کلام ایام – ۸۳، معارف دینی در کلام امیرالمؤمنین علی علیه السلام

223884_278

معارف دینی در کلام امیرالمؤمنین علی (علیه السلام)

حکمت ۷

بخش اول

در ایام شهادت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در دهه سوم ماه مبارک رمضان مقاله ای به مناسبت ایام در مورد آن بزرگوار تحت عنوان: «امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) و عظمت حادثه شهادت او» در سه بخش با شماره های ۶۳-۶۴-۶۵ در بخش «کلام ایام » در همین سایت «حکمت طریف» منتشر شد. و در انتهای بخش سوم وعده دادیم که بعد از فاصله ای، بحث در شخصیت آن بزرگوار را به صورت ذکر و توضیح بعضی از سخنان و رفتارهای آن حضرت ادامه دهیم. حال با ذکر و توضیح و تفسیر فشرده ای از بعضی حکمت های نهج البلاغه به آن وعده عمل می کنیم، إن شاء الله.

تفسیری از حکمت های امیرالمؤمنین علی (علیه السلام)

و قال علیه السلام: «الصَّدَقَهُ دَوَاءٌ مُنْجِحٌ، وَأَعْمَالُ الْعِبَادِ فِی عَاجِلِهِمْ، نُصْبُ أَعْیُنِهِمْ فِی آجَالِهِمْ»(۱) یعنی صدقه داروئی است شفا بخش و اعمال بندگان در زندگی دنیوی، در آخرتشان مقابل دیدگان آن ها قرار خواهد داشت. در این کلام شریف بر حسب ظاهر دو موضوع مستقل از هم مورد توجه قرار گرفته یکی: موضوع «صدقه» و آثار و نتایج آن، دومی: موضوع «تجسّم اعمال» در فضای زندگی اخروی و ارتباط آن با صاحب عمل!

مطلب دیگری هم در این کلام قابل توجه است، و آن ارتباط این دو مطلب با یکدیگر است. یعنی نمی توانیم بگوئیم که امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در یک کلام کوتاه تقریباً یک سطری، دو تا مطلب جدا از هم و بی ارتباط با یکدیگر را کنار هم بیان فرموده است! پس می شود گفت: ارتباط این دو مطلب با یکدیگر سومین موضوع قابل توجه و قابل بحث در این کلام است. اگر چه این ارتباط در الفاظ این کلام و در ظاهر آن نیست و می شود گفت از معانی مفهومی (غیر لفظی و غیر مستقیم) آن است.

صدقه به مطلق مالی گفته می شود که انسان به قصد تقرّب به خداوند هزینه می کند، اعم از واجب و مستحب و معنی صداقت هم در آن ملحوظ است. یعنی مالی که انسان از روی صداقت و با میل و رغبت و به عنوان یک وظیفه دینی در جاهای معینی باید هزینه کند.در آیات قرآن به زکات واجب هم صدقه گفته شده، به طوری که خداوند می فرماید:

«إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاءِ وَالْمَسَاكِينِ وَالْعَامِلِينَ عَلَيهَا وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَفِي الرِّقَابِ وَالْغَارِمِينَ وَفِي سَبِيلِ اللَّهِ وَابْنِ السَّبِيلِ فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ» (التوبة/۶۰)

امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) می فرماید: صدقه داروی نجات بخشی است. در این کلام آشکار نشده است که صدقه برای چه چیزی خاصیت نجات بخشی دارد! چون کلمه «نجح» در اصل به معنی رستگاری، سعادت، موفقیت و رسیدن به مطلوب است، و در مورد مریضی به معنی شفا یافتن به کار می رود.

اما از اینکه از آن با کلمه دواء تعبیر شده می شود گفت مراد از آن شفا بخشی در مورد امراض است. برای همین منظور هم کلمه «منجح» به شفا بخش ترجمه می شود.

کلام ایام - 214، صلح و جنگ در جهت حفاظت از دین خدا
بخوانید

در احادیث دینی آثار عجیبی برای صدقه ذکر شده از جمله برطرف کردن بلاها و ازدیاد رزق و برطرف کردن فقر و دفع مرگ های بد. چون در این کلام به یکی از خواص صدقه اشاره شده، لذا از ورود در بحث از آثار دیگر آن خودداری می کنیم. و آن نوع بحث را به فرصت دیگری موکول می کنیم. و البته در ادامه بحث به نکته ای در این زمینه هم در ارتباط با معنی مورد نظر اشاره خواهیم کرد.

اما در مورد شفا بخشی صدقه در مورد مریضی ها لازم به تذکر است که مراد از آن نفی تأثیر داروهای شناخته شده و روش های متعارف و متداول در عالم علم طب  برای معالجه امراض نیست و نباید این موضوع یعنی معالجه امراض از طریق داروها مورد بی اعتنائی قرار بگیرد. به جهت اینکه خواص شفا بخشی در داروها را هم خدا قرار داده است و خدا برای همه دردها و مریضی ها داروئی آفریده است. و انسان وقتی مرض خود را با علم و تجربه طبیب و مصرف داروها معالجه می کند، در حقیقت اراده و فرمان های خدا را اجراء کرده است.

اما انواعی از مریضی ها عوامل روحی خاص شناخته شده و یا ناشناخته ای هم دارند و علاوه بر معالجه امراض از طرق متعارف در علم طب، عوامل دیگری هم در این جهت دخالت دارد و بعضی از آن عوامل جنبه های روحی ناشناخته ای دارد. و اما بحث تفصیلی در این موضوع به فرصت دیگری نیاز دارد و فقط به نکته ای در این زمینه اشاره ای می کنیم و آن اینکه:

 حالات روحی انسان تأثیرات زیادی در معالجه «امراض جسمانی» او دارد.یعنی علاوه بر اینکه «امراض روحی» را می شود از طریق ایجاد تأثیرات روحی در انسان معالجه کرد، علاوه بر آن، حالات روحی انسان تأثیراتی در معالجه امراض جسمانی هم دارد و معالجه امراض از طریق دعا و صدقه عمدتاً از این نوع است. البته همچنان که به آن اشاره شد، پذیرفتن این موضوع به منزله نفی طرق متعارف معالجه امراض در عالم طب نیست، بلکه نوعی درمان است که هم می شود مکمّل درمان به روش های متعارف در عالم طب باشد و هم نوع دیگری از معالجه، وقتی که معالجه یک مرض از طرق متعارف ممکن نیست و یا امکان آن نوع معالجه به لحاظ فقدان امکانات آن ممکن نباشد. موضوع جهت و صورت دیگری هم دارد- علاوه بر آنچه گفته شد- که بخواست خداوند در مقاله بعدی مورد بحث قرار خواهد گرفت.

الیاس کلانتری

۱۳۹۵/۶/۱۰

پاورقی:

۱-نهج البلاغه، بخش حکمت ها، حکمت ۷

 

 

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن