۷- آموزش های آسمانی

بسم الله الرحمن الرحيم*

تفسیر سوره فاتحة الکتاب*

فضل سوره:

احادیث متعددی از پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) و ائمه معصومین (علیهم السلام) در فضیلت این سوره نقل شده است. آیت الله خوئی (رضوان الله تعالی علیه) در کتاب «البیان فی تفسیر القرآن» در این زمینه گفته است:

در فضل این سوره همین بس که خداوند آن را معادل قرآن عظیم قرار داده است، (یعنی در سوره حجر) و اینکه خواندن آن در نماز ضروری است، و سوره دیگری جای آن را نمی گیرد و اینکه نماز ستون دین است و بوسیله آن (یعنی نماز) مسلم از کافر جدا می شود. شیخ صدوق با اسناد خود از امام حسن عسکری، از اجداد خود، و از امیرالمؤمنین علیه السلام روایت کرده است که آن حضرت فرمود:

«بسم الله الرحمن الرحيم» آیه ای از فاتحة الکتاب است و آن با «بسم الله الرحمن الرحيم» هفت آیه است، که  از رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) شنیدم که از قول خدای تعالی فرمود:

  «وَلَقَدْ آتَينَاكَ سَبْعًا مِنَ الْمَثَانِي وَالْقُرْآنَ الْعَظِيمَ» (الحجر/۸۷) پس مرا خصوصاً با فاتحة الکتاب مورد امتنان قرار داد و آن را عِدل قرآن عظیم قرار داد و اینکه فاتحة الکتاب ارزشمندترین چیز در گنجینه های عرش خداوند است.(۱)

در حقیقت موضوعات اساسی قرآن مجید به شکل فشرده ای در سوره فاتحة الکتاب بصورتی خاص و با ترکیب فنی ملحوظ شده است، بعبارت دیگر آیات این سوره به نحوی خاص و بصورتی لطیف با همه آیات دیگر قرآن مجید دارای نوعی ارتباط می باشد.

موضوعات سوره

این سوره مثل همه سوره های قرآن با اسم پروردگار عالم شروع شده و در همان آیه اول به صفت رحمانیت و رحیمیّت ذات مقدس او اشاره شده است و در آیه بعدی یعنی بعد از آیه کریمه «بسم الله الرحمن الرحیم» موضوع «حمد» خداوند ذکر شده و اینکه «ربوبیت» تمامی عوالم و همه موجودات انحصاراً در دست او است، سخن به میان آمده است. و بعد اشاره ای شده به صفت «رحمت» او که به تمام موجودات عالم توسعه یافته است. و سپس به «قیامت» و ظهور سلطنت الهیه در آن روز و در تمام عالم اشاره ای شده است. آن گاه موضوع انحصار عبودیت برای او و انحصار استعانت از او ذکر شده و بعد هم به دعای بندگان و درخواست آن ها از خداوند، در مورد هدایت آن ها در جاده عبودیت و وصول به مقصد حیات در جهان بعدی اشاره شده است.

بطور کلی در این سوره به انسان ها تعلیم شده که چگونه پروردگار خود را حمد کنند و متوجه صفات و افعال او باشند و چگونه اعمال خود را بطور خالص در جهت رضای او انجام دهند. یعنی هم توحید تام و کامل نظری و هم توحید عملی به انسان ها تعلیم شده است و در آخر سوره بصورتی لطیف به امر هدایت الهیه از طریق وحی و نبوت اشاره شده است. با این توضیح روشن می شود که اصول دین توحیدی بطور کامل در این سوره به انسان ها تعلیم شده است.

تفسیر سوره حمد

۱-«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحيمِ» علمای شیعه امامیه اتفاق نظر دارند که «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ» آیه ای از سوره حمد و همچنین آیه ای از سوره های دیگر قرآن است. و در تفسیر مجمع البیان آمده است.

اصحاب ما اتفاق نظر دارند که آن آیه ای از سوره حمد و همه سوره های دیگر است و اینکه اگر کسی آن را در نماز ترک کند، نمازش باطل می شود، اعم از اینکه نماز واجب باشد یا نماز مستحبی (نافله)(۱)

آیت الله سید ابوالقاسم خوئی در «البیان فی تفسیر القرآن» می فرماید: «شیعه امامیه اتفاق نظر دارند که «بسم الله» در هر سوره ای که با آن شروع شده است، جزء همان سوره و یکی از آیات آن است. ابن عباس و ابن مبارک و اهل مکه مانند ابن کثیر و اهل کوفه مانند عاصم و کسانی و دیگران غیر از آن دو، به استثناء حمزه چنین نظری دارند، همچنین بیشتر اصحاب شافعی نیز همین عقیده را داشتند. و قرّاء مکه و کوفه نیز آن را قطعی و مسلم دانسته اند.(۲)

بطور کلی تمامی سوره های قرآن مجید با این آیه شروع می شود. اولین موضوع مهم و قابل توجه در شروع یک سوره با این آیه، عبارت است از اینکه اعمال بندگان خدا لازم است با نام و ذکر او شروع شود. این کار یک ادب جمیل توحیدی است که خداوند عالم آن را با افتتاح سوره های قرآن با نام خود، بطور ضمنی به موحدان تعلیم داده است.

«ذکر الله» بطور کلی، دارای آثار بسیار ارزشمند حیاتی در وجود انسان خواهد بود. بالخصوص در آغاز کارها. از جمله آثار ذکر الله آماده سازی روح انسان جهت ایجاد تأثیرات مطلوب آموزش های الهی در آن است. پس طبعاً لازم است که سوره های قرآن هم با یاد و ذکر صفات و افعال او شروع شود.

«اسم» در اصل بمعنای علامت و نشانه است و از یک نظر به دو قسم تقسیم می شود، یکی اسم لفظی و قراردادی دیگری اسمی که مبین یکی از اوصاف و صفات موجود است. اسم هائی که برای نامیدن انسان ها و اشیاء تعیین می شوند، اسم های قراردادی هستند، اما اوصاف حقیقی انسان ها و سایر موجودات از اسم های نوع دوم هستند، یعنی مبین اوصاف موجودات می باشند. اسم های خداوند عالم همان صفات ذات مقدس او هستند یعنی اگر خداوند با هر صفتی توصیف شود، اسمی از «اسماء الحسنی» در مورد او ذکر شده است. در مورد «اسماء الحسنی» و تفاوت اسماء و صفات خدا با صفات مخلوقات در مباحث بعدی توضیحی خواهیم آورد. ان شاء الله.

«الله» عَلَم (اسم خاص) است برای ذات مقدس پروردگار عالمیان. لفظ جلاله «الله» نباید ترجمه شود، لازم است در زبان های دیگر – غیر عربی –  هم به همین صورت بکار رود.

اصل این کلمه «الاله» بود و همزه آن جهت کثرت استعمال حذف شده و بصورت «الله» در آمده است.(۳)

«الرحمان» صفت مبالغه است از «رحمت» و دلالت بر کثرت رحمت «الله» دارد، یعنی رحمت «الله» از لحاظ مقدار نامحدود است.

کلمه «الرحمان» مانند لقب است برای «الله» و برای غیر «الله» بکار نمی رود.(۴)

«الرحیم» صفت مشبهه است از رحمت و دلالت بر استمرار رحمت الله دارد. در مجموع رحمت «الله» هم از جهت کثرت بی انتها است یعنی هیچ وقت تمام نمی شود، و هم از جهت ثبوت و استمرار.

اینکه بعضی از مفسران قرآن مجید گفته اند: مراد از «الرحمان» رحمت عامه «الله» است و شامل مؤمن و کافر می شود و مراد از «الرحیم» رحمت خاصه است و فقط شامل مؤمنان در آخرت خواهد شد، مطلبی است که از ظاهر این دو لفظ دلالت آشکاری به آن وجود ندارد، یعنی خود کلمه «الرحمان» و «الرحیم» چنین معنائی را بلحاظ ظاهر لفظ افاده نمی کنند و این معنا در صورت صحت از جای دیگری بدست آمده است.

اما اینکه چرا رحمت پروردگار عالمیان در دنیا شامل مؤمن و کافر (هر دو) می شود، ولی در آخرت فقط شامل مؤمن خواهد شد، مطلبی است که بعداً به آن پاسخ خواهیم داد. ان شاء الله.

آموزش های آسمانی- 30، تفسیر سوره مدّثّر
بخوانید

طبق مدلول آیه کریمه « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ» رحمت الله بی انتها است و محدودیتی از جانب خداوند در مورد بهره مندی مخلوقات از رحمت او وجود ندارد، اما طبق مشاهدات انسان ها در عالم دنیا، عده ای از بندگان در جهاتی از زندگی خود از رحمت «الله» بی بهره یا کم بهره هستند، و طبق آنچه در آموزش های دینی نقل شده، در آخرت، کفار بطور کلی و کاملاً از رحمت او بی بهره و مؤمنان و اهل بهشت نیز از مراتبی از رحمت او بی بهره یا کم بهره خواهند بود! لازم است علت این موضوع روشن شود. علت این موضوع را با ذکر یک مثال توضیح می دهیم:

اگر گروهی از انسان ها در مکانی قرار گرفته اند که ذخیره آب محدود و اندکی دارد، لازم است در بهره برداری از آب محدود شوند و افراد آن گروه به میزان معینی آب مصرف کنند.

اما اگر گروهی کنار یک نهر عظیم – که بطور دائم در جریان است – قرار گرفته باشند، محدود کردن مصرف آب و سهمیه بندی آن کار غیر معقولی خواهد بود. و نیازی نخواهد بود که افراد آن گروه در مصرف آب در مضیقه ای قرار بگیرند. در مورد رحمت خداوند از این آیه بطور ضمنی و از آیات دیگر بطور آشکار بر می آید که این رحمت از هر لحاظ و از هر جهت که تصور شود، نامحدود است، بطوریکه خداوند می فرماید:

«وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيءٍ» (الأعراف/۱۵۶) یعنی رحمت من شامل همه چیز است. امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) هم در این زمینه در دعای خود خطاب به خداوند – عزّوجلّ – عرضه می دارد: «اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِرَحْمَتِکَ الَّتِی وَسِعَتْ کُلَّ شَیْ ءٍ»(۵) یعنی پروردگارا من از تو درخواست می کنم از آن رحمتی که به همه چیز احاطه دارد.

پس با این وصف نباید کسی از رحمت خداوند محروم و ممنوع شود، اما در نظام زندگی موجود، چنین وضعی برقرار نیست. بلکه می بینیم عده ای از بندگان خدا از بخشی از رحمت او محروم هستند.

توضیح اینکه: رحمت خداوند عالمیان بصورت وسایل و موارد مورد نیاز زندگی انسان و اعضاء و اجزاء بدن آن ها وهمچنین قوا و خواص روحی آن ها تجلّی می کند، یعنی مواد غذائی و لباس و مسکن انسان ها و اعضاء بدن و خواص و کارائی آن ها و صفات روحی و اخلاق و ایمان آن ها همه از رحمت خداوند حاصل می شود. و رحمت خداوند و صفات دیگر او زندگی انسان ها و مایحتاج آن ها را تأمین می کند! اما بعضی از انسان ها از تمام یا قسمتی از عوامل حیات محروم می شوند! در این زمینه می گوئیم اگر چه رحمت خداوند نامحدود از جمیع جهات است، ولی در عین حال رحمت او در مجاری معینی بصورت قانونمند جریان می یابد و محرومیت انسان ها از ناحیه خداوند و صفات و افعال و قوانین او نمی باشد، بلکه این محرومیت از ناحیه خود انسان ها و موقعیت زندگی خود آن ها است.

بعنوان مثال: اگر آب را یکی از جلوه های رحمت خداوند تلقی کنیم و همچنین اگر همین آب در منطقه ای از زمین به وفور یافت شود، و بصورت نهرهای پر آب عظیمی در جزیان باشد. هرگز از مجاری طبیعی خود خارج نخواهد شد. مثلاً اگر قانون حاکم بر آب، جاری شدن آن را در سرازیری و پر شدن آن را در گودال ها اقتضاء می کند، این قانون دگرگون نخواهد شد.

حال اگر کسی در نزدیکی آب اما در منطقه مرتفعی بایستد و تشنه هم باشد، امکان ندارد که آب مسیر خود را تغییر دهد. و بطرف او – یعنی سر بالائی – حرکت کند، تا اینکه آن شخص بتواند از آب که جلوه ای از رحمت خداوند است بهره مند شود. لازم است که او حتماً مکان و موقعیت خود را تغییر دهد، و در مسیر جریان آب قرار بگیرد.

پس محرومیت این فرد بخاطر کم بودن آب، و کم بودن رحمت خداوند نیست. به همین صورت اگر عامل دیگری آن شخص را در مکانی مرتفع و دور از آب محبوس کند و مانع حرکت او بسوی آب شود و از بهره مندی او از آب جلوگیری کند، باز هم در این صورت قانون جریان آب تغییر نخواهد کرد، در نتیجه محرومیت آن شخص از ناحیه کمبود آب نخواهد بود.

با این توضیح انسان ها در صورت محروم شدن از بعضی جهات رحمت خداوند، می توانند با تغییری که در موقعیت خود ایجاد می کنند، آن محرومیت را برطرف سازند و علاوه بر آن به میزان بهره مندی خود از رحمت خداوند بیافزایند.

انسان ها می توانند علاوه بر بهره مندی از نعمت های پروردگار عالم – که از جلوه هائی از رحمت او محسوب می شوند و بطور متعارف در مسیر زندگی عادی انسان قرار می گیرند – از مراتب بسیار متعالی رحمت او نیز بهره مند شوند و به درجات رفیع عبودیت صعود کنند.

خداوند می فرماید:

«وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُمْ بِمَا كَانُوا يكْسِبُونَ» (الأعراف/۹۶) یعنی اگر اهل قریه ها ایمان می آوردند و تقوا پیشه می کردند ما هم درهای برکات را از آسمان و زمین به روی آنان باز می کردیم. اما آن ها تکذیب کردند! پس در نتیجه ما آن ها را بجهت اعمالشان گرفتیم.

یعنی وضعیت روحی و اعمال و موقعیت انسان ها در زندگی اجتماعی، عامل عذاب ها و سختی ها و محرومیت های آن ها می شود و اگر انسان ها ملتزم تقوا می شدند و ایمان می آوردند رفاه و آسایش و وفور نعمت ها زندگی آن ها را احاطه می کرد.

این آیه را بعنوان شاهد به مطلب ادعا شده آوردیم وگرنه آیات زیادی در قرآن مجید و هم مباحث استدلالی عقلی روشنی در علم کلام اسلامی وجود دارد که این موضوع را تبیین و اثبات می کند، که رحمت خداوند و نعمت های بی شمار او  در اصل برای بندگان ممنوع نشده و فقط وضعیت غیر مستعد بندگان، آسایش و رفاه و برکت ها را به عذاب ها و سختی ها و ناکامی ها و تنگدستی ها تبدیل می کند. گاهی اوقات عذاب و شدت، از ناحیه خداوند بخاطر بازداشتن از تباهی ها و فسادهای بیشتر شامل عده ای از انسان ها می شود. در واقع این نوع عذاب ها موجب یک نوع تربیت الهی می شود و در این صورت همه آن عذاب ها و سختی ها در حقیقت و سرانجام رحمت و نعمت خواهد بود.

الیاس کلانتری

۱۳۹۶/۳/۸

پاورقی ها:

۱-البیان فی تفسیر القرآن، آیت الله خوئی، ص ۴۴۵

۲-مجمع البیان لعلوم القرآن، تألیف شیخ ابو علی الفضل بن الحسن الطبرسی، بیروت – لبنان

۳-البیان فی تفسیر القرآن، آیت الله خوئی، ص ۴۶۷

۴-المیزان فی تفسیر القرآن، چاپ دارالکتب الاسلامیّه، ج ۱، ص ۱۶

۵-البیان فی تفسیر القرآن، آیت الله خوئی، ص ۴۵۶

۶- اول دعای کمیل

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن