کلام ایام – ۱۳۱، نیمه شعبان طلیعه تحول قدسی جهانی

26_747553بخش چهارم

کلیات

*سخن خدا در اصل دارای ارزش علمی نامحدود است و طبعاً هیچ کلامی را نمی توان با آن مقایسه کرد.

*روش آموزشی پیامبران خدا مبتنی بر علم نامحدود خداوند است.

*پیامبران خدا دارای قوی ترین و عمیق ترین جاذبه های اخلاقی و شخصیتی بودند.

*عامل اصلی برقراری بنای دین توحیدی کدام است؟!

*تکذیب پیامبران و عدم پذیرش معارف دینی از طرف عده ای از انسان ها موضوع بسیار شگفت انگیزی است.

*گاهی انسان ها حقایقی را تکذیب می کنند که به صحت و ارزش آن ها واقفند.

**********

زمینه ظهور امام عصر (علیه السلام) چگونه فراهم خواهد شد؟!

در موضوع علت و حکمت غیبت امام عصر (علیه السلام) و طولانی شدن زمان غیبت، بحث از زمینه مناسب جهت ظهور آن حضرت هم  مطرح می شود. بطور کلی فراهم نبودن شرایط مناسب برای تأسیس حکومت واحد جهانی هم به موضوع علت و حکمت غیبت مربوط می شود، و هم به موضوع طولانی شدن آن، و تأخیر در ظهور حجت خداوند!

تأثیر گذاری مطلوب و حقیقی معارف دین توحیدی در انسان ها، احتیاج به چند عامل اساسی دارد که عمدتاً عبارتند از:

۱-ارزش علمی و جاذبه ذاتی معارف دینی! طبعاً سخن خدا و آموزش های او دارای ارزش علمی نامحدود است و هیچ کلام دیگری نمی تواند در مقام مقایسه با آن قرار بگیرد.

۲-روش های آموزشی پیامبران خدا، که آن هم مبتنی بر علم خداوند است و در این صورت هیچ روش آموزشی دیگر نمی تواند جاذب تر از آن ها باشد و حتی قابل مقایسه با جاذبه های روش های آموزشی پیامبران.

۳-جاذبه های اخلاقی و شخصیتی پیام آوران از جانب خداوند و واسطه های آموزش های آسمانی! بطور قطع پیامبران خدا دارای قوی ترین و عمیق ترین جاذبه های اخلاقی و شخصیتی بودند، بطوریکه عموم افراد جامعه حتی مخالفان و دشمنان پیامبران هم به جاذبه های اخلاقی و شخصیتی آن ها اعتراف داشتند و آن ها را می ستودند.

پس اگر عوامل تأثیر گذار در نشر معارف دینی و پذیرش انسان ها منحصراً همین موارد مذکور و یا امثال آن ها و بعضی از فروعات و جزئیات آن ها باشند، لازم است معارف دینی به محض انتشار و جریان یافتن با پذیرش آشکار و گسترده و سریع عموم انسان ها مواجه شود و عموم انسان ها با سرعت و شدت از آن ها استقبال کنند و به آن ها روی آورند!

اما در بررسی تاریخ و سیره پیامبران خدا بطور آشکار مشاهده می شود که دعوت دینی آن ها مشکلات عظیمی را برای خود آن ها و پیروان حقیقی خودشان ایجاد می کرد و غالباً با مخالفت ها و کارشکنی ها و تکذیب ها مواجه می شد. و البته این مقاومت شدید پیامبران در مقابل مخالفت ها و قدرت های روحی آن ها و سرانجام نصرت خداوند بود که امواج مخالفت ها را می شکافت و مانع در هم شکستن و تخریب بنای دین توحیدی می شد. بطوریکه خداوند می فرماید:

«وَلَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِكَ فَصَبَرُوا عَلَى مَا كُذِّبُوا وَأُوذُوا حَتَّى أَتَاهُمْ نَصْرُنَا وَلَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِ اللَّهِ وَلَقَدْ جَاءَكَ مِنْ نَبَإِ الْمُرْسَلِينَ» (الأنعام/۳۴) یعنی قبل از تو نیز ]ای پیامبر[ رسولانی مورد تکذیب قرار گرفتند، ولی در مقابل تکذیب ها و آزارهای ]دشمنان[ صبر کردند، تا اینکه نصرت ما به آن ها رسید، و برای کلمات خدا تغییر دهنده ای نخواهد بود، و قطعاً از اخبار پیامبران به تو رسیده است.

باز هم در همین زمینه می فرماید:

«وَإِنْ يكَذِّبُوكَ فَقَدْ كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَعَادٌ وَثَمُودُ–  وَقَوْمُ إِبْرَاهِيمَ وَقَوْمُ لُوطٍ– وَأَصْحَابُ مَدْينَ وَكُذِّبَ مُوسَى فَأَمْلَيتُ لِلْكَافِرِينَ ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ فَكَيفَ كَانَ نَكِيرِ» (الحج / ۴۲-۴۴) یعنی اگر تو را تکذیب می کنند ]ای پیامبر[ همانا پیش از آن ها ]قوم[ نوح و عاد و ثمود هم ]پیامبران خود را[ تکذیب کردند- و ]همچنین[ قوم ابراهیم و قوم لوط- و اصحاب مدین! و موسی هم تکذیب شد، پس من مهلت دادم به کافران سپس آن ها را ]با عذاب[ گرفتم، پس چگونه بود مجازات و عذاب من.

در آیات متعدد دیگری هم از قرآن مجید موضوع تکذیب پیامبران خدا و نزول نصرت خداوند ذکر شده است و تذکر این داستان ها موجب امیدواری مؤمنان به پیروزی نهائی دین خدا و تقویت روحیه آن ها و جلوگیری از نفوذ یأس و ناامیدی در قلوب آن ها می شد.

تکذیب پیامبران و عدم پذیرش معارف دینی از طرف عده ای از انسان ها موضوع بسیار شگفت انگیزی است! سؤالاتی در این زمینه در اذهان عده کثیری از انسان ها بوجود می آید. یعنی اگر عوامل اصلی جاذبیت معارف دین خدا و پذیرش آن از طرف انسان ها، همان عوامل فوق الذکر باشد، لازم بود عموم انسان ها به محض ظهور یک پیامبر و انتشار معارف دین آسمانی از آن استقبال کنند و تمام همت و امکانات زندگی خود را در مسیر انتشار و جریان یافتن آن به کار ببرند!!! اما چرا چنین نبود؟!!!

در جواب می گوئیم آنچه ذکر شد شرایط مربوط به اصل تعلیم و جاذبه های معلم و روش کار او در این زمینه بود، اما عامل مهم دیگری هم در زمینه تعلیم و پذیرش آن از طرف انسان ها یعنی متعلمین وجود دارد، که باید بطور دقیق مورد توجه قرار بگیرد و آن شرایط متعلمین و زمینه روحی و اخلاقی و عقیدتی آن ها است.

جاذبه های اخلاقی پیامبران و ارزش ذاتی معارف دین توحیدی یک طرف جریان است! و آن طرف دیگری هم دارد که مربوط می شود به وضعیت و موقعیت انسان های مورد تعلیم!!

جاذبه ها و ارزش های علمی معارف دینی و احکام خداوند هر قدر شدید و گسترده و متعالی باشد، در روح ناسالم مشرکان تأثیرات مورد انتظار را ایجاد نخواهد کرد و منشأ تحول روحی سریع در آن ها- حداقل در زمان کوتاه- نخواهد شد. بعنوان مثال: اگر مقداری آب زلال و کاملاً تمیز و بهداشتی در اختیار یک انسان باشد، لازم است برای حفظ مطلوبیت و ارزش آن و اینکه بشود از آن استفاده مطلوب برد، ظرف مناسب تمیز و مرغوبی هم در اختیار او باشد، اما اگر آب زلال و پاک را در ظرفی آلوده و غیر مرغوب ریختند، ارزش حقیقی آن برقرار نخواهد ماند و در انسان ها جاذبه ای برای نوشیدن و مصارف دیگر ایجاد نخواهد کرد!

علت اصلی اینکه عمدتاً افراد جوانتر در جوامع مختلف به پیامبران گرایش پیدا می کردند و به آن ها ایمان می آوردند، همین موضوع بود. چون روح آن ها در اثر بت پرستی طولانی فاسد نشده بود لذا جاذبه های دین توحیدی در آن روح های سالم مانده سریعاً نفوذ می کرد و منشأ تأثیرات مطلوب می شد.

مشرکان و مخالفان دین خدا غالباً فضائل اخلاقی و کرامت های نفسانی و صفات متعالی پیامبران خدا را متذکر می شدند و آن ها را انسان های متعالی و برتر و بزرگوار تلقی می کردند، اما وقتی معارف دین توحیدی با افکار و عقاید و سنت ها و رفتارهای اعتیادی آن ها تعارض پیدا می کرد، با آن مقابله می کردند. آن ها حقایقی را تکذیب می کردند که به صحت و ارزش آن ها واقف بودند. اما اعتیاد- بمعنای گسترده علمی نه فقط بمعنای عرفی- و آثار آن قدرت زیادی در روح انسان تولید می کند، حتی گاهی انسان ها را به درگیری با دیگران و حتی کشتن آن ها سوق می دهد.

عامل اصلی ظهور امام عصر (علیه السلام) حداقل یکی از چند عامل اصلی آن پیدایش و رواج یک عقیده در بین عموم انسان ها و یا عده تأثیر گذار از آن ها در جوامع مختلف خواهد بود!!! و آن عقیده عبارت است از اینکه برای اصلاح کامل جوامع انسانی و برقراری یک نظام مطلوب همه جانبه برای زندگی انسان ها، احتیاج به قدرت و علم فوق عادی یعنی قدرت پیامبران خدا و علم آن ها مورد نیاز است! یعنی تشکیل جامعه برتر جهانی خارج از قدرت انسان های عادی و علوم متداول بین آن ها است.

اگر عموم انسان ها و یا عده مورد بحث از آن ها تفاوت یک رهبر آسمانی با انسان های عادی را دانستند و انتظار ظهور او را کشیدند، مانع اصلی در سر راه ظهور امام عصر (علیه السلام) برطرف خواهد شد. خلاصه کلام اینکه: ارزش ها و جاذبه های معارف دینی یک موضوع است و پذیرش عمومی انسان ها در مورد آن ها، موضوع دوم و این هر دو برای تأسیس جامعه برتر جهانی مورد نیاز است.

معارف دینی را با همه ارزش ها و قداست هائی که در آن ها قرار دارد، نمی شود با الزام و اجبار به انسان ها تحمیل کرد. و اگر انسان ها -اگر چه از ناحیه جهل و فریب خوردن از تبهکاران و دین سازان متقلّب- گرایشی نسبت به حقایق متعالی دین توحیدی نداشتند، کاری جز فعالیت فرهنگی در مورد آن ها مؤثر نخواهد بود.

 یعنی الزام انسان ها به پذیرفتن معارف و احکام و حکومت دینی با معیارها و اصول احکام و اخلاق دینی سازگار نمی باشد. معارف دینی بلحاظ جاذبه ذاتی خود در قلوب انسان ها نفوذ می کند و برای پذیرش آن ها نیازی به اجرای روش های متداول در حکومت های بشری، وجود ندارد.

18- آموزش های آسمانی، تفسیر سوره حمد
بخوانید

الزام و اجبار از نوع متداول در بین حکومت ها به قداست و مطلوبیت ذاتی معارف دینی لطمه می زند. انسان ها لازم است در اثر رشد فکری و فرهنگی و تحت تأثیر روش های آموزشی پیامبران، بسوی فضای دین آسمانی حرکت کنند و تحت تأثیر جاذبه های معارف آن قرار بگیرند. روش های آموزشی پیامبران مبتنی بر علم بی پایان خداوند و قوانین حاکم بر عالم و موجودات آن و فطریات و روحیات طبیعی انسان ها است. و فطریات انسان ها اجبار و الزام از نوع متداول بین حکومت ها را نمی پذیرد. مگر الزامی که از قداست یک قانون شناخته شده و معروف و مقبول انسان ها باشد.

در هر صورت اگر در جوامع مختلف انسانی، یأس از حکومت های مدعی اصلاحات و اجرای عدالت و قدرت آن ها برای استقرار حکومتی با کمالات مورد ادعا، رواج یافت و عمومیت پیدا کرد، مانع اصلی در راه ظهور وجود مبارک امام عصر (علیه السلام) برطرف خواهد شد و خورشید شخصیت آسمانی او از پشت ابرهای تیره آشکار خواهد شد! و دوران حکومت و سلطه ظلمت ها و در رأس آن ها ظلمت جهل به پایان خواهد رسید.

شرط اصلی دیگر ظهور وجود مبارک امام عصر (علیه السلام) این است که وضعیت زندگی انسان ها و ارتباطات بین آن ها بصورتی در بیاید که امکان اداره جامعه واحد جهانی بوسیله یک انسان که در منطقه ای از زمین استقرار یافته فراهم شود. یعنی یک انسان بتواند از ناحیه ارتباطات از نوع پیشرفته، تمامی جوامع جهانی را تحت نظر بگیرد و آن ها را اداره کند! و انسان ها از محیط زندگی خود بتوانند با او ارتباط پیدا کنند و سخنان او را بشنوند و معانی آن ها را بفهمند، اگر چه طبعاً او به یک زبان صحبت خواهد کرد و مردم دنیا دارای زبان ها و لهجه های مختلف هستند. در بعضی روایات دینی آمده است که وقتی حجت خداوند ظهور کرد در محل حکومت خود یعنی شهر کوفه مستقر خواهد بود و مردم دنیا در محیط زندگی خود او را خواهند دید و سخنان او را خواهند شنید حتی زن های پشت پرده. منظور این است که حتی زن هایی که در خانه بسر می برند و فعالیت اجتماعی ندارند آن حضرت را خواهند دید!! امروزه چنین موقعیتی در عالم پیدا شده است و امکان چنین ارتباط هائی بین انسان ها  در سطح جهان بوجود آمده است.

وجه نیاز جوامع انسانی به امام عصر (علیه السلام) چیست؟!

نیاز جوامع انسانی به امام عصر (علیه السلام) از نوع نیازی است که انسان ها به پیامبران خدا دارند! توضیح اینکه انسان ها در همه زمان ها و در همه جوامع احتیاج به راهنمائی ها و مدیریت یک شخصیت آسمانی دارند، این شخصیت آسمانی یا یکی از پیامبران خواهد بود که پیام های خدا را از طریق وحی مستقیماً دریافت کند و آن ها را به انسان ها آموزش دهد و امور زندگی آن ها را اداره کند، یا وصی و جانشین او خواهد بود.

با این توضیح که اوصیاء و جانشینان آخرین پیامبر خدا مقام «امامت» بمعنای خاص داشتند و آخرین آن ها وجود مبارک امام عصر، حضرت «حجة بن الحسن العسکری» می باشد.

موضوع نیاز انسان ها به رهبری مستقیم پیامبران و جانشینان معصوم آن ها مورد بی توجهی عمیقی قرار گرفته است. در حالیکه این موضوع در رأس امور ضروری و بسیار مهم انسان ها قرار دارد. اگر انسان ها می توانستند بدون رهبری یک پیامبر و علم و قدرت های روحی و کمالات اخلاقی چنین شخصیتی زندگی متکامل و مطلوبی پیدا کنند، که دیگر نیازی به بعثت پیامبران نبود! و دیگر اینکه چرا در طول تاریخ زندگی انسان ها چنین مطلوبی در سطح جهانی حاصل نشده است؟!

در کدام نقطه از زمین و در چه تاریخی یک جامعه برتر و متعالی با نظام اجتماعی و حکومتی عادلانه بدون حضور و مدیریت یک پیامبر و یا نماینده او تشکیل شده است؟!

سیر تحول فرهنگی و اجتماعی و سیاسی و اخلاقی جوامع انسانی بعد از چندین هزار سال به چه وضعیتی رسیده است؟! همه می دانیم که امروزه عمده حاصل فعالیت های علمی و صنعتی و فکری در جهت تولید سلاح های جدید و کشتار انسان ها بکار می رود!!!

امروزه بیش از زمان های قبلی انسان ها و لوازم زندگی و حقوق آن ها وسیله آزمایش انواعی از نظام های حکومتی و اقتصادی قرار می گیرد! شبیه به آنچه که بعضی از حیوانات در آزمایشگاه ها وسیله آزمایش های علمی قرار می گیرند!!!

در دیدگاه دین توحیدی تمام آنچه در زمین است و پدیده هائی در آسمان ها برای زندگی انسان آفریده شده است. بطوریکه خداوند می فرماید:

«هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَهُوَ بِكُلِّ شَيءٍ عَلِيمٌ» (البقرة/۲۹) یعنی او است آنکه آفرید برای شما تمام آنچه را در زمین است، سپس به آسمان ها پرداخت و آن ها را بصورت هفت آسمان استوار کرد و او به هر چیزی داناست.

یعنی در نظام فکری و اخلاقی و فرهنگی که بوسیله پیامبر خدا برقرار شده انسان دارای آن مقدار ارزش و کرامت است که زمین و آسمان برای او آفریده شده، اما در نظام های اجتماعی عاری از فرهنگ دین توحیدی، حیات انسان وسیله فروش اسلحه و بدست آوردن پول قرار می گیرد. کودکان بی گناه و بی پناه گروه گروه قتل عام می شوند، تا وضعیت اقتصادی و مالی کشورهای تولید کننده اسلحه بهتر شود. جالب توجه است که اخیراً یکی از سیاستمداران کشور فرانسه اعتراف کرد که سلاح هائی را که آن کشور به عربستان می فروشد، در مسیر کشتن کودکان یمن بکار می رود، اما گفت که ما برای ایجاد اشتغال برای جوانان خود احتیاج به فروش اسلحه و دریافت پول آن داریم! استدلال و توجیه عجیبی است و حاصل آن اینکه برای ایجاد رفاه و شغل برای جوانان یک کشور، باید اسلحه فروخت اگر چه آن اسلحه برای کشتن کودکان بی گناه بکار رود!!!

البته آن سیاستمدار اگر کلام خود را کاملتر بیان می کرد، طبعاً باید می گفت که جهت استمرار فروش اسلحه و بدست آوردن پول لازم بود جنگی هم ایجاد شود- به بهانه های مختلف- تا سلاح های تولید شده مصرف شود و تولید و فروش اسلحه استمرار پیدا کند!!! و رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا هم در سفر اخیر خود به عربستان قراردادی جهت فروش اسلحه به قیمت یکصد و ده میلیارد دلار با رهبران کشور عربستان امضاء کرد.

این است سیر تحول تمدن بشری بدون آموزش های پیامبران.

حیطه تحول ناشی از ظهور امام عصر (علیه السلام) تا کجا خواهد بود؟!

نهضت مقدس حضرت مهدی (علیه السلام) جنبه جهانی خواهد داشت و در منطقه و کشور خاصی محدود نخواهد شد. چون تشکیل جامعه برتر مطلوب تمامی انسان ها و مورد آرزو و خواست عموم آن ها است! و فساد ناشی از حکومت های عادی بشری هم محدود به منطقه و کشور خاصی نبوده و امروز در سطح جهانی شیوع پیدا کرده است.

نهایت اینکه انسان ها تا زمان ما در جوامع مختلف، مشکلات بوجود آمده در محیط زندگی خود را عمدتاً ناشی از نوع حکومت ها، حتی شخص حکام و زمامداران و اطرافیان آن ها بحساب آورده اند! و در طول تاریخ غالباً در اثر شیوع ظلم ها و نابسامانی ها، با شخص یک حاکم یا نوع حکومت زمامداران مقابله کرده اند نه با فرهنگی که آن نظام ظالمانه حکومتی را ایجاد کرده است! یعنی: انسان ها حتی عده زیادی از متفکران و دانشمندان انسان شناس به ریشه اصلی نابسامانی های زندگی انسان ها و برقراری حکومت های ظالمانه توجه نمی کنند.

اما در نظام های دینی روش مبارزه با ظلم صورت دیگری دارد. بعنوان مثال: حضرت موسی (علیه السلام) بعد از مبعوث شدن به نبوت و رسالت و رفتن نزد فرعون و اعلام موضوع رسالت و اثبات مقام خود، حدود چهل سال به مبارزه فرهنگی و عقیدتی با فرعون و قوم او پرداخت و سرانجام بنی اسرائیل را بطور مخفیانه و در حالت استتار و شبانه از کشور مصر خارج کرد و بطور وطن اصلی اولیه خودشان سوق داد. اما عموم انسان ها و در رأس آن ها گروهی از دانشمندان بعد از آزمایش انواع حکومت ها و مدعیان اصلاح زندگی در جوامع انسانی در زمانی متوجه ریشه های اصلی مشکلات زندگی انسان ها شده و مسیر فعالیت ها خود را تغییر خواهند داد و بسوی دین توحیدی و معارف آن روی خواهند آورد. و این نهضت فکری در سطح جهانی برقرار خواهد شد و آن زمان بسیار نزدیک است. ان شاء الله.  

الیاس کلانتری

۱۳۹۶/۳/۲

                                                                              

 

 

 

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن