کلام ایام – ۱۰۶، رحلت پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم بزرگترین حادثه تاریخ

7628_56024

رحلت پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) بزرگترین مصیبت تاریخ

در تاریخ بیست و هشتم ماه صفر سال گذشته مقاله ای تحت عنوان: «حریم پناهگاه قدسی» در همین سایت «حکمت طریف» در بخش کلام ایام در دو بخش  با شماره های ۱۴ و ۱۵ منتشر شد. در آن مقاله اشاره شد به اینکه با توجه به کلام امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در حادثه رحلت رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) می شود آن حادثه را بزرگترین مصیبت تاریخ نامید. اما در آن مقاله فرصت بحث تفصیلی در مورد آن حادثه عظیم و تفسیر کلام امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) حتی به صورت فشرده حاصل نشد و همچنین در مورد موضوع «استغفار» که به عنوان یک پناهگاه دیگر در کلام خدا و توضیح آن در کلام امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) ذکر شده است! مجدداً کلام امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را در حادثه رحلت رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) ذکر می کنیم و آن را مبنای بحث در این مقاله قرار می دهیم.

نقل کرده اند: امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) وقت غسل دادن پیکر مطهر پیامبر خدا خطاب به آن حضرت عرض کرد:

«بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی یَا رَسُولَ اللَّهِ لَقَدِ انْقَطَعَ بِمَوْتِکَ مَا لَمْ یَنْقَطِعْ بِمَوْتِ غَیْرِکَ مِنَ النُّبُوَّةِ وَ الاِْنْبَاءِ وَ أَخْبَارِ السَّمَاءِ خَصَّصْتَ حَتَّى صِرْتَ مُسَلِّیاً– عَمَّنْ سِوَاکَ وَ عَمَّمْتَ حَتَّى صَارَ النَّاسُ فِیکَ سَوَاءً وَ لَوْ لاَ أَنَّکَ أَمَرْتَ بِالصَّبْرِ، وَ نَهَیْتَ عَنِ الْجَزَعِ، لاََنْفَدْنَا(۵) عَلَیْکَ مَاءَ الشُّؤونِ، وَ لَکَانَ الدَّاءُ مُمَاطِلاً وَ الْکَمَدُ مُحَالِفاً، وَ قَلاَّ لَکَ! وَ لَکِنَّهُ مَا لاَ یُمْلَکُ رَدُّهُ، وَ لاَ یُسْتَطَاعُ دَفْعُهُ! بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی! اذْکُرْنَا عِنْدَ رَبِّکَ، وَ اجْعَلْنَا مِنْ بَالِکَ»(۱) یعنی پدر و مادرم فدای تو ای رسول خدا، با رحلت تو چیزی قطع شد که با رحلت غیر تو قطع نشده از نبوت و پیام ها و اخبار آسمانی. مصیبت تو این خصوصیت را دارد که تسلّی بخش از مصیبت های دیگر است. و این مصیبت عمومیت دارد و همه را عزادار کرد. و اگر نه این بود که تو امر کرده ای به صبر و نهی کرده ای از جزع و بی تابی، آن قدر برای تو گریه می کردیم تا اشکمان تمام شود، و این درد جانکاه و اندوهمان جاودانه می شد و پایدار می ماند و این ها هم در مصیبت تو کم بود. اما چه می شود که مرگ برگرداندنی نیست و نمی شود آن را دفع کرد. پدر و مادرم فدای تو، ما را نزد پروردگارت یاد کن و در خاطر خود نگه دار.

قابل توجه است که در این کلام امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) عظمت این حادثه و مصیبت را موضوع قطع ارتباط عالم انسانی با عالم وحی بیان می کند.

یعنی صرفاً جنبه عاطفی موضوع و انس به شخص رسول خدا و حزن ناشی از فراق او  در جهت شخصی و ارتباط قوم و خویشی مورد نظر نیست. بلکه انس به پیامبر خدا و دریافت اخبار آسمانی و اینکه آن حضرت واسطه نزول رحمت خاصه خداوند به عالمیان بود موضوع اصلی مورد نظر است یعنی موضوع نبوت و ارتباط با آسمان عظیم ترین جریان پدید آمده در عالم بود و قطع این ارتباط هم عظیم ترین مصیبت تاریخ خواهد بود.

نکته دیگر اینکه امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) بعد از رحلت رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) این کلام را بر زبانش جاری نموده است یعنی اینکه رسول خدا بعد از رحلت از دنیا هم، مثل ایام حیاتش سخنان انسان ها را می شنود و توجهی به عالم انسان ها دارد، و بین آن حضرت و انسان های دیگر تفاوتی در این زمینه وجود دارد.  همچنان که در ایام حیات هم تفاوت های عظیمی بین آن حضرت و انسان های دیگر بود.

نکته دیگر اینکه امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) با وجود اینکه فقدان رسول خدا برای آن حضرت خیلی شکننده و حزن انگیز بود اما باز هم او را از توجه به سفارشات رسول خدا و عمل به آن ها مانع نشده است و لذا خطاب به آن حضرت عرض می کند اگر نه این است که تو ما را امر به صبر و نهی از بی تابی کردی هیچ وقت گریه ما برای تو قطع نمی شد و تازه این گریه مستمر در عزای تو کم بود.

دو پناهگاه از عذاب خداوند

در کلام دیگری حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) می فرماید:

«كَانَ فِي الْأَرْضِ أَمَانَانِ مِنْ عَذَابِ اللَّهِ وَ قَدْ رُفِعَ أَحَدُهُمَا فَدُونَكُمُ الْآخَرَ فَتَمَسَّكُوا بِهِ أَمَّا الْأَمَانُ الَّذِي رُفِعَ فَهُوَ رَسُولُ اللَّهِ وَ أَمَّا الْأَمَانُ الْبَاقِي فَالِاسْتِغْفَارُ.» قال الله تعالی: «وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فيهِمْ وَ ما كانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ»(۲) یعنی در روی زمین دو امان- پناهگاه- از عذاب خدا بود که یکی از آن دو برداشته شد و دومی باقی است پس آن را دریابید و به آن پناه ببرید. اما امانی که برداشته شد «رسول خدا» صلّی الله علیه و آله و سلّم بود و اما امان باقی «استغفار» است. خدای تعالی فرمود: تا تو ]ای پیامبر[ در بین آن ها هستی خدا آن ها را عذاب نمی کند و آن ها را ]همچنین[ عذاب نمی کند در حالی که به طور مستمر استغفار می کنند.

این کلام شریف امام علی (علیه السلام) را در آن مقاله هم ذکر کردیم، آن حضرت اشاره می کند به اینکه حضور رسول خدا در بین مردم امان از عذاب خدا بود یعنی وجود شریف آن حضرت پناهگاهی بود در مقابل بلاها و مصیبت ها، و این پناهگاه را خداوند عالم برای بندگانش ایجاد کرده بود. بطوریکه در بیان وصفی از آن حضرت فرمود:

«وَ مَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ» (الأنبياء/۱۰۷) یعنی ما تو را نفرستادیم مگر رحمتی برای عالمیان.

در مقاله قبل اشاره ای به این شد که اگر چه با رحلت وجود مبارک رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم)  آن امان مورد ذکر برداشته شده و عالم انسان ها از آن مرتبه از رحمت خداوند محروم شدند اما مرتبه دیگری از رحمت الهی ناشی از وجود پیامبرش، برای انسان ها وجود خواهد داشت و آن اینکه اگر انسان ها به سیره شریف آن بزرگوار توجه کنند و آموزش های او را به صورت سخنانی که از او باقی مانده، دریافت کنند و از آن بزرگوار تبعیت کنند، در امانی از پروردگار عالم قرار خواهند گرفت بطوریکه خداوند فرمود:

«قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَيغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ» (آل عمران/۳۱) یعنی ]ای پیامبر[ بگو اگر خدا را دوست دارید از من پیروی کنید تا خدا شما را دوست بدارد و گناهان شما را مورد غفران قرار دهد و خداوند غفور و رحیم است. در این آیه شریفه اشاره شده است به اینکه پیروی از رسول خدا موجب محبوبیت بنده در نزد خداوند خواهد شد و طبیعی است که وقتی خداوند عالم بنده ای را دوست داشته باشد او را عذاب نخواهد کرد.

حاصل کلام اینکه اگر چه در زمان های بعد از رحلت رسول خدا آن مرتبه از رحمت و برکات خداوند که در زمان حضور آن حضرت جریان داشته قطع شده اما انسان ها از ناحیه پیروی از آن بزرگوار و ارتباط با سیره شریفش مشمول نوعی از رحمت خداوند قرار می گیرند و جریان یافتن آموزش های آن حضرت در بین مردم می تواند منشأ نزول امواجی از رحمت خداوند به عالم انسان ها باشد. می شود در اثر آشنایی با اخلاق عظیم آن بزرگوار و محبوبیت او در قلوب  انسان ها، خشونت ها و اختلافات و درگیری ها بین انسان ها جای خود را به محبت و مودّت و صلح و آرامش بدهد.

انسان ها می توانند از اخلاق کریمه آن حضرت محبت به همنوعان را یاد بگیرند و از علم بی پایان او که متصل به علم خداوند بود حقایق موجود در عالم را شناسایی کنند و به طرف مقصد آفرینش حرکت کنند.

کلام ایام ـ 506، آموزشهای دین خدا در سیره و کلام امام جواد (علیه السلام)
بخوانید

امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در یکی از خطبه های خود می فرماید:

«إلی أَنْ بَعَثَ اللهُ سُبْحَانَهُ مُحَمَّداً رَسُولَ الله صَلَّی الله عَلَیْهِ وَآلِهِ لِإَِنْجَازِ عِدَتِهِ وَإِتَمامِ نُبُوَّتِهِ، مَأْخُوذاً عَلَی النَّبِیِّینَ مِیثَاقُهُ، مَشْهُورَةً سِمَاتُهُ، کَرِیماً مِیلادُهُ. وَأهْلُ الْأَرْضِ یَوْمَئِذ مِلَلٌ مُتَفَرِّقَةٌ، وَأَهْوَاءٌ مُنْتَشِرَةٌ، وَطَرَائِقُ مُتَشَتِّتَةٌ، بَیْنَ مُشَبِّهٍ للهِِ بِخَلْقِهِ، أَوْ مُلْحِدٍ فی اسْمِهِ، أَوْ مُشِیر إِلَی غَیْرهِ، فَهَدَاهُمْ بهِ مِنَ الضَّلاَلَةِ، وَأَنْقَذَهُمْ بمَکانِهِ مِنَ الْجَهَالَةِ»(۳) یعنی تا آنگاه که خداوند سبحان محمد رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) را که پیمان پذیرش نبوت او را از پیامبران گرفته بود برای انجام وعده خویش و اتمام نبوتش مبعوث نمود، پیامبری با علامات مشهور و ولادت کریمانه.

در آن روزگاران که خداوند ذوالجلال خاتم الانبیاء را برانگیخت مردم روی زمین مللی پراکنده و اقوامی با تمایلات متفرق، در پیچاپیچ طرق درهم و برهم، سرگردان و حیرت زده بودند گروهی از آنان خداوند را تشبیه به مخلوقاتش می کردند و گروهی دیگر در اسماء مقدسش الحاد می ورزیدند، جمع دیگری با نام های الهی، اشاره به موهومات و موجودات پست می نمودند. خداوند سبحان آن ها را بوسیله پیامبر اکرم از گمراهی نجات داد و با موقعیت والایی که به او عنایت فرموده بود آن گمشدگان را از سقوط به سیه چال جهالت رها ساخت(۴).

در سیره شریف آن حضرت مقام «رحمت برای عالمیان» بودن جلوه های آشکاری دارد تا جایی که داستان هایی از ترحم و محبت او حتی بر دشمنانش در منابع تاریخی نقل شده است، بطوریکه او جهت جلوگیری از جنگ و زد و خورد خود را در معرض خطر کشته شدن هم قرار می داد و زحمت هایی که برای نجات انسان ها از جهالت و چاه های شرک متحمل می شد فوق حد قدرت عظیم روحی اختصاصی خود بود. بطوریکه خداوند عالم در آیات متعددی در مقام امتنان از او به این موضوع اشاره کرده است از جمله می فرماید:

«فَلَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَفْسَكَ عَلَى آثَارِهِمْ إِنْ لَمْ يؤْمِنُوا بِهَذَا الْحَدِيثِ أَسَفًا» (الکهف/۶) از این آیه شریفه بر می آید که آن بزرگوار به جهت عدم ایمان کفار به کلام خدا و حزن ناشی از آن، در مشقّت و رنج و عذاب شدیدی قرار داشت یعنی ایمان نیاوردن آن ها و در نتیجه سقوط آن ها در جهنم برای آن حضرت خیلی رنج آور و مشقّت بار بود و تلاشی که برای نجات آن ها از چاه های مخوف شرک به کار می برد فوق حدّ توانش بود بطوریکه نزدیک بود در مسیر این تلاش ها جان خویش را هم از دست بدهد. در حالیکه قدرت روحی او فوق حدّ محاسبات عادی بین انسان ها بود.

طبعاً وقتی انسان ها با خُلق شریف او آشنا شوند و از میزان نوعدوستی و مهربانی او مطّلع گردند، تحت تأثیر جاذبه اخلاقی خاص آن بزرگوار قرار خواهند گرفت و چون آن خُلق عظیم از ناحیه عنایت خاصه پروردگار عالم و رحمت خاصّه او به آن حضرت عطا شده، انسان ها تمایل شدیدی به ارتباط با خداوند و یاد او و عمل به دستورات او پیدا خواهند کرد. و چون بعثت او و علمی که به او عطا شده و فضایل اخلاقی او و ابزارهای هدایتی که در اختیار او قرار گرفته همه و همه نشانه های رحمت خداوندی بر بندگانش بوده، شیفتگی به خداوند عالم و دین او را در قلوب انسان ها به جریان خواهد انداخت.

پناهگاهی به نام استغفار

در آیه کریمه از سوره انفال (آیه ۳۳) اشاره ای ضمنی به پناهگاه دیگری شده بود و آن عبارت است از «استغفار» مستمر انسان ها از خداوند. یعنی این عبادت جلیل که همان استغفار مستمر است هم، مثل حضور پیامبر خدا در بین مردم مانعی از نزول عذاب الهی خواهد بود. توضیح اینکه: خداوند عالم برای بندگانش راه هایی را برای معافیت از عذاب ها ایجاد کرده است و برای مصون ماندن از عذاب ها- که نتیجه اعمال انسان است- در همان راه های تعیین شده باید سیر کرد. ممکن است کسی بگوید حال که خداوند عالم نسبت به بندگانش رحمتی دارد و برای آن ها پناهگاهی قرار داده است، اصلاً چرا آن ها را عذاب می کند؟! تا نیازی به پناهگاه از عذاب باشد؟! در پاسخ می گوئیم عذاب های خداوند و پاداش های او به معنای متداول بین انسان ها نیست بلکه معنای خاصی دارد مجازات خداوند و عذاب او در حقیقت نتیجه طبیعی بعضی از اعمال انسان هاست و به علت خاصی به خداوند نسبت داده شده است. چون منشأ قوانین حاکم بر عالم اراده ها و  تقدیرات او است.

خداوند هیچ وقت خشنود نمی شود که بنده ای را که آفریده است مجازات کند اما در عالم قوانینی از طرف او برقرار شده است که برای جریان زندگی انسان ها در زمین ضروری است. نوعی از آن قوانین تأثیرات خاصی است که اعمال انسان ها در روح و جسم خود آن ها و یا دیگران ایجاد می کند و این تأثیرات گاهی مطلوب و مورد خواست انسان ها و دارای لذت هائی برای آن هاست که به آن ها «پاداش الهی» گفته می شود و گاهی برای روح انسان ها زجرآور و نامطلوب است که به آن ها «مجازات الهی» گفته می شود.

مجازات های خداوند در دنیا حالت بازدارندگی از فساد و تباهی و ظلم به انسان ها دارد و خداوند از این طریق مانع شیوع فساد و تبهکاری و ظلم به انسان ها می شود. در زمینه حقیقت عذاب های خداوند قبلاً ۲ مقاله در بخش «پرسش و پاسخ» در همین سایت تحت عنوان ها و شماره های ذیل منتشر شده است:

۶۵-آیا خداوند مهربان بنده های خود را مجازات می کند؟!

۶۶-حقیقت عذاب های خداوند یا عذاب های اخروی چیست؟!

توصیه می کنیم آن دو مقاله مورد مطالعه قرار بگیرد.

وقتی انسان استغفار می کند و اگر آن استغفار شرایط لازم را داشته باشد آثار نامطلوب عمل انسان از بین می رود و دیگر نیازی به نزول عذاب و مجازات های خداوند جهت بازدارندگی در کار نخواهد بود. لذا خداوند عالم استغفار را هم یکی از پناهگاه هایی در مقابل عذاب قرار داده است و این مجرای رحمت را به انسان ها معرفی کرده است و از آن ها خواسته است وقتی به خود ظلم کردند از پروردگار خود استغفار کنند و همچنین سراغ رسول خدا بروند و از او بخواهند که از پروردگار برای آن ها استغفار کند. یعنی هم خودشان استغفار کنند هم رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) بر آن ها استغفار کند. بطوریکه می فرماید:

«وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا» (النساء/۶۴) یعنی اگر آنان وقتی به خود ظلم کردند ]گناهی مرتکب شدند[ نزد تو می آمدند و از خداوند استغفار می کردند و پیامبر هم برای آن ها استغفار می کرد قطعاً خداوند را توبه کننده و مهربان می یافتند(۵).

  ادامه بحث در مورد شخصیت آسمانی و خُلق عظیم رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) و ذکر و توضیح بخشی از سخنان آن حضرت را بخواست خداوند به ایام ولادت آن بزرگوار موکول می کنیم.

الیاس کلانتری

۱۳۹۵/۹/۹

پاورقی ها:

۱-نهج البلاغه، خطبه ۲۳۵

۲-همان، حکمت ۸۸

۳-همان، خطبه اول

۴-ترجمه نهج البلاغه، محمد تقی جعفری، ص ۶۱

۵-بعضی از مفسران و مترجمان قرآن کلمه «تواب» را در مورد خداوند «توبه پذیر» معنا کرده اند. در حالیکه تواب از نظر لفظی توبه پذیر نیست. و اینکه خداوند هم، تواب یعنی توبه کننده است و هم توبه پذیر و کلمه توبه پذیر اصطلاح خاصی در قرآن دارد و آن عبارت است از «قابل التوب» یعنی قابل التوب به معنی توبه پذیر است نه تواب و معنای توبه خداوند این است که او با رحمت خود بسوی بنده توجه می کند. و ارتباطی را که در اثر گناه بنده قطع شده بود مجدداً برقرار می کند.

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن