۲۷۴- آیا فضای عالم پس از مرگ ترسناک است؟!

imagesسؤال: (با اندکی تلخیص و ویرایش) جوانی هستم مجرد که وقتی خبر فوت کسی را می شنوم حالتی عجیب در من رخ می دهد، تمام توصیفات مربوط به احوال بعد از مرگ که در کتاب ها خوانده ام و در قرآن نیز تلاوت نموده ام، در نظرم مجسّم می شود. مدام عالم دنیا و عالم پس از مرگ را در ذهنم حاضر می کنم. می دانم که همه چیز بستگی به اعمال ما دارد ولی نمی دانم آیا عملی دارم که بخاطر آن مورد رحمت و بخشش خداوند قرار بگیرم؟! البته ناامید نیستم چون رحمت خداوند را در زندگی خود احساس می کنم. اما وقتی در ذهنم تجسّم می کنم که می میرم و چطور خاک رویم می ریزند و کسی فریادم را نمی شنود، من در آنجا در چه حالی خواهم بود، احساس افسردگی می کنم و همیشه افکار منفی به سراغم می آید و به این صورت روزهای عمرم سپری می شود و من از این افکار رنج می برم و از شما می خواهم برای گشایش در کارها و عاقبت به خیری برای من دعا کنید.

پاسخ:

کلیات

*آیا حادثه مرگ در حقیقت حادثه ترس آوری است؟!

*علت اصلی ترس از مرگ در انسانها چیست؟!

*ترس معقول و ترس توهمی

* کلامی از  امیر المؤمنین علی ـ علیه السلام ـ در محبوبیت حادثه مرگ

* صورت زیبائی از حادثه مرگ در کلام امام حسین (علیه السلام )

*انسانهای عاقل و حکیم نگران وضعیت خود در عالم بعدی هستند.

*نگرانی انسان از کمبود دارائی خود برای زندگی اخروی

*تعقل درمورد حادثه مرگ ترس توهمی از آن را از بین می برد.

* آیا مراد از قبر در قرآن و احادیث همین گودال خاکی است که بدن انسان را داخل آن قرار می دهند.

*کلام رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلِّم ـ در توصیف حقیقت قبر

* حادثه رحلت برای مؤمنان و انسانهای نیکوکار بسیار لذت بخش و با شکوه می باشد.

*  * * *  * * *  * * * *

نمی دانیم برای نوشته شما قبلاً پاسخی داده شده یا نه چون قبلاً اندکی بی نظمی در پاسخ به سؤالات به وجود آمده بود، اما اگر پاسخی هم داده شده، جهت اهمیت موضوع نوشته شما آن را مجدّداً مورد بررسی قرار می دهیم و قطعاً در آن صورت این دو پاسخ عیناً مثل هم نخواهد بود. چون موضوع نوشته بسیار گسترده است و شرایط زمان پاسخ دادن هم متغیر و متحوّل می باشد.

ترس از حادثه مرگ عمدتاً جنبه توهّمی دارد و مربوط می شود به خاطراتی که از زمان کودکی از این حادثه در ذهن انسان ها نقش بسته است. حادثه رحلت انسان از دنیا در اصل حادثه ای مطلوب و سرور انگیز و لذتبخش باید باشد! چون در این حادثه انسان از عالم دنیا منتقل می شود به مقصد آفرینش و فضای رحمت واسعه خداوند و دراصل هم انسان برای زندگی در آن عالم آفریده شده است. نه اقامت طولانی در دنیا که محل دردها و رنج ها و گرفتاری ها و خوف ها و بلاهای فراوان است.

امام امیرالمؤمنین علی – علیه السلام- که دارای علم امامت و در مقام عصمت می باشد و همه حقایق عوالم وجود در نظر او آشکار است. در مورد شخص خود فرمود:   

« وَ اللَّهِ لَابْنُ أَبِی طَالِبٍ آنَسُ بِالْمَوْتِ مِنَ الطِّفْلِ بِثَدْی أُمِّه»(۱) یعنی سوگند به خدا انس پسر ابوطالب به مرگ، از انس کودک ]شیرخوار[ به سینه مادرش بیشتر است و بطور کلی هم آن حادثه را نسبت به انسان ها حادثه مبارک و زمان آزاد شدن از گرفتاری های دنیا و درد و رنج های آن معرفی کرده است.

در کلامی هم که از حضرت سیدالشهداء امام حسین- علیه السلام- نقل شده، حادثه مرگ برای فرزندان آدم به گردنبندی در روی سینه دختران جوان تشبیه شده است. بطوریکه فرمود:

«خُطَّ الْمَوْتُ عَلى وُلْدِ آدَمَ مَخَطَّ الْقَلادَهِ عَلى جیدِ الْفَتاهِ، وَ ما اَوْلَهَنی اِلى اَسْلافی اِشْتِیاقُ یَعْقُوبَ اِلى یُوسُفَ»(۲) یعنی: مرگ بر فرزندان آدم مانند گردنبندی است در روی سینه دختران جوان. و اشتیاق خود را به رفتن از دنیا و دیدار با گذشتگان خود را به اشتیاق یعقوب به دیدن یوسف ـ علیهما السلام ـ تشبیه فرموده است.

طبعاً با این توصیفات و امثال آن ها، حادثه رحلت انسان نمی تواند حادثه تلخ و ترسناکی باشد و بلکه باید حادثه دلپذیر و لذتبخشی تلقّی شود.

اما اینکه انسان های عاقل و حکیم نگران وضعیت خود در عالم بعدی هستند، طبعاً این نگرانی هم معقول است، چون بطور قطعی معلوم نیست وضعیت زندگی انسان بلحاظ اعمال دنیوی خود، چگونه خواهد بود. آیا اعمال قابل قبولی خواهد داشت و دارائی او از ناحیه اعمالش برای زندگی ابدی چه مقدار خواهد بود و آیا از سقوط در جهنم نجات خواهد یافت و وارد بهشت خواهد شد یا نه ؟!

اما این نگرانی انسان در حالی که معقول است، نباید عامل ترس او از حادثه مرگ شود، بجهت اینکه انسان در عالم دنیا نمی تواند پیش بینی کند که اگر عمر او طولانی شد و زندگی او ادامه یافت و از ناحیه حادثه مرگ در زمان نزدیک تهدید نشد، بیشتر به نفع او خواهد بود یا نه! یعنی هم احتمال دارد انسان در صورت ادامه حیات دنیوی موفق به کارهای خوب و حسنات زیاد شود و هم بر عکس امکان دارد حالت فعلی خود را هم از دست بدهد و مرتکب گناهانی شود که تا  زمان حال مرتکب نشده است. یعنی امکان دارد در ادامه حیات، او موفق به توبه از گناهان و انجام کارهای خیر زیادی شود و بر عکس امکان دارد آنچه را هم قبلاً کسب کرده از ایمان  و عمل صالح از دست بدهد!! بطوریکه اگر زودتر از دنیا می رفت بیشتر به نفع او بود.

80- چرا خداوند مانع جنگ ها و ظلم ها نمی شود؟!
بخوانید

پس ترس از مرگ بخاطر اعمال عبادی و عدم آمادگی برای زندگی اخروی از نوع نگرانی و مراقبت باید باشد و این نوع ترس بیشتر در عقلا و دینداران در سطح متعالی وجود دارد. اما آن ترسی که شما از تصور مرگ و قرار گرفتن در قبر و ریخته شدن خاک بر روی بدن انسان پیدا کرده اید، ترسی توهمی است، چون انسان دارای ایمان به دین توحیدی در حادثه مرگ منتقل می شود به فضای رحمت واسعه پروردگار عالمیان و ملائکه خوشرفتار در کنار او ظاهر می شوند و به او بشارت می دهند و او مورد عنایت و توجه رهبران آسمانی یعنی پیامبران و امامان معصوم ـ علیهم السلام ـ قرار می گیرد و آن لحظات برای او بسیار دلپذیر و لذتبخش خواهد بود. و او در فضائی که از ناحیه ایمان و اعمال خودش فراهم شده، تا روز قیامت زندگی خواهد کرد و آن فضا هم «قبر» نامیده می شود، اگر چه در عرف عامه انسانها کلمه قبرفقط به آن گودال خاکی گفته می شود که بدن انسان را داخل آن قرار می دهند و روی آن خاک می ریزند. آن گودال خاکی قبر ظاهری و دنیوی برای جسم انسان است، جسمی که روح و حقیقت وجود انسان از آن جدا شده و در فضای خاصی به زندگی خود تا روز قیامت ادامه می دهد. که در احادیث به آن فضا هم قبر گفته شده، اگر چه به این گودال خاکی هم قبر اطلاق می شود.

انسان یعد از مرگ در فضای قبر حقیقی خود قرار می گیرد و آن فضا یا بسیار وسیع و باغی از باغهای بهشت است و یا بسیار تنگ و بصورت حفره ای از حفره های جهنم. و این کلام از وجود مبارک رسول اکرم حضرت محمد ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ نقل شده است که فرمود:

«اِنَّ القَبرَ رَوضَةٌ مِن رِیاضِ الجَنَّةِ اَو حُفرَةٌ مِن حُفَرِ النّیرانِ»(۳) پس وجود حقیقی انسان در آن گودال خاکی نیست که قرار دادن بدنش در آن و خاک ریختن روی آن ناراحت کننده و ترس آور باشد.

بلی اگر انسان روح خود را رشد نداده و برای زندگی اخروی آماده نکرده و آن را فاسد کرده و تمام عمر خود را در مسیر جهنم و شقاوت ابدی حرکت کرده، حادثه مرگ برای او فاجعه ای عظیم  و خوفناک خواهد بود. اما لازم به تذکر است که طولانی شدن عمر چنین افرادی هم بنفع آنها نیست چون موجب افزایش گناه و مجازات بیشتری خواهد شد.

اما اگر ترس معقول از مرگ ـ نه ترس توهمی از صورت ظاهری حادثه ـ موجب هشیاری  انسان و اصلاح راه زندگی و اعمال خود شود و جلو خلافکاریها و طغیان او  را در مسیر زندگی بگیرد، این نوع ترس بسیار مفید به حال انسان خواهد بود

سرانجام اینکه کسانیکه مبتلا به این نوع ترس از حادثه مرگ هستند، می توانند با «ذکر الله کثیر» و پناه بردن به رحمت و عفو و غفران خداوند، به آرامش برسند و این ترس در آنها از بین برود و تبدیل شود به هشیاری ومراقبت و آمادگی برای و رود به مقصد آفرینش و شروع زندگی توأم با آرامش در فضای حیات اخروی و در همسایگی پیامبران و بندگان پاک و با فضیلت خداوند.

اما اینکه نوشته اید در وقت مرگ انسان فریاد می زند اما کسی فریاد او را نمی شنود و تصور این  وضعیت برای شما ناراحت کننده و ترس آور می باشد! در پاسخ به این مطلب عرض می کنیم درساعت وقوع حادثه مرگ ارتباط نوع دنیوی انسان در حال رحلت با انسانها قطع می شود، اما ارتباط از نوع برتر  با کسانیکه  از دنیا رفته اند و با ملائکه و ذوات مقدسه شخصیت های آسمانی برقرار می شود و موانع ارتباط انسان با پروردگارش از بین می رود و یا کمتر می شود، و او وارد عالمی می شود که از عالم دنیا بسیار وسیع تر و نورانی تر و زیبا تر است.

در احادیث ذوات مقدسه امامان اهل البیت  ـ علیهم السلام ـ آمده است که در لحظات قبض روح یک مؤمن وجود مبارک رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله وسلّم ـ و امامان معصوم ـ علیهم السلام ـ نزد او حاضر می شوند و ملک الموت خوش رفتار تر از پدری مهربان با او  مواجه می شود و به او می گوید: دوست داری برگردی به عالم دنیا یعنی به آن زندگی که قبلاً در آن بودی، او می گوید: نه ! یعنی خوشحالی خود را از حادثه رحلت اعلام می کند! چون آن فضا برای او بسیار زیبا و دلنشین و توأم با انواع سرور و لذت ها است.

مطلب آخر در این پاسخ اینکه : انسان عاقل فقط  باید از اعمال خلاف خود بترسد نه از حادثه مرگ؟ چون مرگ سبب نجات یافتن از عالم دنیا و بلاها و گرفتاری های آن است و رفتن در معرض  رحمت عظیم پروردگار عالمیان و نزد انسانهائی که در دوره حیات دنیوی به آنها علاقمند بوده و آنها را دوست داشته که در رأس آنها پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ و امامان معصوم ـ علیهم السلام ـ قرار دارند.  

۱۳۹۷/۱۰/۱۶

الیاس کلانتری

پاورقی ها:

۱-نهج البلاغه، خطبه ۵

۲-لهوف، سید بن طاووس، انتشارات سرور، ص ۹۴

۳ـ بحارالانوار ، مجلسی ، ج ۶ ص ۲۱۴ـ ۲۱۸

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن