۱۸- آموزش های آسمانی، تفسیر سوره حمد

تفسیر سوره حمد*

در مباحث قبلی اشاره شد به اینکه بعضی از عوامل تقویت و ترویج صورت های تقلبی از دین آسمانی و پذیرش آنها از طرف انسانهای سطحی نگر همان ارزش ها و قداست ها و جاذبه ها ی دین حقیقی آسمانی است. یعنی مطلوبیت ها و ارزش ها و جاذبه های دین آسمانی در بعضی شرایط اجتماعی و تاریخی و فرهنگی به عوامل و ابزارهای ترویج و تقویت صورت تقلبی از دین خدا تبدیل می شوند و آن صورت تقلبی در آن شرایط جاذبه صورت اصلی و حقیقی دین خدا را در وجود عده ای از انسانها ایجاد می کند. و آن عده از انسانها از صورت تقلبی دین آسمانی با تمام قدرت حمایت و دفاع می کنند تا جائی که حتی جان خود را هم حاضر می شوند برای آن و در راه ترویج و تقویت آن فدا کنند!! حتی در این راه عده ای در طول تاریخ حیات انسانی به مخالفت با پیامبران خدا ـ سلام الله علیهم ـ  برخاسته اند و حتی اقدام به کشتن آنها هم کرده اند!!!

 این جریان خیلی حزن انگیز و زیانبار است یعنی اینکه عده ای انسان ساده لوح سطحی نگر و علاقمند به دین خدا ندانسته به کمک مخالفان دین توحیدی و جباران و ظالمان بروند و در مسیر خدمت به اهداف شوم آنها کار کنند و قوای وجودی خود را برای برقراری دین تقلبی و تقویت آن به کار ببندند. این جریان حزن انگیز مثل آن است که در یک جامعه یک بیماری مسری خطرناکی شیوع پیدا کرده و یا امکان شیوع آن وجود دارد، و عده ای انسان دلسوز و نوع دوست و عده ای طبیب دانشمند و متخصص و متبحر در شناسائی بیماری ها و معالجه آنها در مقام آموزش انسانها جهت مقابله با آن بیماریها اقداماتی را شروع کرده اند و در حد فداکاری فعالیت می کنند

و در آن شرایط اضطراری هم عده ای سود جوی متقلب جهت بهره برداری از اوضاع پیش آمده وارد جریانات آن شده اند و مقدار زیادی داروی تقلبی ساخته اند و برای فریب مردم  و فروختن آن دارو های تقلبی شروع به مخالفت با اطبای دانشمند و کار شکنی در مقابل فعالیت های آنها کرده اند و با فریب دادن انسانهای بی اطلاع و سطحی نگر آنها را علیه اطبّاء و علیه مصلحان جامعه تحریک کرده اند! و در نتیجه همان انسان هائی که در معرض ابتلاء به آن بیماری قرار دارند  و یا مبتلا شده اند قوای مالی و بدنی و موقعیت  اجتماعی خود را در مخالفت با پزشکان دانشمند به کار گرفته و به مقابله و مخالفت و کار شکنی در مقابل آنها پرداخته اند! حتی در حد اقدام به کشتن آنها! و این جریان بسیار حزن انگیز است و فاجعه ای دردناک و دارای آثار و نتایج بسیار خطرناک و شوم ! در این نوع جریانات انسانها ندانسته دارائی ها و امکانات زندگی و قوای وجودی خود را در راه تخریب زندگی خود به کار می گیرند، مثل اینکه بجای اقدامات لازم جهت پیشگیری از شیوع آن بیماری مورد مثال به ابتلاء انسانها و خود شان به آن بیماری و شیوع آن کمک می کنند. تاریخ جوامع انسانی مملوّ است از این نوع جریانات و در رأس آن ها مقابله انسانهای علاقه مند به دین خدا، با صورت اصلی و حقیقی آن و با پیامبران خدا و علمای حقیقی دینی.

  در تاریخ دین توحیدی و بالخصوص صورت کامل آن یعنی «اسلام » هم این نوع مبارزه و مقابله بین گروه های مختلف دینی استمرار داشته است. و این نوع مقابله و مخاصمه بین آنها از زمان حیات رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ شروع شده و در طول تاریخ دین توحیدی ادامه یافته است.

 زمانی  که دین توحیدی و معارف آن در شهر مکه انتشار یافت و بعد از چند سال در شهر مدینه حکومت دینی تشکیل و استقرار یافت، مخالفت های کفار با پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ و پیروانش ابتداء بصورت اذیت مسلمین و مزاحمت برای آنها و بعدآً بصورت ایجاد جنگ شروع شد و به تدریج شدت یافت. اما بعد از جنگ ها و در گیری ها متعدد و شکست نظامی کفار در بعضی از آنها و بطور کلی ناامیدی آنها از درهم شکستن اساس دین خدا و هدم آن، مبارزات کفار و مخالفت های آنها شکل و صورت دیگری پیدا کرد و آن عبارت بود از فعالیت جهت تولید صورت تقلبی از دین و ترویج آن و قرار دادن آن مقابل صورت حقیقی دین و مخالفت با پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ و بعداً جانشینان حقیقی آن حضرت یعنی: ائمه  معصومین ـ علیهم السلام ـ و دشمنی آشکار  و گاهی جنگ با آنها ! در نتیجه جنگ مخالفان دین خدا با آن، از شکل و صورت جنگ « کفر با ایمان» به صورت مبارزه و جنگ بین «نفاق و ایمان» جریان یافت.

منافقان در مبارزه با دین خدا حتی چند بار تصمیم به کشتن پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ گرفتند و دست به اقداماتی زدند. و بعد از رحلت آن حضرت مخالفت و جنگ با جانشینان آن حضرت یعنی امامان معصوم ـ علیهم السلام ـ شروع شد.

 امیر المؤمنین علی ـ علیه السلام ـ در مقام دفاع از دین خدا و حمایت از آن و جلو گیری از سقوط آن و انتشار معارف آن در بین ملل مختلف تمام تلاش قدرت خود را به کار برد. مدیریت قدرتمندانه آن حضرت در آن جامعه بحران زده و صرف نظر کردن از حق حکومت خود و ممانعت از درگیری ها و فتنه ها به ثمر نشست و اساس  دین خدا از خطر سقوط نجات یافت، اما مبارزه دو گروه طرفدار صورت حقیقی دین خدا و صورتهای تقلبی آن استمرار یافت و بعد از شهادت امیر المؤمنین ـ علیه السلام ـ جانشینان بعدی پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ یعنی امامان معصوم ـ علیهم السلام ـ عهده دار اداره این نوع مبارزات شدند. عالی ترین مراتب مبارزات و جهاد جبهه ایمان در مقابل نفاق بعد از دوره حکومت امیر المؤمنین علی ـ علیه السلام ـ فعالیت های امام حسن و امام حسین ـ علیهما السلام ـ در دوره امامت خود و نقطه اوج این مقابله و مبارزه حادثه عظیم عاشورا و نهضت مقدس حسینی ـ علیه السلام ـ بود و مرتبه نهائی آن، در دوره ظهور آخرین حجت پروردگار عالمیان و قیام امام مهدی ـ عجل الله تعالی له الفرج ـ خواهد بود. و آن حضرت صورت حقیقی وجمیل دین خدا و معارف آن را برای تمام جهانیان آشکار خواهد ساخت. (ان شاء الله تعالی)

کلام ایام - 81، ولادت امام رضا علیه السلام
بخوانید

 اما منافقان و دشمنان دین خدا هم تمام تلاش خود را جهت مخدوش کردن صورت حقیقی دین خدا در تمام تاریخ به کار برده اند. و در کوتاه مدت به مقاصد خود رسیده اند و عده زیادی  از انسانها را از حوزه جاذبه های حقیقی دینی خارج کرده و به بیراهه ها کشانده اند. و عده زیادی از انسانها در این قبیل حوادث آسایش و آرامش و حقوق خود، حتی گاهی جان خود را هم از دست داده اند

 اما در میان این فتنه ها و گرفتاری ها و جنگ ها و حوادث زیان بار همیشه یک راه آشکار و امن و روشنی برای انسانها وجود داشته که منتهی به پناهگاه امن توحیدی می شد و آن عبارت بود از راهی که رهبران آسمانی آن را با علم و رفتارهای خود ایجاد کردند و در میان مشکلات عظیم و با تحمل سختی ها و مشقت ها آن را برای انسان هموار کردند و در سرتاسر آن راه  نشانه ها و چراغ هائی نصب کردند. خلاصه کلام و حاصل آن اینکه. خیلی از انسانها و تقریباً عموم  آنها در جامعه دینی ادعای دینداری و پای بندی به دین خدا را داشته اند، اما دینداری عده ای از آنها در حد کلام و اظهار بوده و عده دیگری در مقام عمل هم تبعیت از آن داشته اند این گروه هم به دو گروه فرعی تقسیم می شوند بطوریکه گروهی از آنها به بعضی از احکام دینی در عمل پای بند هستند و بعضی علاقمند و متعهد به انجام همه احکام دینی می باشند، اعم از اینکه بتوانند به این تعهد عمل کنند و یا فقط آرزوی آن را در دلهای خود داشته باشند. اما بین همه گروه ها و همه دین داران یک گروه معینی خاصی وجود داشته اند که تمام افکار و اخلاق و رفتارها و شخصیت آنها را معارف و احکام دینی تشکیل می دهد و آنها از ناحیه اراده خداوند از همه نواقص اخلاقی و علمی و همه عیوب مطهّر و مبّراء هستند و آنها تحت تعلیم و پرورش خاص خداوند قرار داشته اند و آنها ذوات مقدسه رهبران آسمانی ـ علیهم السلام ـ هستند

همان شخصیت هائی که خداوند در مورد آنها فرمود:

«إِنَّمَا يرِيدُ اللَّهُ لِيذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيتِ وَيطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا» (الأحزاب/۳۳) یعنی:وجود مبارک معصومین ـ علیهم السلام ـ و شخصیت های که مشمول «آیه تطهیر» هستند. در مقالات قبلی گفته شد که دارائی های انسان ها همیشه نعمت محسوب نمی شوند و گفته شد که خداوند نعمتی برای انسانها عطا کرده است که با وجود آن دارائی های انسانها به نعمت تبدیل می شوند و آن نعمت عبارت است از «دین خدا» و دراین قسمت که خلاصه و حاصل این مباحث است. متذکر می شویم که حقیقت دین خدا بطور کامل و در زیباترین صورتها در شخصیت و کلام و رفتار ذوات مقدسه رهبران آسمانی تجلی یافته است و در نتیجه گفته می شود که ولایت ذوات مقدسه معصومین آن نعمت حقیقی متعالی خداوند است که به انسانها عطا شده و خداوند در مورد این نعمت عظیم از انسانها سؤال خواهد کرد، بطوریکه او فرمود:

« ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ يوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ »(التکاثر/۸) یعنی: سپس در آن روز قطعاً از نعمت ها پرسیده خواهید شد.

پروردگار عالمیان شخصیت های معینی را پرورش داده و علم خاصی را به آنها عطا کرده و آنها را جهت نشان دادن راههای حقیقی زندگی در عالم دنیا اسکان داده است. آنها دارای فضائل انسانی بی پایان و اخلاق جمیل آسمانی هستند. آنها با تحمل سختی ها و مشقت ها راه حقیقی بسوی مقصد حیات را در عالم دنیا هموار کردند، و در راه ارشاد انسانها و ایجاد آسایش برای آنها در زندگی دنیوی و اخروی سختی های طاقت  فرسائی را متحمل شدند و از حق حیات خود هم گذشتند و در راه دین خدا و معرفی چهره حقیقی آن به شهادت رسیدند.

الیاس کلانتری

۱۳۹۶/۱۱/۷

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن