کلام ایام – ۱۸۴، بازگشت ودیعه قدسی

lkhhبخش سوم

امیرالمؤمنین علی- علیه السلام- در ادامه کلام شریف خود در توصیف اوضاع زندگی مردم قبل از بعثت رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- می فرماید:

«عُصِيَ الرَّحْمَنُ وَ نُصِرَ الشَّيْطَانُ وَ خُذِلَ الْإِيمَانُ فَانْهَارَتْ دَعَائِمُهُ وَ تَنَكَّرَتْ مَعَالِمُهُ وَ دَرَسَتْ سُبُلُهُ وَ عَفَتْ شُرُكُهُ أَطَاعُوا الشَّيْطَانَ فَسَلَكُوا مَسَالِكَهُ وَ وَرَدُوا مَنَاهِلَهُ بِهِمْ سَارَتْ أَعْلَامُهُ وَ قَامَ لِوَاؤُهُ فِي فِتَنٍ دَاسَتْهُمْ بِأَخْفَافِهَا وَ وَطِئَتْهُمْ بِأَظْلَافِهَا وَ قَامَتْ عَلَى سَنَابِكِهَا فَهُمْ فِيهَا تَائِهُونَ حَائِرُونَ جَاهِلُونَ مَفْتُونُونَ فِي خَيْرِ دَارٍ وَ شَرِّ جِيرَانٍ نَوْمُهُمْ سُهُودٌ وَ كُحْلُهُمْ دُمُوعٌ بِأَرْضٍ عَالِمُهَا مُلْجَمٌ وَ جَاهِلُهَا مُكْرَمٌ»(۱) یعنی: نافرمانی به خدا شایع شده بود و یاری به شیطان رایج، ایمان در همه شؤون حیات شکست خورده و ستون های بر پا دارنده اش فرو ریخته، نشان ها و علائمش تیره و ناشناخته، راه هایش متروک، و جاده هایش محو و نابود گشته بود.

در آن دوران که نور رسالت را بر افروخت، مردم اطاعت از شیطان را پیشه خود نموده، راه های آن پلید نابکار را پیش گرفته، سیراب شدن خود را از چشمه های آن مطرود ابدی می جستند. عَلَم های شیطانی به دوش گرفته، پرچم آن مردود بارگاه ربانی را به اهتزاز در آورده بودند. در فتنه ها و شورش هایی غوطه ور بودند که با ناخن های خود، آنان را خرد کرده، با سُم های ویرانگر آنان را کوبیده و همواره روی سر ناخن ها به انتظار بر پا کردن اضطراب و بلوا ایستاده بود. مردمی سرگردان و حیران و نادان هایی شورش زده در بهترین جایگاه و با بدترین همسایگان زندگی می کردند. محرومیت از خواب گوارا، خوابشان! اشک های سوزان بینوایی، سرمه های دیدگانشان! در سرزمینی که دانایش بند بر دهان بود و نادانش محترم و در امان.(۲)

قابل توجه است این توصیف در مورد وضعیت زندگی مردم قبل از ظهور پیامبر خاتم- صلّی الله علیه و آله و سلّم- از طرف امیرالمؤمنین علی- علیه السلام- انجام گرفته و آن بزرگوار با آن بصیرت فوق عادی و آن علم و درایت که اختصاص به مقام عصمت و امامت دارد، حوادث را مورد توجه قرار داده و به ریشه ها و به معرفی عوامل اصلی تباهی زندگی انسان ها و درد و رنج ها و گرفتاری های آن ها پرداخته است. و طبعاً ارزش کلام آن حضرت و مطابقت آن با واقعیات متفاوت با نظرات جامعه شناسان عادی بشری خواهد بود.

امام- علیه السلام- در یکی دیگر از خطبه های خود، به موضوع بعثت رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- وضعیت نابسامان زندگی انسان ها در آن زمان و نقش آن حضرت در دگرگونی زندگی آن ها اشاره ای کرده و می فرماید:

«إِلَى أَنْ بَعَثَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ مُحَمَّداً [صلی الله علیه وآله] رَسُولَ اللَّهِ لِإِنْجَازِ عِدَتِهِ وَ إِتْمَامِ نُبُوَّتِهِ مَأْخُوذاً عَلَى النَّبِيِّينَ مِيثَاقُهُ، مَشْهُورَةً سِمَاتُهُ كَرِيماً مِيلَادُهُ، وَ أَهْلُ الْأَرْضِ يَوْمَئِذٍ مِلَلٌ مُتَفَرِّقَةٌ وَ أَهْوَاءٌ مُنْتَشِرَةٌ وَ طَرَائِقُ مُتَشَتِّتَةٌ، بَيْنَ مُشَبِّهٍ لِلَّهِ بِخَلْقِهِ أَوْ مُلْحِدٍ فِي اسْمِهِ أَوْ مُشِيرٍ إِلَى غَيْرِهِ، فَهَدَاهُمْ بِهِ مِنَ الضَّلَالَةِ وَ أَنْقَذَهُمْ بِمَكَانِهِ مِنَ الْجَهَالَةِ»(۳) یعنی: تا آن گاه که خداوند سبحان محمد رسول الله- صلّی الله علیه و آله و سلّم- را که پیمان پذیرش پیامبری او را از همه پیامبران گرفته بود، برای انجام وعده خویش و اتمام اصل نبوت مبعوث نمود، پیامبری با علامات مشهور و ولادت شریف. در آن روزگاران که خداوند ذوالجلال خاتم الانبیاء را برانگیخت، مردم روی زمین مللی پراکنده و اقوامی با تمایلات متفرق، در پیچاپیچ طرق درهم و برهم سرگردان و حیرت زده بودند. گروهی از آنان خدا را تشبیه به مخلوقاتش می کردند و گروهی دیگر در اسماء مقدسش الحاد می ورزیدند. جمع دیگری با نام های الهی اشاره به موهومات و موجودات پست می نمودند. خداوند سبحان آنان را به وسیله پیامبر اکرم از گمراهی ها نجات داد و با موقعیت والایی که به او عنایت فرموده بود، آن گمشدگان را از سقوط به سیه چال جهالت رها ساخت.(۴)

امام- علیه السلام- در یکی دیگر از خطبه های خود در زمینه موضوع مورد بحث می فرماید:

«حَتَّى أَفْضَتْ کَرَامَةُ اَللَّهِ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى إِلَى مُحَمَّدٍ ص فَأَخْرَجَهُ مِنْ أَفْضَلِ اَلْمَعَادِنِ مَنْبِتاً وَ أَعَزِّ اَلْأَرُومَاتِ مَغْرِساً مِنَ اَلشَّجَرَةِ اَلَّتِی صَدَعَ مِنْهَا أَنْبِیَاءَهُ وَ اِنْتَجَبَ مِنْهَا أُمَنَاءَهُ عِتْرَتُهُ خَیْرُ اَلْعِتَرِ وَ أُسْرَتُهُ خَیْرُ اَلْأُسَرِ وَ شَجَرَتُهُ خَیْرُ اَلشَّجَرِ نَبَتَتْ فِی حَرَمٍ وَ بَسَقَتْ فِی کَرَمٍ لَهَا فُرُوعٌ طِوَالٌ وَ ثَمَرٌ لاَ یُنَالُ فَهُوَ اِمامُ مَنِ اتّقی وَ بَصیرَةُ مَنِ اهتَدی، سِراجٌ لَمَعَ ضوءُهُ وَ شِهَابٌ سَطَعَ نُورُهُ وَ زَنْدٌ بَرَقَ لَمْعُهُ سِيرَتُهُ الْقَصْدُ وَ سُنَّتُهُ الرُّشْدُ وَ كَلَامُهُ الْفَصْلُ وَ حُكْمُهُ الْعَدْلُ أَرْسَلَهُ عَلَى حِينِ فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ وَ هَفْوَةٍ عَنِ الْعَمَلِ وَ غَبَاوَةٍ مِنَ الْأُمَمِ»(۵) یعنی: تا آنگاه که کرامت خداوندی- سبحانه و تعالی- به حضرت محمد- صلّی الله علیه و آله و سلّم- رسید. پس آن وجود مبارک را از برترین معادن رویاننده و عزیزترین اصول و ریشه ها برای کاشتن بیرون آورد، از آن درختی که خداوند آن را بشکافته و پیامبرانش را بیرون آورده و امنای خود را برگزیده است. خاندانش بهترین خاندان ها و درخت وجودش از بهترین شجره ها هست که در حرم روئیده و به رشد رسیده است. در کرم و مجد و شرف برای آن درخت شاخه هایی است بلند و ثمری فوق حدّ وصول. پس او امام اهل تقوا و وسیله بصیرت هدایت یافتگان است.

کلام ایام ـ 323، رجب نهری در بهشت
بخوانید

چراغی که پرتو آن درخشش دارد و ستاره ای که نورش آشکار است. و آتش زنه ای است با برق تابان سیره او اعتدال و سنتش رشد و کلامش جدا کننده حق و باطل و حکم او عدل. خداوند سبحان او را زمانی فرستاد که بین رسولان فاصله ای افتاده بود و زمان لغزش جوامع انسانی از عمل و جهل امت ها.

و حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا- سلام الله علیها- هم در خطبه مشهور خود در موضوع بعثت وجود مبارک رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- و وضعیت فکری و بطور کلی زندگی مردم فرمود:

«وَ اَشْهَدُ اَنَّ اَبی ‏مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ، اِخْتارَهُ قَبْلَ اَنْ اَرْسَلَهُ، وَ سَمَّاهُ قَبْلَ اَنْ اِجْتَباهُ، وَ اصْطَفاهُ قَبْلَ اَنْ اِبْتَعَثَهُ، اِذ الْخَلائِقُ بِالْغَیْبِ مَکْنُونَةٌ، وَ بِسَتْرِ الْاَهاویلِ مَصُونَةٌ، وَ بِنِهایَةِ الْعَدَمِ مَقْرُونَةٌ، عِلْماً مِنَ اللَّهِ تَعالی بِمائِلِ الْاُمُورِ، وَ اِحاطَةً بِحَوادِثِ الدُّهُورِ، وَ مَعْرِفَةً بِمَواقِعِ الْاُمُورِ اِبْتَعَثَهُ اللَّهُ اِتْماماً لِاَمْرِهِ، وَ عَزیمَةً عَلى اِمْضاءِ حُکْمِهِ، وَ اِنْفاذاً لِمَقادیرِ حَتِمهِ، فَرَأَى الْاُمَمَ فِرَقاً فی اَدْیانِها، عُکَّفاً عَلی نیرانِها، عابِدَةً لِاَوْثانِها، مُنْکِرَةً لِلَّهِ مَعَ عِرْفانِها.فَاَنارَ اللَّهُ بِاَبی‏مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ و الِهِ ظُلَمَها، وَ کَشَفَ عَنِ الْقُلُوبِ بُهَمَها، وَ جَلى عَنِ الْاَبْصارِ غُمَمَها، وَ قامَ فِی النَّاسِ بِالْهِدایَةِ، فَاَنْقَذَهُمْ مِنَ الْغِوایَةِ، وَ بَصَّرَهُمْ مِنَ الْعِمایَةِ، وَ هَداهُمْ اِلَى الدّینِ الْقَویمِ، وَ دَعاهُمْ اِلَى الطَّریقِ الْمُسْتَقیمِ»(۶)

یعنی: گواهی می دهم که پدرم محمد- صلّی الله علیه و آله و سلّم- بنده خدا و فرستاده او است. خداوند قبل از اینکه او را بفرستد برگزید، و قبل از اینکه او را بیافریند، نامور ساخت و قبل از بعثت او را برای خود خالص کرد. و آن هنگامی بود که خلایق در غیب مکنون و در پس پرده هول ها و هراس ها و در بیابان عدم سرگردان بودند. از ناحیه علمی از خداوند که به پایان کارها دانا و به حوادث دهرها احاطه داشت و موقعیت مخلوقات را می شناخت.

خداوند او را برانگیخت جهت کامل کردن امر خود و جریان یافتن و به پایان رسیدن اراده خود و انجام دادن تقدیرات حتمی خود. پس او امت ها را دید در حالیکه در ادیان خود گروه گروه و پراکنده شده اند، هر گروه دنبال شعله ای رفته و به عبادت بتی پرداخته و همگان با وجود شناختن الله به انکار او پرداخته اند.

پس خداوند ظلمت ها را به نور وجود او از بین برد و روشن ساخت و تیرگی های کفر را از قلب ها برطرف کرد و پرده های تاریک را از مقابل چشم ها کنار زد و او در بین مردم جهت هدایت آن ها قیام نمود و آن ها را از بیراهه ها نجات بخشید و از کور دلی به بصیرت رساند و آن ها را هدایت کرد بسوی دینی که عهده دار مصالح آن ها است و دعوت کرد به طریق مستقیم زندگی.

در عباراتی که از خطبه های امیرالمؤمنین علی و خطبه حضرت صدیقه طاهره نقل شد، مقام و موقعیت خاص رسول اکرم- صلّی الله علیه و آله و سلّم- در فرهنگ عمومی انسانی و تحولات عظیم ناشی از سیره شریف او در بین مردم مورد توجه قرار گرفته است. تحولات فرهنگی و علمی نشأت گرفته از آموزش ها و رفتارهای آن حضرت که تاکنون در بین جوامع دینی و جوامع جهانی به وجود آمده و زمینه ای که در سطح جهانی برای تحولات عظیم علمی در آینده ای نزدیک، فراهم شده برتر از حدّ محاسبه و ارزیابی است.

طبعاً حادثه رحلت چنین شخصیتی، عظیم ترین مصیبت تاریخ زندگی انسان ها محسوب می شود، و این سنگینی برای کسانی که معرفت عمیقی نسبت به شخصیت علمی و اخلاقی آن بزرگوار دارند، بیشتر خواهد بود و از این لحاظ امیرالمؤمنین علی- علیه السلام- مصیبت رحلت آن بزرگوار را حادثه ای عظیم و اختصاصی معرفی می کند.

 مصیبت شهادت حضرت فاطمه- سلام الله علیها- هم از همین نوع است و عظمت و سنگینی آن متناسب با عظمت شخصیت آن بزرگوار می باشد. البته لازمه ادراک کامل عظمت آن حادثه احاطه علمی به همه ابعاد شخصیت آن بزرگوار می باشد و این ادراک فوق قدرت تفکر عادی انسانی است و بلکه در حوزه ادراکی مقام عصمت و نبوت و امامت قرار دارد. یعنی انسان ها به تناسب قدرت تفکر و علم خود نسبت به مقام و موقعیت آن حضرت معرفت پیدا می کنند، اما وجود مبارک رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- و امیرالمؤمنین علی- علیه السلام- علمی و معرفتی متناسب با موقعیت خود نسبت به شخصیت آن بزرگوار داشتند و آن تجلیل و تعظیم خاص رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- از دختر گرامی خود اجمالاً حکایت از آن علم و معرفت دارد و همچنین توجه امیرالمؤمنین علی- علیه السلام- به آن شخصیت و آن مقام خاص حضرت زهرا- سلام الله علیها- در عبودیّت پروردگار عالمیان.

۱۳۹۶/۱۲/۸

پاورقی ها:

۱-نهج البلاغه، خطبه دوم

۲-نهج البلاغه امیرالمؤمنین علی- علیه السلام- ترجمه محمد تقی جعفری، ص ۶۱

۳-نهج البلاغه، خطبه اول

۴- نهج البلاغه امیرالمؤمنین علی- علیه السلام- ترجمه محمد تقی جعفری، ص ۵۳ – ۵۵ 

۵-نهج البلاغه، خطبه ۹۴

۶-خطبه حضرت فاطمه زهرا- علیها السلام- «مشهور به خطبه فدکیه»

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن