کلام ایام – ۲۴۰، ولادت امام هادی (علیه السلام)

indexولادت مبارک امام هادی ـ علیه السلام ـ در روز پانزدهم ماه ذیحجه سال ۲۱۲ در کنار مدینه در محلی بنام «صریا» واقع شده و موجب افزایش فضائل این ماه شده است. پدر بزرگوارش حضرت جواد الائمه، امام نهم مسلمین و مادر گرامی او بانوی با فضیلت به نام «سمانه » بود.مشهورترین القاب  آن حضرت «نقی» و «هادی» است.

امام هادی ـ علیه السلام ـ مثل پدر بزرگوار خود در سنین نوجوانی و در هشت سالگی عهده دار امر امامت شد و دوره امامتش ۳۳ سال بود و در سال ۲۵۴  هجری در شهر سامرا به شهادت رسید.

دوره امامت امام هادی ـ علیه السلام ـ با دوره حکومت شش نفر از حکام بنی عباس با نامهای، معتصم، واثق، متوکل، منتصر، مستعین، معتزّ. همزمان بود. متوکل در مقام پیروی از روش حکام قبلی از بنی عباس، امام هادی ـ علیه السلام ـ را از مدینه به مرکز حکومت خود در سامرا منتقل کرد! تا تمام فعالیت ها و ارتباط های آن حضرت را با پیروانش مستقیماً و شخصاً تحت نظارت خود قرار دهد. متوکل فردی بسیار پلید و جبار و خشن بود. جامعه دینی در دوره حکومت او مبتلا به ظلم ها و خشونت ها و جنایات و اختناق شدیدی از ناحیه حکومت بودند.

متوکل عداوت و کینه شدیدی نسبت به امیرالمؤمنین علی و همه امامان معصوم (علیهم السلام) و شیعیان و پیروان آنها داشت و کینه شدید قلبی خود را هم پنهان نمی کرد و با تمام وقاحت آن را آشکار می کرد. او جنایات زیادی مرتکب شد و امام هادی ـ علیه السلام ـ در دوره حکومت او تحت نظارت مأموران حکومت و تقریباً نوعی حبس خانگی به سر می برد و علاوه بر آن متوکل دستور داد او را زندانی کنند و آن حضرت مدتی هم در زندان متوکل به سر می برد.

اما باز هم با وجود برقراری آن اختناق شدید سیاسی و شرایط نامناسب اجتماعی امام ـ علیه السلام ـ به وظایف امامت خود با رعایت نوعی استتار ادامه می داد. آن حضرت به وسیله بعضی از وکلای خود در مناطق مختلف با مردم در ارتباط بود و امور دینی مردم را اداره می کرد و نظارتی به زندگی فقرا و نیازمندان داشت! اگر چه در زمانی که آن حضرت زندانی بود. این ارتباطات در نهایت سختی و مشقت انجام می گرفت بطوریکه فعالیتهای علمی و اجتماعی آن حضرت برای او خطر جانی در پی داشت و سرانجام هم بوسیله عمال حکومت بنی عباس در زمان حکومت معتز (یکی از پسران متوکل) به شهادت رسید امام هادی ـ علیه السلام ـ در دوره امامت خود بالخصوص در زمان حکومت متوکل فعالیت های خود را بطور سّری و مخفیانه و با رعایت نوعی استتار انجام می داد.رفتارهای افراطی و پلید شخص متوکل هم وضعیتی را در دربار او ایجاد کرده بود که به برقراری این نوع استتار کمک می کرد.

توضیح اینکه: رفتارهای افراطی و ظلم ها و جنایات متوکل عده ای از درباریان و مقامات حکومتی او را هم بشدت از خود او متنفر کرده بود و تعدادی از آنها کینه او را به دل داشتند و در رأس این افراد منتصر پسر خود متوکل بود. او از طرفداران و علاقه مندان امام هادی ـ علیه السلام ـ و مخالفان پدر پلید خود بود. البته طبعاً این گروه از درباریان و صاحبان مناصب  حکومتی کینه خود را نسبت به متوکل پنهان می کردند و بعضی از آنها بطور مخفیانه و در نهایت استتار و بطور پراکنده با امام هادی ـ علیه السلام ـ همکاری می کردند.

 اما عامل اصلی و کلی موفقیت های امام هادی ـ علیه السلام ـ در فعالیت های علمی و عقیدتی و فرهنگی خود، مقام امامت و علم و بصیرت خاص آن مقام بود که بصورتهای مختلف در رفتارهای شریف او تجلی می کرد. از جمله محبوبیت شدید او در بین مردم و این جهت از موقعیت آن حضرت بین همه امامان معصوم ـ علیهم السلام ـ  مشترک بود.

ما قبلاً درمقالات مربوط به سیره شریف امام کاظم و امام رضا ـ علیهما السلام ـ گفتیم که یکی از عوامل محرک حکام بنی امیه و بنی عباس  علیه امامام معصوم، محبوبیت آن بزرگواران در بین مردم بود! و آن وضعیت اجتناب ناپذیر بود چون آن محبوبیت از شخصیت خاص و رفتارهای عمومی آن بزرگواران نشأت می گرفت و آنها و پیروان آنها فعالیت خاصی در این زمینه انجام نمی دادند. یعنی  آنها فعالیتی برای کسب محبوبیت بین مردم نداشتند و بلکه از تعریف و تمجید خود از ناحیه پیروان و علاقمندان نهی و ممانعت می فرمودند. و حتی شیعیان و پیروان خود را به خود داری از ذکر فضائل آنها سفارش می کردند. مگر در جائی که موضوع اصل امامت و اثبات حقانیت امام معصوم به خلافت و جانشینی رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله وسلّم ـ و دفاع از عقاید حقیقی دینی مورد بحث و گفتگو قرار می گرفت که در آن صورت آن بزرگواران متذکر فضائل خاص مقام امامت می شدند.

البته لازم به ذکر است که امام هادی  ـ علیه السلام ـ بعد از انتقال به سامرا و مرکز حکومت بنی عباس گرفتار این محدودیت ها و فشارهای سیاسی و اختناق مورد نظر شد و قبل از آن زمان یعنی در دوره اقامت

خود در مدینه گرفتار چنان مشکلاتی آن هم در آن حد نبود و در همان دوره یعنی زمان اقامت در مدینه اساس فعالیت های دینی را برقرا رکرد و به آنها استحکام بخشید و عمدتاً در همان دوره شاگردانی را پرورش داد وبعنوان وکلای خود آنها را برای انتشار علوم و اخلاق دینی آماده ساخت.

امام ـ علیه السلام ـ مجموعاً در دوره امامت خود شاگردان زیادی را در رشته های مختلف علمی آموزش داد و آنها را برای نشر علوم دینی در نقاط مختلف جامعه دینی آماده ساخت

شرح و بیان سخنانی از امام هادی (علیه السلام)

روش کار ما در نوشتن مقالاتی درباره رهبران آسمانی و شخصیت های خاندان رسالت عمدتاً مبتنی بر ذکر بعضی از سخنان آن بزرگواران با شرح و توضیحی فشرده ـ درحد امکان ـ و نقل رفتارهائی از آنها است. در این مقاله هم همین روش را به کار می بریم و تعدادی از سخنان نقل شده از امام هادی ـ علیه السلام ـ و رفتارهائی از آن بزرگوار را ذکر و مورد بررسی قرار می دهیم:

۱ـ قال ـ علیه السلام ـ « اِنَّ للهِ بقاعاً يحِبُّ اَن يدْعي فيها فَيستَجيبَ لِمَن دَعاهُ و الحَيرُ منها » (۱) یعنی : برای خداوند بقعه هائی است که  دوست دارد در آنها از او دعا و درخواست شود تا او درخواست دعا کننده را مستجاب کند و [بپذیرد] از جمله آن بقعه [و مکان ] ها، حائر [شریف حسینی علیه السلام] است. این حدیث شریف متضمن چند نکته دقیق و لطیف است ! از جمله :

کلام ایام ـ 325، شهادت امام کاظم ـ علیه السلام ـ در ماه رجب
بخوانید

۱ـ امام ـ علیه السلام ـ در این کلام شریف انسانها را به دعا و درخواست از خداوند توصیه کرده و این موضوع از مهمترین موضوعات آموزشی در معارف دینی است. وانسانها بطورمستمر و در تمام ایام و ساعات عمر خود احتیاج به این آموزش دارند. اهمیت این موضوع در حدی است که خداوند ـ جلّ جلاله ـ در تعدادی از آیات قرآن مجید به انسانها دستور دعا داده است وعده استجابت به آن دعاها، از جمله این آیه مشهور است که می فرماید:

«وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ»(غافر/۶۰) یعنی:و پرودگارتان فرمود: مرا بخوانید تا خواسته های شما را بپذیرم همانا کسانی که از عبادت من استکبار بورزند،بزودی سر افکنده وارد جهنم خواهند شد.

دعا درهای رحمت خداوند را به روی بنده ها باز می کند. انسانها برای دریافت خواسته های خود و تأمین نیازهای خود و رفع بلاها وگرفتاریها و اضطراب ها و نگرانی های خود و دیگران احتیاج مستمر به دعا دارند.

امام ـ علیه السلام ـ با توجه به نیازهای انسانها به الطاف خداوند وضرورت این نوع ارتباط با او و آثار مفید فراوان دعا و درخواست از خدا، آنها را توصیه به دعا کرده و به آنها اطلاع می دهد که خداوند دعا کردن بنده را دوست دارد.

۲ ـ برای دعا زمان معین قطعی تعیین نشده که بنده مجاز باشد فقط در همان زمانهای تعیین شده دعا کند. یعنی این عبادت مثل نماز نیست که در شبانه روز پنج بار به صورت تکلیف واجب و چند بارهم بصورت استحبابی بجای آورده شود و همچنین مثل روزه هم نیست که در طول سال یک ماه بصورت وجوبی و روزهائی هم بصورت استحبابی آن را انجام دهند و همچنین ساعات معینی یعنی از اول شروع روز و طلوع فجر تا مغرب و اول شب در حال روزه باشند. یعنی در تمام روزهاو تمام ساعات و دقایق انسان می تواند دعا کند و نیازهای خود را از خدا بخواهد اما در دعا کردن در زمان های خاص مثل شب و روز جمعه و ساعات آخر شبها و وقت ظهر و اعیادی مثل عید غدیر و شب و روز عرفه و شب های قدر در ماه رمضان و وقت افطار و سحر در زمان روزه داری و شب و روز نیمه شعبان و امثال آنها، تأثیر عمیق تری و وسیع تری دارد و موقعیتی ممتاز در استجابت دعا.

همچنین برای دعا احتیاج قطعی و ضروری برای حضور در مکانهای خاصی وجود ندارد و انسان می تواند در هر مکانی دعا کند و با پروردگارش ارتباط برقرار کند، الا اینکه در بعضی از مکانها دعا، تأثیر بیشتری در روح انسان ایجاد می کند.و لذا سریع تر به مقصد اجابت می رسد مثل مساجد و زیارت گاه ها و  کنار افراد مریض  و در حال عیادت از آنها و مجالسی که عقد ازدواج در آنها برقرار است.

بعضی از اماکن برای دعا و استجابت آن، در موقعیت بسیار ممتازی قرار دارند مثل کنار خانه خدا یعنی کعبه و بالخصوص بعضی از نقاط آن مثل بین رکن و مقام و همچنین مثل مسجد کوفه ومسجد سهله.

۳ـ در رأس اماکن مقدس مناسب برای دعا حرم شریف حضرت سید الشهداء امام حسین ـ علیه السلام ـ قرار دارد و آن حرم مقدس موقعیتی در این زمینه دارد که اختصاصی و انحصاری است. یعنی نظیری برای آن وجود ندارد. بطوریکه این موضوع در معارف دینی از قطعیات و مسلمات محسوب می شود.

از امام باقر (علیه السلام نقل شده است که فرمود:

« إِنَّ اللَّهَ (تَعَالَى) عَوَّضَ الْحُسَیْنَ (عَلَیْهِ السَّلَامُ) مِنْ قَتْلِهِ أَنْ جَعَلَ الْإِمَامَةَ فِی ذُرِّیَّتِهِ، وَ الشِّفَاءَ فِی تُرْبَتِهِ، وَ إِجَابَةَ الدُّعَاءِ عِنْدَ قَبْرِهِ » (۲) یعنی خدای تعالی در مقابل شهادت امام حسین ـ علیه السلام ـ سه چیز به او عطاکرد، امامت را در نسل او قرار داد و شِفا را در تربت او و استجابت دعا را نزد قبرش. در زیارت ناحیه مقدسه هم آمده است:

« أَلسَّلامُ عَلى مَنْ جَعَلَ اللهُ الشّـِفآءَ فی تُرْبَتِهِ  أَلسَّلامُ عَلى مَنِ الاْ جابَـةُ تَحْتَ قُـبَّـتِهِ، أَلسَّلامُ عَلى مَنِ الاْ ئِـمَّـةُ مِنْ ذُرِّیَّـتِـهِ» یعنی: سلام بر آنکه  خداوند شفا را در تربت او قرار داد.سلام  بر آنکه قرار داده شده استجابت دعا تحت قبّه او. و سلام برآنکه امامان از ذریه او هستند.

د: از قرائن موجود در کلام شریف امام هادی ـ علیه السلام ـ برمی آید که احتمالاً آن بزرگوار با توجه به موقعیت سیاسی جامعه و ملاحظات خاصی این مطلب را بیان فرموده است. توضیح اینکه متوکل در ایام حکومت خودش که همزمان با ایام امامت امام هادی ـ علیه السلام ـ بود، دستور داد قبر شریف امام حسین ـ علیه السلام  ـ را تخریب کنند و برای زیارت آن حضرت مجازاتهای سنگینی تعیین کرد. لذا امام ـ علیه السلام ـ با این کلام خود، در مقام تقیه و با رعایت نوعی استتار شیعیان را به زیارت امام حسین ـ علیه السلام ـ تشویق فرموده تا آن سنت با شکوه بطور کلی تعطیل نشود. اما طبعاً زیارت امام ـ علیه السلام ـ در آن شرایط بحرانی و آن اختناق شدید سیاسی برای همگان امکان پذیر نبود.  ـ اگرچه عده ای از علاقمندان و اهل اخلاص و صاحبان ایمان برتر با وجود آن ممنوعیت و خطر بازداشت و مجازات حکومتی، به زیارت حرم شریف می رفتند و آن چراغ با شکوه را روشن نگاهداشتند و مانع سقوط آن پرچم برافراشته شدند ـ لذا امام هادی ـ علیه السلام ـ زیارت حضرت سید الشهداء ـ علیه السلام ـ را با ملاحظات خاصی توصیه فرموده و منظور خود را با کلامی کوتاه و در نوعی استتار ذکر کرده است.

از جمله علائم رعایت استتار اینکه بجای تصریح به حرم شریف حسینی یا کلمه «حَیر» به آن اشاره فرمود. مراد از «حَیر» حائر و حرم شریف حسینی ـ علیه السلام ـ است. البته طبعاً شیعیان و پیروان آن حضرت منظور شریف او را از کلمه «حَیر» متوجه می شدند.

احتمال دیگری هم از بکار بردن این کلمه در کلام شریف امام هادی ـ علیه السلام ـ به ذهن می رسد و آن موضوع «نامگذاری حرم شریف» و یا بخشی از آن است و به کار بردن کلمه« حائر» یا «حَیر» برای آن مکان مقدس و کرامتی که در آن مکان از الطاف پروردگار عالمیان ظهور کرده است.

در این مقاله به ذکر و توضیح همین حدیث شریف اکتفاء می کنیم و امیدواریم این بحث و شرح و توضیح سخنانی از امام هادی ـ علیه السلام ـ در فرصت های دیگری ادامه یابد ـ ان شاء الله تعالی.

الیاس کلانتری

 ۱۳۹۷/۶/۴

پاورقی ها :

۱ـ تحف العقول، شیخ ابو محمد حرّانی ، مکتبة الامیر، کویت ص ۵۱۹

۲ـ  بحار الانوار ، علامه مجلسی، ج ۴۴ ص ۲۲۱ به نقل از امالی شیخ طوسی

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن