۵- آموزش های آسمانی

آسیب پذیری قوه عقل و راه های جلوگیری از آن*

درس پنجم*

در مقاله قبلی گفته شد که عقل انسان مثل سایر قوای روحی و اعضاء بدن او ممکن است دچار آسیب شود و فعالیت و کارائی آن کم شود و یا موقتاً و یا بطور دائم از کار بیافتد، و برای اثبات این موضوع و یا ایجاد توجه بیشتر به آن چند نمونه از حوادث زندگی بعضی از افراد را بعنوان مثال ذکر کردیم. نمونه هائی از حوادثی که صدها و هزاران مورد از امثال آن ها در مسیر زندگی انسان ها واقع می شود و یا خبر آن ها به گوش آن ها می رسد. آن نمونه ها در مورد افراد عادی بود و عمدتاً جنبه فردی داشت، اما موضوع آسیب پذیری قوه عقل به حوادث عظیم اجتماعی چه در سطح یک شهر و یا یک کشور و چه در سطح جهانی ارتباط پیدا می کند.

 

بعنوان مثال همکاری یک یا چند دانشمند با سیاستمداران و صاحبان قدرت عظیم حکومتی جهت ساختن سلاح اتمی چه توجیه عقلی دارد؟!!! سلاح هائی که در اولین کاربرد موجب کشته شدن ده ها هزار انسان در کشور ژاپن شد. انسان هائی که به زندگی عادی خود مشغول بودند و اکثر آن ها نه اهل جنگ بودند و نه تمایلی به آن داشتند و کودکان بی گناهی که در مقابل آتش بر افروخته توسط دانشمندان و سیاستمداران هیچ گونه پناهگاهی نداشتند!!! آیا آقای اینشتین و دانشمندان دیگر که در ساختن بمب اتمی با صاحبان قدرت همکاری کردند، از سوختن و کشته شدن کودکان بی گناه چه سودی بردند؟!!! عقل عموم انسان ها و دانشمندان و متفکران در این نوع حوادث در چه جایگاهی قرار می گیرد؟!

انسان های بیشماری در طول تاریخ برای اصلاح امور زندگی انسان ها و آسایش و رفاه آن ها، زحمت ها کشیده اند که در رأس آن ها شخصیت های آسمانی یعنی پیامبران خدا و امامان معصوم (علیهم السلام) قرار داشتند و بعد مصلحان اجتماعی از پیروان آن ها و همچنین دانشمندان عادی بشری اعم از پیروان دین آسمانی و یا دیگران، و با تلاش های زیاد مصلحان، بطور تدریجی بخشی از مشکلات زندگی انسان ها در طول تاریخ برطرف شده و مثلاً عوامل بعضی از بیماری ها و همچنین راه های معالجه آن ها شناخته شده، و برای ایجاد آسایش در انسان ها در این زمینه هزینه های زیادی شده و عمر عده زیادی به پایان رسیده، اما چرا در هر زمانی و در هر روزی صدها و گاهی هزاران انسان سالم حتی کودکان در نقاط مختلف جهان دچار آسیب ها شده و مجروح یا کشته می شوند؟!!!

در عرصه نظام زندگی حاکم بر جهان در زمان ما، وقتی صاحبان قدرت برای بدست آوردن سود اقتصادی سلاح هائی با قدرت زیاد تولید می کنند و جهت فروش آن ها با توسل به حیله های سیاسی جنگی را در منطقه ای از جهان به راه می اندازند، در نتیجه انسان های زیادی حتی کودکان بی گناه در این حوادث کشته یا مجروح می شوند، و انسان های دیگر هم حتی دانشمندان و متفکران عمدتاً ناظر این حوادث هستند، عقل انسان در چه جایگاهی قرار دارد؟! عقل انسان چه مقدار قدرت و بازدارندگی در مقابل این حوادث دارد؟! آیا عقل سالم انسان ها این جنایات را تصویب می کند؟!

در زمان های اخیر یک مسلک سیاسی بنام «کمونیزم» در نقطه ای از جهان ظهور کرد و طرفداران آن به حکومت رسیدند و این مسلک ابتداء از ناحیه نظریات بعضی از باصطلاح دانشمندان و عده ای از سیاستمداران طرفداران زیادی پیدا کرد، در حدّی که میزان عظیمی از فراورده های اخلاقی و علمی انسان ها را نابود کرد. این مسلک سیاسی و اجتماعی بعد از به قدرت رسیدن در کشور شوروی سابق و بعد از کشتن بیش از چهل میلیون انسان از اهل همان کشور بدست استالین رهبر آن نظام حکومتی و بیش از سی میلیون نفر در چین بدست مائو رهبر سیاسی آن کشور و تعداد بیشماری در بعضی از کشورهای دیگر، سرانجام نظام آن متلاشی شد و از هم پاشید!!! و جهانیان متوجه شدند که هیچ محتوای علمی و فکری در آن نبوده و از ابتداء هم یک نظام فکری فاسدی بیش نبود. عقل انسان ها در مقابل این کشتارهای ده ها ملیونی چه موضعی داشت و اکنون برای جلوگیری از تکرار حوادثی مشابه آن چه کاری می کند؟!!!

آیا مشکل ایجاد شده برای تمام بشریت و فرهنگ جوامع مختلف و کشته شدن ده ها ملیون انسان با یک اعتراف به اشتباه در جهت همکاری با رئیس جمهور وقت امریکا از طرف اینشتین و یا یک توجیه سیاسی رئیس جمهور وقت کشور امریکا در حمله اتمی به شهرهای ژاپن و اظهار نادرست بودن روش حکومتی کمونیستی از طرف بعضی از سیاستمداران یا دانشمندان و با حادثه مرگ آن ها، برطرف می شود؟! و جلو تکرار حوادث مشابه گرفته می شود؟!!!

حاصل بحث اینکه عقل انسان ها با وجود ارزش های بسیار متعالی آن و نیاز شدید انسان ها در مسیر زندگی به آن، پدیده ای است آسیب پذیر مثل اشیاء ارزشمند دیگر! و لازم است از طریقی آن را از عوامل آسیب زننده محافظت کرد.

روش تقویت عقل

موضوع مهم دیگری هم در مورد عقل انسان باید مورد توجه قرار بگیرد و آن اینکه: با صرف نظر از تعاریف مختلفی که از عقل بعمل آمده و با صرف نظر از تقسیمات مختلف آن، از یک نظر عقل به دو قسم تقسیم می شود، یک قسم عقلی است که در طبع یک انسان وجود دارد و میزان آن به موقعیت وراثتی او و بعضی عوامل دیگر مربوط می شود و قسم دیگر عقلی است که در اثر آموزش ها و تجربیات حاصل می شود. بطوریکه از امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) نقل شده است که فرمود:

«العَقلُ عَقلانِ: مَطبوعٌ ومَسموعٌ وَ لاَ يَنْفَعُ الْمَسْمُوعُ ما لَم يَكُنِ المَطبوعُ»(۱) یعنی عقل دو نوع است، یکی مطبوع و دیگری مسموع و عقل مسموع فایده ای نخواهد داشت اگر عقل مطبوع نباشد.

عقل نوع دوم در اثر آموزش ها و مشاهدات و تجربیات، حاصل و تقویت می شود. عقل انسان هم در جهت شناسائی پدیده های عالم احتیاج به تقویت دارد، و هم در جهت بازدارندگی از بعضی رفتارها و اعمال او. یعنی احتمال دارد عقل انسان در شناسائی اشیاء و ارزش های آن ها دچار خطا شود و یک پدیده زشت را زیبا ببیند و یا یک شیء زیبا را زشت ببیند و هم در جهت بازدارندگی امکان دارد بصورت ضعیف عمل کند و در مقابل کشش شدید عاطفه مقاومت آن از بین برود و با وجود علم به بی ارزش بودن یک عمل و نادرست بودن آن، باز هم بسوی آن کشش پیدا کند. همچنانکه در مباحث قبلی به آن اشاره شد.

محدوده فعالیت عقل

موضوع بسیار مهم دیگر در مورد عقل محدوده فعالیت و میزان کارائی آن است. این مطلب باید مورد بررسی قرار بگیرد که قلمرو فعالیت عقل، یکی در جهت علمی، و دیگر در جهت عملی، کدام است؟!

انسان در فضای زندگی خود احتیاج به شناسائی پدیده های عالم دارد او باید خواص گیاهان و جانداران و صفات و اوصاف انسان ها و مواد موجود در زمین را بشناسد چون زندگی او به موجودات دیگر ارتباط دارد. بعنوان مثال: اغلب نیازهای انسان ها از قبیل غذا و لباس و لوازم منزل عمدتاً از گیاهان و حیوانات تأمین می شود. توضیح اینکه: بعضی گیاهان مثل میوه ها غذای انسان را تشکیل می دهند و بعضی جنبه داروئی در مقابل بیماری ها دارند. و از بعضی از آن ها مواد مورد نیاز دیگر ساخته می شود. زمان های طولانی انسان ها بخاطر یک نوع بیمای سلامت و یا حتی جان خود را از دست می دادند و بعداً در اثر مطالعات و یا مشاهدات و تجربیات انسان ها دارویی برای آن بیماری ها کشف شد و انسان ها از ناحیه شناختن خواص نوعی از گیاهان و بهره برداری از آن ها به آسایش رسیدند.

17- آموزش های آسمانی، تفسیر سوره حمد
بخوانید

همچنین انسان ها احتیاج به شناسائی جانداران چه نوع اهلی و چه نوع وحشی آن ها دارند و از طریق این شناسائی می توانند از پرورش حیواناتی بهره ها ببرند و از خطر بعضی از آن ها مصون بمانند و حتی می توانند از حیوانات وحشی خطرناک نیز در جهاتی از زندگی بهره برداری کنند مثل رفع خطر بعضی از حیوانات بوسیله بعضی دیگر. و همچنین انسان ها احتیاج مبرم دیگری به شناسائی اوصاف برترین مخلوق عالم یعنی خود انسان دارند چون زندگی انسان یک زندگی اجتماعی است و زندگی با موجودی بدون شناختن آن، مشکلات عظیمی ایجاد خواهد کرد. و با شناختن آن بطور کامل و حقیقی فواید عظیمی عاید انسان خواهد شد این در جهت علمی موضوع اما در جهت عملی انسان ها احتیاج به رفتارهایی از طرف خود و دیگران دارند. باید آن ها در روابط اجتماعی رفتارهای دلپذیری با دیگران بکار ببرند تا روابط محبت آمیز بین آن ها برقرار شود و همچنین باید توجه کنند به اینکه بعضی از رفتارها عامل نفرت دیگران از آن ها خواهد شد و عامل بوجود آمدن خشونت ها و درگیری ها و دعواها، این نوع رفتارها و آثار آن ها از چه طریقی باید مورد شناسائی قرار بگیرد؟! بعنوان مثال: آیا انسان ها می توانند با نگاه کردن به افراد از نیت های قلبی آن ها باخبر شوند و بدانند که آن ها چه قصدی در مورد او دارند؟! آیا یک انسان می تواند از طریق عقل خود صرفاً پیش بینی کند که همکار او در چند سال بعد در اثر تغییر روحیه ناشی از بعضی حوادث به او خیانت خواهد کرد؟!

آیا انسان بعد از دو هزار سال سابقه در تحقیقات مربوط به علم طب می تواند از طریق فعالیت عقلی عامل ابتلاء به بیماری جذام را و راه معالجه آن را در صورت ابتلاء شناسائی کند؟!

 آیا انسان ها از طریق عقلی می توانستند علم پیدا کنند به اینکه غذا خوردن در حال سیری – بعد از مدتی – عامل ابتلاء به مرضی بنام «برص» خواهد شد؟! قابل توجه است که برای این دو نوع بیماری هنوز در عالم علم طب تجربی راه درمانی بطور کامل پیدا نشده است اما در آموزش های دینی راه هایی برای جلوگیری از ابتلاء به آن ها و یا درمان آن ها بعد از ابتلاء معرفی شده است.  به عنوان مثال:

 در چند روایت از پیامبر اکرم (ص) نقل شده است که فرمود: در انسان ها زمینه ی ابتلاء به بیماری جذام وجود دارد، با خوردن شلغم آن را از بین ببرید! یعنی خوردن شلغم مانع ابتلاء به بیماری جذام می شود. قابل توجه است که بیماری جذام در حوزه علم طب امروز از بیماری های غیر قابل علاج- حداقل در مراحلی از آن- می باشد. یعنی به راحتی قابل درمان نیست.

آیا انسان از ناحیه قوه عقل می تواند مقصد آفرینش را شناسایی کند؟! آیا عقل انسان می تواند تشخیص بدهد که زندگی او بعد از حادثه فوت در کجا و در چه صورتی استمرار خواهد داشت؟! آیا عقل انسان می تواند ارتباط بین استغفار و آمدن باران و ازدیاد نعمت های خداوند را شناسایی کند؟!

آیا عقل انسان می تواند به این سوال جواب بدهد که چرا بعضی از سال ها در مناطقی از زمین باران زیادی می بارد و آب مورد نیاز انسانها و حیوانات و نباتات فراوان می شود؛ اما برخی سال ها بارندگی کمتر است و انسانها مبتلا به مشکل کم آبی می شوند؟! در حالیکه میزان تابش آفتاب و تبخیر آب دریاها و غیر آنها در اصل هر سال با سال های قبل و بعد یکسان است و همچنین هزاران سوال دیگر.

از توجه به این مباحث روشن می شود که انسان به یک هدایت نوع دیگری احتیاج دارد و آن هدایت از طریق کلام خداوند است، و پیام آوران آسمانی واسطه این نوع هدایت در مورد انسان ها هستند. و از طریق این واسطه های هدایت انسان ها به علم بی پایان خداوند و قدرت او متصل می شوند. و عقل انسان هم او را به این جریان عظیم علمی و عوامل آن هدایت می کند.

همچنانکه داشتن قوه عقل در انسان امتیاز عظیمی در او نسبت به سایر جانداران محسوب می شود، امکان ارتباط با علم خداوند از طریق پیامبران و بهره برداری از این هدایت هم از امتیازات همین موجود است و این موقعیت ناشی از استعداد عظیمی است که خداوند در وجود او قرار داده است. به این نوع هدایت که از طریق کلام مستقیم خداوند به پیامبران و از طریق کلام و رفتارهای آن ها به انسان ها منتقل می شود، «هدایت تشریعی» گفته می شود.

بخشی از فضای زندگی انسان و پدیده های مرتبط با او و ابعاد گسترده وجود او از طریق قوه عقل قابل شناسائی است و بخش عظیم دیگری از آن با نور وحی روشن می شود. در اثر آموزش های آسمانی و بکار بستن آن ها فعالیت های عقل بطور کلی تغییر می کند هم آسیب پذیری آت تحت نظارت و مراقبت قرار می گیرد و هم این قوه شریف در وجود انسان تقویت می شود و هم ابعاد ناشناخته وجود انسان در معرض تابش نور وحی قرار می گیرد.

در علم وحی و معارف دین آسمانی به انسان ها آموزش داده می شود که در عالم دنیا قوانین و سنت های معینی حکومت می کند و اگر انسان با آن قوانین و سنت ها آشنا شود و به مقتضای آن ها عمل کند در فضای زندگی حقیقی انسانی وارد خواهد شد که در آن یک زندگی توأم با آسایش و رفاه برای او و دیگران برقرار خواهد بود. پروردگار عالمیان یک نوع زندگی با نظامات خاصی را برای انسان ها ایجاد کرده و رسولانی را برای آشنا کردن آن ها با آن نظامات و یاد دادن جهات مختلف آن نوع زندگی بسوی آن ها فرستاده است. آن رسولان انسان های بسیار متعالی و دارای فضائل اخلاقی و شخصیتی خاصی بودند. خداوند آنچه را جهت آموزش انسان ها لازم بود، از طریق وحی بصورت کتاب های آسمانی به رسولان خود فرستاده است. قرآن کریم آخرین کتاب آسمانی است که متضمّن صورت کامل آموزش های آسمانی است و بخشی از این آموزش ها در کتاب های آسمانی قبلی برای انسان ها فرستاده شده بود. و آخرین کتاب آسمانی تصدیق کننده آن کتاب ها هم می باشد.

در این سلسله دروس و آموزش ها به بیان و تفسیر و توضیح قسمت هائی از کلام خداوند با رعایت ترتیب تقریبی نزول در سطح کلی و حداقل در مراحل اولیه خواهیم پرداخت. ان شاء الله تعالی و با امید به توفیقات و عنایات و امدادهای او، سبحانه و تعالی.

الیاس کلانتری

۱۳۹۵/۱۱/۱۲

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن