای مورد نظر آن ها از این آیه بر نمی آمد. و تصور آن ها در معنای این کلمه یعنی مشیّت درست نمی باشد.

۲-«يثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَفِي الْآخِرَةِ وَيضِلُّ اللَّهُ الظَّالِمِينَ وَيفْعَلُ اللَّهُ مَا يشَاءُ» (ابراهيم/۲۷) یعنی خداوند ثابت قدم می دارد کسانی را که ایمان آورده اند بر همان ایمان ثابتشان در دنیا و آخرت و گمراه می کند ظالمان را و خداوند هر چه را بخواهد انجام می دهد. پس مطابق این آیه هم، هدایت انسان ها و ثابت قدم ماندن آن ها در مسیر هدایت به اعمال خود آن ها و به اراده خداوند ارتباط دارد، و هم گمراه شدن آن ها. چون فرمود: خداوند ظالمان را گمراه می کند. و گمراه کردن خداوند هم یعنی عدم هدایت او، یعنی هدایت خداوند و قطع هدایت که به گمراهی منتهی می شود، قانونمند است و اتفاقی و تصادفی نیست!

شخص ظالم مورد نظر در این آیه و امثال آن با میل و اراده خودش از جاده زندگی دینی خارج شده، پس هدایت خداوند شامل حال او نخواهد شد. مثل اینکه شخصی در جاده ای در حرکت است و کنار آن جاده چراغ ها و تابلوهائی جهت راهنمائی مسافران نصب شده است که مجموعاً آن ها به وسیله آن چراغ ها و تابلوها به مقصد مورد نظرشان هدایت می شوند، حال اگر کسی از آن جاده خارج شود و به بیراهه برود، از هدایت مورد نظر محروم خواهد شد و او نخواهد توانست از آن چراغ ها و تابلوها در رسیدن به مقصد مطلوب بهره مند شود.

۳-«كَذَلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ الْكَافِرِينَ» (غافر/۷۴) یعنی این چنین خدا گمراه می کند کافران را. باز در این آیه به قانون هدایت و گمراه کردن از ناحیه خداوند اشاره شده، یعنی خداوند کافران را گمراه می کند. نه همه انسان ها را! توضیح اینکه آن ها با وجود آشکار بودن حقایق دینی، نسبت به آن ها کفر می ورزند و دانسته آن ها را انکار می کنند، و خداوند در مقابل عمل اختیاری آن ها هدایتش را از آن ها قطع می کند و در نتیجه آن ها به بیراهه می روند.

۴-«وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ يا قَوْمِ لِمَ تُؤْذُونَنِي وَقَدْ تَعْلَمُونَ أَنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيكُمْ فَلَمَّا زَاغُوا أَزَاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ وَاللَّهُ لَا يهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ» (الصف/۵) یعنی: وقتی موسی به قوم خودگفت: ای قوم من چرا مرا اذیت می کنید، در حالی که می دانید من فرستاده خدا هستم به سوی شما، پس وقتی آن ها برگشتند ]و منحرف شدند[ خدا دل های آن ها را برگرداند و خدا مردم فاسق را هدایت نمی کند. فاسق به کسی گفته می شود که از فضای دین خدا خارج شده، طبعاً کسی که از فضای دین خدا خارج شود، هدایت خدا شامل حال او نخواهد شد و در نتیجه گمراه خواهد شد.

الیاس کلانتری

۹۵/۵/۲

 

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن