کلام ایام – ۱۱۷، برکات ولادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

 

برکات ولادت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)index

بخش دوم

در بخش اول این مقاله اشاره ای شد به اینکه جهاد فرهنگی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) در مجموع منتهی شد به بقای اساس دین توحیدی و معارف حقیقی آن و استمرار جریان خالص آن! و اینکه برای حفاظت از ارکان نظام آن احتیاج به فداکاری یک شخصیت آسمانی و قدرت خاص روحی و علمی او بود و این نوع فداکاری از آن حضرت و رفتار او تحقق یافت.

همچنین در آن بخش از مقاله اشاره ای شد به اینکه قیام فرهنگی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) در مقابل حکومت و دفاع او از دین توحیدی و ارائه چهره اصلی و حقیقی آن به انسان ها، متضمّن درس های متعددی است، و دو مورد از آن ها را بطور فشرده بررسی کردیم! حال در ادامه این بحث به توضیح موارد دیگری از آن بطور فشرده می پردازیم.

۳-فعالیت های اهل ایمان باید حول محور دین توحیدی بگردد، و هدف اصلی آن ها در فضای زندگی حفاظت از اساس آن باشد و حفاظت از دین خدا اهمیت بیشتری از حفاظت از حقوق زندگی حتی حق حیات دارد، بجهت اینکه دین خدا متضمّن همه حقوق اصلی انسان ها است و وقتی دین خدا اقتدار پیدا کند عهده دار حفاظت از همه حقوق و دارائی ها و آسایش و رفاه و جان انسان ها خواهد بود، و در صورت عدم حمایت انسان ها از دین خدا و در نتیجه تضعیف آن، هیچ عاملی نخواهد توانست عهده دار حفظ حقوق انسان ها از جمله حق حیات آنها شود، بدلیل اینکه در صورت تضعیف دین خدا و عدم حمایت انسان ها از آن، امکان دارد انسان های عادی حکومت جوامع انسانی را بدست بگیرند، در آن صورت از قدرت حکومتی در راه های نادرست از جمله تسلط بر مردم بهره برداری کنند و سرانجام انسان ها را به بردگی حکومت ها بکشانند، در آن صورت هیچ تضمینی برای حقوق انسان ها، حتی حق حیات آن ها در کار نخواهد بود.

 مثل حکومت فرعون که تمامی ملت بنی اسرائیل را به بردگی گرفته بود و برای بقای سلطه خود بر مردم حتی نوزادان آن ها را هم می کشت و دختران آن ها را به کنیزی می گرفت. این موضوع بطور مکرر در قرآن مجید ذکر شده است و خداوند از این طریق انسان ها را در مورد حکومت های غیر دینی آموزش می دهد و عمومیت این نوع گرفتاری را برای انسان ها گوشزد می کند و إلا حادثه ای که بیش از یک هزار و چند صد سال پیش از نزول قرآن واقع شده، چه لزومی داشت بطور مکرر در این کتاب آسمانی ذکر شود.

توضیح اینکه وقتی حکومت خدا در یک جامعه بصورت دین آسمانی به قدرت نرسید و از آن حمایت نشد، حکومت آن جامعه بدست افراد عادی انسانی خواهد افتاد و در آن صورت امور زندگی انسان ها و مدیریت جامعه از دست پیامبران و مصلحان آسمانی خارج خواهد شد و اوضاع آن جامعه به اتفاقات و تصادفات و رفتارها و سلیقه های شخصی حاکمان آن جامعه ارتباط پیدا خواهد کرد، در آن صورت مردمان دیگر – غیر از طرفداران حکومت چه جایگاهی در آنجا خواهند داشت؟! حکومت فرعون یک نمونه از حکومت های غیر دینی در تاریخ بوده است و کارش به جایی رسیده بود که نوزادان بنی اسرائیل را در صورت پسر بودن به محض تولد سر میبریدند. یعنی نوزادان یک گروه از ملت جهت برقراری یک حکومت کشته می شدند. بطوریکه خداوند در قرآن می فرماید:

کلام ایام - 31، نزول برکات قدسی به عالم دنیا
بخوانید

«إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِي الْأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِيعًا يسْتَضْعِفُ طَائِفَةً مِنْهُمْ يذَبِّحُ أَبْنَاءَهُمْ وَيسْتَحْيي نِسَاءَهُمْ إِنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ» (القصص/۴) یعنی فرعون در روی زمین سرکشی کرد و مردم را گروه گروه ساخت و گروهی از آن ها را بطور مستمر ضعیف و ناتوان می ساخت، پسران آن ها را سر می برید و زنانشان را ] برای کنیزی و خدمتکاری[ زنده نگاه می داشت و او از فساد کاران بود.

اما این نوع ظلم ها و جنایات حکومت ها اختصاص به یک حکومت یعنی حکومت فرعون و آن هم در زمان معینی نداشت، بلکه امروزه این نوع جنایات در ابعاد وسیعتری و با روش های متنوع جدیدی جریان دارد!! بطوریکه جان انسان ها وسیله آزمایش سلاح های پیشرفته جدید و برای فروش بیشتر آن ها شده است و انسان های بی گناهی، حتی کودکان در کودکستان ها و مدارس و افراد مریض و مجروح و پزشکان و پرستاران در بیمارستان ها، برای رسیدن به اهداف سیاسی و اقتصادی قتل عام می شوند، و صاحبان این نوع حکومت ها خود را طرفدار دموکراسی و آزاد اندیش و حقوق انسان ها معرفی می کنند، همان هائی که حاصل تحقیقات و فراورده های علمی عمده دانشمندان تاریخ را در راه آدمکشی و تبهکاری به کار می گیرند!!!

با این توضیح روشن می شود – اگر چه به نحو فشرده – چرا اهل ایمان باید با تمام قدرت خود و حتی تحمل خطر کشته شدن، از دین توحیدی حمایت کنند و چرا رهبران آسمانی در این جهاد مقدس پیشرو انسان های دیگر بودند؟! حمایت از دین و کمک به برقراری و جریان یافتن معارف و احکام آن و در صورت امکان برقراری حکومت دینی، در حقیقت حمایت از انسان ها و حقوق طبیعی و حقیقی آن ها و در رأس حق حیات آنها است، همچنین این کار عامل جلوگیری از شیوع فسادهای عقیدتی، سیاسی، اقتصادی و تبهکاری ها و نابسامانی ها و به قدرت رسیدن ظالمان و تبهکاران خواهد بود. پس با این توضیح روشن می شود که چرا انسان های متعالی و متصل به علم خداوند، مثل پیامبران خدا، تمامی قوای بدنی و روحی و همه امکانات خود را در راه دفاع از دین خدا و کمک به انتشار حقایق آن بکار می بستند و حتی گاهی جان خود را هم در این راه مقدس بطور کاملاً آگاهانه فدا می کردند.

الیاس کلانتری

۱۳۹۶/۱/۱۴

 

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن