کلام ایام – ۷۵، امام صادق و نهضت علمی جهانی پیامبران علیهم السلام

 

7898825125109545997امام صادق و نهضت علمی جهانی پیامبران (علیهم السلام)

بخش دوم

در بخش اول این مقاله اشاره شد به اینکه در نهضت علمی امام صادق (علیه السلام) فضائل علمی و اخلاقی پیامبران خدا احیاء شد و بالخصوص علوم محبوس شده از وجود مبارک پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) و جانشینان حقیقی آن حضرت یعنی ائمه معصومین (علیهم السلام) ابتداء در سطح جامعه دینی و بعداً به تدریج در سطح عالم منتشر شد. لازم است دانشمندان بیش از گذشته و با استفاده از امکانات پژوهشی موجود در زمان ما در سخنان نقل شده از آن بزرگوار مطالعات و تحقیقات جدیدی انجام دهند و دقایق آن احادیث را شناسائی کنند و به عالم علم و تحقیق عرضه کنند. و چقدر مناسب است که یک یا چند رشته پژوهشی در مورد این نهضت مقدس علمی در بعضی از دانشگاه ها و حوزه های علمیه و سایر سازمان ها ایجاد شود.

قطعاً در اثر پژوهش ها و تحقیقات جدید در این زمینه رازهای علمی زیادی در جهات مختلف مربوط به زندگی انسان ها کشف خواهد شد. و تحوّل علمی دیگری در سطح جهان به وجود خواهد آمد.

سخنان آن بزرگوار و همه حجت های پروردگار عالمیان متضمّن مراتب متعددی از معانی است، و در این جهت شباهتی بین سخنان ذوات مقدسه معصومین (علیهم السلام) با قرآن مجید وجود دارد. گاهی سخنانی از آن بزرگواران نقل شده که در آن ها معانی ساده عامه فهم وجود دارد. چون مخاطبان آن ها در بیان آن سخنان و سؤال کننده ها در مراتب پائین تر از فهم و درک و استعداد و نیازهای علمی قرار داشتند. گاهی مخاطبان آن ها انسان های دانشمند و متبحّر در رشته های علمی خاصی بودند. لذا در مقام آموزش آن ها و یا در جواب سؤالات آن ها سخنانی مشتمل بر نکات علمی دقیق و عمیقی بیان فرموده اند. آن بزرگواران در مقام آموزش انسان ها، موقعیت متعلمین و استعداد و نیاز علمی و بطور کلی وضعیت متعلمین را در نظر می گرفتند.

در این مقاله به ذکر چند قطعه از سخنان وجود مبارک امام صادق (علیه السلام) با توضیحات فشرده ای اکتفاء می کنیم.

۱-«اَلْحَافِظُ لِلْقُرْآنِ اَلْعَامِلُ بِهِ مَعَ اَلسَّفَرَةِ اَلْكِرَامِ اَلْبَرَرَةِ»(۱) یعنی حافظ قرآن که به آن عمل کند، همراه ملائکه بزرگوار و خوشرفتار خواهد بود. این گروه از ملائکه، حاملان وحی پروردگار به پیامبران بودند و دارای مقامی متعالی در نزد او و آن ها اعوان فرشته وحی یعنی جبرئیل در امر انتقال وحی به پیامبران بودند. علامه طباطبائی (رضوان الله تعالی علیه) صاحب تفسیر المیزان در این زمینه در تفسیر آیات ۱۵ و ۱۶ سوره عبس «بایدی سفرة، کرام بررة» می فرماید:

«سفره» جمیع سفیر به معنی رسول است و «کرام» صفت آن ها است به اعتبار ذاتشان و «بررة» صفت آن ها است به اعتبار عملشان و آن عبارت است از نیکوکاری در عمل. و معنی آیات این است که: قرآن تذکره ای است مکتوب در صحیفه هائی متعدد، صحیفه هائی معظم دارای رفعتی در قدر، مطهّر از هر آلودگی و نقص، به دست سفیرانی از ملائکه ارزشمند و گرامی نزد پروردگارشان به لحاظ طهارة ذاتشان و حسن اعمالشان»(۲) در کلام شریف امام صادق (علیه السلام) تصریح شده به اینکه حافظان قرآن که به آن عمل کنند، همراه آن گروه از ملائکه خواهند بود، یعنی ملائکه حامل وحی خداوند بر پیامبران که در سوره «عبس» از آن ها ذکری و توصیفی آمده است.

توضیح اینکه: گاهی در آیاتی از قرآن و در بعضی از احادیث صحبت از همراهی ملائکه با مؤمنان به میان آمده، اما به نوع آن ملائکه اشاره ای نشده است، به عنوان نمونه خداوند می فرماید:

«إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ– نَحْنُ أَوْلِياؤُكُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَفِي الْآخِرَةِ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَشْتَهِي أَنْفُسُكُمْ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَدَّعُونَ» (فصلت/ ۳۰-۳۱) یعنی: کسانیکه گفتند: ربّ ما الله است و استقامت کردند، ملائکه بر آن ها نازل می شوند ]و به آن ها می گویند[ نترسید و اندوهگین نباشید و مسرور باشید به بهشتی که وعده داده می شدید، ما اولیاء ]دوستان[ شما بودیم در زندگی دنیا و در آخرت و برای شماست در بهشت آنچه را نفوستان اشتها کند و آنچه را دل هایتان بخواهد.

از این دو آیه قرآن بر می آید که گروهی از ملائکه در عالم دنیا همراه مؤمنان با استقامت و کنار آن ها هستند و در لحظه انتقال به عالم آخرت برای آنها ظاهر خواهند شد و بهشت و نعمت های بهشتی را به آن ها بشارت خواهند داد. و می فرماید:

«جَنَّاتُ عَدْنٍ يدْخُلُونَهَا وَمَنْ صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّياتِهِمْ وَالْمَلَائِكَةُ يدْخُلُونَ عَلَيهِمْ مِنْ كُلِّ بَابٍ– سَلَامٌ عَلَيكُمْ بِمَا صَبَرْتُمْ» (الرعد/ ۲۳-۲۴) یعنی آن ها وارد بهشت های عدن می شوند با پدران و همسران و فرزندانشان که صالح هستند ]برای ورود به بهشت[ و ملائکه از هر دری به آن ها وارد می شوند و به آن ها می گویند سلام بر شما به جهت صبری که کردید.

در این آیات اشاره به همراهی ملائکه با اهل بهشت شده و اینکه آن ها واسطه انتقال سلام پروردگار برای اهل بهشت خواهند بود. اما ذکری از نوع ملائکه نشده است.

اما در مواردی از آیات قرآن به مقام و موقعیت ملائکه و یا نوع آن ها در ارتباط با انسان ها هم اشاره شده است. به عنوان نمونه خداوند می فرماید:

«بَلَى إِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا وَيأْتُوكُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ هَذَا يمْدِدْكُمْ رَبُّكُمْ بِخَمْسَةِ آلَافٍ مِنَ الْمَلَائِكَةِ مُسَوِّمِينَ» (آل عمران/۱۲۵) یعنی اگر صبر کنید و ملتزم تقوا باشد و مورد حمله ناگهانی دشمنان قرار بگیرید، پروردگارتان شما را با پنج هزار فرشته نشاندار یاری خواهد کرد.

در این آیه وصفی از ملائکه مورد نظر ذکر شده است و آن ها «مُسَوِّمِينَ» یعنی نشانداران نامیده شده اند.

امام صادق (علیه السلام) در این حدیث نورانی اظهار فرموده است که حافظان قرآن همراه آن گروه از ملائکه خواهند بود- بطوریکه ذکر شد- که حاملان وحی در عالم دنیا به پیامبران خدا بودند، و همین گروه از ملائکه عهده دار انتقال آیات قرآن به قلب مبارک پیامبر خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) بودند. تحت نظر و امر جبرئیل (علیه السلام).

کلام ایام - 410، معارف دین توحیدی در سیره و کلام امام هادی (علیه السلام)
بخوانید

حال اگر این همراهی در عالم آخرت تحقّق یابد- بطوریکه از قرائن موجود در این حدیث به ذهن می رسد- باز ارتباطی بین موقعیت و اعمال حافظان قرآن، و ملائکه حاملان وحی در دنیا خواهد بود. و می شود گفت بین این گروه از ملائکه در عالم دنیا و حافظان قرآن که اهل عمل هم هستند ارتباطی وجود دارد، گو اینکه ملائکه مورد نظر در عالم دنیا برای حافظان قرآن یک نوع نظارت و امداد و مراقبتی دارند.  و اگر مراد از همراهی ملائکه مذکور با حافظان قرآن، همراهی آن ها هم در دنیا و هم در آخرت باشد، که مطلب مورد بحث به راحتی اثبات می شود.

توضیح بیشتر اینکه طبق مدلول حدیث مورد بحث ملائکه حاملان وحی با حافظان قرآن یک نوع همراهی و ارتباط خواهند داشت، حال یا این همراهی از لحظه رحلت انسان شروع می شود و در برزخ و قیامت برقرار خواهد بود و در بهشت استمرار خواهد یافت! و یا اینکه این همراهی و ارتباط در عالم دنیا و از زمان شروع به حفظ قرآن و عمل به معارف آن شروع می شود و حافظ قرآن و عمل کننده به آن از همین زندگی دنیوی مشمول امداد ملائکه مورد نظر قرار می گیرد و تحت نظارت و مراقبت و امداد آن ها موفق به حفظ قرآن و عمل به آن می شود.

و اگر هم این همراهی در عالم آخرت تحقّق یابد، باز هم ارتباط ملائکه با آن ها به نحوی، از عالم دنیا باید شروع شود. یعنی مأموریت این گروه از ملائکه با انتقال  کلام خداوند به پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) تمام نمی شود و بلکه آن ها نظارتی و دخالتی در انتقال آن از قلب مبارک آن حضرت به انسان ها و همچنین نفوذ آن در روح انسان ها و ظهور آن در اعمال اهل قرآن دارند.

این موضوع احتیاج به بحث مفصل دیگری دارد و در این مقاله چنین فرصتی نیست و بخواست خداوند در فرصت دیگری به تفصیل آن می پردازیم.

۲-«يَنبَغي لِلمؤمِنِ أن لايَمُوتَ، حتّي يَتَعَلَّمَ القرآنَ، أو يَکُونَ في تعليمِه»(۳) یعنی برای مؤمن شایسته است قبل از رحلتش قرآن را یاد بگیرد یا در حال یاد گرفتنش باشد.

در این کلام امام صادق (علیه السلام)، آموزش قرآن هدف اصلی در زندگی دنیوی انسان تلقی شده است. بطوریکه اگر عمر انسان تمام شود و آن را یاد نگرفته باشد، سرمایه زندگی خود را باخته است. مگر اینکه در سنین جوانی از دنیا برود، در حالیکه مشغول به یاد گرفتن قرآن بود. یعنی عمر کوتاه او برای یاد گرفتن تمام قرآن کفایت نکند.

قابل ذکر است که مراد از یاد گرفتن قرآن، یاد گرفتن روخوانی و صحیح خواندن الفاظ آیات نیست- همچنانکه بعضی تصوّر کرده اند- بلکه مراد یاد گرفتن معانی آیات و معارف آن ها می باشد.

این مطلب در احادیث دیگری مورد تصریح قرار گرفته است. یعنی مراد از یاد گرفتن قرآن، یاد گرفتن روخوانی آن نیست. چون اصلاً برای عرب زبان یاد گرفتن روخوانی و یا صحیح خوانی که مورد نظر نمی تواند باشد. یعنی یک عرب زبان صِرف اینکه با خواندن و نوشتن آشنا باشد، طبعاً قرآن را هم می تواند بخواند. و طبعاً مراد امام صادق (علیه السلام) در این حدیث همه مؤمنان است اعم از عرب و غیر آن.

در مورد غیر عرب زبان هم یاد گرفتن قرآن نمی تواند به معنای توهّمی یاد گرفتن روخوانی آن باشد. چون یاد گرفتن روخوانی و خواندن صحیح و با لحن عربی- در هر صورت- مقدمه یاد گرفتن معانی آن می باشد. اگر چه این مطلب یعنی یاد گرفتن معانی آیات در این حدیث و امثال آن مورد نظر می باشد، مطلبی است قابل اثبات، اما به حدیثی در این زمینه استناد می کنیم.

اما صادق (علیه السلام) فرمود:

«إِنَّ الرَّجُلَ إِذَا كَانَ یَعْلَمُ السُّورَةَ ثُمَّ نَسِیَهَا أَوْ تَرَكَهَا وَ دَخَلَ الْجَنَّةَ أَشْرَفَتْ عَلَیْهِ مِنْ فَوْقٍ فِی أَحْسَنِ صُورَةٍ فَتَقُولُ تَعْرِفُنِی فَیَقُولُ لَا فَتَقُولُ أَنَا سُورَةُ كَذَا وَ كَذَا لَمْ تَعْمَلْ بِی وَ تَرَكْتَنِی أَمَا وَ اللَّهِ لَوْ عَمِلْتَ بِی لَبَلَغْتُ بِكَ هَذِهِ الدَّرَجَةَ وَ أَشَارَتْ بِیَدِهَا إِلَى فَوْقِهَا»(۴) یعنی وقتی شخصی سوره ای را بداند سپس آن را فراموش کند یا ترکش کند و وارد بهشت شود، آن سوره از مقامی بالا در زیباترین صورت به او اشراف یابد و بگوید آیا مرا می شناسی، او خواهد گفت نه، پس آن سوره خواهد گفت: من فلان سوره هستم، که به من عمل نکردی و مرا ترک کردی اما والله اگر به من عمل کرده بودی تو را به این درجه می رساندم، و با دست به بالا اشاره ای خواهد کرد.

به هر حال منظور امام صادق (علیه السلام) از کلام مورد بحث، یاد گرفتن تک تک آیات قرآن و فراموش نکردن آن ها می باشد. طبعاً موضوع فراموش کردن شامل خود آیه و معانی آن می باشد نه روخوانی. چون روخوانی یک سوره از قرآن مثل سوره های دیگر است و اگر انسان بتواند یک یا چند سوره از قرآن را صحیح بخواند سوره های دیگر را هم می تواند بخواند.

الیاس کلانتری

۹۵/۵/۱۲

پاورقی ها:

۱-اصول کافی، شیخ کلینی، کتاب فضل القرآن، باب «فضل حامل القرآن»، ح ۲، (نسخه چاپ انتشارات علمیه اسلامیه، ج ۴، ص ۴۰۵)

۲-تفسیر المیزان، علامه طباطبائی، تفسیر سوره عبس، آیات ۱۵ و ۱۶

۳-اصول کافی، کتاب فضل القرآن باب «من یتعلم القرآن بمشقّة»، ح ۳، (نسخه چاپ انتشارات علمیه اسلامیه، ج ۴، ص ۴۰۹)

۴-همان، باب «من حفظ القرآن ثمّ نسیه» ح ۴، (نسخه چاپ علمیه اسلامیه، ج ۴، ص ۴۱۱)

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن