کلام ایام ـ ۲۷۳، شعبان المعظم ماه رحمت و رضوان خدا

imagesبخش ششم

اعیاد شعبانیه و کثرت رحمت و برکات خدا

کلیات

*ارتباط ذکرالله با موضوع حیات انسانی.

*ارتباط شخصیت های آسمانی با موضوع ذکرالله.

*علت طرح بحث تفصیلی مربوط به «ذکرالله» و «حیات انسانی» در این سلسله مقالات

*تعریف ذکرالله.

*چه نوع کارها و رفتارها ذکرالله نامیده می شود؟!

*ذکرالله تنها عامل اطمینان قلبی و آرامش روحی و لذت های حقیقی روح انسان است.

*آثار و نتایج فاجعه بار اعراض از ذکرالله در زندگی دنیوی و در روز قیامت.

*اعراض از ذکرالله موجب نابینائی در آخرت خواهد شد!

*چرا اعراض از ذکرالله موجب محرومیت از زندگی بهشتی خواهد شد؟!

*چشم هائی که نمی بینند و گوش هائی که نمی شنوند و قلب هائی که حقایق را درک نمی کنند.

*اعراض از ذکر خدای رحمان منتهی به ملازمت و مصاحبت با شیطانی خواهد شد!

*نقش و تأثیر ایمان و اخلاص فوق عادی پیامبر خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- در نزول غفران خدا برای اهل ایمان.

*تأثیر توسل به رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- و موقعیت ایمانی آن حضرت در استجابت دعاهای مؤمنان.

*حکمت رفتن اهل ایمان نزد رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- برای غفران گناهان چیست؟!

*استغفار هم نوعی دعا است و درخواست از پروردگار عالمیان جهت از بین رفتن آثار گناهان.

*وقتی یک انسان از حضرت سیدالشهداء امام حسین- علیه السلام- و هر یک از رهبران آسمانی یاد می کند، روح او در معرض جریان عظیمی از ذکرالله قرار می گیرد.

*فضائل شب و روز نیمه شعبان.

*باز شدن درهای رحمت واسعه پروردگار عالمیان در شب نیمه شعبان و تمام شب ها و روزهای ماه مبارک رمضان به روی انسان ها.

*نیاز شدید اضطراری انسان به ذکرالله

*ذکرالله فردی و شخصی و ذکرالله اجتماعی.

* * * * * * * * * *

در چند بخش از این سلسله مقالات به مناسبت رسیدن ماه شعبان و ذکر فضائل و اعمال مخصوص این ماه عظیم و بالخصوص «اعیاد شعبانیه» وارد بحث «ذکر الله» و حیات جانداری و حیات انسانی شدیم مقصد اصلی در این مباحث ارتباط «ذکر الله» با موضوع «حیات انسانی» و ارتباط شخصیت های آسمانی با موضوع ذکر الله بود که ولادت شریف تعدادی از آن ذوات مقدسه در ایام این ماه عظیم واقع شده است و اولین روز از این اعیاد روز سوم این ماه یعنی روز ولادت حضرت سید الشهداء امام  ـ علیه السلام ـ و آخرین آنها شب و روز مبارک نیمه شعبان است که ولادت آخرین حجت پروردگار عالمیان و آخرین خلیفه و وصیّ پیامبر اکرم  ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ و بقیة الله حضرت امام مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ در  آن واقع شده است. علت اصلی این بحث تفصیلی اهمیت خاص این موضوع و ضرورت توجه کار بردی  به آن و بهره برداری مناسب از فضائل ماه شعبان و آماده شدن جهت ورود به ماه مبارک رمضان و قرار گرفتن در کنار جریان عظیم رحمت و برکات ذات قدوس پروردگار عالمیان بود و ما مدتها منتظر فرصت مناسبی برای طرح این بحث تفصیلی  بودیم

قبلاً متذکر شدیم که هر عمل و رفتاری که عامل اتصال روح انسان به پروردگار عالمیان ـ جلّ جلاله ـ و صفات و افعالی او شود، «ذکر الله» نامیده می شود. مثل خواندن نماز و تلاوت قرآن و توجه به معانی آیات و تفکر و تدبر در آنها و مثل کمک به نیازمندان و محبت به انسانها جهت رضای پروردگار و روزه گرفتن و زیارت خانه خدا و تفکر در خلقت آسمان ها و زمین و مخلوقات و مطالعه در شخصیت و رفتارهای پیامبران خدا و شخصیت های آسمانی و گفتن و شنیدن فضائل آن بزرگواران و سخنان و اعمال آنها.

ذات اقدس پروردگار عالمیان در کلام خود اعلام فرموده است که «ذکر الله » تنها عامل اطمینان قلبی و آرامش روحی انسان است بطوریکه فرمود:  

«الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» (الرعد/۲۸) یعنی:کسانیکه ایمان آوردند دل هایشان با ذکر الله اطمینان [و آرامش ] می یابد،آگاه باشید که [تنها] با یاد خدا دلها اطمینان و [آرامش] می یابند.بلحاظ این آیه کریمه برای اطمینان و آرامش و لذت حقیقی روحی انسان فقط یک عامل وجود دارد و آن هم «ذکر الله» است. و اگر عوامل دیگری هم آرامش در دلها ایجاد کند، آن آرامش خیالی و تصوری و غیر حقیقی و ناپایدار است. و گاهی از ناحیه برطرف شدن یک نوع درد و رنج و گرفتاری و ناراحتی هم آرامشی در روح انسان بوجود می آید. اما این آرامش و لذت هم موقتی خواهد بود و گاهی بعد از چند ساعت یا چند روز و شبیه به آن برطرف خواهد شد. مثل لذتی که انسان از ناحیه صحت بعد از یک بیماری و خوب شدن یک زخم در دل خود احساس می کند اما این احساس لذت مستمر و دائمی نیست. و بعد از چند روز یا چند هفته برطرف خواهد شد.

و فرمود:

«وَاذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيرًا لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» (الجمعة/۱۰) یعنی: الله را زیاد یاد کنید باشد که به سعادت و رستگاری برسید. مراد این است که سعادت و رستگاری انسان متوقف بر ذکر کثیر «الله» است و از غیر این طریق انسان به آن مقصد عظیم باشکوه نخواهد رسید.

همچنین فرمود:

«و َمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكًا وَنَحْشُرُهُ يوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمَى ـ قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمَى وَقَدْ كُنْتُ بَصِيرًا ـ قَالَ كَذَلِكَ أَتَتْكَ آياتُنَا فَنَسِيتَهَا وَكَذَلِكَ الْيوْمَ تُنْسَى» (طه/۱۲۴ ـ ۱۲۶ ) یعنی: هرکس از یادمن روی بگرداند، زندگی تنگ و سخت و پر مشقتی خواهد داشت و روز قیامت او را نابینا محشور خواهیم کرد، او خواهد گفت: پروردگار را چرا مرا نابینا محشور کردی با آنکه من بینا بودم؟! و خدا خواهد فرمود: همچنانکه آیات ما بر تو آمد و آنها را به فراموشی سپردی [مورد بی اعتنائی قرار دادی] و همچنانکه امروز فراموش می شوی.

از این آیات بر می آید که اعراض از ذکر الله عامل زندگی سخت و پر مشقت و توأم با خوف ها و وحشت ها و اضطراب ها در دنیا و نابینائی در روز قیامت و آخرت خواهد شد، چون ـ بطوریکه قبلاً متذکر شدیم ـ در آخرت انسان فقط از ناحیه حیات انسانی و قوای مخصوص آن خواهد توانست به حیات خود ادامه دهد و اگر کسی در دنیا به فضای حیات انسانی وارد نشود و لوازم آن نوع حیات را کسب نکند، که عبارتند از چشم و گوش و قلب انسانی، در آخرت نابینا خواهد بود.

خدایتعالی فرمود:

«وَمَنْ يهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ وَمَنْ يضْلِلْ فَلَنْ تَجِدَ لَهُمْ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِهِ وَنَحْشُرُهُمْ يوْمَ الْقِيامَةِ عَلَى وُجُوهِهِمْ عُمْيا وَبُكْمًا وَصُمًّا مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ كُلَّمَا خَبَتْ زِدْنَاهُمْ سَعِيرًا » (الإسراء/۹۷) یعنی : و هر که را خدا هدایت کند، او راه یافته [و هدایت شده] است و کسانی را که او گمراه کند، پس هرگز برای آنها اولیائی غیر او نخواهی یافت و آنها را روز قیامت محشور می کنیم به روی صورت افتاده ، در حالیکه نابینا و لال و کر هستند، جایگاه آنها  جهنم است و هر بار که آتش آن فروکش کند، آن را بیشتر مشتعل می کنیم.

آیه کریمه مشتمل برنکات بسیار دقیق تفسیری و کلامی و علمی است، از جمله :

۱ـ هدایت انسانها لازم است مطابق قانون هدایت خدا انجام بگیرد و در غیر این صورت به «اهتداء» بنده منتهی نخواهد شد. اهتداء یعنی: پذیرش هدایت و تحقق  آن در بنده. هدایت به خدا نسبت داده می شود و اهتداء یعنی پذیرش آن به بنده. بنده اگر در مسیر قانون هدایت خدا قرار نگیرد و اهتداء پیدا نکند دچار ضلالت خواهد شد و همچنانکه هدایت به خدای سبحان نسبت داده می شود، عدم تحقق آن هم که ضلالت نامیده می شود، باز به او منسوب می شود و مراد از آن ضلالت ابتدائی و اولیه نمی باشد، بلکه آن ضلالت از ناحیه اعمال بنده و خواص و آثار آن وقوع می یابد

۲ـ کسانیکه در دنیا به عالم حیات انسانی راه نیافتندو به بیراهه رفتند در روز قیامت و آخرت نابینا وناشنوا و لال خواهند بود و جایگاه آنها جهنم خواهد بود، چون در بهشت فقط حیات انسانی برقرار می باشد و آنها در دنیا استعداد ورود به بهشت را کسب نکرده اند، لذا از آن نوع حیات محروم خواهند بود

 3ـ آتش جهنم ـ پناه می بریم به رحمت و عفو و غفران پروردگار عالمیان ـ آتشی است فعال و فعالیت آن هیچ وقت قطع نمی شود، آن آتش مثل آتش دنیوی نیست و اوصاف اختصاصی دارد از جمله دارای نوعی شعور است و فقط اهل جهنم را می سوزاند. آن آتش بر قلبها مسلط می شود.

خدای سبحان ـ عزّوجّل ـ درباره حیات جانداری و حیات انسانی و صاحبان آن دو فرمود:

«…. لَهُمْ قُلُوبٌ لَا يفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْينٌ لَا يبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَا يسْمَعُونَ بِهَا أُولَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ »(الأعراف/۱۷۹) یعنی: آنها قلب هائی دارند که با آنها حقایق را دریافت نمی کنند و چشمانی دارند که با آنها نمی بینند و گوشهائی دارند که با آنها نمی شنوند،آنها مانند چهارپایان هستند، بلکه از آنها هم گمراه تر، آنها غافلان هستند. در این آیه کریمه اشاره ای به دو نوع حیات شده ـ که در این مقالات نسبت به  آن دو بحث تفصیلی به عمل آمد. و اینکه هر کدام از آن دو نوع حیات اعضاء مخصوص به خود و اوصاف اختصاصی دارند. چشم و گوش و قلب مذکور در آیه ابتداءً اعضاء حیات جانداری است. اما اعضاء مذکور در حیات انسانی و از ناحیه تعقل و آموزش های آسمانی خاصیت جدیدی پیدا می کنند و امکان دارد در اثر غفلت و عدم تعقل و عدم دریافت آموزش های دین آسمانی به آن درجه از کمال نرسند و در حد اعضاء حسی مخصوص جانداران باقی بمانند، در آن صورت حیات آنها فقط از نوع حیات جانداری و بلکه از آن هم نازل تر و پست تر خواهد ماند.

ذات قدوس الله ـ عّزوجلّ ـ درباره آثار عدم اتصال به ذکر الله و فاصله گرفتن از آن می فرماید:

« وَمَنْ يعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمَنِ نُقَيضْ لَهُ شَيطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ ـ وَإِنَّهُمْ لَيصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِيلِ وَيحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ»  (الزخرف/۳۶ ـ ۳۷) یعنی: هر کس از یاد خدای رحمان اعراض کند، شیطانی بر او می گماریم که آن شیطان قرین [همنشین و همراه] او خواهد بود و آنها [شیاطین] بطور قطع این قبیل افراد را از راه خدا باز می دارند، در حالیکه خود آن افراد گمان می کنند هدایت یافته هستند.(۱)

در شرح و توضیح ذکر الله و حیات انسانی و حیات جانداری به این مقدار بحث اکتفاء می کنیم و وارد بحث در موضوع اعیاد شعبانیه می شویم.

ارتباط شخصیت های آسمانی با موضوع ذکر الله کثیر

قبلاً اشاره کردیم به اینکه ذکر الله انواع و مراتبی دارد و یکی از انواع آن یاد شخصیت های آسمانی و مطالعه و تفکر در شخصیت و رفتارهای آنها و گفتن و شنیدن و نوشتن و خواندن سخنان و رفتارهای آنها بزرگواران است حال می خواهیم  به ذکر حکمت به کار رفته در این موضوع و نحوه بهره برداری از این  جریان مبارک بپردازیم.

آیات فراوانی در قرآن مجید وجود دارد که فضائل علمی و اخلاقی و شخصیت پیامبران خدا ـ علیهم السلام ـ و در رأس آنها پیامبر خاتم حضرت محمد ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ  درآنها ذکر شده است و پروردگار عالمیان بطور مکرر اوصاف و رفتار های کریمانه آنها را به اهل ایمان و همه انسان ها متذکر شده است. و به اهل ایمان و گاهی حتی سایر انسانها توصیه شده است که برای استجابت دعای خود و دریافت نیازهای خود به ذوات مقدسه رهبران آسمانی متوسل شوند و از طریق توسل به آنها به پروردگارشان تقرب پیدا کنند. بحث در ذکر و توضیح این دسته از آیات و این سفارشات را به فرصت های مناسب و موقعیت های خاص موکول می کنیم. اما جهت کمال بحث این مقاله به موضوعی اشاره می کنیم و آن اینکه: خدای سبحان می فرماید:

« وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِيطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا» (النساء/۶۴) یعنی: ما هیچ رسولی را نفرستادیم مگر اینکه با اذن خدا مورد اطاعت [مردم] قرار بگیرد، و اگر آنان وقتی به خود ظلم کردند [و گناهی را مرتکب شدند] پیش تو می آمدند [ای پیامبر]، پس از خدا طلب غفران می کرند، و رسول خدا هم برای آنها استغفار می کرد، قطعاً خدا را توبه کننده [توبه پذیر] و مهربان و رحمتگر می یافتند. باید دید چرا خدای مهربان و کریم بندگان خود را مؤظف کرده است  به اینکه در صورت ارتکاب گناه نزد پیامبرش بروند و استغفار کنند و از آن حضرت هم تقاضای استغفار کنند و اشاره کرده است به اینکه در آن صورت پروردگار عالمیان به آنها رو می کند و رحمتش را بسوی آنها جاری می کند و توبه آنها را می پذیرد!

قابل توجه است که در آیه کریمه نفرمود اگر آنهاوقتی  گناه کردند، استغفار  می کردند و بعداً می رفتند سراغ  پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ و از او هم تقاضای استغفار از خدا برای گناهانشان می کردند و آن حضرت برای آنها استغفار می کرد…

بلکه در ترکیب آیه این ترتیب به کار رفته است که آنها لازم است اول سراغ پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ بروند و خودشان استغفار کنند و آن بزرگوار هم برای آنها استغفار کند.

 و در آیه دیگری که متذکر اعمال و رفتار منافقان شده و می فرماید:

« وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا يسْتَغْفِرْ لَكُمْ رَسُولُ اللَّهِ لَوَّوْا رُءُوسَهُمْ وَرَأَيتَهُمْ يصُدُّونَ وَهُمْ مُسْتَكْبِرُونَ » (المنافقون/۵) یعنی: و چون به ایشان گفته شود بیائید تا پیامبر خدا برای شما استغفار کند، سرهای خود را بر می گردانند و آنان را می بینی که سدّ راه خدا می شوند و آنها همان مستکبران هستند. در این آیه کریمه اعراض و خود داری از رفتن نزد رسول خدا و تقاضای استغفار از آن حضرت برای گناهان را از اعمال منافقان ونشانه استکبار محسوب فرموده است.

حال می خواهیم بدانیم حکمت این کار چیست و رفتن نزد پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ و استغفار از گناه و در خواست استغفار آن حضرت از خدا چه نقشی و تأثیری در نزول غفران خدا و پذیرش توبه گناهکاران دارد؟! در پاسخ این سؤال و توضیح این مطلب عرض می کنیم که در جریان استجابت دعا و رسیدن یک انسان به خواسته خود، کاری بر عهده پروردگار عالمیان است و کاری هم برعهده بنده نیازمند! وموقعیت روحی بنده در استجابت دعا نقش بسیار مهم اساسی دارد ودر حقیقت آنچه در جریان دعا تغییر می کند وضعیت بنده و ظرفیت روحی او برای دریافت رحمت خدای تعالی می باشد.

کلام ایام _ 378 ، امتحانات ملکوتی در نهضت عاشورا
بخوانید

جریان رحمت خدا یک موضوع است و ظرفیت بنده برای دریافت رحمت ، یک موضوع دیگر! و اگر در اثر دعا وضعیت بنده تغییر کرد و ظرفیت روحی او بیشتر شد، حتماً و قطعاً دعای او مستجاب می شود و او به خواسته خودش می رسد.

در چنین جریانی رفتن نزد رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ و استغفار او برای بنده گناهکار تأثیریی متناسب با ایمان و اخلاص و قدرت روحی فوق حد ادراک پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ در وضعیت روحی بنده و جریان رحمت پروردگار عالمیان بسوی او خواهد داشت

استغفار هم نوعی دعا است و درخواست از پروردگار عالمیان برای از بین بردن آثار گناهان بنده. تأثیر استغفار یک انسان عادی گناهکار و تأثیر استغفار پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ برای او متناسب با تفاوت ایمان و توجه قلبی و عمق ذکر الله در او و ایمان و اخلاص و یقین رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله وسلّم ـ به صفات و افعال خدای سبحان می باشد.

یعنی در استغفار رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ  برای یک بنده وگناه او، مجموعاً  قدرت عظیم فوق تصور روحی و ایمان خاص پیامبر خدا و کمالات روح شریف او به کمک بنده می آید و عامل جریان رحمت واسعه پروردگار عالمیان ـ عزّوجلّ ـ بسوی بنده می شود.

جای بسی تعجب و تأسف است که چطور عده ای مؤمن به قرآن با وجود این آیات صریح، توسل انسان ها با به پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ  و ائمه معصومین و شخصیت های آسمانی ـ علیهم السلام ـ  را تخطئه  می کنند و مؤمنان را از آن نهی  می کنند و کار خود را یک نوع روشنفکری تلقی می کنند و این نوع توسل را در تعارض با اخلاص بنده و درخواست حاجت بطور مستقیم از خود پروردگار شان تلقی می کنند و انسانها را از رفتن بسوی جریان رحمت خدا از راهی که خود ذات قدوس الله معرفی کرده است ممانعت می کنند. وقتی یک بنده به یکی از پیامبران خدا و یا یکی از امامان معصوم ـ سلام الله علیهم اجمعین ـ متوسل می شود از ناحیه توجه به ایمان عظیم و اخلاص آن بزرگواران وارد فضای وسیع ونورانی توحید می شود و از آن ایمان های متعالی اولیاء خاص خدا و قدرت روحی عظیم آنها جهت اتصال به پروردگارش بهره مند می شود و سهمی دریافت می کند.

وقتی یک انسان از حضرت سید الشهداء امام حسین ـ علیه السلام ـ یادی می کند ـ در هر زمانی بالخصوص روز ولادت آن بزرگوار روح او در معرض جریان عظیمی از ذکر الله قرار می گیرد و شستشو ومعطر می شود معطر به عطری قدسی و بهشتی!

انسان لازم است توجه کند به اینکه از زمان شروع حیات دنیوی آن حضرت تا زمان ما چه تعداد دعای انسان ها از ناحیه توسل به آن وجود قدسی  و رفتن به زیارت حرم شریف او و شرکت در مجالسی که ذکر فضائل و مناقب و مصیبت های او در آن مجالس برقرار بوده، مستجاب شده و چه تعداد از قلوب انسانها از ناحیه یاد او و توجه و توسل به او شستشو شده است.

آیا توسل هزاران هزار انسان در طول تاریخ به آن قهرمان عظیم میدان های غیرت و جوانمردی و حمایت از دین خدا یعنی حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام ـ و رسیدن به خواسته های خود قابل شمارش و محاسبه است؟!

امروز که این مقاله نوشته و منتشر می شود روز چهاردهم ماه شعبان معظم است و چند ساعت به شروع شب نیمه شعبان بیشتر نمانده است. شبی که طبق احادیث نقل شده از ذوات مقدس معصومین ـ سلام الله علیهم ـ در فضیلت بعد از شب قدر قرار دارد و عظمت آن و برکاتی که در آن نازل می شود از حد محاسبه و ارزیابی خارج است.

ولادت با شکوه آخرین حجت پروردگار عالمیان در چنین شبی واقع شده و درهای رحمت و برکات خدا در چنین شبی از آسمان و زمین بر روی بندگان باز می شود. وجود مبارک امام عصر حضرت مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ ذکر الله تجسم یافته خالص  و وارث تمامی فضائل ذوات مقدسه پیامبران و امامان معصوم ـ سلام الله علیهم ـ می باشد، در چنین شبی به عالم انسانیت عطا شده است.

 برای شب پر فضیلت نیمه شعبان دعاها و عبادات خاصی سفارش شده است که در کتاب های دعا قابل دسترسی است. امید است با انجام اعمال مخصوص این شب و احیاء آن با دعا و تلاوت قرآن و اقامه نمازها و انفاق مال به نیازمندان وسایر اعمال حسنه مشمول عنایات خاصه پروردگار مان بشویم و بالخصوص همدیگر را دعا کنیم:

نیاز شدید اضطراری انسان به ذکرالله

حاصل بحث اینکه انسان برای ورود به فضای حیات انسانی و ادامه آن و رسیدن به مقصد حقیقی آفرینش احتیاج شدید اجتناب ناپذیری به ذکرالله دارد! و نقش ذکرالله در حیات حقیقی انسان شبیه نقش اکسیژن برای حیات جسمانی می باشد و اگر کسی در عالم دنیا به حیات حقیقی نرسد در همین عالم دنیا و در فضای حیات جانداری زندانی خواهد شد آن هم در حالی که نابینا و ناشنوا و لال خواهد بود و فضای زندگی بعدی او همان فضائی خواهد بود که در معارف دینی به آن «جهنم» گفته می شود.

ذکرالله فردی و شخصی و ذکرالله اجتماعی

ذکرالله یک وقت جنبه فردی و شخصی دارد و آن عبارت است از اینکه انسان از طریق اعمال و رفتارهای خاصی با پروردگار عالمیان ارتباط پیدا کند و یا از ناحیه اعمال دیگران و حوادثی که در مسیر زندگی او واقع می شود، به یاد خدا بیافتد مثل دیدن پدیده ها و مخلوقاتی که صفات و افعال خدای سبحان در آن ها تجلّی بیشتر و آشکارتری دارد از نوع گیاهان و درختان و گل ها و برگ ها و میوه هائی که در شاخه ها و بوته های آن ها به وجود می آید و حیوانات مختلف و رفتارهای آن ها بالخصوص در تغذیه نوزادان خود و مراقبت و حفاظت از آن ها و بالاتر از همه انسان ها و صفاتی که ذات قدوس الله- جلّ جلاله- در وجود آن ها قرار داده و افعالی که از آن ها صادر می شود.

بعنوان مثال: اعضاء بدن یک نوزاد که قبل از تولد در وجود او قرار داده شده، مثل چشم و گوش و قلب و تمام اجزا و اعضای بدن و غذائی که با وضعیت جسمانی این نوزاد تناسب کامل دارد یعنی شیر که زمان تولد او در بدن مادر بوجود می آید و تمایل و نیازی که نوزاد در همان ساعت اولیه تولد به دریافت آن اظهار می کند- با عمل و رفتاری بنام گریه- و قطع گریه به محض دریافت آن غذا! و همچنین عاطفه و محبتی که در دل مادر به محض تولد کودک به جریان می افتد و استمرار می یابد و روز به روز بیشتر می شود و امثال آن ها، جلوه های آشکاری از صفات و افعال وجود اقدس پروردگار عالمیان را همراه دارد و انسان با مشاهده آن ها و تفکر درباره آن ها به یاد خدا متصل می شود و در مسیر تابش آن نور قدسی قرار می گیرد.

در جهت دیگر «ذکرالله» جنبه اجتماعی هم دارد و انسان ها علاوه بر نیاز شخصی و فردی، نیاز اجتماعی اجتناب ناپذیری هم نسبت به آن دارند! نیاز به امنیت و آرامش و برقراری عدالت و حقوق انسانی و محبت به دیگران و نوعدوستی و تمایل به دفاع از وطن خود از این نوع می باشند.

انسان وقتی می تواند به حقوق کامل خود برسد و از زندگی توأم با آرامش و آسایش و رفاه و امنیت و مملو از سرور و لذت بهره مند شود که در جامعه او و محیط زندگی و کار او و افراد خانواده اش جریان ذکرالله برقرار باشد و برکات و آثار مطلوب آن بطور مستمر جریان یابد.

خدای تعالی در نقل جریان بعثت حضرت موسی- علیه السلام- به رسالت و نبوت و نزول اولین مرحله وحی به او و مأموریت دادن به او که نزد فرعون و قومش برود و رسالت و مأموریت خود را اعلام کند، می فرماید:

«قَالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي–  وَيسِّرْ لِي أَمْرِي–  وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِ–  يفْقَهُوا قَوْلِي–  وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي– هَارُونَ أَخِي–  اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي– وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي–  كَي نُسَبِّحَكَ كَثِيرًا–  وَنَذْكُرَكَ كَثِيرًا» (طه/۲۵- ۳۴) ترجمه آیات فوق و توضیح مختصر آن را از مقاله ای که قبلاً منتشر شده، نقل می کنیم(۲)

«پروردگار را به من شرح صدر (صبر و تحمل و استقامت و حوصله و قوت قلب) عطا کن و کار رسالت را برای من آسان گردان و گره ای را از زبانم باز کن، تا انسان ها سخن مرا در یابند (و در قلوب آن ها مؤثر شود) و برای من وزیری از خاندانم قرار بده، هارون برادرم را، و مرا به وسیله او تقویت کن و او را در امر (نبوت و رسالت) من شریک قرار بده، تا این که (دو تائی) تو را زیاد تسبیح کنیم و زیاد ذکر کنیم.

منظور از «تسبیح کثیر» و «ذکر کثیر» در این آیات، تسبیح و ذکر بین مردم است نه تسبیح و ذکر شخصی و قلبی و در خلوت. مرحوم علّامه طباطبایی (ره) در تفسیر این آیات می فرماید:

مراد تسبیح و ذکر آن دو (یعنی موسی و هارون (ع) تنزیه آن دو نسبت به الله- سبحانه- و ذکر آن دو با هم برای خداوند در بین مردم و به طور علنی است، نه در حال خلوت یا در دلهایشان به طور سرّی، چون ذکر قلبی و در خلوت احتیاجی به قرار دادن هارون (ع) به عنوان وزیر ندارد، بلکه مراد این است که آن دو یعنی موسی (ع) و هارون (ع) او را با همدیگر در بین مردم تسبیح و ذکر کنند، آن هم تسبیح و ذکر کثیر و در مجامع و اجتماعات و جلسات ذکر خداوند را جاری کنند(۳)

ذکر الله چه به صورت فردی و شخصی و چه به صورت دیگر یعنی در بین انسان ها هم دارای مراتب و درجاتی است. آثار ذکرالله هم متناسب با میزان و نحوه توجه به خداوند و عمق و وسعت و به طور کلی نوع و مرتبه آن خواهد بود. به عنوان مثال آثار و برکات ذکر الله در سیره حضرت موسی (ع) و برادش هارون (ع) و آن چه از کتاب آسمانی و تورات حاصل شد، شامل قوم بنی اسرائیل به طور مستقیم و اقوام دیگر به طور غیر مستقیم تا زمان ظهور پیامبر صاحب شریعت دیگر یعنی حضرت عیسی (ع) می شد.

سرانجام زمان رسالت آخرین پیامبران خدا، رسول اکرم حضرت محمد بن عبدالله (ص) و نزول آخرین کتاب آسمانی یعنی قرآن کریم رسید. این کتاب هم مصدّق کتاب های آسمانی قبلی و مهیمن بر آن ها است و نوری بی پایان و همیشگی با خود دارد، به طوری که مشعل های آن هرگز خاموش نخواهد شد».

از ناحیه ذکر آیات فوق و توجه به معانی آن ها و توضیح مختصر مربوط به آن ها، موضوع ذکرالله در جهت اجتماعی و نیاز انسان ها به آن بطور اجمالی روشن شد. در احادیث متعددی از ذوات مقدسه رهبران آسمانی، اهل ایمان به این نوع ذکر توصیه و تشویق شده اند، بعنوان مثال و نمونه:

از امام صادق- علیه السلام- نقل شده است که فرمود:

«قَالَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: يَا ابْنَ آدَمَ اذْكُرْنِي فِي مَلَإٍ أَذْكُرْكَ فِي مَلَإٍ خَيْرٍ مِنْ مَلَئِكَ»(۴) یعنی: خدای- عزّوجلّ- فرمود: ای فرزند آدم مرا در بین اجتماعات انسانی یاد کن، تا من تو را در بین گروهی بهتر از گروه تو ]یعنی ملائکه[ یاد کنم.

همچنین از آن حضرت نقل شده است که فرمود:

«مَنْ ذَكَرَنِي فِي مَلَإٍ مِنَ اَلنَّاسِ ذَكَرْتُهُ فِي مَلَإٍ مِنَ اَلْمَلاَئِكَةِ»(۵) یعنی خدای- عزّوجلّ- فرمود: هر کس مرا در بین گروهی از انسان ها یاد کند من او را در بین گروهی از ملائکه یاد می کنم.

پیامبران خدا و امامان معصوم- علیهم السلام- علاوه بر «ذکرالله کثیر» در زندگی و رفتارهای شخصی و فردی خود، به ذکرالله کثیر در اجتماعات انسانی می پرداختند و بطور کلی تمامی فرصت ها و ساعات و روزهای آن را در این زمینه به کار می بردند، بطوریکه اصل زندگی آن ها را همین عبادت باشکوه تشکیل می داد. یعنی سخنان آن ها و رفتارهای آن ها و حتی زندگی شخصی آن ها، بطور کامل «ذکرالله» بود و انسان ها را به یاد خدای- عزّوجلّ- می انداخت.

گفته شد که ذکرالله دارای مراتبی است! و این عبادت باشکوه در رفتارهای رهبران آسمانی در مراحل بسیار متعالی و برتری تحقّق یافته و ظهور کرده و در این زمینه سیره شریف حضرت سیدالشهداء امام حسین- علیه السلام- موقعیت ممتاز خاصی دارد که در بخش بعدی به ذکر و توضیح این موضوع و همچنین سیره شریف امام سیدالساجدین و امام عصر حضرت مهدی و حضرت ابوالفضل العباس و حضرت علی اکبر- سلام الله علیهم اجمعین- و نقش شخصیت و رفتارهای آن بزرگواران در ذکرالله فردی و اجتماعی و در تاریخ حیات انسان ها خواهیم پرداخت. (ان شاء الله تعالی)

الیاس کلانتری

۱۳۹۸/۰۱/۲۹

پاورقی ها:

۱ـ نسبت دادن یک فعل به ذات اقدس الله ـ جلّ جلاله ـ معنی خاصی دارد و به معنی متداول بین انسانها نیست و لازم است به معنای خاص آن توجه شود، سعی می کنیم در مقالات بعدی توضیحی در آن زمینه بیاوریم .

۲-نشریه بیّنات، شماره ۶۴، (سال شانزدهم، شماره ۴)، ویژه نامه قرآن و امام حسین (ع)، ص ۱۹۸

– وبسایت حکمت طریف، بخش تجلّی قرآن در سیره عترت طاهره (علیهم السلام)، مقاله: تجلّی آیات قرآن در نهضت مقدس حسینی (علیه السلام)

۳-المیزان فی تفسیر القرآن، علامه طباطبائی، سوره طه، آیات ۹ – ۴۸

۴-اصول کافی، کتاب الدعا، باب «ما یجب من ذکرالله عزّوجلّ فی کل مجلس»، حدیث ۱۲، (انتشارات علمیه اسلامیه، ج ۴، ص ۲۵۷)

۵-همان، حدیث ۱۳

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن