کلام ایام – ۱۹۳، امواج برکات خداوند در ماه رجب

timthumb.phpبخش چهارم

عید مبعث رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم )

حادثه مبارک بعثت رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلم ـ به مقام رسالت و نبوت در روز بیست و هفتم ماه رجب واقع شده است. این عید بزرگ در آخرین روزهای این ماه و همچنین حادثه مبارک ولادت امیر المؤمنین علی ـ علیه السلام ـ در روز سیزدهم آن، موجب افزایش فضائل و جلالت و برکات آن شده است.

با بعثت رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلم ـ نزول آخرین کتاب آسمانی که تصدیق کننده کتاب های آسمانی قبلی و مشتمل به فضائل آن ها هم می باشد. شروع شد.موضوع بعثت پیامبر خاتم ـ صلّی الله علیه و آله و سلم ـ و ظهور آن حضرت و نزول آخرین کتاب آسمانی از جمله معارف اصلی شریعت های قبلی بود و خداوند برای این کار از پیامبرانش پیمان گرفته بود.بطوریکه امیرالمؤمنین علی ـ علیه السلام ـ در یکی از خطبه های خود فرمود:

«إِلَى أَنْ بَعَثَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ مُحَمَّداً [صلی الله علیه وآله] رَسُولَ اللَّهِ لِإِنْجَازِ عِدَتِهِ وَ إِتْمَامِ نُبُوَّتِهِ مَأْخُوذاً عَلَى النَّبِيِّينَ مِيثَاقُهُ، مَشْهُورَةً سِمَاتُهُ كَرِيماً مِيلَادُهُ،»(۱) ـ  یعنی تا اینکه خداوند سبحان محمد رسول الله را ـ صلّی الله علیه و آله و سلم ـ برای انجام وعده خویش و کامل کردن نبوتش مبعوث فرمود،در حالیکه از پیامبران  قبلی در مورد او پیمان گرفته بود[که به او ایمان بیاورند و ظهورش را به پیروان خود بشارت دهند] و در حالیکه علاماتش مشهور و میلادش شریف و ارزشمند بود. موضوع معرفی وجود مبارک پیامبر اکرم حضرت محمد ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ و بعثت و ولادت شریف او در معارف شریعت های قبلی و پیمان  خداوند از پیامبران درباره معرفی آن حضرت به امت های خود موضوع بسیار شگفت انگیزی است. یعنی مثلاً حضرت موسی ـ علیه السلام ـ مثل همه پیامبران از طرف خداوند جهت معرفی آن حضرت مأموریت داشت در حالیکه بنا بود هزار و  چند صد سال بعد از او پیامبر صاحب شریعت دیگری(۲) یعنی حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ ظهور کند و برای انسان ها شریعت جدیدی بیاورد! و چند صد سال بعد از حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ هم بنا بود پیامبر خاتم حضرت محمد ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ به نبوت مبعوث شود و آخرین شریعت و آخرین کتاب آسمانی را برای انسان ها بیاورد، لذا فاصله بین حضرت موسی ـ علیه السلام ـ و رسول اکرم  ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ بیش از دو هزار سال بود. حال باید دید چه حکمتی در معرفی آخرین پیامبر و اوصاف شریف آن حضرت با آن اهمیت خاص وجود داشت حضرت موسی ـ علیه السلام ـ  برای معرفی آن حضرت و بیان اوصافش به امت خود مأموریت می یابد. و همچنین پیامبر صاحب کتاب و شریعت بعدی یعنی حضرت عیسی (علیه السلام )  به همین صورت و پیامبران قبل از آن ها . یعنی وقتی بنا بود مثلاً چند هزار سال بعد از یک پیامبر صاحب شریعت مثل حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـ و قبل از او حضرت نوح ـ علیه السلام ـ پیامبر صاحب شریعت دیگری(۳) یعنی وجود مبارک حضرت محمد ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ ظهور کند، معرفی آن حضرت در بین آموزش های پیامبران و حتی کتاب های آسمانی آن ها باید دارای حکمت خاص و علت بسیار مهمی باشد.

در این جهت می شود گفت: درست است که پیروان هر پیامبر صاحب شریعت تا زمان ظهور پیامبر صاحب شریعت بعدی امت او محسوب می شوند و لازم بود از آن زمان به بعد به پیامبر بعدی ایمان بیاورند. اما عده ای از پیروان ادیان آسمانی به این سفارش پیامبری که مدعی پیروی از او بودند، ایمان نیاورند. اما در عین حال تصور می کردند که پیرو پیامبر قبلی و از امت او هستند. بعنوان مثال: پیروان حقیقی حضرت  موسی ـ علیه السلام ـ  لازم بود طبق دستور و توصیه آن حضرت به پیامبر بعدی یعنی حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ ایمان بیاورند و از آموزشها و احکام شریعت او پیروی کنند و در آن صورت از امت حضرت موسی ـ علیه السلام ـ محسوب می شدند. اما وقتی عده ای از آن ها به این دستور حضرت موسی ـ علیه السلام ـ اعتناء نکردند و دین داری را مطابق هواهای نفسانی خود ادامه دادند، دیگر پیرو حضرت موسی ـ علیه السلام ـ محسوب نمی شوند، بلکه چون با او مخالفت کرده و از دستورات و سفارشات او سر پیچی کرده اند، در حقیقت از مخالفان او می باشند.

 به همین صورت پیروان حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ هم تا زمان ظهور آخرین پیامبر خدا از امت عیسی ـ علیه السلام ـ محسوب می شدند اما از آن زمان به بعد یعنی زمان ظهور آخرین پیامبر و نزول آخرین کتاب آسمانی مؤظف و  مأمور به پیروی از آن حضرت بودند و طبعاً آن عده از مسیحیان که به پیامبر آخری ایمان آوردند، در حقیقت پیرو حضرت عیسی – علیه السلام – می باشند و در غیر این صورت از مخالفان آن حضرت خواهند بود، نه پیرو دین او!

کلام ایام - 135، ماه رمضان ماه برکات بی پایان
بخوانید

اما در مورد پیروان حقیقی این دو پیامبر خدا می شود گفت: چون آنها به زمان ظهور آخرین پیامبر نزدیکتر بودند و کتاب های آسمانی آنها هم اگرچه به صورت تحریف یافته، باقی است حکمت ذکر نام و اوصاف شریف حضرت محمد – صلّی الله علیه و آله و سلّم – در آموزش های شریعت های آن دو و در کتاب آسمانی آنها با آن اهمیت خاص، ایمان آوردند پیروان آن دو شریعت به آخرین پیامبر خدا و صورت حقیقی و کامل دین خدا بود.

یعنی در زمان های بعد از ظهور پیامبر خاتم – صلّی الله علیه و آله و سلّم – و زمان ما، عده زیادی مردم خود را پیرو حضرت عیسی – علیه السلام – می دانند و عده کمتری مدعی پیروی از حضرت موسی – علیه السلام – هستند و به حضرت عیسی – علیه السلام – و نه به پیامبر خاتم حضرت محمد – صلّی الله علیه و آله و سلّم – ایمان نیاوردند و طبعاً این وضعیت در علم خدا قرار داشت؛ لذا جهت ارشاد این عده از بندگان خود و هدایت آنها به طرف شریعت کامل، که تصدیق کننده کتاب های آسمانی قبلی هم هست، موضوع ظهور خاتم پیامبران – صلّی الله علیه و آله و سلّم – در کتاب های دینی آنها و در شریعت پیامبران آنها با صراحت و اهمیت زیادی مطرح شده است.

اما این موضوع در مورد پیروان پیامبران قبلی مثل حضرت ابراهیم و قبل از او حضرت نوح – علیهما السلام – در حد پیروان آن دو شریعت بعدی مورد ابتلاء نیست – یعنی بعد از ظهور پیامبر خاتم – صلّی الله علیه و آله و سلّم – در روی زمین عده قابل توجهی از انسانها که مدعی پیروی از حضرت نوح یا حضرت ابراهیم باشند، وجود نداشته اند و اکنون هم وجود ندارند و کتاب آسمانی آن پیامبران هم باقی نمانده و در دسترس نیست. پس علت ذکر نام و اوصاف شریف پیامبر اکرم – صلّی الله علیه و آله و سلّم – در شریعت و آموزش های آن پیامبران باید مورد بحث قرار بگیرد.

می شود گفت:لازم بود پروردگار عالمیان در هر زمانی شریعتی را که برای مردم آن زمان در نظر گرفته بود کامل کند و نقصی در آن وجود نداشته باشد. البته مراد کامل بودن معارف شریعت ها نسبت به زمان معین و با در نظر گرفتن نیازهای محدود آن زمان و استعدادهای مردم. و سرانجام صورت کامل حقیقی برای تمام زمان ها و نیازها و استعدادهای متحول انسانها را توسط آخرین پیامبر و آخرین کتاب آسمانی به عموم انسانها عرضه کرد  اما شریعت های آسمانی قبلی و آموزش های پیامبران قبلی در صورتی کامل محسوب می شد که موضوع توجه به ضرورت تحول شریعت ها و ظهور پیامبر آخری در آنها ذکر شود  لذا موضوع تحول رو به کمال نهایی شریعتها و ظهور آخرین پیامبر جزء معارف آنها محسوب می شد. یعنی اگر یک محقق و پژوهشگر در مورد ادیان (شریعت های آسمانی) در هر حالی که هنوز آنها آشنا نشده و به آنها ایمان نیاورده، بخواهد مطالعه و تحقیقی بعمل آورد. این سیر استکمالی را در مورد آنها بیابد و سرانجام اینکه شریعت های آسمانی با وجود عقیده به صورت استکمالی آنها و رسیدن به مرحله نهایی کامل تلقی خواهد شد و جاذبه لازم را در قلوب انسان ها ایجاد خواهد کرد. پس عدم توجه به صورت کامل شریعت ها و آخرین پیامبر خدا  نقصی عظیم در آنها تلقی خواهد شد.

علاوه بر این کسانی هم که در مجموع به اصل موضوع نبوت و پیامبران خدا ایمان دارند، و به آن علاقه مند هستند، اما اطلاعات لازم را در شناسایی آنها و صورت تکامل یافته و صورت کامل دین خدا ندارند،از ناحیه ذکر موضوع ظهور پیامبر خاتم – صلّی الله علیه و آله و سلّم – و آخرین کتاب آسمانی امکان دارد تمایل و گرایش مورد نیاز را به صورت کامل دین آسمانی پیدا کنند. و در آن صورت مشکل تعدد شریعت ها و اختلاف انسانها در مورد آنها از بین خواهند رفت. و انسانها دارای تفاهم و تمایلات مشترک دینی خواهند شد. یعنی یک پیرو حقیقی دین خدا لازم است به همه پیامبران خدا ایمان بیاورد و همه آنها را تکریم کند و همه آموزش های آنها را فرا بگیرد. و رسیدن به این مرحله با ذکر نام و اوصاف پیامبر خاتم و معرفی او بوسیله پیامبران امکان پذیر بود.

۱۳۹۷/۱/۲۶

پاورقی ها:

۱ـ نهج البلاغه خطبه اول، بخش مبعث النبی ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ

۲ـ اگرچه فاصله زمانی بین پیامبران (علیهم السلام ) و حتی مشاهیر آن ها یعنی پیامبران اولواالعزم و زمان دقیق تولد یا بعثت آن ها بطور دقیق و قطعی معلوم نیست ، اعدادی بصورت تقریبی در این زمینه در بعضی منابع، تاریخی، و حدیثی ذکر شده است.

۳-لازم به ذکر است که همه پیامبران صاحب شریعت مستقل نبودند و فقط عده ای از آن ها صاحب شریعت و کتاب آسمانی بودند و پیامبران دیگر شریعت آن ها را ترویج می کردند. ظاهراً صاحبان شریعت همان پیامبران اولواالعزم بودند.

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن