کلام ایام – ۲۱۲، شب قدر و همراهی با ملائکه

2evqb85بخش دوم

 در بخش قبلی بحث منتهی شد به توصیف ملائکه و ذکر بعضی از افعال آنها از کلام شریف امیر المؤمنین علی ـ علیه السلام ـ و قطعه ای از کلام آن حضرت از خطبه اول نهج البلاغه مورد استشهاد قرار گرفت. در این قطعه از کلام به بعضی از افعال ملائکه اشاره شد و آنها عبارتنداز:

۱ـ انتقال کلام خداوند ـ جلّ جلاله ـ از طریق نوعی وحی به پیامبران. در این کلام علاوه بر اصل موضوع انتقال پیامهای خداوند، بطور ضمنی به قدرت و مقامات قدسی آن موجودات شریف هم اشاره شده و آن موضوع «امین» بودن آنها برای وحی خداوند است. ظاهراً مراد این است که آنها شایستگی دریافت وحی از عالم ربوبیت و انتقال آن را بصورت کامل و حقیقی به فضای ادراکات صاحبان مقام نبوت و رسالت دارند. هم حقیقت وحی خارج از حوزه ادراکات عادی انسانی است و هم موضوع امین بودن گروهی از ملائکه نسبت به آن و هم سالم ماندن آن از هر گونه آسیب، مثل دخالت شیاطین جنّ در آن! و بطورکلی حقیقت موضوع انتقال آن به پیامبران خدا و نوع امین بودن ملائکه حاملان وحی در این مأموریت برای انسانها قابل درک کامل نیست، مگر گروهی از انسانهای متعالی که خداوند در کلام خود از آنها با کلمه «مطهرون» ذکری آورده است.بطوریکه فرمود:

«إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ ـ  فِي كِتَابٍ مَكْنُونٍ ـ لَا يمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ ـ  تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعَالَمِينَ»( الواقعه/ ۷۷ ـ ۸۰) یعنی: آن قرآنی است گرانقدر [و رفیع] در کتابی [و مقامی] برتر [از افق ادراکات عادی انسانها] قرار دارد ـ دسترسی به [عمق حقایق و معارف و معانی] آن ندارند، جز مطهرون ـ و آن صورت تنزیلی پیدا کرده از طرف پروردگار عالمیان [و مراتبی از حقایق آن قابل درک انسانها ی عادی قرار گرفته است] پس طبق کلام شریف امیر المؤمنین علی ـ علیه السلام ـ گروهی از ملائکه واسطه انتقال وحی خداوند به قلب شریف پیامبران هستند. بطوریکه خداوند فرمود:

« وَإِنَّهُ لَتَنْزِيلُ رَبِّ الْعَالَمِينَ ـ   نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ ـ عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ ـ  بِلِسَانٍ عَرَبِي مُبِينٍ(الشعراء ، ۱۹۲ـ ۱۹۵) یعنی: آن [قرآن] تنزیل یافته پروردگار عالمیان است ـ و آن را روح الامین نازل کرده ـ بر قلب تو، تا از هشدار [و آموزش] دهنده ها باشی ـ با زبان گویا و روشن، و همچنین فرمود:

« قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِنْ رَبِّكَ بِالْحَقِّ لِيثَبِّتَ الَّذِينَ آمَنُوا وَهُدًى وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ» (النحل/۱۰۲) یعنی: بگو آن را روح القدس از طرف پروردگارت به حق نازل کرد، تا ثابت قدم گرداند کسانی را که ایمان آوردند و هدایت و بشارتی است برای مسلمین!

از توجه دقیق به این دو آیه کریمه و تدبر در آنها نکات علمی متعددی آشکار می شود از جمله :

الف: الفاظ قرآن کریم و معانی ظاهری آنها صورتی نازل شده از یک سلسله حقایق بسیار رفیعی است که فوق حد فهم و درک عادی انسانی است و اما صورت نازل شده ای از آن قابل فهم و بهره برداری انسانهای عادی می باشد.

ب: تنزیل قرآن نیازمند قدرت بی پایان پروردگار عالمیان است!  توضیح اینکه : مراد از تنزیل قرآن آوردن آن از یک مقام رفیع و برتر به عالم دنیا به معنی متعارف و عادی نیست، چون در آن صورت نه احتیاج به علم و قدرت «رب العالمین » وجود دارد و نه مقام خاص «روح الامین » و«روح القدوس» بودن «جبرئیل» یعنی فرشته قدرتمندی که فرمانروائی همه فرشتگان را هم بعهده دارد! چون اگر موضوع همان بود که در یک توجه سطحی و اولیه روشن می شود گفتن اسم «فرشته وحی» یعنی حضرت جبرئیل ـ علیه السلام ـ برای رساندن آن مطلب کفایت می کرد و به توصیف او بصورت روح الامین  و روح القدس نیازی نبود.

دیگر اینکه: نیازی به گفتن این عبارت که «روح القدس» آن را از طرف پرودگارت به حق نازل کرده هم نبود، یعنی نازل کردن به حق و و گفتن این عبارت در کلام خدا و امر به پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ که این مطلب را به انسانها بگوید، متضمن نکته ای است و آن از طرفی به «ربوبیت ذات قدّوس الله» ارتباط دارد و از طرفی به روح الامین و روح القدس بودن فرشته وحی!!! و از جهت دیگر موضوع ارتباط دارد به نتیجه و اثر این نوع تنزیل که تثبیت مؤمنان است و هدایتی و بشارتی برای مسلمین !!

احتمال دارد کسی بگوید تثبیت مؤمنان از ناحیه نزول تدریجی قرآن تحقق می یابد و بطوریکه بکار رفتن موضوع نزول از «باب تفعیل» (نزّله)دلالت بر آن می کند! در جواب می شود گفت، این مطلب اولاً قطعی نیست، یعنی دلالت «تنزیل» به نزول تدریجی در همه موارد، و این موضوع قابل نقد است! ثانیاً بر فرض صحت، موضوع «تنزیل به حق» سرجای خود قرار دارد و از گفتن آن در کلام خدا، معنای خاصی مورد نظر می باشد

ج: تنزیل قرآن از طرف «رب العالمین» و توسط روح الامین و روح القدس ـ بطوریکه به آن اشاره شد ـ  فرستادن قرآن از یک مقام یا مکان رفیع به معنی عرفی به عالم دنیا و یا به بیان دیگر از آسمان به زمین باز به معنی عرفی و همچنین واسطه بودت حضرت جبرائیل ـ علیه السلام ـ در این کار نیست، بلکه هم تنزیل آن در اصل احتیاج به قدرت بی پایان خداوند ـ جلّ جلاله ـ دارد و هم مقام «روح الامین» و «روح القدوس» بودن جبرئیل!باید مورد توجه قرار بگیرد

اما علاوه بر این دو نکته، و دو عامل، عامل سومی هم در این موضوع دخیل است و آن عبارت است از مقام قدسی خاص رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ و قلب شریف او. یعنی : برای دریافت وحی پروردگار احتیاج به زمینه مساعدی در قلب و روح شریف پیامبران خدا وجود داشت، و در مرتبه ای برتر برای دریافت آیات قرآن مجید یعنی نوع خاصی از وحی و حقایق بسیار رفیع انحصاری و اختصاصی آن نیاز به ظرفیت قلب و روح مبارک رسول اکرم حضرت محمد ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ وجود داشت و آن هم از ناحیه تربیت  خاص خداوند در آن وجود شریف قدسی به وجود آمده بود! یعنی: قابل توجه و دقت است که خداوند فرمود:

« نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ ـ عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ » یعنی: اینکه ظرف این نزول قلب مبارک آن حضرت بوده است و آن غیر از انتقال یک مطلب بصورت صوتی یعنی از ناحیه تکلم به معنی عرفی و یا از طریق یک نامه است و اینکه نازل کردن قرآن از طریق وحی به قلب شریف پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ به معنی ایجاد و انتقال صوت به سمع شریف آن حضرت نبوده است! چون در آن صورت یک انسان عادی هم می تواند آن را دریافت کند، بلکه لازمه دریافت وحی  و انتقال آن بصورت کلام به انسانها و همچنین آموزش آن به آنها از ناحیه رفتارها به نحوی که تآثیرات  لازم  را در آنها به وجود آورد مستلزم موقعیت قدسی خاص پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ و ظرفیت روحی و قوای وجودی آن حضرت می باشد

۲ـ تردد در مسیر اجرای اراده و امر خداوند! ملائکه با قدرتهایی که در اختیار آنها بطور مستمر قرار می گیرد دائماً و مستمراً و بدون وقفه در مسیر اجرای قضاء و اراده و اوامر خداوند در عالم قرار دارند و مقتضیات ربوبیت خداوند ـ جلّ جلاله ـ در مورد موجودات ـ بالخصوص انسانها ـ توسط آنها انجام می گیرد. یعنی تمام قوای وجودی آن موجودات بسیار قدرتمند در مسیر به راه انداختن  زندگی  انسانها و تآمین نیازهای آنها به کار می رود

کلام ایام - 216، نیاز انسان ها به علم لدنّی
بخوانید

۳ـ امام ـ علیه السلام ـ در بیان افعال ملائکه و بعضی از اوصاف آنها فرمود:

«و منهم الحفظة لعباده» یعنی : گروهی از آنها محافظانی برای بندگان او هستند. موضوع حفاظت ملائکه از انسانها در چند آیه از قرآن ذکر شده است از جمله :

«وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَيرْسِلُ عَلَيكُمْ حَفَظَةً حَتَّى إِذَا جَاءَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنَا وَهُمْ لَا يفَرِّطُونَ» (الأنعام/۶۱) یعنی: او بر بندگانش  قاهر [و مسلط]  است و برای شما محافظانی می فرستد، تا وقتی که حادثه موت [انتقال از دنیا] برای یکی از شما فرا رسد [که در آن صورت] فرستاده های ما [از ملائکه] او را دریافت می کنند و آنها [در انجام وظایف خود] هیچ کوتاهی نمی کنند.

از این آیه مبارکه بر می آید که انسانها محافظانی از ملائکه دارند و خداوند بطور مستمر به آنها جهت حفاظت از بندگانش مأموریت و قدرت می دهد. و آنها تا لحظه رحلت مقدر شده خطرات و بلای خاص را از بندگان دفع می کنند.

موضوع حفاظت ملائکه از انسانها لازم است مورد بررسی قرار بگیرد که آیا ملائکه حافظ انسانها، وجود او را از خطرات حفظ می کنند ـ بطوریکه در آیه فوق الذکر نسبت به آن تصریح شد ـ یا اعمال و دارائی های آنها را دریافت و محافظت می کنند و به فضای زندگی آنها در عالم بعدی منتقل می کنند؟!! ظاهراًملائکه محافظ هر دو نوع مأموریت را بر عهده دارند وما بحث مفصل مستند به آیات قرآن در این زمینه را به فرصت دیگری موکول می کنیم (ان شاء الله تعالی) و در این بخش به همین اشاره کوتاه اکتفاء شد.

۴ـ امام ـ علیه السلام ـ در ادامه کلام خود به مأموریت دیگری از ملائکه اشاره فرموده و آن اینکه گروهی از آنها دربانان بهشت خدا هستند! طبعاً مراد از دربان بهشت این نیست که گروهی از ملائکه در کنار درهای ورودی به بهشت ایستاده اند و اجازه ورود به اهل  بهشت می دهند و درها را به روی آنها باز می کنند و همچنین مانع ورود دیگران می شوند ! این موضوع درباره ورود به بهشت و اهل بهشت به این صورت صدق نمی کند! بلکه احتمالاً مراد این است که آنها در عالم دنیا نظارت بر بندگان خدا دارند و عوامل ورود به بهشت از نوع ایمان و اعمال صالح تحت مراقبت آنها قرار دارد و آنها بندگان خدا را در مسیر آماده شدن و حرکت به سوی بهشت کمک می کنند! و یا معنای دیگری شبیه به همین!

ما به جهت اینکه به روز بیستم ماه مبارک رمضان رسیدیم و امشب شب بیست و یکم است ناچار این مقاله را بصورت ناقص منتشر کردیم تا همین مقدار از آن مورد استفاده قرار بگیرد و در روز بعد از بیست و یکم بقیه آن را خواهیم نوشت (ان شاء الله تعالی)

امام ـ علیه السلام ـ در ادامه کلام شریف خود فرمود:

« مِنْهُمُ الثَّابِتَةُ فِي الْأَرَضِينَ السُّفْلَى أَقْدَامُهُمْ وَ الْمَارِقَةُ مِنَ السَّمَاءِ الْعُلْيَا أَعْنَاقُهُمْ وَ الْخَارِجَةُ مِنَ الْأَقْطَارِ أَرْكَانُهُمْ وَ الْمُنَاسِبَةُ لِقَوَائِمِ الْعَرْشِ أَكْتَافُهُمْ نَاكِسَةٌ دُونَهُ أَبْصَارُهُمْ مُتَلَفِّعُونَ تَحْتَهُ بِأَجْنِحَتِهِمْ مَضْرُوبَةٌ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ مَنْ دُونَهُمْ حُجُبُ الْعِزَّةِ وَ أَسْتَارُ الْقُدْرَةِ لَا يَتَوَهَّمُونَ رَبَّهُمْ بِالتَّصْوِيرِ وَ لَا يُجْرُونَ عَلَيْهِ صِفَاتِ الْمَصْنُوعِينَ وَ لَا يَحُدُّونَهُ بِالْأَمَاكِنِ وَ لَا يُشِيرُونَ إِلَيْهِ بِالنَّظَائِرِ»(۱) یعنی: گروهی از آنها پاهایشان در سطوح پائین زمین قرار گرفته و گردنهای آنها از بالاترین مرتبه آسمان فراتر رفته است…

در این قطعه از کلام به ابعاد وجودی و قدرت عظیم ملائکه اشاره شده.بطوریکه قبلاً متذکر شدیم در روز بیستم ماه مبارک رمضان و چند ساعت مانده به شب بیست و یکم ناچار این مقاله را بصورت ناقص منتشر کردیم، تا همین مقدار از آن مورد استفاده قرار بگیرد و متعهد شدیم در روز بعد از  بیست و یکم بقیه آن را بنویسیم

 اما در ادام این بحث متذکر این نکته می شویم که در شب قدر ملائکه قدرتمند با قدرت و امکانات وجودی فوق حد محاسبه ما انسانها، در جهت انتقال رحمت و برکات خداوند به فضای  عالم انسانی فعالیت دارند و زیانکار کسی خواهد بود که به موقعیت شب های قدر بی اعتناء و یا کم توجه باشد، که در آن صورت به خسارتی عظیم فوق حد محاسبه مبتلا خواهد شد.

بحث در این مقالات به موضع ابعاد وجودی و حیطه قدرت ملائکه رسید و در این بخش در آخرین فرصت که به شب بیست و سوم باقی مانده مقاله ناتمام قبلی  و موقعیت ملائکه را در حد ظرفیت این سلسله مقالات به پایان می رسانیم و در آن متذکر نحوه بهره مندی از موقعیت شب قدر و نحوه ارتباط با ملائکه می شویم و در بخش بعدی متذکر موقعیت حجت خداوند در شب قدر و نزول ملائکه به محضر شریف و منیع او و بهره مندی از مقام و موقعیت آن وجود مبارک خواهیم شد.

در کلام شریف امام ـ علیه السلام ـ اشاره ای به ابعاد وجودی یا ابعاد قدرت ملائکه شده و بجهت ناقص ماندن مقاله قبلی مجدداً متذکر معنای کلام آن حضرت بصورت اجمالی و در حد تقریبا ترجمه می شویم و بحث درباره حیطه قدرت و فعالیت ملائکه را در شب قدر ادامه می دهیم: امام ـ علیه السلام ـ فرمود:

«گروهی از آنها پاهایشان در سطوح پائین زمین قرار گرفته و گردنهای آنها از بالاترین مرتبه آسمان فراتر رفته است…»

و در ادامه این قطعه از کلام مبارک فرمود:

«وَ الْخَارِجَةُ مِنَ الْأَقْطَارِ أَرْكَانُهُمْ وَ الْمُنَاسِبَةُ لِقَوَائِمِ الْعَرْشِ أَكْتَافُهُمْ ….» (۲) یعنی :ارکان وجودی آنها از اقطار عالم بیرون رفته و شانه های آنها مناسب قوائم عرش پروردگار عالمیان [وحمل آن] قرار دارد. مراد از این عرش در این کلام شریف مرتبه ای از علم خداوند و یا حکومت او به تمام عوالم وجود است و حمل عرش هم معنای رفیعی دارد که در این بحث فشرده، مجال و فرصتی برای طرح آن وجود ندارد. از مجموع کلام امام ـ علیه السلام ـ اقتدار عظیم گروهی از ملائکه و فعالیت مستمر بدون وقفه آنها روشن می شود.

بهره مندی فوق عادی از قدرت عظیم و مقام رفیع ملائکه در شب قدر

طبعاً اصل شناسائی ملائکه و قدرت عظیم آنها و موضوع مأموریت مستمر آنها و ذکر موضوع «تنزّل» آنها در شب قدر امکان دارد عامل بهره مندی فوق عادی و استثنائی از موقعیت و قدرت آنها در شب قدر شود. می توان گفت که ذکر این موضوع یعنی «تنزل ملائکه در شب قدر» و بطورکلی توصیف شب قدر در قرآن مجید با آن اهمیت و بیان خاص به منظور بهره برداری خاص اهل ایمان و با عموم انسانها، بالخصوص اهل ایمان از موقعیت خاص فوق عادی آنها انجام گرفته و اینکه بیان این موضوع از الطاف خاص و فوق عادی پروردگار عالمیان ـ جلّ جلاله ـ برای بندگانش می باشد.

اما راه استفاده بیشتر و مناسب از برکات شب قدر هم در آیات قرآن مجید ـ به نحو اجمالی و مناسب با اسلوب قرآن و هم ـ بصورت تفصیلی ـ در احادیث رهبران آسمانی ذکر شده است. و در فرصت  اندک باقی مانده بعد از اشاره ای به مقام عظیم و رفیع حجت های پروردگار عالمیان و کرامت های وجودی آنها و در بخش پایانی این مقالات به موضوع مورد بحث اشاراتی خواهیم داشت.

پاورقی ها:

۱ـ نهج البلاغه، خطبه اول

۲ـ این عبارت و عبارات قبلی در این مقاله از خطبه شریف امیر المؤمنین ازنهج البلاغه نقل شد و در این مباحث به ذکر معانی آنها در حد ترجمه و گاهی ترجمه ناقص اکتفاء شد،روشن شدن معانی کامل این عبارات احتیاج به بحث قرآنی و عقیدتی و علمی مفصلی دارد و این بحث به فرصت مناسبی موکول می شود(ان شاء الله تعالی)

۱۳۹۷/۳/۱۵

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن