کلام ایام – ۲۲۸، امام صادق و نهضت علمی جهانی پیامبران (علیهم السلام )

indexکلیات

بخش پنجم

*خیر حقیقی و خیر نزد خداوند ،چیست؟!

*بعضی از مطلوبها و تمایلات انسان ها به حقیقت وجود و مقصد از خلقت آنها ارتباط دارد

* بعضی از تمایلات انسانها به جهت رفع نیازی در وجود او قرار گرفته اند و مطلوب های مربوط به آنها هدف اصلی زندگی محسوب نمی شوند.

*بررسی تحلیلی مطلوب ها و تمایلات انسانها.

* امکان دارد بعضی از قوای وجودی انسان مثل قوه وهم (توهّم) در بعضی حالات قوه عقل را آسیب بزند و حداقل موقتاً از کار بیندازد.

* مراد از سُباط عقل چیست؟!

*نشانه های تمایلات فطری و تمایلات اعتیادی چیست؟!

* آیا معقول است که انسان قیمت یک اتومبیل را برای خریدن یک جفت کفش بپردازد؟!

* آیا با وجود در اختیار داشتن علوم پیامبران جا دارد که انسانها در بیابانهای خشک افکار جاهلان و فریبکاران سرگردان شوند؟!

*خطر آسیب دیدن قوه عقل وسرمایه عظیم وجود انسان و این شریف ترین مخلوق خداوند.

* * * * * * * * * *

در بخش قبلی بحث منتهی شد به موضوع « خیر حقیقی و نهائی» و اشاره ای شد به اینکه رسیدن به مقصد حیات و به نعمت های دائمی خیر حقیقی است نه آنچه عده ای از انسانها تصور می کنند! حال در توضیح بیشتر موضوع و ادامه آن بحث عرض می کنیم:

معیار خیر و شرّ تصورات و توهمات انسانها یا حداقل عده ای از آنها نیست، بلکه خیر حقیقی همان است که نزد خداوند خیر محسوب می شود. با توجه به موضوعات مقالات مربوط به پایان ماه رمضان اخیر تحت عنوان:

«عید سرور حزن انگیز یا سرور دائمی» (۱) و همچنین مقالاتی که اوائل همین ماه مبارک تحت عنوان کلی :

«ماه رمضان و اوصاف آن در کلام رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم )» (۲)

اشاره می کنیم به اینکه:

مطلوبها و تمایلات انسانها گاهی به حقیقت وجود انسان و ذات و فطرت او ارتباط دارد و جهت رفع نیازی  و رسیدن به کمالی و ادامه حیات به او عطا شده است! و گاهی هم یک عده از انسانها از ناحیه عادت نسبت به بعضی از اشیاء و اعمال علاقه پیدا می کنند و یا از همین جهت یعنی در اثر عادت اشیاء با ارزش عادی و معمولی، چندین برابر در ذهن آنها جاذبه ایجاد می کند! اما گاهی آن جاذبه حقیقی نیست و بلکه توهمی است و وقتی شرایط زندگی و وضعیت روحی انسان دچار تغییراتی می شود،آن جاذبه توهمی و خیالی از بین می رود! و اگر یک انسان برای بدست آوردن آن مطلوب و رسیدن به آن هزینه گزافی پرداخته بود و امکانات  وسیعی از زندگی خود را مصرف کرده بود، دچار پشیمانی و احساس پوچی می شود، تا جائی که آن شیء ارزش طبیعی خود را هم در قلب او از دست می دهد و گاهی بصورت یک شیء منفوری در می آید.

بررسی تحلیلی مطلوب ها و تمایلات انسانها

با توجه به این توضیحات لازم است انسان ها مطلوب ها و تمایلات خود را با معیارهای حقیقی و مطابق با واقعیات بررسی و ارزیابی کنند. و آنها در اصل عبارتند از معیارهای علمی و عقلی و شرعی! البته طبعاً لازم است در این ارزیابی قوانین قطعی علمی و فرآورده های عقل سالم و ترازوی حقیقت یاب معارف دین آسمانی بصورت صحیح به کار گرفته شوند. توضیح اینکه امکان دارد بعضی حالات روحی انسان و بعضی از قوای وجود او و قوه توهم  در ارزیابی اشیاء در فعالیت قوه عقل دخالت کنند و به آن آسیب بزنند و آن را دچار اختلال کنند، یا حداقل موقتاً از کار بیاندازد! و همچنین امکان دارد بعضی از نظریات علمی و تئوریهای اثبات نشده، بعنوان فرآورده علم تلقی بشود و همچنین عده ای از انساهای نا آشنا با علوم دینی و یا افراد مغرض نظریات و خواسته های خود را بنام دین آسمانی معرفی کنند و جهت مقبولیت آنها نزد مردم، رنگ دینی به آنها بزنند و پوشش دینی روی آنها قرار دهند!! در هر صورت مطابق حکم عقل سالم لازم است انسان در جهت توجه به اشیاء و در راه بدست آوردن آنها دقت لازم را به کار ببندد و موقعیت مطلوبهای خود را حداقل در این سه جهت شناسائی و تعیین کند:

۱ـ شیء مورد علاقه و تمایل او چه جایگاهی در وجود او، یا حیات انسانها دارد؟! آیا برای زندگی او و خانواده اش ضرورت کامل و اساسی دارد؟ مثل غذا خوردن  و آب نوشیدن و  معالجه بیماریهائی که به آن مبتلا شده اند. و آماده کردن جائی برای سکونت، چه از طریق خریدن مسکن و یا ساختن آن و یا اجاره کردن آن تا وقت معینی.و همچنین دفاع از جان و مال و حیثیت و آبرو و کرامت خود و افراد خانواده و در مراتب بعدی افراد دیگر جامعه، بالخصوص افراد نیازمند شدید به کمک دیگران.

۲ـ آیا علاقه و تمایل یک انسان به یک شیء و یک عمل جنبه اعتیادی دارد؟! یا فطری و ذاتی ؟!! برای روشن شدن این جهت لازم است یک انسان دیدگاه دیگر انسانها و نظریات آنها را هم در نظر بگیرد و اگر متوجه شد که همه انسانهای سالم در جوامع مختلف و زمانها و فرهنگهای مختلف در تمایل به آن شیء اشتراک دارند، معلوم می شود تمایل به آن شیء ریشه در فطرت انسان دارد و از نوع تمایلات حقیقی است!

اما اگر آن تمایل در بعضی از انسانها وجود داشته باشد و آن هم در بعضی زمانها و فرهنگ ها و مطلوبیت آن شیء عمومی و دائمی، نباشد معلوم می شود تمایل او از نوع اعتیادی است و جایگاهی در زندگی حقیقی او ندارد و این نوع تمایل و تلاش برای بدست آوردن آن، هیچ گونه فایده ای برای انسان نخواهد داشت! بلکه امکان دارد تمایل اعتیادی به یک شیء و ازدیاد تدیجی آن خسارتهای عظیمی هم به زندگی یک انسان بزند و حتی اصل حیات او را نابود کند.

۳ـ ارزش حقیقی مطلوبهای انسان چه مقدار است و یا تمایلات قلبی او به آنها چه مقدار باید باشد؟! طبعاً خیلی عاقلانه است که انسان وقتی چیزی را می خرد و یا در جهت تولید یا پرورش آن زحمت می کشد و مالی را هزینه می کند، نسبت به فواید و کارائی و ارزش آن اطلاعاتی بدست آورد. و اگر خودش آشنای این راه نیست از افراد آگاه و خبره و مطلع نظر خواهی کند و کمک بگیرد.

 به عنوان مثال:آیا وقتی یک انسان یک دستگاه بخاری برای گرم شدن منزل مسکونی خود در هوای سرد تهیه می کند و قیمت مناسب آن را می پردازد ویا یک سیستم تولید گرمای از نوع پیشرفته در ساختمان مسکونی خود نصب می کند و هزینه مناسب آن را می پردازد، صحیح است که یک کتری و قوری برای تهیه چای را هم با همان قیمت تهیه کند؟! بعنوان اینکه به نوشیدن چای علاقمند است؟! و آن رادوست دارد!

کلام ایام - 349، معارف دین توحیدی در کلام امیرالمؤمنین علی (ع) - بخش 2
بخوانید

آیا عاقلانه است که یک انسان قیمت یک اتومبیل را بپردازد برای خریدن یک عدد گوشی تلفن و یک جفت کفش یا یک دفترچه یادداشت و یک عدد قلم خودکار و امثال آنها؟!

آیا معقول نیست که انسان وقتی می خواهد یک اتومبیل با قیمت بالا بخرد و یا خانه ای اجاره کند و یا بخرد، از قیمت متداول آن اطلاع پیدا کند و یا با بعضی از افراد خبره مشورت کند. اگر فردی بخواهد یک اتو مبیل دست دوم بخرد، آیا عاقلانه نیست که بررسی کند که آن اتومبیل سالم است یا بعضی از اجزاء آن خراب شده؟! و قیمت حقیقی آن در نظر اهل فن چقدر است. بعنوان مثال:

بطور مکرر و مستمر در جراید و آگهی ها و امثال آنها می بینیم و می شنویم که می گویند و می نویسند، اتومبیل فلان و مدل فلان «بی رنگ» آماده فروش است … یا فلان تعمیر گاه ،اتومبیل شما را «بدون رنگ» صافکاری می کند و امثال آنها و مراد این است که فلان اتومبیل تا کنون تصادف مهمی نکرده که رنگ آن شکافته و شکسته شود و ناچار شوند آن را مجدداً رنگ بزنند! حتی بعضی ها اگرچه رنگ جائی از اتو مبیل آنها در اثر تصادف سبک آسیب دیده باشد و بخواهند آن اتومبیل را بفروشند، سعی می کنند آن نقطه آسیب دیده را رنگ نزنند و یا مجموع اتومبیل را رنگ نزنند! حکمت و علت این کار آن است که اگر یک ماشین را مجدداً رنگ بزنند ممکن است خریدار احتمال دهد که آن ماشین تصادفی است و مجدداً صافکاری و رنگ آمیزی شده است، لذا قیمت آن به میزات زیادی پاییین می آید. حال احتمال دارد آن تصادف بسیار جزئی و کم اثر بوده باشد و هیچ آسیبی هم به اجزاء اصلی و مهم اتومبیل و مجموع آن وارد نشده باشد.

حال آیا وقتی انسانها برای ارزیابی و دانستن قیمت حقیقی بعضی از اشیاء این مقدار دقت می کنند و عقلا هم این نوع دقت و بررسی را تحسین می کنند، آیا نباید آنها اشیاء مهمتر و ضروریتر و رفتارها و افکار و عقاید خود را هم با دقت لازم موردبررسی و ارزیابی قرار دهند؟! آیا نباید انسانها راه زندگی حقیقی را مورد شناسائی قرار دهند و از قوه شریف عقل برای بررسی اشیاء و ارزش های واقعی آنها کمک بگیرند؟! و وقتی متوجه می شوند که این قوه شریف و این سرمایه عظیم  و این شریفترین مخلوق خداوند، از ناحیه بعضی از قوای وجودی و بعضی حالات روحی و در اثر شنیدن بعضی از سخنان ـ همچنانکه به آن اشاره شد ـ دچار آسیب و اختلال می شود، نباید جهت مصونیت آن از آسیب ها و از توقف فعالیت و تعطیلی و از بین رفتن قدرت تشخیص آن، فعالیتی را ملتزم شوند؟

آیا با وجود در اختیار داشتن علوم پیامبران خدا که متصل به علم بی پایان  پروردگار عالمیان است و ترازوئی که ارزش و میزان تمام اشیاء را نشان می دهد و از قوه عقل و هم دارائی های انسان حفاظت می کند، جا دارد که انسانها در بیابانهای خشک افکار بی حاصل عده ای جاهل سرگردان شوند و مستمراً مبتلا به فریبکاری شیادان و دزدان عقل های خالص و نمایشگران عقول و افکار تقلبی باشند.

آیا ارزش حقیقی علم خداوند ـ جّل جلاله ـ و آن مقداری که به پیامبران عطا شده جهت نشان دادن مقصد آفرینش و سوق دادن آنها بسوی آن مقصد، با معیارهای عادی و متعارف و متداول بین انسانها قابل سنجش و اندازه گیری است؟!

وقتی عالم انسانیت برای سنجش و ارزیابی میزان صحّت و کارائی افکار و نظرات جاهلانه تبهکاران و دروغگویانی مثل کارل مارکس،انگلس، لنین، مائو، و استالین، ناچار می شوند حدود یکصد میلیون انسان قربانی بدهند. چرا برای  شناسائی نظریات و دیدگاهها و علوم و فضائل متعالی ترین و پاک ترین انسانها یعنی مصلحان بشری و مربیان و معلمان آسمانی آنها یعنی پیامبران خدا و امامان تعیین شده از طرف خدا ـ سلام الله علیهم اجمعین ـ اقدام لازم و مناسب و عالمانه و کارشناسانه انجام نمی دهند؟!

معرفی راه زندگی حقیقی در کلام امام صادق (علیه السلام )

راه حقیقی زندگی در کلام و رفتار پیامبران خدا (علیهم السلام ) و بصورت کامل تر در سیره شریف خاتم پیامبران حضرت محمد ـ صلّی الله علیه و آله وسلّم ـ و جانشیان حقیقی او یعنی حجت های پروردگار عالمیان و رهبران آسمانی  یعنی ذوات مقدسه معصومین ـ علیهم السلام ـ معرفی شده و این راه با شکوه توسط آنها هموار و علامت گذاری و بوسیله چراغهائی کاملاً روشن شده است. و آن معلمان آسمانی در این راه با انسانهای دیگر همراه شده اند و جهت حفاظت از آن و جلوگیری از تخریب و آسیب زدن آن تلاشهای زیادی کرده و حتی گاهی حق حیات خود را هم ندیده گرفته و در مسیر وظایف الهی خود، جان ها را هم فدا کرده اند.

کلام مورد بحث هم یکی از سخنان آن رهبر بزرگ آسمانی و احیاء کننده معارف و فضائل پیامبران و امامان معصوم ـ سلام الله علیهم اجمعین ـ یعنی وجود مبارک امام صادق ـ علیه السلام ـ است و آن بزرگوارخطوط اصلی زندگی حقیقی را در این کلام نورانی رسم کرده و به انسانها نشان داده است. و آنها عبارتند از :

یکم : زهد در دنیا.

دوم: ایجاد زهد از طرف خداوند در بنده .

سوم: فقاهت در دین.

چهارم: ایجاد فقاهت در دین از طرف خداوند.

پنجم: ایجاد بصیرت نسبت به دنیا از طرف خداوند.

ششم: نتیجه صبّاریّت و کریمیّت انسان.

هفتم: چشیدن طعم ایمان.

هشتم : حلاوت حبّ خدا.

نهم:شیفتگی شدید به خدا.

دهم:صفای قلب و رفعت از دنیا.

۱۳۹۷/۴/۳۰

الیاس کلانتری

پاورقی ها:

۱ـ در ایام عید فطر اخیر سلسله مقالاتی تحت عنوان «عید سرور حزن انگیز یا سرور دائمی» در شش بخش از شماره ۲۱۷ـ ۲۲۲در همین وبسایت، بخش کلام ایام منتشر شد.

۲ـ مقالاتی هم قبلاً و در روزهای اول ماه مبارک رمضان تحت همین عنوان فوق یعنی: « ماه رمضان و اوصاف آن در کلام رسول خدا ( صلی الله علیه و آله و سلم ) در هفت بخش از شماره ۲۰۲ تا ۲۰۸ در بخش کلام ایام منتشر شد.

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن