کلام ایام – ۲۳۱، امام صادق و نهضت علمی جهانی پیامبران (علیهم السلام)

بخش هفتمindex

در بخش قبلی ازاین سلسله مقالات یعنی کلام ایام شماره -۲۲۹ بحث  به اینجا منتهی شد که به لحاظ هدایت عقل انسان و ادراکات مربوط به آن، هیچ انسان عاقلی نباید نسبت به حادثه رحلت از دنیا و ورود به عالم دیگر و زندگی در آنجا بی اعتنا باشد! و اینکه مشاهدات انسانها در تمام ایام عمرشان نشان می دهد که آنها اعم از کسانی که به زندگی اخروی ایمان دارند و یا منکر آن هستند و یا بی اعتنا به آن ، و همچنین انسانهای پیر و جوان و سالم و مریض ، و در شرایط عادی زندگی و یا زمان وقوع حوادث مرگبار مثل جنگ ها و زلزله ها و طوفانها و امثال آنها ، هرروز و هرساعت و هر لحظه در معرض حادثه رحلت قرار دارند! و حادثه رحلت مهم ترین حادثه عمرانسان است . پس علی القاعده هیچ انسانی در سنین عقلی – یعنی غیر از ایام کودکی یا اختلال حواس و فراموشی در سنین پیری- نباید نسبت به آن حادثه عظیم بی اعتنا باشد.اما با تعجب و تأسف شدید غالب انسانها نسبت به آن حادثه و زندگی بعد از آن بی اعتنا و یا کم توجه هستند، و عجیب تر اینکه این بی اعتنائی، درانسانهایی که ایمان به زندگی اخروی  و تمایل شدید نسبت به زندگی در بهشت و نعمت های آن، و توجه لازم و کامل به حادثه رحلت و آماده شدن برای زندگی اخروی را دارند، باز هم به وضوح مشاهده می شود.به طوری که امام امیر الامؤمنین علی -علیه السلام- در یکی از خطبه های خود فرمود :

  «أَلاَ وَإِنِي لَمْ أَرَ كَالْجَنَةِ نَامَ طَالِبُها ، وَ لاَ كَالنَارِ نَامَ هَارِبُها » (۱)  یعنی : من ندیدم حقیقتی مثل بهشت که جویای آن در خواب فرو رفته و نه مثل جهنم که فرار کننده ازآن هم در خواب باشد.

امام- علیه السلام- از بی اعتنایی جستجو گران و علاقه مندان به بهشت ، مثل کسی که کار مهمی ندارد و در فراغت کامل قرار دارد و لذا در خواب فرو رفته است! و همچنین مثل کسی که هیچ نگرانی از حوادث زندگی خود و افراد خانواده خود ندارد و احتیاجی به فعالیت و سعی و کوشش برای رفع نیازهای خود و دیگران احساس نمی کند و با خیال راحت و بی اعتنا به همه چیز خوابیده، ذکری به میان آورده است.

مراد امام- علیه السلام- این است که اهمیت آماده شدن برای ورود به بهشت و زندگی درآن و دریافت نعمت های آن خیلی بیشتر از آن است که انسانهای علاقه مند در مقام عمل به آن توجه دارند، یعنی عظمت بهشت و ارزش ورود به آن صدها و هزاران برابر بیشتر از آن توجهی را اقتضاء میکند که اهل ایمان به طور عادی به آن معطوف می کنند! وهمچین عظمت حادثه ورود و سقوط در جهنم هم بسیار بیشتر از آن است که اهل ایمان متوجه آن هستند! در حالیکه انسانها برای به دست آوردن بعضی از لوازم زندگی، توجهات و فعالیت ها و امکانات تمام عمر خود را هزینه می کنند و فکر و ذکر خود را به طور کامل به آن اختصاص می دهند، مثل به دست آوردن یک واحد مسکونی و بعضی لوازم زندگی مثل یک وسیله نقلیه !!!

و همچنین برای نجات از یک گرفتاری دنیوی و جلوگیری از ابتلا به یک بیماری و در صورت ابتلا برای معالجه خود و افراد خانواده و بعضی دیگر و یا نجات از اسارت دردنیا، هزینه های زیادی را متقبل می شوند.اما در حالیکه مطلوبیت بهشت و زندگی در آن هزاران هزار باربیشتر از تمام دنیا و اشیاء قیمتی و ارزشمند آن است و همچنین همه گرفتاریها و بلاها و درد و رنج ها و محرومیت های دنیا به اندازه یک دقیقه سقوط در جهنم و حضور در آن و سختی ها و مشقت ها و درد و رنج آن اهمیت ندارد، اما فعالیتهای انسانها برای ورود به بهشت و نجات از جهنم و توجهات روحی به آن دو حادثه بسیار عظیم آنقدر اندک و ناچیز است که امام ـ علیه السلام ـ آن را به توجهات انسان فرورفته در خواب تشبیه فرموده است!!

عوامل باز دارنده از توجه کامل به بهشت و جهنم

حال باید دید چه عواملی موجب این بی توجهی و در نتیجه این زیان و خسران عظیم و غالباًجبران ناپذیر می شود و راه چاره کدام است؟!

در مطالب قبلی به پاسخ این سؤال اشاره ای شد و در این بخش می خواهیم همان مطلب را با تفصیلی بیاوریم و آن اینکه :اندک تعقلی کفایت میکند به اینکه توجه انسانهای اهل ایمان به زندگی اخروی و بهشت و نعمت های آن، هزاران برابر بیشتر از اندازه متعارف و عادی متداول بین انسانها است.

همچنین کسانی که عقیده ای به آن زندگی دارند و عقیده آنها به مرحله بالاتر نرسیده و تبدیل به ایمان نشده است، هم لازم است به دلالت عقلی هزاران برابر ببیشتر به این موضوع توجه کنند و از گردابهای غفلت خود را نجات دهند. و حتی انسانهای فاقد عقیده به زندگی اخروی هم حداقل از ناحیه احتمالی که می شود در مورد آن بدهند،به لحاظ دلالت عقل خودشان لازم است به حادثه مرگ توجه بیشتری معطوف کنند.یعنی اینکه آنها حداقل این را می توانند در نظر بگیرند که زندگی بعدی احتمالاً وجود دارد.چون هیچ انسانی در تمام تاریخ دلیلی به نفی زندگی اخروی نیاورده است و آن زندگی از هیچ طریقی قابل انکار نیست، و منکران آن فقط به بعضی از مشاهدات سطحی در مورد مرگ انسان متوسل شده اند که نهایتاً به «استبعاد »موضوع مربوط می شود  یعنی «بعید پنداشتن» و نه انکار .پس هر صاحب عقلی یا هر کسی با اندک تعقلی حداقل آن زندگی را محتمل می داند، پس به آن احتمال هم توجه  عظیمی لازم است.

اما بحث سر این است که چرا نسبت به آن زندگی دائمی که هر ساعت و هر آن احتمال شروع آن داده می شود، توجه لازم و معقول و متناسب با عظمت آن معطوف نمی شود؟!!

جواب سؤال مورد بحث این است که به لحاظ مباحث علمی و فلسفی مربوط به روح انسان و بالاتر از همه چیز به لحاظ آیات قرآن مجید و سخنان رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ و امامان معصوم ـ علیهم السلام ـ یعنی رهبران و معلمان آسمانی انسانها، علت توجه اندک و خفیف و یا بی توجهی انسانها به زندگی اخروی و حادثه رحلت که زمان شروع آن زندگی است، رغبت به دنیا و متاع آن و شیفتگی نسبت به آن و اشتغال کامل روح انسان به آن است. و این موضوع اساسی به چند بخش تقسیم می شود که در ادامه همین مباحث بیان تفصیلی آن خواهد آمد!

در ابتداء این بحث و مقدمتاً، به موضوع مهمی اشاره می کنیم و آن موضوع کلی  جهت اصلی این بحث را تشکیل می دهد و آن اینکه روح انسان در تمام حالات و شرایط ،فراغت و استعداد لازم برای فعالیتهای خود را ندارد.

روانشناسان ـ تجربی ـ می گویند: ذهن انسان در «آن واحد» نمی تواند به بیش از یک فعالیت بپردازد مثلاً اگر انسان در آن واحد با دو سه نفر صحبت می کند و یا به سؤالات آنها جواب می دهد، نمی تواند به هر چند نفر و سخنانشان بطور دقیق و کامل توجه کند، و اگر سخن یکی از آن چند نفر در نظر او اهمیت بیشتری داشته باشد فقط به آن سخن یا آن شخص توجه کامل خواهد داشت، اما به افراد دیگر و سخنان آنها نمی تواند بطور کامل توجه کند. احتمال دارد سخنان افراد دیگر را بشنود و بعداً هم بخاطر بیاورد، اما در زمان واحد امکان چند فعالیت ذهنی برای او وجود نخواهد داشت. فرضاً اگر یک انسان در حال گوش دادن به رادیو و یا تماشا کردن یک برنامه تلویزیونی باشد، در همین حال هم، با فردی در حال مکالمه تلفنی باشد، نمی تواند هم به برنامه رادیو و تلویزیون بطور کامل توجه کند، و هم بطور دقیق سخنان شخصی را که با او در حال مکالمه تلفنی است، مورد دقت و توجه کامل قرار دهد، قطعاً به یکی از دو فعالیت ذهنی حداقل کم توجه خواهد شد.بعضی از تصادفات رانندگی هم به همین موضوع مربوط است و گاهی راننده در اثر صحبت کردن با دیگران و یا گوش دادن به رادیو یا توجه به چیزی از توجه دقیق به کار رانندگی غافل می شود و حادثه تصادف پیش می آید!

کلام ایام - 359، معارف دین توحیدی در سیره و کلام امام باقر (علیه السلام)
بخوانید

جهتی از این موضوع مورد بحث در روانشناسی آموزشی به موضوع مورد بحث در این مقاله ارتباط دارد و آن اینکه در زمان واحد تمایل و علاقه زیاد به یک شیئ با تمایل و علاقه به شیئ دیگر در روح انسان با یکدیگر تعارض پیدا می کنند و هر مقدار توجه به یکی از آن دو شیئ زیادتر شد، توجه به دیگری کمتر خواهد شد! بالخصوص اگر آن دو شیئ با هم تقابلی و تزاحمی داشته باشند! و ازاین جهت است که تمایل به زندگی دنیوی و گرایش به آن مزاحم تمایل به زندگی اخروی وگرایش و توجه به آن خواهد شد.

از امام سیدالساجدین – علیه السلام- نقل شده است که فرمود:

  «وَ اللَّهِ مَا الدُّنْیَا وَ الآْخِرَةُ إِلَّا کَکِفَّتَیِ الْمِیزَانِ فَأَیُّهُمَا رَجَحَ ذَهَبَ بِالآْخَرِ»(۲)  یعنی: نیست ارتباط دنیا و آخرت جز ارتباط دو کفه یک ترازو با یکدیگر و هرگاه یکی از آن دو سنگین تر شود، دیگری را بالاتر می برد.

به هربیانی گفته شود حاصل کلام این است که روح انسان ظرفیتی برای تمایل و علاقه به دو شیء مخالف یکدیگر در زمان واحد ندارد.و توجه و علاقه به دنیا و آخرت هم مقابل هم قرار دارند و مخالف یکدیگر هستند.در حالت توجه و تمایل به دنیا بالخصوص اگر آن تمایل سنگین و عمیق باشد، انسان به لذتهای آنی و فوری از متاع آن وابسته می شود و به همان اکتفا می کند و طبعاً از لذتهای عظیم زندگی اخروی غفلت می کند و منصرف می شود.

ما قبلا در بعضی از مقالات در ارتباط با زندگی دنیوی و اخروی و توضیح کلام شریف رسول خدا-صلّی الله علیه و آله وسلّم- که فرمود:

«الدُّنیا مَزرَعَةُ الآخِرَة»(۳) مثالی ذکر کردیم و آن اینکه دو نفر کشاورز را در نظر میگیریم که به هرکدام ازآن دو مقداری فرضاً یکصد کیلوگرم گندم یا برنج و یا امثال آنها هدیه داده شده، یکی از آن دو آن مقدار هدیه داده شده را می فروشد و پولی از آن به دست می آورد و می تواند با آن پول به دست آمده یک مهمانی ترتیب دهد و دوستان و بستگانش را به آن مهمانی دعوت کند و از مجالست با آنها لذت ببرد و اشیائی برای منزل خریداری کند و مجموعاً از پولی که به دست آورده لذت ببرد!

اما کشاورز دوم آن مقدار مواد دریافت کرده را در زمین آماده به زراعت به عنوان بذر می پاشد و آن را آبیاری می کندو مدتی برای پرورش آن مزرعه زحمت می کشد و چند ماه بعد محصولی به اندازه هفتاد برابر یا صد برابر بذر کاشته شده محصول به دست می آورد. طبعاً لذت کشاورز دومی خیلی بیشتر از اولی و ده ها برابر آن خواهد  بود، و او می تواند مقداری از محصول به دست آمده را ـ  چند برابر سال قبل ـ به عنوان بذر در مزرعه بکارد و از فروش بقیه آن محصول، پول بیشتری به دست آورد و نیازهای خود و افراد خانواده خود را تأمین کند.و همچنین دارایی او و لذت های ناشی از آن استمرار خواهد داشت و می شود برای آینده او و خانواده اش امنیت خاطری به همراه داشته باشد.

البته اگر کشاورز دوم از ابتدا به نتیجه کار خود توجه کند، لذت روحی و عقلانی او از همان زمان زراعت، شروع می شود! آن هم لذتی بالاتر و بیشتر از کشاورز اول، لذتی که از توجه تعقلی به کارش حاصل می شود.

کار کشاورز اولی از ناحیه همت اندک و عدم تعقل و یا تعقل و تفکر بسیار ناچیز بود، او به لذتهای فوری و آنی ذلخوش بود.اما کار کشاورز دومی همراه با تعقل و از ناحیه همت بلند و مقداری صبر و تحمل بود.

در مورد این مثال می شود گفت آن کشاورز اولی اگر موضوع را مثلاً با کودک خردسال و یا نوجوان خود در میان می گذاشت و از او سؤال می کرد که به نظر تو من این گندمها را بفروشم و برای تو یک دوچرخه بخرم و مهمانی بدهیم و مسافرتی برویم یا اینکه آنها را در مزرعه بکارم و چند ماه صبر کنیم تا بعداً ده ها برابر محصول به دست آوریم، غالباً آن کودک و آن نوجوان راه اول را انتخاب می کرد چون لذت نوع دومی از تعقل حاصل می شود و به چند ماه زمان ومقداری صبر احتیاج دارد!

حال در مورد علاقه مندان به دنیا و متاع آن همین موضوع به طور آشکار صدق می کند و آنها به لذتهای فوری و آنی و کودکانه از دنیا اکتفا می کنند و به آنها وابسته می شوند و دیگر در قلوب آنها جایی برای توجه به آخرت نمی ماند! در حالی که اگر مقداری تفکر و تعقل در رفتارهای آنها بود و به آموزشهای دین آسمانی توجه می کردند، لذتهای آنها از همین زندگی دنیوی هم بیشتر از لذتهای فوری و فعلی دیگران بود.

خداوند می فرماید:

«بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَياةَ الدُّنْیا ـوَالْآخِرَةُ خَيرٌ وَأَبْقَى ـ إِنَّ هَذَا لَفِي الصُّحُفِ الْأُولَى ـ صُحُفِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى» (الأعلي/۱۶ـ ۱۹)  

  یعنی: بلکه شما زندگی دنیا را بر می گزینید ـ با آنکه آخرت [و زندگی در بهشت] بهتر و پایدار تر است! و این مطلب در کتب آسمانی قبلی هم هست، کتاب [و صحیفه] های  ابراهیم و موسی.

پس زهد در دنیا و توجه مستمر به زندگی اخروی سود عظیم و فراوانی برای انسان خواهد داشت، در عین حال انسان از ناحیه توجه به زندگی اخروی در بهشت لذتی فراتر از همین دنیا دریافت خواهد کرد.

الیاس کلانتری

۱۳۹۷/۵/۷

پاورقی ها:

۱ـ نهج البلاغه، خطبه – 28 «اما بعد فان الدنیا ادبرت…»

۲- خصال شیخ صدوق،انتشارات علمیه اسلامیه، صفحه ۷۴

۳ـ این حدیث شریف از وجود مبارک رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ در منابع حدیثی فراوانی نقل شده است.

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن