کلام ایام – ۱۲۰، امیرالمؤمنین علی علیه السلام مجمع برکات آسمانی و زمینی

IMG22480303امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) مجمع برکات آسمانی و زمینی

بخش دوم

کلیات

*نیاز شدید فرهنگ بشری به شناسائی شخصیت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام)

*اظهار موقعیت علمی خاص امیرالمؤمنین (علیه السلام) از ناحیه خود آن حضرت چه علت و حکمتی دارد؟!

*خداوند- عزّوجلّ-  علم و قدرت خاص فوق متعارف در اختیار پیامبران و امامان (علیهم السلام) قرار می دهد.

*یک طبیب دلسوز وقتی که مردم به علم و تجربه او نیاز دارند، نمی تواند تواضع کند و علم خود را اندک معرفی کند.

*حضرت یوسف (علیه السلام) به چه منظوری خود را «حفیظ» و «علیم» وصف کرد؟!

**********

در بخش اول این مقاله به عظمت و سنگینی موضوع توصیف امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) و بیان فضائل آن بزرگوار اشاره شد! و همچنین گفته شد که فرهنگ بشری در سطح جهانی نیاز شدیدی به شناسائی شخصیت آن بزرگوار دارد! و در همان بحث هم راه حلی برای این مشکل ارائه شد و آن اینکه می شود برای توصیف آن بزرگوار و بیان فضائل علمی و اخلاقی و رفتاری او آیاتی از کلام خدا و سخنان رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) و حجت های دیگر خداوند یعنی اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) را مبنای بحث قرار داد و به ذکر و توضیح و تفسیر آن ها پرداخت. در این زمینه کلامی از آن بزرگوار ذکر شد و چند مورد از نکات علمی و عقیدتی آن کلام شریف مورد بحث و بررسی قرار گرفت. در این بخش در ادامه و تکمیل آن بحث به ذکر و توضیح موضوعات دیگری در این زمینه می پردازیم:

۷-در کلام مورد بحث که آن حضرت فرمود: «سَلُونِي قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِي فَلَأَنَا بِطُرُقِ اَلسَّمَاءِ أَعْلَمُ مِنِّي بِطُرُقِ اَلْأَرْضِ…» امام (علیه السلام) اشاره ای هم به موقعیت خاص علمی خود فرموده است و آن اینکه فرمود: من به راه های آسمان از راه های زمین آشناتر هستم! همچنانکه از آن بزرگوار در میدان های جنگ شجاعت بی نظیری ظهور کرده و همچنانکه در مقام اصلاح در جامعه و جلوگیری از فتنه ها صبر و حلم بی پایانی از او تجلّی کرده، و همچنانکه او در همه زمینه های فضائل انسانی و کرامت های اخلاقی قهرمان بوده است، آن هم قهرمانی بی نظیر در مسیر تاریخ حیات انسانی و در سطح عالم، همچنان آن وجود کریم در تواضع و فاصله گرفتن از شهرت اجتماعی هم قهرمان بی نظیری بود، بطوریکه جلوه های شگفت انگیزی از تواضع در سخنان و رفتارهای آن بزرگوار در سیره شریفش آشکار بوده است. در سیره شریف او نقل شده است که هر وقت کسی او را مدح و تجلیل می کرد، او ناراحت می شد و شخص مدح کننده را از آن کار نهی می کرد!

اما در این کلام آن حضرت متذکر مقام و موقعیت علمی عظیم و باشکوه خود شده است! پس طبعاً اظهار این مطلب از او در این کلام دارای علت و حکمت خاصی باید باشد.

در توضیح این مطلب می شود گفت: امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) بطور مسلم و قطعی جهت شخص خود، هیچ نیازی به شهرت اجتماعی و مدح و ثنای مردم نسبت به خودش نداشت! اما نیاز مبرم اجتناب ناپذیر عالم انسانیت! چه مخاطبان اولیه او و چه تمام انسان های معاصرش در سطح عالم و چه همه انسان ها و در همه زمان ها به علم و بصیرت و رفتارهای فوق عادی او در حدی نبود که بشود به آن بی اعتنائی کرد!!!

امام امیرالمؤمنین (علیه السلام) حجت خداوند برای عالمیان است. خداوند او را برای راهنمائی تمامی انسان ها در مسیر زندگی پرورش داده و آماده کرده است مثل پیامبران و رسولان خود. و خداوند علم و قدرت خاص فوق متعارف در اختیار او قرار داده است!

حال آیا در این صورت او می تواند در زمینه ارشاد انسان ها بجهت تواضع مقام علمی خاص خود را مکتوم بدارد و انسان ها را سراغ دیگران بفرستد؟!!! آیا چنین چیزی ممکن یا جایز است؟! آیا وقتی یک طبیب دانشمند و با تجربه و بسیار حاذقی در منطقه ای از زمین حضور داشت و مردم آن منطقه و دیگران به یک نوع بیماری خطرناکی مبتلا شده باشند و این بیماری هم مسری باشد! و یا امکان ابتلاء به آن بیماری وجود داشته باشد! آیا در این صورت آن طبیب دانشمند و متبحّر با داشتن سابقه طولانی در معالجه بیماران، صحیح است که علم و تجربه و تبحّر خود را پنهان کند و انسان های مریض یا کسانی را که در معرض ابتلاء به بیماری هستند، بفرستد سراغ دیگران که علم و تجربه و تبحّر او را ندارند؟! آیا این کار خیانت به بیماران و ظلم به آن ها نیست؟!!! او چنین حقی را نخواهد داشت و طبعاً خداوند چنین رفتاری را از او قبول نخواهد کرد، بالخصوص اگر او برای معالجه بیماران و آموزش اصول بهداشت بدن به انسان ها متعهد شده باشد! و یا وجدان انسانی و اصول اخلاقی چنین تعهدی را برای او ایجاد کرده باشد!

او در این صورت باید خود را به مردم معرفی کند و کمالات علمی و تجربیات و تبحّر خود را در عالم طبابت بطور صریح و آشکار به آن ها اعلام کند و آن ها را به محل طبابت خود دعوت کند و آشکارا به مردم بگوید که ماهرترین و دانشمندترین طبیب آن منطقه خود او است! مگر اینکه طبیب دیگری هم سطح او و یا دانشمندتر و ماهرتر از او در معالجه آن بیماری، وجود داشته باشد، که در این صورت لازم است آن طبیب و علم و تبحّر او را هم به مردم اطلاع دهد!

با این توضیح روشن می شود که امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) از نظر اخلاقی و احکام دینی و مقام رهبری آسمانی مؤظف بود موقعیت علمی خود را به مردم اطلاع دهد و آن ها را بسوی علم دریافت شده از خداوند، دعوت کند! این رفتار امام (علیه السلام) مثل رفتاری بود که پیامبر خدا حضرت یوسف (علیه السلام) در کشور مصر در حضور ملک انجام داد. توضیح اینکه وقتی آن بزرگوار را بعد از تأویل خواب ملک مصر از زندان آزاد کردند و بی گناهی او آشکار شد، ملک او را تکریم کرد و خواست او را به یک مقام مهم حکومتی منصوب کند، حضرت یوسف (علیه السلام) فرمود مرا بر خزانه ها و دارائی های این سرزمین بگمار که من نگهبان و امانتداری دانشمند هستم. یعنی امین بودن و دانشمند بودن خود را در زمینه اموال و دارائی ها و نیازهای مردم اظهار کرد.

توضیح اینکه: حضرت یوسف از خواب ملک فهمید که هفت سال در کشور مصر قحطی خواهد بود و طبعاً مردم نیازمند به مواد غذائی خواهند شد، پس لازم است قبل از شروع سال های قحطی مردم مقدار زیادی مواد غذائی تولید و ذخیره سازی کنند و ذخیره سازی آن مقدار مواد غذائی که نیازهای مردم را در مدت هفت سال کفایت کند، احتیاج به علم خاصی داشت و آن علم در اختیار او بود. لذا جهت آسایش مردم، پیشنهاد کرد که جهت تولید مواد غذائی فراوان و ذخیره سازی و نگاهداری مواد مورد نظر، او را به آن مقام منصوب کنند – مثل یک وزیر دارائی –  و جهت این منظور خود را امانتدار و دانشمند معرفی کرد. و با تصدی آن مقام توانست برای مردم آن کشور و بعضی مناطق اطراف وسایل معاش و رفاه و آسایش ایجاد کند. در قرآن مجید در این زمینه آمده است:

کلام ایام – 383 ، سهم و بهره انسانها از رحمت خدای غنیّ کریم
بخوانید

«وَقَالَ الْمَلِكُ ائْتُونِي بِهِ أَسْتَخْلِصْهُ لِنَفْسِي فَلَمَّا كَلَّمَهُ قَالَ إِنَّكَ الْيوْمَ لَدَينَا مَكِينٌ أَمِينٌ– قَالَ اجْعَلْنِي عَلَى خَزَائِنِ الْأَرْضِ إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ» (يوسف/۵۴-۵۵) یعنی:پادشاه ]مصر[ گفت: او ]یوسف[ را نزد من آورید، تا مقامی خاص نزد خود به او بدهم، و وقتی با او صحبت کرد، به او گفت: تو امروز نزد ما دارای منزلت و امین هستی! ]یوسف[ گفت: مرا بر خزانه ها و دارائی های این سرزمین بگمار که من حفیظ و امانتدار دانشمندی هستم.

با این توضیح آیا صحیح بود که حضرت یوسف (علیه السلام) بجای معرفی خود بعنوان «حفیظ» و «علیم» در مقام تواضع قرار بگیرد و مثلاً بگوید سراغ دیگران بروید و من در زمینه تولید و ذخیره سازی مواد غذائی و جلوگیری از فاسد شدن آن ها، چیزی نمی دانم یا علم ناچیزی دارم!

امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) بعد از رحلت پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) و غصب مقام خلافت خود در موقعیتی قرار گرفته بود که حتی ارتباط علمی مردم هم با او با محدودیت ها و ممنوعیت ها همراه بود و در حالیکه نهرهائی از علوم آسمانی از وجود شریفش در جریان بود، اداره جامعه بزرگ دینی بدست افراد عادی افتاده بود. و در این شرایط ضربات سنگین شکننده ای به ارکان دین توحیدی و معارف آن وارد شد، ولی باز با مدیریت غیر مستقیم بحران توسط آن بزرگوار سرانجام خطر شکستن و در هم ریختن ارکان اساسی دین خدا برطرف شد و وقتی بعد از بیست و پنج سال بیراهه رفتن جامعه، سرانجام حکومت حقیقی دینی توسط آن بزرگوار برقرار شد، او موقعیت و مقام علمی خود را به مردم معرفی می کند تا مانع بیراهه رفتن مردم و سقوط جامعه در گرداب های فتنه های سیاسی و فکری و عقیدتی شود.

۹-امام (علیه السلام) در کلام شریف خود بطور ضمنی اشاره کرده است به این حقیقت که زندگی انسان و امور مربوط به آن به فضای عالم دنیا و جهات شناخته شده آن محدود نمی شود. بلکه عالم دنیا و فضای زندگی انسان ها به عوالم دیگر و به آسمان ها ارتباط دارد! و لازم است انسان ها به راه های آسمان ها و قوانین حاکم به آن ها اطلاع یابند. تدبیر امور عالم و زندگی انسان ها توسط عواملی از جمله موجوداتی بنام «ملائکه» جریان می یابد و آن ها در این جهت یعنی تدبیر امور زندگی انسان ها بین زمین و آسمان در تردّد هستند، و آن ها مجریان اراده خداوند در ربوبیّت عالم و مخلوقات آن و حاملان رحمت او بر انسان ها و سایر موجودات هستند.

۱۰-از کلام شریف امام (علیه السلام) با ضمیمه کردن قرائنی و با توجه به سخنان دیگری از آن بزرگوار و حجت های دیگر پروردگار عالمیان-  بطور ضمنی در این کلام و بطور صریح در سخنان دیگر-  بر می آید که اعمال صادر شده از انسان ها بصورت پدیده هائی از عالم دنیا به آسمان صعود می کند و آن ها یعنی اعمال صادر شده با خواص و آثار خود در فضای خاصی تحت حفاظت گروهی از ملائکه قرار می گیرند و آن اعمال صعود کرده به آسمان دارائی ها و امکانات زندگی انسان ها را تشکیل خواهند داد! و بطور کلی برای هر انسان و دارائی های او از اعمال و آثار بوجود آمده از آن ها، فضائی در عالم آفرینش اختصاص یافته است و بعد از انتقال انسان از عالم دنیا اعمال بصورت تجسّم یافته به وجود او ملحق خواهد شد. همچنانکه خداوند می فرماید:

«يوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ مَا عَمِلَتْ مِنْ خَيرٍ مُحْضَرًا وَمَا عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَينَهَا وَبَينَهُ أَمَدًا بَعِيدًا» (آل عمران/۳۰) یعنی: روزی که هر کسی آنچه را از عمل خیر انجام داده حاضر شده می یابد و آنچه را از اعمال بد انجام داده ]همچنین[ و آرزو خواهد کرد که میان او و کارهای بد فاصله دوری بود.

 پس لازم است انسان ها راه های صعود اعمال خود و محل استقرار اعمال و دارائی های خود را شناسائی کنند، و احتمال دارد مراد از راه های آسمان و یا بعضی از آن ها، همان راه های صعود اعمال انسان ها و محل استقرار آن ها باشد.

۱۱-امام (علیه السلام) در این کلام خود فرمود: من به راه های آسمان از راه های زمین آشناترم! از این بخش از کلام شریف آن حضرت (علیه السلام) یک مطلب علمی و عقیدتی جالبی حاصل می شود و آن اینکه علم آن حضرت به آسمان ها و راه های آن از ناحیه مقام «امامت» حاصل شده است و اما علم او نسبت به راه های زمین عمدتاً و غالباً از طریق مشاهدات و شنیده ها و طرق عادی کسب علم بدست آمده است! و این دو نوع علم تفاوت های عظیمی با یکدیگر دارند، و از دو نوع متفاوت با یکدیگر هستند. یعنی علم حاصل از طریق وحی و القاء به قلب حجت های خداوند از نوع خاصی است و به آن «علم لدنّی» گفته می شود و پیامبران خدا و امامان معصوم (علیهم السلام) به این نوع علم مؤیّد می شوند و قدرت هدایت انسان ها را از ناحیه آن بدست می آورند.

۱۲-انسان ها علاوه بر ضرورت کسب علم از طرق عادی و متعارف و از طریق گفته ها و نوشته ها احتیاج به علم دیگری دارند که در اختیار پیامبران و امامان (علیهم السلام) قرار می گیرد و بدون دریافت آن علم و نتایج و آثار و فواید آن، نیازهای آن ها در جهات مختلف زندگی تأمین نخواهد شد و زندگی آن ها دچار نابسامانی ها و مشکلات زیادی خواهد شد. اتصال انسان ها به این نوع علم از طریق پیامبران و امامان معصوم (علیهم السلام) و بهره برداری از آن اجتناب ناپذیر است. امام (علیه السلام) این موضوع را به انسان ها متذکر شده و آن ها را به بهره برداری از علم امامت- علاوه بر علوم عادی- دعوت می کند.

الیاس کلانتری

۱۳۹۶/۱/۲۸

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن