کلام ایام – ۲۱۱، شب قدر و همراهی با ملائکه

2evqb85 بخش اول

شب ها و روزها و ساعات ماه رمضان، ماه خداوند- جلّ جلاله- خیلی زود سپری شد و رسیدیم به روزها و شب های ثلث آخر آن یعنی تقریباً دو سوم برکات عظیم این ماه را از دست دادیم و عجیب است این سرعت ماه خدا و این غفلت عامه مؤمنان و علاقه مندان شدید آن. و این موضوع شباهت و ارتباط نزدیکی دارد با کلامی از وجود مبارک امیرالمؤمنین علی- علیه السلام- و یاد آور آن کلام نورانی باشکوه است، که فرمود:

«أَلَا وَ إِنِّي لَمْ أَرَ كَالْجَنَّةِ نَامَ طَالِبُهَا وَ لَا كَالنَّارِ نَامَ هَارِبُهَا»(۱) یعنی من ندیدم مانند بهشت که جویا و طالب آن بخواب رفته و مانند آتش ]جهنم[ که گریزان ]و فرار کننده[ از آن هم در خواب فرو رفته باشد.

امام- علیه السلام- عبارت فوق را بدنبال این عبارت در خطبه خود فرمود:

«الَا فَاعْمَلُوا فِي الرَّغْبَةِ كَمَا تَعْمَلُونَ فِي الرَّهْبَةِ» یعنی: هشیار باشید پس عمل کنید در حال رغبت و آرامش، همچنانکه عمل می کنید در حال ]و زمان[ نگرانی و ترس!!!

توضیح اینکه اگر به ما انسان ها اطلاع دهند که روز آخر عمر شما است و فردا روز پایان آن یعنی یک روز و یا چند ساعت بیشتر از عمر ما باقی نمانده باشد، در آن صورت ما چگونه عمل می کنیم، آیا باز هم در آن چند ساعت به کارهای لغو و بیهوده خود را مشغول می کنیم؟!!! و باز هم به بازی و خنده و لطیفه گفتن و شنیدن و مسخره کردن دیگران و غیبت از انسان ها و مزاحمت نسبت به آن ها و داد و فریاد و اهانت و ظلم به دیگران مشغول می شویم؟!

آیا در آن صورت به استغفار و توبه از گناهان و اصلاح کارهای خود و سفارش به افراد خاندان خود و حلّیّت خواستن از کسانی که به آن ها ظلم کرده ایم، نمی پردازیم؟!

اگر فرشته قبض کننده و دریافت کننده روح ما جهت قبض روح نزد ما حاضر شود و لحظه انتقال ما به عالم بعدی برسد، با چه قیمتی امکان دارد، یک ساعت به ما مهلت داده شود تا در آن یک ساعت به توبه و استغفار و اصلاح بعضی از امور مربوط به آخرت بپردازیم؟!!! جواب این گونه سؤالات کاملاً روشن است و اگر یک انسان فرضاً بتواند تمام آنچه را در عالم وجود دارد، تقدیم کند تا یک دقیقه به او مهلت داده شود، این خواسته امکان تحقّق نخواهد داشت.

قابل توجه است که امام- علیه السلام- در این خطبه کوتاه کلمه «ألا» را که جهت هشدار است هفت بار تکرار فرموده و این نشانه اهمیت خاص این هشدارها است. عمده ایام ماهی را سپری کردیم که یک ساعت و یک دقیقه از آن هزاران برابر ساعت ها و دقیقه های ایام دیگر ارزش دارد، و طبق کلام مبارک رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- قرائت یک آیه از قرآن در این ماه معادل یک بار قرائت تمام آن محسوب خواهد شد. یعنی این عمل پرفایده در این ماه چندین هزار برابر زمان های دیگر برای عمل کننده پاداش خواهد داشت.

اما پروردگار عالمیان در مقام ربوبیّت انسان ها یک فرصت طلائی استثنائی برای آن ها به وجود آورده است که در آن فرصت انسان می تواند تمام کمبودها و نداشتن ها و فواید از دست داده را جبران کند و سودی و بهره ای با ابعاد فوق حدّ محاسبه بدست آورد و آن فرصت در همین ماه عظیم و پربرکت قرار دارد و آن عبارت است از شب قدر!!!

تذکر یک نکته درباره تعیین شب قدر بسیار ضروری به نظر می رسد و آن اینکه زمان دقیق آن بطور قطعی و آشکار تعیین نشده، اما از قرائن موجود در آیات قرآن و روایات معصومین ـ علیهم السلام ـ بر می آید که آن شب، در ماه رمضان یعنی ماه نزول قرآن و در شب های نوزدهم و بیست و یکم و بیست و سوم قرار دارد و اینکه در بین این سه شب احتمال بیست و یکم بودن آن از نوزدهم قوی تر است و احتمال بیست سوم بودن آن هم از بیست و یکم بیشتر است. اما مطابق روایتی از امام صادق ـ علیه السلام ـ هر سه شب به موضوع «قدر» ارتباط دارند بطوریکه آن حضرت فرمود:

«التقدیر به تسع عشرة و الابرام فی لیلة احدی و عشرین و الامضاء فی لیلة ثلاث و عشرین» (۲) یعنی: تقدیر در شب نوزدهم و ابرام در شب بیست و یکم و امضاء در شب بیست و سوم تحقق می یابد.

یعنی اگر شب قدر طبق احتمالات قریب به یقین، شب بیست و سوم باشد، باز مقدمات و زمینه آن در شب های نوزدهم و بیست و سوم تحقق خواهد یافت. بنابراین لازم است اعمال و عبادات سفارش شده در هر سه شب انجام بگیرد.

شب قدر و همراهی با ملائکه

شب قدر در فرهنگ دین توحیدی جایگاه رفیع شناخته شده ای دارد و آن شبی است از سال که بجهت عظمت و جلالت خاص آن و یا هر حکمت دیگری بطور صریح و آشکار تعیین نشده است یعنی بطور قطعی گفته نشده است که کدام یک از شب های سال است! اما طبق قرائن موجود در آیات قرآن در «سوره قدر» و آیات اول «سوره دخان» و آیاتی در سوره بقره، آن شب مبارکه با برکات بی پایان در ماه رمضان قرار دارد و طبق مدلول روایات رسیده از وجود مبارک رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- و ائمّه معصومین- علیهم السلام- یکی از شب های نوزدهم و بیست و یکم و بیست و سوم ماه مبارک رمضان است و یا به یک معنی هر سه شب فوق الذکر شب قدر می باشد و در این زمینه توضیحی بعداً ذکر خواهد شد (ان شاء الله تعالی)

درباره شب قدر و اوصاف خاص آن و عظمت استثنائی آن کتاب ها و مقالات زیادی نوشته شده و این موضوع شهرت وجایگاه رفیعی در فرهنگ دینی دارد، اما عظمت آن در حدّی است که بطور مستمر لازم است مورد بحث و گفتگو و تحقیق و پژوهش جدید قرار بگیرد و مطالب جدیدی در مورد آن گفته شود! و اگر گوینده و نویسنده ای مطلب جدیدی درباره آن فراهم نکرده باشد، بهتر است نظرات دانشمندان گذشته و یا سخنان قبلی خود را مجدداً متذکر شود، تا موقعیت خاص آن شب و برکات عظیم آن مورد توجه بیشتر انسان ها قرار بگیرد تا غفلت عمومی انسان ها از برکات آن از بین برود و تبدیل شود به هشیاری و استفاده بیشتر از برکات آن.

 ما سال های قبل مقالاتی به مناسبت شب های قدر نوشتیم و متذکر بعضی از اوصاف آن شب عظیم شدیم و آن مقالات در همین وب سایت «حکمت طریف» منتشر شد. در این بخش قبل از بیان موضوعات مورد نظر متذکر عناوین و موضوعات اصلی و محوری آن مقالات می شویم و به مطالعه مجدّد آن مقالات توصیه می کنیم.

در ماه رمضان سال ۱۳۹۴ مقاله ای در دو بخش تحت عنوان:

«توصیفی از شب قدر» در دو بخش با شماره های ۱ و ۲ منتشر شد و بحث «کلام ایام» در سایت از همین موضوع و این مقاله شروع شد. و در آن مقاله چند مورد از نکات تفسیری آیات سوره قدر و آیات اول سوره دخان مورد بحث یا تذکر قرار گرفت. در سال بعدی هم مقاله ای تحت عنوان:

«شب قدر نهر عظیمی از رحمت خداوند» در دو بخش با شماره های ۶۱ و ۶۲ نوشته شد و در آن دو مقاله تفسیر آیات سوره قدر و آیات اول سوره دخان مورد بحث قرار گرفت و عناوین اصلی آن مباحث عبارت بودند از:

۱- عظمت انحصاری شب قدر

۲-عظمت خاص قرآن مجید

۳-موقعیت خاص ماه رمضان

۴-نزول قرآن و ارتباط آن با شب قدر

۵-نزول ملائکه و روح در شب قدر

۶-موضوع اذن خداوند به موجودات

۷-محل نزول ملائکه

۸-تقدیرات خداوند در زندگی انسان ها

۹-سلام بودن شب قدر تا طلوع فجر

۱۰-نحوه بهره برداری انسان ها از برکات شب قدر(۳)

در مقاله حاضر به بحث دیگری درباره شب قدر می پردازیم و می شود گفت این بحث صورت تفصیلی نسبت به بعضی از موضوعات اجمالی و همچنین نکاتی در تفسیر آیه چهارم از سوره مبارکه «قدر» دارد. در مقالات قبلی در تفسیر این آیه نوشته شد:

۴- «تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ» در آن شب ملائکه و روح به عالم دنیا نازل می شوند. مراد از نزول ملائکه و روح در شب قدر، نزول اختصاصی شب قدر است. یعنی در آن شب ملائکه با قدرت و اختیارات اختصاصی جهت مأموریت معینی به عالم دنیا نازل می شوند. اولاً مراد از ملائکه در این سوره غیر از آن گروه از ملائکه می باشند که به طور متعارف در عالم دنیا استقرار دارند، مثل ملائکه کاتبان اعمال و ملائکه محافظان انسان ها و گروه هایی از ملائکه که زندگی عادی انسان ها را به طور مستمر تدبیر می کنند و اجرای فرمان های خداوند را در جریان زندگی عادی انسان ها به عهده دارند.در روایتی از رسول اکرم ( صلّی الله علیه و آله و سلّم ) نقل شده است که ملائکه مورد نظر ساکنین سدرة المنتهی هستند و جبرئیل از آنها است.(۴) «به اذن ربّهم» در این آیه اشاره ای دارد به اینکه ملائکه و روح در آن شب به اذن پروردگارشان نازل می شوند. مراد از «اذن» در این آیه و آیات دیگری که نوعی مشابهت با این آیه دارند، معنای عرفی آن نیست. مثل اینکه کسی بخواهد وارد اتاقی و خانه ای و یا امثال آنها بشود، از ساکنان و صاحبان آنها اجازه می گیرد، یا برای خروج از جایی یا اقدام به کاری؛ بلکه مراد از «اذن» در این آیه و امثال آن، قدرت بخشیدن به یک موجود از طرف خداوند برای انجام کاری است.مثل اینکه خداوند می فرماید:«وَالْبَلَدُ الطَّيبُ يخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ» (الأعراف/۵۸) یعنی زمین مستعد، گیاهش به اذن پروردگارش می روید. اینجا طبعاً اذن پروردگار به زمین به معنای عرفی نیست؛ بلکه مراد استعدادی است که خداوند برای رویاندن گیاهان به آن عطا کرده است.و در مورد معجزات حضرت عیسی بن مریم (علیهما السلام) می فرماید:«وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيئَةِ الطَّيرِ بِإِذْنِي فَتَنْفُخُ فِيهَا فَتَكُونُ طَيرًا بِإِذْنِي وَتُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ بِإِذْنِي وَإِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتَى بِإِذْنِي» (المائدة/۱۱۰) مراد از ساختن چیزی بصورت پرنده از گل و دمیدن در آن و درآمدن آن بصورت یک پرنده زنده و شفا دادن امراض غیر قابل علاج در علم طب آن روز و زنده کردن مرده ها، این نیست که حضرت عیسی (علیه السلام) قدرتی بر این نوع کارها در وجود خود داشت و هر وقت خداوند اجازه می داد، آن قدرت را بکار می برد و مثلاً مرده را زنده می کرد؛ بلکه مراد این است که قدرت زنده کردن مرده را لحظاتی خداوند به حضرت عیسی عطا می کرد. چون زنده کردن مرده ها یک کار خدایی است و فقط خداوند چنین قدرتی را دارد.و آیات دیگری در قرآن این مطلب، یعنی این معنی را برای کلمه «اذن» گفتیم، ثابت می کند. حاصل بحث اینکه: قدرت و اختیاراتی که ملائکه در شب قدر دارند و تأثیراتی که آنها در زندگی انسانها ایجاد می کنند، در آن شب از طرف خداوند به آنها عطا می شود. و این اقتدار در شب قدر، در اختیار ملائکه می باشد و آنها جهت اجرای امر پروردگار در زندگی انسانها در آن شب، اختیارات و قدرت های خاصی را از پروردگارشان دریافت می کنند.در این آیه کلمه «امر» بدون قید ذکر شده و اشاره شده است به اینکه ملائکه برای اجرای هر امری نازل می شوند. اما در آیه سوره دخان کلمه «امر» با کلمه «حکیم» مقید شده است. بطوریکه فرمود:«فِيهَا يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ» ظاهراً مراد این است که ملائکه در آن شب برای تقدیر اوامر پروردگار عالم در مورد انسانها نازل می شوند و قدرت این کار را در آن شب از خداوند دریافت می کنند و امور زندگی انسانها را از صورت اجمالی به صورت  تفصیلی و تعیین شده در می آورند، و سهم هر انسانی را از عطایای پروردگار برای آنها تقسیم می کنند و حوادث زندگی انسانها را از شب قدر تا شب قدر سال بعدی رقم می زنند. یعنی سرنوشت یکسال انسان در شب قدر تعیین می شود و وضعیت انسانها در شب قدر مثل اشتغال به عبادات و انجام کارهای خیر و ارتباط با خداوند و توبه و استغفار و تلاوت قرآن و دعا و درخواست از پروردگار در سرنوشت آنها و حوادثی که در یکسال برای آنها روی خواهد داد، مؤثر است.انسانها می توانند با انجام اعمالی که گفته شد، بهره و نصیب خود را از رحمت پروردگارشان و برکات او، چندین هزار برابر شب های عادی بیشتر کنند و با دعاهای خود موجب دفع و رفع بلاها و گرفتاری های خود شوند، حتی بلاها و گرفتاری های تقدیر شده.(۵)

کلام ایام - 406، سهم و بهره انسانها از رحمت خدای غنیّ کریم
بخوانید

در مقالات قبلی بعضی از موضوعات اساسی سوره قدر مورد بحث اجمالی قرار گرفت و در این مقاله عناوین موضوعات سوره مجدداً مورد تذکر گرفت ـ به نقل از مقاله شماره ۶۱ ـ و در فرصت اندک باقی مانده برای بهره برداری بیشتر از برکات شب قدر، دو مورد از آن موضوعات را محور بحث در این مقاله و مقالات بعدی قرار می دهیم و آن دو عبارتند از فواید و برکات نزول ملائکه در شب قدر و برکات وجودی حجت های خداوند در شب قدر برای انسانها.

موضوع اولی را در این مقاله مورد بحث قرار می دهیم و عنوان مقاله هم از همان موضوع تعیین شد. و موضوع دوم در مقالات بعدی و در ارتباط با شخصیت آسمانی امام امیر المؤمنین علی ـ علیه السلام ـ و حادثه شهادت آن بزرگوار مورد بحث قرار خواهد گرفت ( ان شاء الله تعالی )

ارتباط انسانها در شب قدر با ملائکه

در آیه چهارم از سوره قدر فرمود:

«تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ»(القدر/۴) یعنی : ملائکه و روح در آن شب با اذن پروردگارشان نازل می شوند بجهت تدبیر  هر امری از امور عالم یا امری از امور.

در این آیه کریمه دو موضوع اصلی لازم است مورد بحث و بررسی قرار بگیرد یکی موضوع « تنزل ملائکه و روح» و دیگری معنی« اذن» پروردگار، بطور کلی، و در این آیه. درباره معنی اذن پروردگار درمقالات قبلی بحث قرآنی فشرده ای مطرح شد و دراین مقاله هم، آن قسمت از بحث از آن مقالات نقل شد(۶)و در این بخش به همان بحث اکتفاء می کنیم.اما موضوع ملائکه و نزول آنها در شب قدر و ارتباط زندگی انسانها با آنها مورد بحث محوری در این مقاله و ادامه آن خواهد بود.

در آیات زیادی از قرآن از موجوداتی به نام «ملائکه» ذکری به میان آمده و اوصافی ار آنها بیان شده است در این مقاله فرصت لازم برای بحث مفصل در حقیقت وجود ملائکه در اختیار نیست و فقط جهتی از حقیقت وجود آنها و ارتباط آنها با انسانها را بطور فشرده مورد بحث قرار می دهیم.

ابتداءً لازم به تذکر است که در قرآن مجید ایمان به ملائکه در کنار ایمان به الله و حیات اخروی و کتابهای آسمانی و پیامبران ذکر شده است! بطوریکه خداوند می فرماید:

«وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيوْمِ الْآخِرِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيينَ» (البقرة/۱۷۷) یعنی: بّر آن است که انسان ایمان بیاورد به الله و روز قیامت [ و حیات اخروی ] و ملائکه و کتاب [ آسمانی ] و پیامبران.

از این آیه کریمه اهمیت موضوع ملائکه و لزوم شناسائی صفات و افعال آنها روشن می شود.

طبق آیاتی از قرآن مجید آنها موجوداتی شریف و گرامی هستند که از طرف خداوند مأموریت دارند برای به جریان انداختن زندگی انسانها و اداره آنها یعنی واسطه های بین خداوند ـ عزّوجلّ ـ و عالم مشهود هستند به طوری که تمام حوادث مربوط به زندگی انسانها به نحوی به صفات و افعال آنها ارتباط دارد. و آنها موکل بر زندگی انسانها هستند( تفسیر المیزان ) (۷)

شناسائی ملائکه و افعال و صفات آنهاـ اگر چه در مرتبه سطحی ـ موجب آشنائی بیشتر با قوانین و سنتهای پروردگار و بهره برداری بیشتر از آنها در مسیر زندگی دنیوی و در راه یابی به حیات مطلوب اخروی می شود.

ملائکه قدرتهای عظیمی در اختیار دارند و ابعاد وجودی آنها بسیار عظیم و حیطه فعالیت آنها بسیار گسترده است و نباید قدرت و مو قعیت آنها را با موجودات شناخته شده در عالم طبیعت مقایسه کرد.

امام امیر المؤمنین علی ـ علیه السلام ـ در یکی از خطبه های خود در مورد ملائکه می فرماید:

«وَ مِنْهُمْ أُمَنَاءُ عَلَى وَحْيِهِ وَ أَلْسِنَةٌ إِلَى رُسُلِهِ وَ مُخْتَلِفُونَ بِقَضَائِهِ وَ أَمْرِهِ وَ مِنْهُمُ اَلْحَفَظَةُ لِعِبَادِهِ وَ اَلسَّدَنَةُ لِأَبْوَابِ جِنَانِهِ»(۸)یعنی:گروهی از ملائکه امنای وحی پروردگار و زبان گویای او بر پیامبرانش و در تردد برای قضاء و امر او هستند! و از آنها گروهی محافظان بندگان خدا و نگهبانان درهای بهشت او هستند.

پاورقی ها:  

۱-نهج البلاغه، خطبه ۲۸، «اما بعد فان الدنیا قد ادبرت»

۲-المیزان فی تفسیر القرآن، علامه طباطبائی، سوره قدر ، بحث روایی

۳-وبسایت حکمت طریف، کلام ایام – ۶۱

۴-تفسیر المیزان، بحث روائی مربوط به آیات ۵-۳ سوره قدر به نقل از تفسیر مجمع البیان

۵-وب سایت «حکمت طریف»، کلام ایام – ۶۲

۶ـ همان

۷ـ علامه طباطبائی (رضوان الله تعالی علیه) در تفسیر المیزان آیه اول از سوره فاطر، بحث قرآنی فشرده ای بعد از بحث روائی تحت عنوان:« کلام فی الملائکـة» آورده است و مطالعه آن بحث را توصیه می کنیم.

۸ـ نهج البلاغه، خطبه اول

۱۳/۳/۹۷

دکمه بازگشت به بالا
بستن