۲۳- آموزش های آسمانی، تفسیر سوره علق

۱۱ – «أَرَأَيتَ إِنْ كَانَ عَلَى الْهُدَى» ۱۲أَوْ أَمَرَ بِالتَّقْوَى»در این آیات در دنباله مطلب مذکور در آیات قبل می فرماید: به من خبر بده اگر او بر طریق هدایت بود، یا امر به پاکی ها می کرد، وضع به چه صورتی می بود؟! در اینجا دو احتمال وجود دارد از آن جهت که فاعل در این دو آیه چه کسی می باشد؟ احتمال اول اینکه مراد همان نهی کننده از نماز باشد. یعنی ضمیرهای مستتر در «کان» و «امر» به شخص بازدارنده از نماز برگردد. در این صورت معنی آیه به این صورت خواهد بود که اگر آن بازدارنده از نماز بجای این کار نادرست و مزاحمت برای بنده نمازگزار، طریقه هدایت را پیش می گرفت و امر به پاکی ها و تقوی می کرد، آیا وضعیت بهتر نبود؟ یعنی آیا بهتر نبود او بجای اذیت دیگران و تبهکاری، راه خود را عوض کند و به مسیر هدایت و تقوی برود؟!

اما اگر این ضمیرها به شخص نمازگزار برگردد، معنی آیات به این صورت در خواهد آمد، که این شخص مانع از نماز، توجه دارد که مزاحم چه کسی شده است؟! او مزاحم انسانی شده است که بر طریقه هدایت قرار دارد و امر به پاکی می کند، یعنی مزاحم یک انسان اصلاح طلب شده است که کارش هدایت انسان ها و امر به پاکی ها و تقوی می باشد و می خواهد در بین مردم اصلاح کند و تقوی را رواج دهد! پس وضع این بازدارنده از نماز به چه صورت خواهد بود؟! یعنی او بجهت این کار پلید خود شدیداً مجازات خواهد داشت.

قرائن موجود در آیات معنای دوم را تأیید می کند و ضمیرهای مستتر در این دو آیه به شخص نمازگزار بر می گردد.

۱۳ – «أَرَأَيتَ إِنْ كَذَّبَ وَتَوَلَّى» ۱۴أَلَمْ يعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يرَى» باز در ادامه بیان حال شخص بازدارنده از نماز، با لحنی تهدید آمیز می گوید: به من خبر بده از حال این شخص که اگر تکذیب کرد و روی برگرداند، آیا ندانسته است که خداوند او را می بیند؟! مراد تکذیب حق و عقاید دین توحیدی می باشد، یا آیات قرآن که حاوی آموزش های دین توحیدی است. در این آیات شخص بازدارنده از نماز را که مصداقی و سمبلی از انسان های طاغی است، تهدید می کند به اینکه او این تبهکاری را در حضور خداوند انجام می دهد! آیا او نمی داند که خداوند متعال اعمال او را می بیند و هم اینکه او بسوی الله بازخواهد گشت. پس او در این تبهکاری و تکذیب حق و مزاحمت برای نماز بنده خداوند، به کجا اتکاء دارد و چگونه از مجازات خداوند نمی ترسد؟!

۱۵- «كَلَّا لَئِنْ لَمْ ينْتَهِ لَنَسْفَعًا بِالنَّاصِيةِ» سفع: گرفتن و کشیدن با شدت. ناصیه: پیشانی. سفع ناصیه کنایه از گرفتن یا کشتن می باشد. در این آیه با لحنی بسیار کوبنده آن شخص را تهدید می کند که اگر دست از این تبهکاری بر ندارد و از این مسیر نادرست بر نگردد، بزودی خداوند او را خواهد گرفت و سرانجام او نتیجه تبهکاری خود را خواهد چشید.

در این آیه یک پیشگوئی در مورد آن شخص طاغی بعمل آمده و خبر از کشته شدن او در آینده ای نزدیک می دهد. لازم به ذکر است که در کلمه «لنسفعاً» دو عامل تأکید بکار رفته است: یکی لام تأکید و دیگری نون تأکید خفیفه و برخلاف قاعده نون تأکید بصورت الف دارای تنوین نوشته شده است. البته تلفظ کلمه صحیح است و فقط صورت مکتوب آن خلاف قواعد است.

۱۶-«نَاصِيةٍ كَاذِبَةٍ خَاطِئَةٍ» در این آیه برای تهدید مذکور، توجیهی بیان شده است و آن اینکه این شخص مورد تهدید یک انسان بی گناه نیست. بلکه شخصی است دروغگو و خطاکار و بخاطر همین اعمالش مجازات خواهد شد، یعنی این مجازات ظلمی برای او نیست، بلکه نتیجه طبیعی اعمال اوست. در این آیه مجازی بکار رفته است و آن اینکه خطاکاری را به پیشانی نسبت داده است. و مراد پیشانی انسانِ دروغگو و خطاکار است.

۱۷ – «فَلْيدْعُ نَادِيهُ» ۱۸– «سَنَدْعُ الزَّبَانِيةَ» نادی: یعنی جلیس و همنشین و اهل مجلس. زبانیه: مأموران آتش جهنم، از زبن بمعنی دفع آمده است. در مجمع البیان می گوید: مفرد زبانیه، زبینه از ابی عبیده و زبنی از کسائی و زابن از اخفش و از زبن بمعنی دفع گرفته شده است. گفته شده است این اسم گذاری از آن جهت است که آن مأموران، اهل جهنم را به آتش پرتاب می کنند.

در این آیات بعد از تهدید آن شخص طاغی به کشتن، می فرماید: وقتی ما اراده کردیم او را به زمین بکوبیم، او اهل مجلس و دوستان و همنشینان خود را به کمک خود بخواند البته امر در اینجا باصطلاح امر تعجیزی است، یعنی او عاجز از این کار خواهد بود. و ما هم مأموران جهنم را می خوانیم. یعنی پایان جولانگاه انسان های طاغی لحظه مرگ است. و آن ها در این لحظه دستشان از همه جا کوتاه می شود و کسانی که در دنیا طرفدار آن ها بودند- و انسان های طاغی به کمک این طرفداران ستمکاری می کردند- در لحظه مرگ هیچ کاری برای آن ها نخواهند کرد و کاری از دستشان برنخواهد آمد و آن ها در نهایت ناتوانی و خواری تسلیم مرگ خواهند شد.

۱۹-  «كَلَّا لَا تُطِعْهُ وَاسْجُدْ وَاقْتَرِبْ» سجده: در لغت بمعنی تذلل و انقیاد و تحت فرمان در آمدن است. در اصطلاح عمل خاصی است که در نماز و غیر آن بجای آورده می شود. اقتراب: نزدیک شدن. در آخرین آیه باز با کلمه ردع که جهت تأکید بکار رفته است (المیزان) به پیامبر اکرم- صلّی الله علیه و آله و سلّم- می فرماید: نه چنین است که او تصور کرده است، تو اعتنائی به او نکن و به کارشکنی و مخالفت او ترتیب اثر نده و برای پروردگارت سجده کن و خود را به او نزدیکتر کن.

این آیه یکی از آیات سجده واجبه قرآن است و اگر کسی آیه سجده واجبه را به زبان بیاورد و یا آن را از کسی که می خواند گوش کند، واجب است که فوراً یک سجده بعمل آورد. فقها می گویند: این سجده احتیاج به وضوء و غسل ندارد و نیازی نیست که رو به قبله انجام گیرد و ذکر واجبی هم ندارد الّا اینکه مستحب است انسان ذکر مخصوصی را بگوید و این ذکر در رساله های توضیح المسائل نوشته شده است.

آیات سجده واجبه در قرآن مجید چهار مورد است. اولی در سوره سی و دوم قرآن (سوره سجده) دومی در سوره چهل و یکم (سوره فصّلت) سومی در سوره پنجاه و سوم (سوره نجم) و چهارمی همین آیه مورد بحث. باز لازم به ذکر است که فقها می گویند: دیدن آیه و تصور آن و خواندن معنی آن موجب سجده نمی شود.

کلام ایام - 147، ماه رمضان ماه برکات بی پایان
بخوانید

سجده و اهمیت آن

سجده در لغت بمعنی تذلل و انقیاد و تحت فرمان در آمدن است. در قرآن مجید در آیات متعددی سجده موجودات مختلف برای خداوند عالم ذکر شده است. سجده موجودات در قرآن مجید شامل همه موجودات مثل آفتاب و ستارگان، نباتات و حیوانات و انسان ها و ملائکه می باشد. قرآن مجید در آیات متعددی موضوع سجده موجودات مختلف را ذکر کرده است. از جمله می فرماید:

  1.  «أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَمَنْ فِي الْأَرْضِ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ وَالنُّجُومُ وَالْجِبَالُ وَالشَّجَرُ وَالدَّوَابُّ وَكَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ وَكَثِيرٌ حَقَّ عَلَيهِ الْعَذَابُ…» (الحج/۱۸) یعنی: آیا ندانستی الله است که سجده می کنند برای او تمام آنهائی که در آسمانها هستند و آنهائی که در زمین هستند و آفتاب و ماه و ستارگان و کوه ها و درختان وهمه موجودات زنده و کثیری از انسانها و کثیری [که از سجده به او خود داری می کنند] و عذاب بر آنها واجب شده  . در این آیه  به سجده عمومی همه موجودات اشاره شده و در مورد انسان ها هم  به نوعی خاص  از سجده   ـ بطور ضمنی  ـ  اشاره شده است که بعداً در مورد آن توضیح داده خواهد شد.
  2. «وَالنَّجْمُ وَالشَّجَرُ يسْجُدَانِ» (الرحمن/۶)  در این آیه هم به سجده گیاهان و درختان (۱)  اشاره کرده است.
  3. «وَلِلَّهِ يسْجُدُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ مِنْ دَابَّةٍ وَالْمَلَائِكَةُ وَهُمْ لَا يسْتَكْبِرُونَ»(النحل/۴۹) یعنی : برای خدا سجده می کنند تمام آنچه که در آسمانها و آنچه که در زمین قرار دارد از موجودات زنده و ملائکه و آنها استکبار نمی ورزند  . در این آیه هم اشاره ای شده به سجده تمام موجودات آسمان ها و تمام موجودات زمین و از جمله موجودات جاندار و ملائکه.

سجده تکوینی و سجده تشریعی

از توجه به آیات قرآن مجید روشن می شود که سجده بر دو قسم است: سجده تکوینی و سجده تشریعی. سجده تکوینی: سجده عموم موجودات است در مقابل خداوند عالم یعنی همه موجودات عالم در مقابل او حالت انقیاد و فرمان برداری دارند و اراده او در اشیاء جاری می شود. حرکت و مسیر تمامی موجودات اعم از افلاک و اجزاء وجودی موجودات مختلف با اراده او انجام می گیرد. قلب انسان با اراده او کار می کند، چشم انسان با اراده او می بیند. جمادات و نباتات با اراده و فرمان او پابرجا هستند. منظور از اینکه آفتاب و ماه و ستارگان و همه موجودات برای او سجده می کنند، یعنی مطابق با اراده او سیر می کنند و تحت فرمان او قرار دارند و خواصی که از آن ها بروز می کند، صرف اراده اوست. این سجده از نوع تکوینی است. و معنی سجده کوه ها و درختان و آسمان و زمین و خورشید و ماه و … همین است. و سجده ملائکه به آدم یا نوع انسان ها هم از این نوع است. یعنی آن ها جهت به راه انداختن زندگی انسان ها تحت فرمان پروردگار قرار دارند و مجری فرمان های او هستند.

سجده تکوینی موجودات الزامی و تخلّف ناپذیر است. در قرآن مجید به این نکته اشاره شده. یعنی هیچ موجودی قدرت سرپیچی از فرمان های تکوینی خداوند عالم را ندارد. خداوند می فرماید:

«وَلِلَّهِ يسْجُدُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ طَوْعًا وَكَرْهًا وَظِلَالُهُمْ بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ» (الرعد/۱۵) یعنی: برای خدا سجده می کنند آنهائی که در آسمان ها و زمین هستند خواه و ناخواه و همچنین سایه های آنها در صبح و غروب.

اما انسان علاوه بر سجده تکوینی که الزاماً و از ناحیه خلقت خود به آن امر شده – مراد امر تکوینی است – به یک نوع سجده دیگری هم موظف شده است و آن سجده تشریعی است. یعنی سجده ای که در دستورات شرعی به آن امر می شود. خداوند عالم از انسان خواسته است که در مواقع و موارد معینی این نوع سجده را انجام دهد. البته چون این سجده از نوع تکوینی نیست، امکان تخلّف از آن وجود دارد. یعنی خداوند عالم از انسان خواسته است که این نوع سجده را با اختیار و از روی میل انجام دهد.

سجده تشریعی یکی از اجزاء نماز و یکی از ارکان آن است. با این عمل انسان تسلیم کامل خود و حالت انقیاد و فرمانبرداری خود را نسبت به پروردگارش اظهار می کند. وقتی انسان مأمور به این نوع سجده شده در حقیقت مشمول عنایتی عظیم از طرف پروردگارش قرار گرفته است. یعنی او به انسان ها اجازه داده است با این عمل یعنی سجده تشریعی از عالم بسیار پائین طبیعت، رفعتی پیدا کرده و روح خود را به عالم باعظمت ربوبیّت متصل کند. مثل اینکه انسان در حال سجده، اجازه ملاقات با خداوند پیدا می کند و در عالم ربوبیّت در معرض توجهات خاص او حضور پیدا می کند.

موجودات غیر انسان از این نعمت عظیم و از این عظمت و نورانیت بی بهره هستند و این موقعیت خاص انسان های متعالی است که تحت تعلیم پیامبران خدا قرار گرفته اند و همچنین ملائکه مقرّب پروردگار عالمیان.

رسول اکرم- صلّی الله علیه و آله و سلّم- فرمود:

«اَقْرَبُ مَا یَكُونُ الْعَبْدُ مِنْ رَبِّهِ إِذَا كَانَ سَاجِداً»(۲) یعنی نزدیکترین حالت بنده نسبت به خداوند، وقتی است که او در حال سجده می باشد.

همچنین امام علی بن موسی الرضا- علیه السلام- فرمود:

«اَقْرَبُ ما يَكونُ الْعَبْدُ مِنْ اللهِ وَ هُوَ ساجِدٌ و ذلِکَ قولُهُ: «واسجُد و اقتَرِب»(۳)

متأسفانه عده ای از انسان ها از عظمت و جلالت و آثار پر برکت سجده بی اطلاع هستند و نسبت به آن در غفلتی قرار دارند و اگر آن ها به روش صحیح تعلیم می یافتند، خود را از این نعمت بی پایان بی بهره نمی ساختند.

۱۳۹۷/۵/۲۰

الیاس کلانتری

پاورقی ها:

۱-نجم در اصل به معنی ظهور است فلذا به ستاره که در اول شب ظاهر می شود، نجم گفته می شود همچنین به شاخ حیوانات هم نجم گفته می شود و به گیاهان که در فصل بهار ناگهان ظاهر می شوند هم نجم گفته می شود.

۲-مجمع البیان فی تفسیر القرآن، چاپ داراحیاء التراث العربی، مؤسسه التاریخ العربی بیروت، لبنان، ج ۱۰، ص ۶۵۹

۳-تفسیر المیزان، تفسیر سوره علق، بحث روائی به نقل از کافی.

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن