کلام ایام – ۸۲، ولادت امام رضا علیه السلام

اشیای منحصر به فرد در حرم امام رضا(ع)ولادت امام رضا ( علیه السلام )

بخش پنجم

در بخش قبلی این مقاله ( بخش چهارم ) کلامی از وجود مبارک امام رضا ( علیه السلام ) در معرفی مقام امام ( علیه السلام ) ذکر شد. این کلام بخش کوتاهی از یک حدیث مفصل از آن بزرگوار بود. در آن قسمت نقل شده از کلام مورد نظر، ابتدا اشاره شده به اینکه «امام» مؤید به روح القدس است. و در عبارت بعدی گفته شده که بین امام و خدا ستونی از نور وجود دارد که او در آن ستون اعمال بندگان را می بیند. این عبارت اخیر نشان دهنده موقعیت اختصاصی دیگری برای امام نسبت به سایر انسانها می باشد. یعنی او ابزار و وسیله خاصی برای آگاهی از حوادث عالم دارد.

و اینکه عالم انسانها در حیطه علم امام ( علیه السلام ) قرار دارد. البته علم اختصاصی امام محدود به عالم انسانها نمی شود، همچانانکه در موضوع روح القدس اشاره شد به اینکه امام ( علیه السلام ) از ناحیه مؤید بودن به روح القدس به آنچه تحت عرش تا تحت خاک قرار دارد، علم پیدا می کند. اما امام ( علیه السلام ) به عالم انسانها توجه خاصی دارد و آن مقدار از اعمال آنها را که بخواهد در آن «ستون نوری» می بیند.

مقام امامت و وظایفی که امام بر عهده دارد مقتضی داشتن این نوع علم است. امام در مقام هدایت انسانها  – هدایت به معنای گسترده و عمومی آن – احتیاج به علم خاصی دارد و خداوند این علم خاص را در اختیار او قرار می دهد. در احادیث متعددی این موضوع مورد تصریح قرار گرفته است که ائمه معصومین ( علیه السلام ) هر وقت چیزی را بخواهند و اراده کنند، به آن علم پیدا می کنند. بعنوان نمونه:

از امام صادق ( علیه السلام ) نقل شده است که فرمود:

« انّ الامام اذا شاء اَن یعلمَ عُلِّمَ »(۱) یعنی: امام هر وقت بخواهد بداند، به او تعلیم می شود.

همچنین از طریق دیگری از آن حضرت نقل شده است که فرمود : «انّ الامامَ اِذا شاءَ اَن یَعلَمَ، اُعلِمَ»(۲) این حدیث مثل حدیث قبلی است، با اندک تفاوت.

باز از وجود مبارک امام صادق ( علیه السلام ) از طریق دیگری نقل شده است که فرمود:

« اِذا اَرادَ الامامُ اَن یَعلَمَ شَیئاً اَعلَمَهُ اللهُ ذلِک »(۳) یعنی امام هر وقت اراده کند که چیزی را بداند، خداوند آن را به او اعلام می کند.

از احادیث مذکور و احادیث دیگری در این زمینه بطور آشکار بر می آید که امام دارای مقام و موقعیت خاص علمی است و او در مقام رهبری انسانها به هر علمی احتیاج پیدا کند، آن علم به او عطا می شود. او با آن علم از گذشته و آینده، ظاهر و باطن اشیاء و اعمال انسانها و عوالم غیبی خبردار می شود.

حقیقت آن ستون نوری و چگونگی آن برای انسانهای عادی روشن نیست، و اما طبعاً مراد از آن، نور فیزیکی شناخته شده نمی باشد، بلکه نوع خاصی از نور است. اما از سخنانی که از آن بزرگواران در مورد خبرهای غیبی نقل شده و تحقق خارجی آن خبرها، آشکار می شود که آنها دارای علم غیر عادی و غیر متعارف هستند. و از ناحیه آن علم انسانها را در جاده زندگی و بطرف مقصد آن هدایت می کنند.

امام علاوه بر داشتن موقعیت علمی خاص و دیدن اعمالی از انسانها – آن مقدار از اعمالی که اراده کند – قدرتی بر تقویت اعمال انسانها و یا اصلاح آن دارد، یعنی قدرت ایمانی خاص امام می تواند عامل رشد و اصلاح اعمال مؤمنین باشد، مثل اینکه نور و حرارت آفتاب عامل رشد نباتات، جانداران و انسانها می باشد. و این نوع فعالیت امام، در بعضی زمانها و در بعضی شرایط و موقعیت ها وسیع تر است، مثل شب قدر و بعضی زمانهای دیگر مثل آن و یا زمانی که انسان به آنها توسل پیدا کند و یا در حرم آنها و سایر اماکن مقدسه باشد.

پاسخگویی به شبهات از اهداف ماست
بخوانید

آن بزرگواران برای انسانها از خدا تقاضای رحمت می کنند و بالخصوص برای مؤمنان استغفار می کنند، همچنانکه گروه هایی از ملائکه برای مؤمنان بطور مستمر استغفار می کنند، بطوریکه خداوند فرمود:

«  الَّذِينَ يحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَمَنْ حَوْلَهُ يسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَيؤْمِنُونَ بِهِ وَيسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا وَسِعْتَ كُلَّ شَيءٍ رَحْمَةً وَعِلْمًا فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِيلَكَ وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ –  رَبَّنَا وَأَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِي وَعَدْتَهُمْ وَمَنْ صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّياتِهِمْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ – وَقِهِمُ السَّيئَاتِ وَمَنْ تَقِ السَّيئَاتِ يوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمْتَهُ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ » (غافر/۷-۹)

معانی این آیات مشتمل بر نکات بسیار مهم و دقیقی است که به بعضی از آنها اشاره می کنیم:

الف: ملائکه حاملان عرش و ملائکه اطراف عرش علاوه بر وظایف و افعال خاصی  که دارند، برای کسانی که ایمان آورده اند، بطور مستمر استغفار می کنند. در این مقاله فرصت طرح بحث در مورد معنای عرش و حمل آن وجود ندارد، ان شاء الله در فرصت مناسبی به آن می پردازیم.

ب: استغفار ملائکه صرفاً و یا بطور کلی جنبه لفظی ندارد و بلکه آنها نقش عملی در نزول غفران پروردگار برای ایمان آورنده ها دارند.

ج: کسانی مشمول استغفار ملائکه قرار می گیرند که علاوه بر ایمان آوردن، از « سبیل الله » تبعیت کنند، یعنی در مسیر و حوزه معینی انسانهای مؤمن، مشمول رحمت خاص خداوند توسط ملائکه قرار می گیرند.

د: استغفار ملائکه و دعای آنها برای مؤمنان مشتمل بر مقدمه ای است و آن تعظیم و تجلیل و ثنای بر پروردگار عالم است و این موضوع یکی از شرایط دعای حقیقی، در نتیجه استجابت دعا می باشد.

ه: ورود در بهشت برای مؤمنان ارتباطی با افعال ملائکه مذکور دارد و در نتیجه دعای دیگری از آنها در مورد مؤمنان است. همانطور که قبلاً ذکر شد دعای ملائکه چه در مورد نزول غفران خداوند، چه درخواست از خداوند برای نجات آنها از عذاب جهنم و چه برای ورود آنها به بهشت، جنبه های عملی دارد و صرفاً درخواست با زبان و بصورت متعارف نیست. یعنی مجموعاً آن گروه از ملائکه، عوامل نزول غفران خداوند و نجات از جهنم و ورود به بهشت را در مورد مؤمنان فراهم می کنند.

و: ایمان انسانها و اعمال صالح آنها آثار و نتایجی دارد که علاوه بر خود آنها شامل پدر و مادر و همسران و فرزندان آنها هم می شود، البته بشرط  داشتن نوعی صلاحیت.

البته موضوع استغفار ملائکه برای ایمان آورنده ها، بحث اصلی در این مقاله نبود و فقط جهت روشن شدن موضوع نقش امام در زندگی انسانها ، بعنوان مثال و نزدیک کردن موضوع به ذهن به آن اشاره کردیم و خواستیم برای این موضوع مثال و نمونه ای ذکر کنیم؛ فلذا در عالم محسوسات نقش امام در زندگی انسانها را به  نقش آفتاب در حیات نباتات و جانداران و انسانها تشبیه کردیم و در عالم فوق محسوسات هم  نمونه ای جهت روشن شدن اصل موضوع از قرآن ذکر کردیم.

قابل ذکر است که موقعیت امام در هدایت انسانها به مقصد حیات و نجات آنها از آتش جهنم و کمک آنها به انسانها در مسیر منتهی به بهشت متفاوت با نقش ملائکه است و اصل موضوع و جهات مختلف آن قابل بحث و تحقیق عمیق قرآنی، علمی و کلامی است و در این مقاله به اشاراتی اکتفا کردیم.

الیاس کلانتری

۱۳۹۵/۵/۳۱

پاورقی ها:

  1. اصول کافی، کتاب الحجة « باب ان الائمه علیهم السلام اذا شاؤوا ان یعلموا عُلّموا »، ح ۱ ( چاپ انتشارات علمیه اسلامیه، ج ۱، ص ۳۸۲ )
  2. همان، ح ۲
  3. همان، ح ۳

 

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن