کلام ایام – ۲۲۷، امام صادق و نهضت علمی جهانی پیامبران (علیهم السلام)

indexبخش چهارم

در ایام شهادت امام صادق ـ علیه السلام ـ قبلاً مقالاتی تحت عنوان و شماره های ذیل در «وبسایت حکمت طریف » منتشر شد

۷۴ـ کلام ایام ، امام صادق و نهضت علمی جهانی پیامبران (علیهم السلام ) بخش اول

۷۵ـ کلام ایام ، امام صادق و نهضت جهانی پیامبران (علیهم السلام ) بخش دوم

۷۷ـ کلام ایام ، امام صادق و نهضت علمی جهانی پیامبران (علیهم السلام ) بخش سوم

در آن سلسله مقالات بعد از ذکر مقدمه ای و توضیحی برای تعیین این عنوان کلی سه مورد از سخنان امام ـ علیه السلام ـ با شرح و توضیحی ذکر شد. در این مقالات هم همان عنوان تعیین شده، قبلی را به کار می بریم و به ذکر و توضیح سخنان دیگری از آن حضرت ادامه می دهیم. البته وقتی در ادامه این مباحث مناسبتی به لحاظ ایام پیش آمد و در زمینه آن مناسبت مقالاتی نوشته شد. سعی خواهیم کرد بعد از آن مقالات بحث مربوط به ذکر و شرح و توضیح سخنان امام صادق ـ علیه السلام ـ تحت همین عنوان کلی و یا در مواردی مشابه آن استمرار یابد. ضمناً جهت اتصال این مباحث به موضوعات مقالات قبلی و روشن شدن علت و تعیین این عنوان ، توصیه میکنیم مقالات قبلی مورد مطالعه و توجه جدید قرار بگیرد(۱)

 تذکر این نکته هم لازم است که سخنان امام صادق ـ علیه السلام ـ مشتمل برسخنان حبس شده از وجود مبارک رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ و امامان قبلی( علیهم السلام )  می باشد. چون بطوریکه در مقالات قبلی گفته شد حدود دو سال و چند ماه بعد از رحلت رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ نوشتن احادیث نقل شده از آن حضرت و ترویج و انتشار آنها ممنوع شد و این ممنوعیت از طرف حکومت های زمان نزدیک به یک قرن ـ مقداری کمتر ـ برقرار بود. پس وقتی سخنان نقل شده از امام صادق ـ علیه السلام ـ مورد مطالعه و بحث و گفتگو قرار می گیرد، انسانها در کنار نهر عظیمی از برکات خداوند قرار می گیرند که با تلاشها و فعالیت های پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ و امامان معصوم و همه پیامبران خدا ـ علیهم السلام ـ جاری شده و بطور مستمر به آن افزوده شده است. البته لازم  به ذکر است که این موضوع در اصل درباره سخنان و سیره شریف همه امامان معصوم ـ علیهم ـ السلام ـ صدق می کند، الّا اینکه بلحاظ شرایط اجتماعی و تاریخی این فرصت مبارک برای امام صادق بیشتر از امامان دیگر ـ سلام الله علیهم ـ فراهم شد.

۴ـ عن ابی عبدالله ـ علیه السلام ـ قال: « إِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِعَبْدٍ خَيْراً زَهَّدَهُ فِي الدُّنْيَا وَ فَقَّهَهُ فِي الدِّينِ وَ بَصَّرَهُ عُيُوبَهَا وَ مَنْ أُوتِيَهُنَّ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْرَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ قَالَ لَمْ يَطْلُبْ أَحَدٌ الْحَقَّ بِبَابٍ أَفْضَلَ مِنَ الزُّهْدِ فِي الدُّنْيَا وَ هُوَ ضِدٌّ لِمَا طَلَبَ أَعْدَاءُ الْحَقِّ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ مِمَّا ذا؟ قَالَ مِنَ الرَّغْبَةِ فِيهَا وَ قَالَ أَ لَا مِنْ صَبَّارٍ كَرِيمٍ فَإِنَّمَا هِيَ أَيَّامٌ قَلَائِلُ أَلَا إِنَّهُ حَرَامٌ عَلَيْكُمْ أَنْ تَجِدُوا طَعْمَ الْإِيمَانِ حَتَّى تَزْهَدُوا فِي الدُّنْيَا‌

اِذَا تَخَلَّي الْمُوْمِنُ مِنَ الدُّنْيَا سَما وَ وَجَدَ حَلَاوَةَ حُبِّ اللهِ وَ كَانَ عِندَ اَهْلِ الدُّنْيَا كَاَنَّهُ قَدْ خُولِطَ وَ اِنَّمَا خَالَطَ الْقَوْمَ حَلَاوَةُ حُبِّ اللهِ فَلَمْ يَشْتَغِلُوا بِغَيْرِهِ

إنُّ القلبَ إذا صَفا، ضاقَت بِهِ الأرضُ حَتّى يَسمُوَ » (۲)  یعنی : از امام صادق ـ علیه السلام ـ نقل شده است که فرمود :  وقتی خداوند برای بنده ای خیری اراده کند، او را نسبت به دنیا بی رغبت و نسبت  به دین دانشمند کند و به او نسبت به عیوب دنیا بصیرتی عطا کند. و به هر کس این خصلت ها [و فضائل] داده شود همانا به او خیر دنیا و آخرت داده شده و فرمود : هیچ کس حق را در خانه ای و دری برتر و بهتر از زهد در دنیا نیافته و آن ضد چیزهائی است که دشمنان حق طالب آن هستند.

[راوی می گوید] گفتم: فدایت شوم آنها از چه چیزی می جویند ؟ فرمود:از رغبت به دنیا.آیا یک شخص پر صبر و بزرگواری نیست؟! [که به این حقیقت توجه کند و به آن عمل کند؟!]جز این نیست که دنیا چند روز اندک و کوتاه است، آگاه باشید که شما محروم از چشیدن طعم ایمان خواهید بود، تا زمانیکه برسدکه در دنیا زهد بوزید [و به آن بی رغبت شوید]

راوی گفت: شنیدم که امام صادق ـ علیه السلام ـ می فرمود: وقتی مؤمن از دنیا فاصله بگیرد، رفعت پیدا می کند و شیرینی محبت خدا را می یابد و در تصور اهل دنیا مثل کسی می ماند که دچار اختلال حواس شده، اما جز این نیست که شیرینی محبت خدا [و عرفان حقیقی] آنها را به خود مشغول [و تمام توجهات آنها را به خود معطوف] کرده است! و پس آنها به غیر او اشتغال نمی یابند.

راوی گفت: و شنیدم که او [یعنی امام صادق] می فرمود: [علیه السلام ]وقتی قلب انسان صفا پیدا کند، زمین برای او تنگ [و کوچک] می شود تا اینکه پرواز کند.

این کلام نورانی متضمّن قطعاتی از جواهرات قدسی است که توسط حجت خداوند امام صادق ـ علیه السلام ـ به جستجو گران و طالبان معرفت و عرفان حقیقی و همه انسانها عرضه شده است! . و ما به ذکر و  توضیح چند مورد از نکات آن می پردازیم :

الف: در این کلام شریف بطور ضمنی اشاره ای شده است به حقیقت خیر و یا خیر حقیقی. و آن عبارت  است  از چیزی که در علم خداوند و در حقیقت خیر است .توضیح اینکه : انسانها اشیائی را بعنوان خیر و دارای خیر تلقی می کنند و از رسیدن به آنها خشنود می شوند، و صاحبان  آن اشیاء را سعادتمند  می شمارند و بعضی حتی نسبت به آن افراد حسد می ورزد و یا حداقل «غبطه » می خوردند.

اما آیا بلحاظ واقعیت ها ! حتماً همان شی ء خیر حقیقی است یا آمیخته به خیر است، و همچنین آمیختگی آن چه مقدار است ، یعنی چه مقدار خیر در آن شی ء وجود دارد ؟! بعنوان مثال:

شخص کاسب و مغازه داری را در نظر می گیریم که مقدار  زیادی مواد غذائی مثل برنج و امثال آن خریداری و در انبار ذخیره کرده است: ناگهان با یک شایعه ای و ترفندی و یا به هر علت دیگری قیمت آن کالا در سطح جامعه به میزان زیادی و بصورت غیر معقول بالا برود و او مقدا زیادی  سود بدست آورد. غالباً در نظر آن شخص و در عرف اجتماعی آن حادثه برای آن شخص خیر تلقی می شود واو از آنچه به دست آورده خوشحال  و خشنود می شود و آن را سود مشروع و حلال تلقی می کند! اعم از اینکه در ازدیاد غیر معقول قیمت آن کالا خود شخص او هم مؤثر بوده و یا بدون هیچ  دخالتی از او قیمتها بالا رفته باشد،

کلام ایام - 126، دریاهای نور و امواج آن ها
بخوانید

 اما آیا حقیقت هم همان است که او تصور کرده؟! آیا محرومیت عده ای از انسانها و کسانیکه در آمد کمی دارند از بدست آورن مایحتاج خود در اثر گرانی  و ازدیاد ثروت در دست عده ای فروشنده یا دلّال برای یک جامعه و یا حتی خود آن گرانفروش خیر است؟! آیا نباید آن گرانفروش در نظر بگیرد که وقتی او فلان کالا را به قیمت غیر معقول می فروشد، خودش هم در آن جامعه ناچار خواهد شد اشیاء مورد نیاز خود و خانواده اش را گران تر بخرد. آیا وقتی فرزند آن شخص ببیند پدرش بدون هیچ زحمتی و صِرفاً از ناحیه ازدیاد اتفاقی و غیر معقول قیمت ها پول گزافی بدست آورد، او دیگر با علاقه و اشتیاق دنبال تحصیل علم و حرفه و شغل های داری ارزش معنوی خواهد رفت؟!

آیا وقتی یک عده کشاورز با تلاش و زحمت و تحمل سختی ها و فقرها و محرومیت ها محصول خود را ناچار به قیمت نازلی می فروشند و عده قابل توجهی از افراد جامعه هم قدرت خریدن اشیاءمورد نیاز خود را در اثر گرانی های افسار گسیخته از دست می دهند! ودر این میان عده ای دلال  فرصت طلب و عده ای گرانفروش ، پول باد آورده ای بدست می آوردند، و در جهت دیگر بعضی از کالاها مثل سبزیجات و بعضی از انواع میوه ها  و اشیاء دیگری در اثر کم شدن خرید و فروش و در اثر ماندن زیاد فاسد و دور ریخته می شود و یا بصورت غیر سالم مصرف می شود. آیا این وضعیت برای افراد یک جامعه از جمله خود همان افراد گرانفروش و محتکر حقیقتاً خیر است؟!!   

در نظام سالم و عاقلانه ای که برای یک زندگی اجتماعی بوجود آمده یک فرد فروشنده می تواند مقداری کالای مورد نیاز مردم را تهیه کند یعنی بطور عمده آنها را بخرد وبتدریج به قیمت معقولی آنها را بفروشد یعنی مقداری بلحاظ کاری که انجام می دهد و سرمایه ایی که برای خرید بکار رفته و هزینه های مغازه و امثال آنها سود روی آن بکشد و از این سود معقول و خدا پسندانه زندگی خود و افراد تحت تکفل خود را تأمین کند و بخشی از سود را هم اگر بیش از حد نیازهای معقول و مشروع خود او وخانواده او است ،در راه و ظایف اخلاقی و اجتماعی و بطور کلی دینی خود و برای اومور خیر و رفع نیازهای بستگان و همسایگان و دوستان خود مصرف کند ومقداری معقول از آن سود را هم برای زمانهای دیگر ذخیره کند!

چنین شخصی در معرض نوعی آرامش و لذت روحی و امنیت خاطر قرار خواهد گرفت و در اثر توکل مستمر به خدا و ایمان به اینکه رزق انسانها را  خداوند برای  آنها تعیین می کند. و ازدیاد معقول آن و رسیدن به وسعت رزق هم از راهی که او تعیین فرموده محقق می شود. با اطمینان و آرامش قلبی در فضای زندگی آمیخته با لذت ها و معنویت ها بسر خواهد برد و با ایمان به اینکه در صورت انفاق مقداری از مال به نیازمندان، پروردگار عالمیان تکفل زندگی و رزق وسیع او و افراد خانواده اش را به عهده خواهد داشت و اینکه انفاق او با سود دهها و صدها برابر برای او ذخیره خواهد شد و در دنیا ـ در صورت نیاز ـ و یا در آخرت به او برگردانده خواهدشد، دیگر هیچ گونه نگرانی از آینده و فقر احتمالی و حرص برای بدست آوردن سود بیشتر از ناحیه گرانفروشی و امثال آن نخواهد داشت.آیا آنچه گفته شد در حقیقت خیر است یا آنچه که غالب انسانها تصور می کنند ؟!

خیر در نزد پرودگار عالمیان و در معیارهای دین توحیدی متفاوت است با آنچه غالب انسانها تصور می کنند! مال و دارائی و سود مادی برای برقراری زندگی انسان و رفاه و آسایش در آن مطلوب است  و هدف اصلی از زندگی نیست. یعنی انسان آفریده نشده برای لذت بردن از غذا و لباس و مسکن بسیار قیمتی و امثال آنها! بلکه زندگی انسان اصلی و هدفی بسیار متعالی دارد که ثروت و مال و سود مادی و مطلوبهای دیگر انسان، لوازم رسیدن به آن هدف نهائی است. مثل اینکه عده ای برای رسیدن به منطقه ای از زمین سفری را شروع می کنند! البته رفاه و آسایش ناشی از همراه داشتن مقدار قابل توجهی مال و یک وسیله نقلیه مطمئن و عبور از جاده های امن و سالم که آب و درخت و مناظر زیبائی هم کنار آن باشد و مکان های سالم و زیبا برای استراحت و صرف غذا بسیار مطلوب و لذت بخش خواهد بود اما هدف نهائی از شروع آن سفر رسیدن به مقصدی معین و اقامت کوتاه مدت در آن است نه صرفاً مصرف کردن غذاهای زیاد و مرغوب و قیمتی و استراحت طولانی در کنار جاده و هتل های شیک بین راه و یا هزینه های گزاف و سنگین غیر ضروری

خیر حقیقی و نهائی

آنچه گفته شده مربوط می شود به زندگی فعلی دنیوی که هر آن و هر ساعت و هر روز امکان دارد به پایان برسد. اما انسان برای یک زندگی متعالی در مقصدی بسیار عظیم و باشکوه و مطلوب آفریده شده و خیر حقیقی و بی پایان و همه خواسته ها و مطلوب های حقیقی او در فضای آن زندگی یعنی در بهشت تحقق خواهد یافت و رسیدن به آن زندگی خیر حقیقی است. اگر انسان به آن زندگی نرسد و در فضای امن آن وارد نشود تمام دارائی ها و لذت های خود را از دست خواهد داد و به هیچ خواسته معقول و لذت حقیقی نخواهد رسید. و لازمه رسیدن به آن هدف نهائی و آن خواسته مطلوب حقیقی، در نظر گرفتن اموری است که در بخش های بعدی این مقاله مورد بحث قرار خواهد گرفت (ان شاء الله تعالی)

۱۳۹۷/۴/۲۸

الیاس کلانتری

پاورقی ها:

۱ـ وبسایت حکمت طریف، کلام ایام شماره های ۷۴ ـ ۷۵ـ ۷۷

۲ـ اصول کافی، شیخ کلینی ، کتاب الایمان و الکفر «باب ذم الدنیا و الزهد فیها» حدیث ۱۰ (انتشارات  علمیه اسلامیه ، ج ۳ ص ۱۹۶)

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن