کلام ایام – ۱۸۸، معارف دین توحیدی در کلام حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

بخش هفتمimages

مباحث مربوط به تفسیر و توضیح خطبه حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ مشهور به «خطبه فدکیه» و مباحث مقدماتی آن دوسال قبل در ایام فاطمیه ـ علیها السلام ـ مطابق ماه اسفند سال ۱۳۹۴ تحت عنوان :

«معارف دین توحیدی» در کلام حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها ) در بخش «کلام ایام » شروع شد(۱) و چند مقاله در این زمینه نوشته شد. در سال بعد در چنین ایام مجدداً این مباحث شروع شد و اما فقط توفیق انتشار دو مقاله تحت همین عنوان باشماره های ۱۱۴و ۱۱۵حاصل شد و ادامه مقالات به فرصت های بعدی موکول شد و امسال در ایام ولادت مبارک آن حضرت تصمیم به نوشتن ادامه آن مقالات و انتشار آنها گرفته شد و با امیدواری به الطاف و توفیقات خداوند سبحان از این شماره به بعد در فرصت های مناسب این مباحث را ادامه می دهیم.ان شاء الله تعالی.

در آخرین بخش از مقالات فوق الذکر بحث منتهی شد به ذکر و توضیح عبارت ذیل از ابتداءخطبه « اَلْحَمْدُلِلَّهِ عَلی ما اَنْعَمَ، وَ لَهُ الشُّکْرُ عَلی ما اَلْهَمَ، وَ الثَّناءُ بِما قَدَّمَ» و در این بخش بقیه کلام شریف را می آوریم

«مِنْ عُمُومِ نِعَمٍ ابْتَدَأَهَا وَ سُبُوغِ آلَاءٍ أَسْدَاهَا وَ تَمَامِ مِنَنٍ والَاهَا» یعنی :از نعمت های عمومی که آغاز کرد و فراوانی نعمت هائی که عطا کرد و منت های پی در پی و مستمر  که کامل کرد. «نعمت» و «إلی» که جمع آن «آلاء» است با یکدیگر قریب المعنی هستند و «منت» هم در این زمینه یعنی وقتی به خداوند نسبت داده می شود، باز به معنی نعمت است. یعنی معنی مشترک هر سه کلمه نعمت است به اعتبارهای مختلف! و جهات خاصی که در به کار بردن آنها مورد نظر است.

 

 حضرت فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ در این عبارت و عبارت اول خطبه شریف خود هم متذکر، اصل نعمت های فراوان و عظیم خداوند شده و هم انواع آن ها ،مثل نعمت های عمومی و نعمت های خاص!

بعضی از نعمت های پرودگار عالمیان جنبه  عمومی دارد  و شامل همه انسانها می شود مثل آفتاب و باران و زمین و گیاهان و درختان  و مهربانی  مادر و غذای آماده شده در وجود او برای نوزاد و غیرت پدر  و تمایل به حمایت از اعضاء خانواده و امثال آنها.

نوع دیگر از نعمت ها اختصاص به گروهی از انسان ها دارد که زمینه دریافت آنها را خود آنها فراهم کرده اند و یا با کمک دیگران آنها را به دست می آورند مثل علوم و فنون و عمده مواد غذائی و دارو ها و لوازم زندگی که در اختیار کسانی قرار خواهد می گیرد که کاری و فعالیتی را انجام دهند و راه های کسب آن نوع از نعمت ها را بشناسند.

یعنی کسب نعمت های نوع دوم مستلزم یاد گرفتن بعضی از علوم و آشنائی با کارها و فنون خاصی است که در صورت التزام انسان ها به آن نوع از علوم و فنون ، از بعضی نعمت ها برخورد دار خواهد شد. مثل اینکه انسان در اثر آشنائی با بعضی از علوم مربوط به خواص بدن و اعضاء و اجزاء آن و همچنین خواص بعضی از گیاهان و اشیاء دیگر می تواند از نعمت  عظیم سلامت برخواردار شود و یا در صورت ابتلاء به نوعی از بیماری ها معالجه شود و صحت بدن خود را مجدداً بدست آورد.

یا اینکه انسان در اثر بعضی از رفتارها و یاد گرفتن و به کار بردن بعضی از فنون جنگی و دفاع از خود و دیگران و علم به روحیات  انسان ها مثل قدرت طلبی و تمایل به تعدی به حقوق دیگران، می تواند از امنیت اجتماعی برخوردار شود و جامعه ای ایجاد کندکه کسی جرأت حمله به آنجا و تعدی به حقوق و امکانات آن جامعه را پیدا نکند و در صورت حمله  و ایجاد جنگ با قدرت دفاعی عظیم افراد آن جامعه  مواجه شود و متحمل خسارت ها و شکست ها بشود. پس نعمت امنیت شامل افراد سست و راحت طلب و غافل و بی اعتناء به دشمنان و انسان های فرصت طلب و متمایل به ایجاد ناامنی ،نخواهد شد.

و بطور کلی فواید حاصل از علوم مختلف و به کار بردن آن ها در محیط زندگی شامل افراد و جوامعی خواهد شد،که سراغ آن علوم بروند و برای کسب آنها زحمتی بکشند و هزینه ای تقبّل کنند و وقتی صرف کنند و در غیر این صورت طبعاً از آن نوع از نعمت ها محروم خواهند شد.

پس نوعی یا انواعی از نعمت های خداوند بین انسان ها عمومیت دارد و شامل همه انسانها می شود  و نوع یا انواع دیگری از آنها اختصاص به افراد خاصی دارد که شرایط دریافت آنها در افراد و گروهی از انسان ها  فراهم می شود!

نوعی از نعمت های پروردگار عالمیان هم در رأس نعمت های دیگر قرار می گیرد و آن نعمت «وحی» به معنی عرفی است یعنی علمی از طرف خداوند از طریق وحی به پیامبران نازل می شود و پیامبران خدا ـ علیهم السلام ـ آن علم را از طریق کلام و رفتار خود به انسان ها منتقل می کند و انسانها از این طریق با جاده حیات حقیقی (یعنی راه های زندگی دنیوی) و مقصد آفرینش (یعنی زندگی اخروی) آشنا می شوند. طبعاً این نعمت عظیم و آنچه در ارتباط با آن است به کسانی تعلق خواهد گرفت که در جریان آموزش های آسمانی قرار بگیرند و به پیامبران خدا ایمان بیاورند و با علوم منتشر شده از آنها آشنا شوند.

ما قبلاً در تفسیر آیه آخر «سوره حمد» در بخش:آموزش های آسمانی بحث مفصلی در معنی «نعمت» طرح کردیم (۲) آن بحث مشتمل بر مطالب مهمی در موضوع نعمت و تفسیر آیه کریمه :

«صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيهِمْ » و پاسخ تفصیلی این سؤال یا اشکال است که چرا در این آیه کریمه گفته شده: «صراط کسانی که به آنها نعمت دادی …»مگر نعمت های خداوند اختصاص به گروهی از انسانها دارد ؟! توصیه می کنیم آن مقالات جهت روشن شدن کامل این موضوع و دریافت پاسخ این سؤال و آشنائی کامل با معنی «نعمت »مورد مطالعه قرار بگیرد.

اما جهت تکمیل بحث مربوط به تفسیر قطعه فوق الذکر از کلام شریف حضرت فاطمه ـ سلام الله علیها ـ چند بخش از آن مباحث تفسیری را عیناً از آن مقالات ذکر می کنیم :

بخش یکم :

در آیه کریمه یک نکته تفسیری بسیار مهمی غالباً مورد غفلت قرار می گیرد و آن معنی دقیق عبارت «الذین انعمت علیهم» و مراد و مقصود از آن است!!و از توجه دقیق به این عبارت در آیه سؤالی مطرح می شود و آن اینکه مگر خداوند فقط به بعضی از انسان ها نعمت عطا کرده است؟!!و اینکه آیا غیر از افراد و گروه های مورد نظر، بقیه انسان ها از نعمت های پروردگارشان محروم می شوند؟!

طبعاً نعمت به معنی ظاهری و عرفی اختصاصی به افراد یا گروه های معینی از انسان ها ندارد، و همه انسان ها بر حسب ظاهر مشول اِنعام پروردگار عالمیان قرار می گیرند.اگر آب و غذا و لباس و آفتاب و باران و مادر مهربان و  پدر  دلسوز و درخت و گیاه و اعضاء بدن انسان مثل چشم و گوش و امثال آنها نعمت محسوب می شوند،آنها اختصاص به افراد و گروه های معینی ندارند، بلکه همه انسان ها از آن ها بهرمند می شوند. فعلاً و در این قسمت وارد بحث در مورد نحوه بهره برداری انسان های مختلف از نعمت ها و نتیجه و روش کار آن ها نمی شویم،بلکه مقصود اصل موضوع نعمت دادن خداوند به انسان ها است و اینکه چگونه نعمت های خداوند در آیه مورد بحث اختصاص به بعضی از انسان ها یافته است. یعنی در مجموع در این بحث به دو سؤال اصلی باید جواب داده شود.

یکی اینکه: چرا گفته شده است که صراط کسانی که به آن ها نعمت دادی؟!

دیگر اینکه: مراد از کسانی که خداوند به آن ها نعمت داده است چه کسانی هستند؟!

ابتداءً به پاسخ سؤال دوم می پردازیم بجهت اینکه این پاسخ زمینه مساعدی برای درک مراد و مقصود از عبارت مورد بحث در آیه را فراهم می کند.در مسیر بررسی آیه کریمه مورد بحث با آیاتی از قرآن کریم مواجه می شویم که از آن ها می شود کمکی برای رفع ابهام از موضوع گرفت. خداوند در آیه ای  از قرآن می فرماید:

«وَمَنْ يطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيهِمْ مِنَ النَّبِيينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقًا »(النساء/۶۹) یعنی کسانی که از الله و رسول او اطاعت کنند،آنان با کسانی خواهند بود که الله به آن ها نعمت داده، از پیامبران و صدیقین و شهدا و صالحین و چه رفیقان خوبی خواهند بود. توجه به این آیه کریمه جهتی از ابهام موضوع را بر طرف می کند و آن اینکه مراد از کسانی که خداوند به آن ها نعمت داده است، آشکار می شود

توضیح اینکه: عده ای از انسان ها مشمول نعمت های پروردگار قرار گرفته اند و آن ها کسانی هستند که در این آیه از قرآن ذکر شده اند. و کسانی هم که از الله و رسول او اطاعت کنند با آن چهار گروه مذکور در زندگی اخروی کنار هم خواهند بود و با آن ها مجالست و مصاحبت و رفاقت خواهند داشت. در آیه دیگری از قرآن کریم خداوند می فرماید:

«ُولَئِكَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيهِمْ مِنَ النَّبِيينَ مِنْ ذُرِّيةِ آدَمَ وَمِمَّنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍ وَمِنْ ذُرِّيةِ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْرَائِيلَ وَمِمَّنْ هَدَينَا وَاجْتَبَينَا إِذَا تُتْلَى عَلَيهِمْ آياتُ الرَّحْمَنِ خَرُّوا سُجَّدًا وَبُكِيا » (مريم/۵۸) یعنی: آن ها کسانی بودند که الله به آن ها نعمت عطا کرده بود، از پیامبران از فرزندان آدم  و از کسانی که همراه نوح آن ها را حمل کردیم و از فرزندان ابراهیم و اسرائیل و از کسانیکه  آن ها را هدایت کردیم و آن ها را برگزیدیم ، وقتی آیات قرآن بر  آنها تلاوت می شد به سجده می افتادند در حالیکه گریه می کردند.(۱) در این آیه هم اشاره به گروهی از انسان های ممتاز و برترشده که از فرزندان و پیروان پیامبران بودند و آنها مشمول نعمت های پروردگار عالمیان بودند. حاصل بحث اینکه: خداوند افراد خاصی از انسان ها را مشمول نعمت های خودش معرفی می کند که در رأس آن ها پیامبران خدا قرار داشتند و در مراتب بعدی افرادی که از پیروان حقیقی و خالص پیامبران بودند و دارای مقامات متعالی در عبودیت برای خدا، با این بحث اوصاف آن عده از انسان ها که مشمول اِنعام خداوند هستند اجمالاً مشخص شد و معلوم شد که آن ها چه کسانی هستند،اما لازم است به سؤال اصلی بحث پاسخ آشکاری داده شود و آن اینکه آیا فقط عده ای از بندگان خدا مشمول نعمت های او قرار می گیرندیا همه آن ها؟!

کلام ایام - 179، عید میلاد حضرت زینب کبری (علیها السلام)
بخوانید

در جواب عرض می کنیم که به یک معنی در اصل همه بندگان مشمول اِنعام خداوند قرار دارند و اما متنعم شدن از نعمت ها بطور حقیقی فقط  در مورد عده ای از آن ها تحقق می یابد و بقیه دچار محرومیت هائی می شوند! برای رفع این ابهام احتیاج به توضیحی در مورد معنی نعمت و مراد از آن وجود دارد و آن اینکه باید دید معنی حقیقی نعمت و مراد از آن چیست ؟! و به چه چیزی باید نعمت اطلاق شود. معنی لغوی کلمه «نعمت» عبارت است از آن چه خدا به انسان عطا کرده و آنچه انسان از آن بهره مند می شود و لذت می برد و بطور کلی به اشیاء مورد علاقه و مطلوب انسان که نیازهای او را بر طرف می کند و انسان از آن لذت می برد نعمت گفته می شود.طبعاً نعمت به این معنی اختصاص به گرو ه های خاصی از انسان ها ندارد  به عنوان مثال: همه انسان ها اعم از مؤمن و کافر و نیکوکار و خلافکار از آب باران و نور آفتاب و میوه ها و غذاها و اعضاء بدن بهره مند می شوند. اما در شرح و توضیح موضوع مورد بحث و معنی نعمت و منظور خداوند از إعطاء آن به انسان ها  احتیاج به تفصیلی وجود دارد و با آن بیان تفصیلی حقیقت موضوع روشن خواهد شد و اینکه این بحث می تواند منشأ تاثیرات اخلاقی زیادی شود(۲)

در نظام متعارف و عادی زندگی، انسان ها دارائی های خود را نعمت به حساب می آورند، مثلاً خانه ای که در آن سکونت دارند و وسیله نقلیه ای که با آن بطرف مقاصد خود می روند و غذائی که مصرف می کنند و لباسی که می پوشند، بالخصوص اعضاء سالم بدن مثل چشم و گوش و دست و پای سالم و امثال آن ها ، البته گاهی وقت ها هم می گویند هیچ نعمتی مثل نعمت«سلامت» نیست و گاهی هم عده قلیلی از انسان ها نهایتاً کلمه « امنیت» را هم به آن ها اضافه می کنند. و غالباً در این زمینه توجهی هم به کلام مشهوری از وجود مبارک رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ دارند، که آن حضرت فرمود:

« نعمتان مجهولتان ، الصحة و الامان» یعنی دو نعمت وجود دارند که مجهول هستند [و آن دو عبارتند از] صحت و امنیت یعنی ارزش این دو نعمت ناشناخته است  و مورد توجه لازم قرار نمی گیرد.اما انسان ها عموماً و عمدتاً دارائی های ظاهری خود و متاع زندگی دنیا را نعمت تلقی می کنند و عده قلیلی هم به دارائی های دیگری مثل صحت بدن و اعضاء آن و امنیت و آرامش و فرزند صالح و علمی که یاد گرفته اند  و محبوبیت در بین مردم و توفیق انجام اعمال خیر توجه دارند و آن ها را نعمت های مهم زندگی خود تلقی می کنند و یا حداقل آن ها را هم کنار دارائی های ظاهری مثل مال و خانه و غذا و لباس و امثال آنها به عنوان نعمت به حساب می آورند! اما آیا دارائی های ذکر شده و حتی آن تعداد از آنها که ارزش معنوی دارند مثل صحت بدن ، همیشه و در حقیقت و درعرف عقلاء و در همه حال نعمت محسوب می شوند؟! برای روشن شدن موضوع چند مثال ذکر می کنیم:

اگر به یک انسان بگویند تو در صورتی که بردگی فلان انسان را قبول کنی و بپذیری که درخانه یا کارگاه یا مزرعه او محبوس شوی ، هر روز غذای مرغوب و قیمتی و خوش طعمی به تو داده خواهد شد، بدون اینکه بایت آن پولی بپردازی! اگر او این پیشنهاد را پذیرفت و برده یک شخص ثروتمند شد،بطوریکه حق خروج از جایگاه  تعیین شده را از او سلب کردند، در آن صورت آن غذائی که در آنجا مصرف می کند آیا نعمت محسوب می شود؟!یا اگر یک دست لباس زیبا و قیمتی به او دادند، آن لباس برای او نعمت خواهد بود!! یا به بیان دیگر اگر کسی را بدون گناه باز داشت کردند و در زندانی او را محبوس نمودند در حالیکه در آن زندان غذا های مرغوبی برای زندانیان می دهند و اطاق های زندانیان دارای وسایل و امکانات رفاهی قابل توجهی است! آیا غذاهای مرغوب آن زندان و اطاق های تمییز و بهداشتی و وسیع را ـ فرضاًـ می توان نعمت نامید؟!

مثال دیگر اگر شخصی را به ریاست یک اداره و یک سازمان و مؤسسه ای انتخاب کنند به شرط اینکه چند ماه و یا چند سال بعد به جهت آن ریاست او را زندانی کنند و از ریاست و کار قبلی خودش هم او را اخراج کنند، آیا آن چند ماه یا چند سال ریاست برای او نعمت محسوب خواهد شد؟! (۳)

بخش دوم:

در درس قبلی بحث به اینجا منتهی شد که همه دارائی های انسان و در همه شرایط ، نعمت محسوب نمی شوند و دارائی ها انسان ها گاهی به نعمت تبدیل می شوند و گاهی نقمت و بلا! در تکمیل آن بحث عرض می کنیم که اگر دارائی های انسان اعم از مال و امکانات زندگی دنیوی و یا اعضاء سالم بدن و موقعیت های شغلی و مقامات اجتماعی و شهرت و محبوبیت و امثال آن ها، عامل بهره برداری دائمی و مستمر انسان شوند، در آن صورت همه آن ها به نعمت ها تبدیل خواهند شد و طبعاً لازمه به وجود آمدن چنین وضعیتی، ورود به بهشت و زندگی دائمی و همیشگی در آنجا خواهد بود، و اگر انسان استعداد صعود از عالم دنیا را پیدا نکند و محکوم به سقوط در جهنم و اقامت در آن جا و ملازم دردها و رنج ها و مصیبت های بی پایان شود، در آن صورت نه اصل حیات او  و نه قوای وجودی او و نه امکانات زندگی دنیوی و نه هیچ یک از دارائی های او در حقیقت نعمت نخواهد بود. بلکه همان دارائی ها در اصل سبب و عامل آن درد و رنج ها وآن بلاها و عذاب ها و مصیبت های عظیم بی پایان خواهد شد؟!

بطور کلی انسان سعادتمند و اهل فلاح کسی است که دارائی های خود را در مسیر منتهی به مقصد حیات یعنی زندگی در بهشت مصرف کند و با کمک گرفتن از آن ها زمینه و استعداد و قدرت صعود از عالم دنیا را بدست آورد و امکان بهره مندی دائمی از نعمت ها را فراهم کند.

پس بطور کلی می شود گفت آنچه را خداوند به انسان عطا کرده است، دارائی های او محسوب می شود و اگر این دارائی ها در مسیر صحیح زندگی بکار بسته شود و سبب رسیدن به مقصد حیات او شود، در آن صورت تمام آن ها نعمت محسوب خواهد شد و در غیر  این صورت صاحبان آنها در حقیقت دارندگان و صاحبان نعمت ها نخواهند بود! و یا می توانیم موضوع را بصورت دیگری بیان کنیم و آن اینکه: آنچه را خداوند عطا کرده نعمت اولیه و ابتدائی بنامیم و اگر افرادی از انسان ها آن ها را درمسیر رسیدن به مقصد مطلوب حیات به کار بردند و در نتیجه امکان بهره مندی درحیات دائمی و حقیقی از آنها فراهم شد، در آن صورت آنها به نعمت حقیقی دائمی تبدیل خواهند شد و در غیر آن صورت، آن ها از صورت نعمت در خواهند آمد و به نقمت و بلا تبدیل خواهند شد.   

بعنوان مثال: عضوی از بدن بنام چشم ابتداءً بصورت نعمتی به انسان عطا شده است و او از طریق این عضو از بدن اشیاء را می بیند و مسیر خود را در زندگی دنیوی شناسائی می کند و پرتگاها و موانع را هم می بیند و جاده زندگی دنیوی خود را به کمک آن طی می کند، اما اگر این چشم  و کارائی آن  عامل بصیرتی شد و او را به زندگی حقیقی و فضای بهشت رهبری کرد و صاحب آن استعداد ورود در بهشت را پیدا کرد در آن صورت همان چشم به یک نعمت حقیقی و همیشگی عظیمی تبدیل خواهد شد و عامل بهره مندی از نعمت های بی پایان دائمی پروردگار عالمیان در بهشت خواهد شد. اما در غیر این صورت یعنی در صورتی که انسان صاحب همین چشم و این نعمت اولیه در مسیر نادرست و غیر مجاز و غیر مشروع از آن بهره برداری کند و این نوع روش زندگی او را به سقوط در جهنم بکشاند و مبتلا به عذاب ها و بلا های عظیم و ابدی کند، در این صورت آن چشم از ابتداء هم در حقیقت به نعمت تبدیل نشده است اگرچه اجمالاً و ابتداءً به آن نعمت گفته شود. قابل توجه است، که یکی از عذابها و بلا های بی پایان در جهنم نابینائی دائمی در آنجا است بطوریکه خداوند در کتاب خود می فرماید:

« وَمَنْ يهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ وَمَنْ يضْلِلْ فَلَنْ تَجِدَ لَهُمْ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِهِ وَنَحْشُرُهُمْ يوْمَ الْقِيامَةِ عَلَى وُجُوهِهِمْ عُمْيا وَبُكْمًا وَصُمًّا مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ كُلَّمَا خَبَتْ زِدْنَاهُمْ سَعِيرًا » (الإسراء/۹۷) یعنی : و هر که را خدا هدایت کند، او راه یافته [و هدایت شده] است و کسانی را که او گمراه کند، پس هرگز برای آن ها اولیائی غیر از او نخواهی یافت و آنها را روز قیامت محشور می کنیم به روی صورت افتاده، در حالی که نابینا و لال و کر هستند، جایگاه آن ها جهنم است هر بار که آتش آن فروکش کند، آن را بیشتر مشتعل می کنیم ـ پناه می بریم به رحمت خداوند و غفران او ـ در این صورت خود همان چشم به عنوان یک عضو بسیار ارزشمند بدن و اعضاء دیگر و یا عدم استفاده صحیح از آن ها، سبب سقوط در جهنم و نابینائی و ناشنوائی ابدی درآنجا خواهد بود؛ پس بنابراین در چنین وضعیتی آن ها نعمت محسوب نخواهند شد.(۴)

الیاس کلانتری

۱۳۹۶/۱۲/۲۰

پاورقی ها:

۱ـ «وب سایت حکمت طریف» بخش کلام ایام از شماره ۲۷ تا ۳۰

۲ـ وب سایت «حکمت طریف» بخش آموزش های آسمانی شماره ۱۲تا۱۵،تفسیر سوره حمد

۳ـ  وب سایت «حکمت طریف» بخش آموزش های آسمانی شماره ۱۲

۴ـ همان شماره ۱۳

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن