کلام ایام – ۲۰۳، ماه رمضان و اوصاف آن در کلام رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم)

hou18056بخش دوم

حکمت روزه گرفتن در ماه رمضان

کلیات

*اهمیت این عبادت یعنی روزه در حدی است که ماه رمضان عمدتاً با آن شناخته می شود.

*اهمیت روزه ، در حدی است که در معارف دینی غالباً کنار نماز ذکر می شود

* اگر یک انسان در سن تکلیف یک روز در ماه رمضان از روزه گرفتن خود داری کند باید دو ماه بعنوان کفاره روزه بگیرد و یا یک برده را آزاد کند و یا به شصت فقیر طعام بدهد.

* کفاره شکستن یک روز از روزه ماه رمضان نشانه دیگری از اهمیت و موقعیت خطیر این عبادت می باشد.

*به سؤال از حکمت روزه گرفتن ابتداءً باید با صرف نظر از لذت عظیم روزه داری و لذت معنوی وقت افطار و لذت پاداش اخروی خداوند، پاسخ داده شود

*چرا در ماه مهمانی خدا مهمان ها او از خوردن و آشامیدن در طول ساعاتی از شبانه روز ممنوع شده اند

*گرسنگی و تشنگی ناشی از روزه عامل تذکر گرسنگی و تشنگی روز قیامت است

*اهل محشر متناسب با اعمال دنیوی و موقعیت ایمانی خود در روز قیامت مکث خواهند کرد.

* * * * * * * *

روزه گرفتن در ماه رمضان رکن اصلی اعمال و عبادات مخصوص آن را تشکیل می دهد! بطوریکه این ماه عظیم عمدتاً با این عبادت شناخته می شود حتی بجهت شهرت این عبادت در این ماه به آن«ماه روزه» هم گفته می شود. روزه گرفتن عبارت است از امساک از خوردن و آشامیدن و بعضی از اعمال از اول روز تا آخر آن یعنی اول شب، در تمام روزهای این ماه. این عبادت احکام خاصی دارد که بعضی از آنها در آیات قرآن کریم و عمده آنها در احادیث پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ و ائمه معصومین ـ علیهم السلام ـ ذکر شده و مجموع  احکام آن در کتابهای فقهی با توضیح و تفصیل بیان شده است.

اهمیت این عبادت عظیم در حدی است که غالباً در معارف دینی کنار عبادت مشهور و با شکوه «نماز » ذکر می شود. همچنین اگر یک انسان در سن تکلیف یک روز بدون عذر موجه و معین شرعی مثل مریضی و مسافرت، آن را بشکند یعنی روزه نگیرد، لازم است بجای آن یک روز، دو ماه بعنوان «کفاره » آن گناه روزه بگیرد و یا یک برده آزاد کند و یا شصت نفر فقیر را با شرایط خاصی طعام بدهد! 

روزه گرفتن و محرومیت از خوردن و آشامیدن در توجه ظاهری و سطحی، یک عمل و عبادت مجموعاً سنگینی به نظر می رسد. و برای کسانیکه به خوردن غذا در وسط روز عادت کرده اند مقداری با سختی همراه است. البته کسانی که به این عمل و عبادت با شکوه عادت می کنند، هم اصل روزه گرفتن بالخصوص در ماه رمضان یعنی «روزه واجب» و هم اعمال دیگر این ماه جاذبه و لذت شدیدی داردبطوریکه وقت پایان ماه رمضان اندوه و غصه ای روح آن ها را فرا می گیرد.

 اما در هر صورت روزه گرفتن برای عده ای از انسانها بالخصوص روزهای اول مقداری سختی و سنگینی دارد. لذا برای عده ای این سؤال مطرح می شود که حکمت روزه گرفتن چیست؟! و چرا باید مؤمنین در طول یک سال حداقل یک ماه از صبح تا شب از خوردن و آشامیدن خود داری کنند؟! و بطور کلی فایده و یا فواید این عبادت چیست؟ لازم است ابتداءً به این سؤال و امثال آن و  سؤالات دیگر مرتبط با آن با صرف نظر از لذت عظیم روزه داری و لذت معنوی افطار کردن در پایان روز و بالاتر از آن لذت عظیم سرور و خوشحالی روزه دار در روز قیامت و در حیات اخروی از پاداش  های خداوند ، پاسخ داده شود.

قبل از پرداختن به پاسخ این سؤال لازم است اشاره ای شود به آن بخش از کلام شریف رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ که فرمود:

«هُوَ شَهْرٌ دُعِیتُمْ فِیهِ إِلَی ضِیَافَةِ اللَّهِ وَ جُعِلْتُمْ فِیهِ مِنْ أَهْلِ کَرَامَةِ اللَّهِ» و آن ماهی است که شما در آن دعوت شده اید به مهمانی خدا و از اهل کرامت خدا قرار گرفته اید! قابل توجه است که در عرف اقوام و ملل مختلف احترام به مهمان و تکریم او غالباً با پذیرائی ها بالخصوص پذیرائی با غذا ها و میوه ها و نوشیدنی های مطبوع و مطلوب انجام می گیرد. اماچرا در مهمانی خدا، مهمانان از خوردن و آشامیدن در طول ساعاتی از شبانه روز ممنوع و محروم می شوند؟! جهت توضیح بیشتر این موضوع قطعه ای از یک مقاله مربوط به رمضان سال گذشته را اینجا نقل می کنیم:

«آنچه در مجالس مهمانی متعارف و متداول است، تکریم و احترام مهمان است، بالخصوص اگر مهمان با دعوت میزبان در خانه او و یا بطور کلی مجلس مهمانی حضور یافته باشد! تکریم مهمان به صورت ها و اشکال و انواع مختلفی انجام می گیرد. مثل: استقبال از مهمان و خوش آمد گفتن به او و اظهار خوشحالی از حضور مهمان و برخاستن میزبان از جای خود وقت ورود مهمان و آماده کردن غذاها و نوشیدنی های مرغوب، و بدرقه او هنگام رفتن، و امثال آن ها.

طبعاً تکریم یک مهمان لازم است با شخصیت و موقعیت اجتماعی و اخلاقی و علمی و سن و سال او متناسب باشد. در ماه رمضان سال گذشته مقالاتی تحت عنوان: «ماه رمضان زمان باز شدن درهای آسمان» در همین سایت منتشر شد، در یکی از آن مقالات در زمینه ضیافت خداوند مطلبی نوشته شد که خلاصه آن چنین است.

مهمان را غالباً با پذیرائی از او تکریم می کنند، اما در ماه رمضان که ماه ضیافت خدا نامیده شده، انسان های روزه دار در طول روز از خوردن و نوشیدن و بعضی از خواسته های خود در ممنوعیتی قرار می گیرند، حال این سؤال مطرح می شود که ممنوعیت های روزه به چه منظوری است؟!

در پاسخ این سؤال می گوئیم که پذیرائی از انسان ها در مهمانی ها و سایر مجالس لازم است با موقعیت مهمان و شخصیت اخلاقی و علمی و سن او متناسب باشد یعنی نمی شود در یک مجلس مهمانی از شخصیت های مهم و مشهور علمی و اجتماعی و اخلاقی و در سنین بالاتر، مشابه کودکان پذیرائی کرد. بعنوان مثال اگر یک انسان دانشمند و در سنین بالای عمرش همراه با کودکی خردسال در یک مجلس مهمانی شرکت کرده باشد و میزبان او یک یا چند عدد اسباب بازی مثل یک توپ و یا یک بادکنک و امثال آن ها را جهت سرگرمی آن کودک برای او بیاورد، آیا معقول است که یک یا چند عدد اسباب بازی هم به آن شخص دانشمند دارای موقعیت ممتاز علمی و اجتماعی بیاورد؟!

طبعاً این کار معقول نخواهد بود! بلکه تکریم آن شخصیت مورد نظر لازم است متناسب با موقعیت علمی و اجتماعی او باشد. یا بعنوان مثال اگر یک پدر قبلاً با خریدن یک اسباب بازی و مقداری شکلات و آب نبات و امثال آن ها فرزند خردسالش را خوشحال می کرد، اکنون که آن کودک خردسال قبلی به سن جوانی رسیده و احتیاج به ازدواج و تهیه مسکن و تحصیلات دانشگاهی دارد، آیا معقول است که این پدر به روش سابق یک اسباب بازی برای او تهیه کند؟! یا مقداری پول جهت خریدن یک جعبه مداد رنگی و امثال آن به او بدهد؟!»(۱)

با توجه به آنچه ذکر شد لازم است موقعیت اهل ایمان در ماه ضیافت خدا و کرامت آنها در این ماه مورد توجه قرار بگیرد تا آشکار شود که مهمانی خداوند از چه نوعی است و مهمانان خدا در آن چگونه مورد تکریم و پذیرائی قرار می گیرند؟!

علت حرمت و ممنوعیّت خوردن و آشامیدن در حال روزه

لازم است تدبّری در موضوع حکمت ممنوعیّت خوردن و آشامیدن در حال روزه به عمل آید. در کلام شریف رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- یعنی در خطبه مورد بحث آمده است:

کلام ایام - 233، امام صادق و نهضت علمی جهانی پیامبران (علیهم السلام)
بخوانید

«اذْکُرُوا بِجُوعِکُمْ وَ عَطَشِکُمْ فِیهِ جُوعَ یَوْمِ الْقِیَامَةِ وَ عَطَشَهُ» یعنی: با گرسنگی و تشنگی ناشی از روزه از گرسنگی و تشنگی قیامت یاد کنید. روز قیامت زمان بسیار طولانی است و اهل محشر متناسب با اعمال دنیوی و موقعیت ایمانی خود در روز قیامت مکث خواهند کرد. مکث عده ای از انسان ها در روز قیامت خیلی طولانی و به حساب زمان دنیوی چندین هزار سال خواهد بود و عده ای از انسان ها که اعمال صالح زیادی داشتند و در دنیا سختی های زیادی کشیدند و بهره برداری آن ها از متاع دنیوی اندک بوده، اقامتشان در عرصه قیامت کمتر خواهد بود و زودتر از دیگران وارد بهشت خواهند شد.

علاوه بر زمان اقامت و مکث در قیامت و طول آن زمان مشکلات عظیم دیگری هم در آنجا خواهد بود، بطوریکه انسان ها- حتی اهل بهشت- مدت های طولانی گرفتار تشنگی و گرسنگی خواهند بود و بعد از پاک شدن روح آن ها از ناخالصی ها و آثار بعضی اعمال دنیوی وارد بهشت خواهند شد!!

میزان تشنگی و گرسنگی انسان ها در روز قیامت هم متناسب با نوع زندگی آن ها در دنیا و اعمال آن ها خواهد بود. بعنوان مثال: کسانیکه در دنیا بیشتر در مسیر لذت ها و تمتّعات و بهره مندی از رفاه و آسایش- اگرچه از راه های حلال ـ  بودند، میزان تشنگی و گرسنگی آن ها زیاد خواهد بود و اما کسانیکه در دنیا به تمتّعات و بهره برداری محدود و اندکی اکتفا کردند و بیشتر امکانات خود را در جهت تأمین نیازمندی های دیگران به کار انداختند و یا کسانیکه مبتلا به فقر و فشارهای زندگی مثل بیماری ها بودند، – به شرط ایمان-  در روز قیامت در آسایشی قرار خواهند داشت.

حال آیا ممنوعیّت خوردن و آشامیدن در حال روزه بجهت توجه به وضعیت فقراء و گرسنگی و تشنگی آن ها و تمایل بیشتر به انفاق مال به نیازمندان مقرّر شده است یا حکمت دیگری دارد؟!!! لازم است این موضوع مورد تحقیق و تدبّر کامل قرار بگیرد! از تدبر در بعضی آیات قرآن بالخصوص آیات مربوط به موضوع «تقوا» و آیات مربوط  به «روزه» بر می آید که روزه متضمن اهداف متعالی متعددی است و توجه  به فقراء و نیازمندان و احساس مشکلات آنها یکی از فواید روزه است. و اهداف بسیارمهم دیگری هم از آن مورد نظر باشد! بطوریکه در آیه مشتمل بر حکم روزه التزام به «تقوا» را علت تشریع این عبادت معرفی کرده است! خداوند فرمود:

«يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيكُمُ الصِّيامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» (البقرة/۱۸۳) یعنی: ای کسانیکه ایمان آورده اید، روزه برای شما مقرر و معین شد،همچنانکه به اقوام و ملتهای قبل از شما مقرر شده بود باشد که [از ناحیه روزه گرفتن] ملتزم تقوا شوید [ و در شما تقوا به وجود بیاید]

جهت روشن شدن موضوع تعریف کلمه تقوا را از یکی از مقالات قبلی نقل می کنیم:(۲)

تعریف تقوا

تقوا یک نیروی روحی در انسان است که او را در مقابل خطرات و ارتکاب کارهای خلاف رضایت پروردگار و عذاب های او محافظت می کند، و انسان را وادار به انجام فرمان های خدا می کند. انسان دارای تقوا بطور مستمر اعمال خود را تحت مراقبت قرار می دهد.

موضوع تقوا در قرآن مجید با اهمیت بسیار زیادی مطرح شده است، بطوریکه این موضوع بصورت های گوناگون حدود ۲۵۰ مرتبه در کتاب خدا بکار رفته است، دارنده این نیروی روحی «متقی»، یا «تقی» نامیده می شود.

امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) بطور مکرر انسان ها را به تقوا و التزام به آن سفارش می فرمود و در کلام آن بزرگوار تقوا جایگاه رفیع باشکوهی دارد. تا جائیکه آن را رئیس اخلاق نامیده است. بطوریکه فرمود:

«اَلتُّقَى رَئِیسُ اَلْأَخْلاَقِ»(۳)

تقوا در زندگی دنیوی ایجاد نظم می کند و عدالت را در بین آن ها برقرار می کند و مانع تضییع حقوق انسان ها بوسیله دیگران می شود. و جلو اغتشاش ها و بی نظمی ها و ظلم ها را می گیرد.

اما در زندگی اخروی تقوا در اصل – بطوریکه ذکر شد- عامل ورود به بهشت و ذخیره و دارائی انسان برای زندگی دائمی در آنجا خواهد بود. خداوند می فرماید:

«وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيرَ الزَّادِ التَّقْوَى وَاتَّقُونِ يا أُولِي الْأَلْبَابِ» (البقرة/۱۹۷) خداوند- عزّوجلّ- بعد از بیان احکام عبادت شکوهمند حج در این آیه و آیات قبلی، به انسان ها سفارش می کند که برای خود زاد و توشه فراهم کنند و می فرماید که تقوا بهترین ذخیره و توشه است.

در این کلام پر برکت راه های حصول تقوا و ورود به بهشت برای انسان ها ترسیم شده است و همچنین راه های کسب فضائل اخلاقی و کرامت های شخصیتی!

علامه طباطبائی در تفسیر آیات سوره شمس آورده است: تقوا ـ طبق آنچه راغب گفته ـ عبارت است از قرار دادن نفس (خود) در محفظه ای از چیزی که انسان از آن می ترسد و مراد از آن به قرینه مقابله در آیه «فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا» خود داری از فجور و احتراز از اعمال نفی شده است، و در روایات به ورع از محرمات خداوند تفسیر شده است(۴)

تقوای یکی از موضوعات بسیار مهم معارف دین توحیدی است، بطوریکه غالب اعمال عبادی جهت حصول آن مقرر شده است و در اهمیت و موقعیت رفیع آن کفایت می کند آیاتی از کلام خداوند که آن را عامل ورود به بهشت معرفی کرده است باز در این جهت هم قطعه ای از مقاله فوق الذکر را نقل می کنیم:

متقین اهل بهشت هستند

در آیاتی از قرآن گفته شده است که عامل ورود به بهشت تقوا است و متقین اهل بهشت خواهند بود، بعنوان مثال:

الف: «مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ أُكُلُهَا دَائِمٌ وَظِلُّهَا تِلْكَ عُقْبَى الَّذِينَ اتَّقَوْا وَعُقْبَى الْكَافِرِينَ النَّارُ» (الرعد/۳۵) یعنی: مثل بهشتی که به متقین وعده داده شده، این است که از زیر آن نهرها روان است، و میوه ها و سایه آن دائمی است، این است سرانجام کسانی که ملتزم تقوا شده اند و سرانجام کافران آتش است.

ب: «تِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتِي نُورِثُ مِنْ عِبَادِنَا مَنْ كَانَ تَقِيا» (مريم/۶۳) آن است بهشتی که به ارث بندگان خود در می آوریم، آن عده که اهل تقوا هستند. یعنی از بین بندگان خدا آن عده که ملتزم به تقوا بوده اند، اهل بهشت خواهند بود و آن را به ارث خواهند برد.

ج: «وَسَارِعُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ» (آل عمران/۱۳۳) یعنی بشتابید بسوی مغفرتی از پروردگارتان و بهشتی که وسعت آن آسمان ها و زمین است، آماده شده است برای متقین.(۵)

 از توجه به آیات فوق الذکر جلالت موضوع «تقوا» و مقام رفیع صاحبان و دارندگان آن روشن می شود. بطوریکه آن یکی از عوامل اصلی ارزش های وجود انسان، و سبب اصلی صعود انسان از عالم دنیا و ورود او به بهشت می باشد.

بطورکلی می شود گفت اصل خلقت انسان در دنیا یعنی زندگی دنیوی انسان برای حصول تقوا جهت انتقال به زندگی در بهشت می باشد و همین موضوع برای بیان اهمیت آن کفایت می کند.

طبعاً تقوا در روح انسان با امساک ها و خود داری از بعضی کارها و احتراز از بعضی خواسته های قلبی و عاطفی به وجود می آید و روزه در حصول این مطلوب نقش عظیمی دارد.

۱۳۹۷/۲/۳۱

پاورقی ها:

۱ـ وب سایت «حکمت طریف» بخش کلام ایام، شماره ۱۳۴،تحت عنوان:«رمضان ماه برکات بی پایان»

۲ـ وب سایت « سایت حکمت طریف» بخش «درسهائی از نهج البلاغه ـ ۲

۳ـ نهج البلاغه حکمت ۴۱۰

۴ـ المیزان فی تفسیر القرآن، علامه طباطبائی، تفسیر آیات ۱۰ـ ۷ سوره شمس

۵ـ وب سایت «حکمت طریف» بخش «درسهائی از نهج البلاغه ـ ۲

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن