درس هائی از نهج البلاغه – ۹

 شرح و تفسیرخطبه متقین (همام)*

بخش هشتم*

  ۹ـ «عَظُمَ الْخالِقُ فى اَنْفُسِهِمْ، فَصَغُرَ ما دُونَهُ فى اَعْیُنِهِمْ» یعنی عظمت خالق نفوس آنها را احاطه کرده، و در نتیجه غیراو در نظر آن ها کوچک و حقیر شده است. روح آن ها تحت جاذبه شدید عظمت پروردگار عالمیان قرار گرفته و توجه به عظمت های بی پایان او جائی برای توجه به اشیاء مربوط به زندگی دنیا و متاع آن و همچنین نفوس خودشان باقی نگذاشته است. بزرگ شمردن زندگی دنیوی و متاع آن عامل تباهی های زیادی در زندگی انسان ها می شود،بطوریکه در نفوس عده زیادی از انسان ها در اثر اشتغال به دنیا و جائی برای توجه کامل و لازم به عظمت های موجود در عالم و خالق آن ها باقی نمی ماند. در حالیکه متاع زندگی دنیا بسیار حقیر است و ارزش و اشتغال روحی انسان ها را ندارد، و خود این اشتغال هم مانع توجه عمیق به عظمت های بی پایان ناشی از صفات و افعال خداوند می شود، هم مانع توجه به مقصد با عظمت حیات دنیوی انسان، که عبارت از صعود از عالم دنیا و رسیدن به مقصدی است که خداوند انسان را برای آن جا آفریده است.

در زندگی انسان ها طالب دنیا بطور مستمر اشتغال به زندگی دنیوی زود گذر و پر از بلاء ها و نابسامانی ها، موجب ترجیح اشیاء پست و حقیر به حقایق نفیس و گرانبها می شود. غالباً انسانها از زندگی توأم با کرامت های و پاکی ها و خدمت به همنوعان و شرافت و قداست آن زندگی در اثر اشتغال به متاع زندگی دنیوی، صرف نظر کرده و زندگی توأم با لئامت و پستی و مخالفت و دشمنی با دیگران و دلهره ها و اضطراب ها را به زندگی حقیقی متعالی انسانی ترجیح می دهند. در این نوع زندگی رضایت مخلوقات به رضایت خالق رجحان داده می شود.

در طول تاریخ زندگی انسانها چه ظلم ها و بی عدالتی ها  به جهت حبّ دنیا و بهره مندی از زندگی محقرانه آن، نسبت به بندگان خدا حتی کودکان روا داشته شده چقدر در جوامع مختلف جهت اجرای حکم و جلب رضایت یک حاکم تبهکار انسان های بی گناه کشته شده اند؟!!!

گاهی متعالی ترین انسان ها حتی پیامبران خدا و نمایندگان و جانشینان آنها بخاطر حبّ دنیا و اعتیاد به متاع آن، مورد مخالفت های و بی حرمتی ها و حتی قتل ها واقع شده اند؟!! کسان زیادی در طول تاریخ حیات انسانی برای متاع زندگی آلوده دنیوی به جنگ با پیامبران خدا و جانشینان  و اوصیاء آن ها پرداخته و آن متعالی ترین و مقدس ترین مخلوقات خداوند را کشته و انسان ها را از برکات وجودی آنها محروم کرده اند. عمده این نابسامانی ها ،بجهت عظیم پنداشتن دنیا و زندگی آن به و جود آمده و اگر غیر از این بود و انسان ها حقیقت زندگی دنیا را مورد توجه قرار می دادند،هرگز به بخش کوچکی از این ظلم ها و پستی ها خود را آلوده نمی کردند. برای شناختن حقیقت زندگی دنیا و پاک کردن نفوس از وابستگی ها و اعنیاد به آن، لازم است، روح انسان به عظمت های حقیقی متصل شود و با حقایق رفیع عالم آشنا شود. و رسیدن به آن مطلوب مستلزم، تقرب به خداوند و قرار گرفتن تحت جاذبه حبّ شدید است.

متقین مورد وصف کسانی هستند که جاذبه های عظمت خداوند، تمامی فضای روح آن ها را پر کرده است.و جائی در آن ظرف نفیس قیمتی برای اشیاء بی ارزش و حقیر وجود ندارد. آن ها درفضای وسیع و متعالی و نورانی عشق به خدا پرواز می کنند، در نتیجه در نظر آن ها داخل شدن  در دامهائی که شیطان برای آنها نصب کرده است، به طمع چند دانه، کاری است حقیر و این دامها هیچ گونه فریبندگی برای آنها ندارد.

نگاه به دنیا از افقی برتر

وقتی بحث از حبّ پروردگار عالمیان و توجه به او و بی اعتنائی به دنیا و زندگی حقیر آن به میان می آید بعضی ها دچار یک نوع توهم می شوند و آن اینکه تصور می کنند چنین انسانی که در مسیر این نوع زندگی قرار گرفته اند، هیچ توجهی به زندگی دنیوی و موجودات عالم مثل زیبائی های موجود در اشیاء نباید پیدا کند و مثلاً به همسر و فرزندان و والدین و دوستان و بطور کلی موجودات عالم باید بی اعتناء باشد!!، اما این دیدگاه  مورد تایید نمی باشد و یک دیدگاه توحیدی نیست و بلکه از یک توهّم و یا افکار و نظریات نادرست صوفیه نشآت گرفته است.

اما حقیقت امر این است که اشیاء موجود در عالم و مخلوقات خداوند دو جنبه متفاوت دارند، یکی جنبه فردی و استقلالی آنها است و دیگری جنبه اتصال و ارتباط آن ها به خدا و صفات و افعال او به بیان دیگر به اشیاء موجود در عالم از دو دیدگاه متفاوت می شود،توجه کزد، یکی به ارزش یک شیء بصورت انفرادی و فواید و کارائی آن در دیدگاه محدود دنیوی و بدون توجه به منشآء وجود و کمالات آن و موقعیتش در مجموع نظام آفرینش، مثل اینکه فلان میوه چه خواص غذائی و یا داروئی و یا چه طعمی دارد و چه مقدار سود مادی از کاشتن و پرورش آن، عاید صاحبش می شود. و چه مدت می شود آن را نگاهداری کرد تا فاسد نشود، و در چه موقعیتی می شود آن را فروخت و سود بیشتری بدست آورد، و امثال آن ها.

کلام ایام ـ 481، بعثت نور قدسی
بخوانید

یا  فلان انسان چه موقعیتی  دارد و دوستی او و ارتباط با او چه فایده هائی و چه مقدار سود برای دیگران خواهد داشت؟!

این یک  دیدگاه دنیوی درمورد اشیاء و انسانها است در این دیدگاه انسان ها و اشیاء ، گاهی بسیار حقیر تلقی می شوند. مثلاً یک مرد دراین دیدگاه همسرش را مدت کوتاهی مورد محبت و علاقه و توجه قرار می دهد، اما یعد از مدتی بخاطر یکنواختی زندگی یا یک اختلاف بر سر مسائل کم اهمیت و یا بالا رفتن سن و اندکی تغییر در ظاهر قیافه او، این توجه و این محبت به تدریج از بین می رود!

وشبیه به این وضعیت در مورد افراد دیگر از اعضاء خانواده و قوم و خویش و نزدیکان هم صدق می کند و علاوه بر انسان ها،در مورد اشیاء دنیوی هم موضوع شبیه به همین است.

اما یک دیدگاه متعالی دیگری می شود نسبت به مخلوقات داشت و آن توجه به موقعیت آن ها در اتصال و ارتباط با خداوند است در این صورت انسان وقتی به اشیاء و مخلوقات خداوند توجه می کند، آثار صفات او را در آنها مشاهده می کند، یعنی توجه به مخلوق در این صورت،منشأ توجه به خالق می شود. در این دیدگاه شکوهمند، اشیاء ارزش و جاذبه بسیار زیادی پیدا می کنند. انسان وقتی مثلاً به پرنده ای نگاه می کند،متوجه می شود که حرکات و رفتارهای او در مسیر زندگی، مثل بدست آوردن غذا و فاصله گرفتن از خطرات و راهیابی به محل زندگی و غذا و آب و به وجود آوردن جوجه ها و مراقبت از آنها و تغذیه آنها تماماً یاد آور صفات خدا و ربوبّیت و قوانین هدایتی او در مورد مخلوقات است.

 در این دیدگاه همسر و فرزندان انسان امانت های خدا تلقی می شوند! و در این دیدگاه انسان موجودی است جمیل و دوست داشتنی  و این جمال و محبوبیت با تغییر سن و سال تغییر نمی کند و از بین نمی رود. انسان در این موقیعت والدین و همسر و فرزندان و دوستان و بستگان و سایر انسان ها را بیشتر از آنچه در دیدگاه دیگر بود، دوست دارد. اشیاء در این دیدگاه ارزش و بهای زیادی دارند و جمال آن ها ناشی از جمیلیت پروردگار می باشد.و پروردگار هم همیشه جمیل است و انسان همیشه شیفته جمال. حبّ پیامبران خدا نسبت به انسان ها حتی دشمنان و مخالفان خود  از ناحیه همین دیدگاه است و عالی ترین مراتب آن!

آن ها انسان ها را امانت های پروردگار خود تلقی می کردند و با تمام سعی و تلاش در مسیر آماده کردن آنها برای زندگی در بهشت ،فعالیت داشتند. وجود مبارک پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ برای ارشاد انسان ها آنچنان خود را به زحمتها می انداخت که خداوند عالم در مقام ایجاد آرامش در وجود او چندین بار از آن نوع فعالیت ـ که فوق حد تحمل او بود ـ نهی فرمود این نوع حبّ انسان ها از حبّ شدید آن حضرت به خداوند نشأت می گرفت.

اما این جاده پرتگاه خطرناکی هم دارد، و سالکان این راه باید از آن پرتگاه اجتناب کنند و با دقت و مراقبت شدید از کنار آن عبور کنند و آن اینکه ارزش و محبوبیت صفات خدا وقتی در اشیاء تجلی می کند، به آن اشیاء ارزش و محبوبیتی می بخشد! و طبع انسان هم در اصل و ذات خود شیفته صفات خداوند است! و چون این صفات در مخلوقات تجلی می یابد، لذا آن اشیاء بطور کلی مخلوقات خدا دردل انسان مطلوبیتی پیدا می کنند، اما گاهی بجای اینکه توجه انسان از دیدن اشیاء به خالق آن ها منتقل شود، در خود آن اشیاء جذب می شود، و انسان با تمام روح تعالی طلب و مستعد پرواز از دنیا، در همین دنیا محبوس می شود و این فاجعه عظیمی است. در این صورت انسان بجای رسیدن به پناهگاه محکم و امن و آرامش بخش توحیدی، در چاههای شرک گرفتار خواهد شد.

زیبائی های موجود در عالم جلوه ها و انعکاس هائی از جمال پروردگار عالم است، و این جمال در عالم دنیا در محدوده کوچک و در میان  موانع زیاد تجلی کرده است و این تجلیات بطور مستمر و نامحدود در مرتبه ای بسیار متعالی در عالم دیگر و در موجودات آن عالم تجلی خواهد یافت. و اگر توجهات انسان محدود به دنیا شد، از صعود به آن عالم که مقصد حیات انسانی است، محروم خواهد شد.

الیاس کلانتری

۱۳۹۶/۵/۸

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن