کلام ایام – ۳۹۳، سهم و بهره انسانها از رحمت خدای غنیّ کریم

بخش یازدهم *

کلیات *

  • یهودیان چه عذر و بهانه ای جهت مخالفت با مسیحیان و مسلمین دارند؟

  •  مخالفت یهودیان با مسیحیان و مسلمین در حقیقت مخالفت با اصل دین توحیدی و اصل دینداری است.

  •  شریعت ها (ادیان) آسمانی با یکدیگر اختلاف اساسی و ذاتی ندارند و در اصول دینداری با یکدیگر مشارکت دارند.

  •  تفاوت شریعت ها (ادیان) آسمانی با یکدیگر مثل اختلاف در مراتب مختلف تحصیلی و علمی است.

  •  دینداران حقیقی به همه پیامبران و همه شریعت های آسمانی ایمان می آورند.

  • کسانی که می‌خواهند بین الله و پیامبران و بین پیامبران با یکدیگر جدائی بیاندازند، آنها حقیقتاً کافر هستند و مشمول عذاب خفّت‌ بار خواهند شد.

  •  تکذیب هر یک از رسولان خدا تکذیب همه آنها محسوب می شود.

  • طبق آیات قرآن «متّقین» یعنی: ایمان آورندگان حقیقی به شریعت اسلام مؤظف به ایمان آوردن به قرآن و کتاب های آسمانی قبلی هستند.

  •  دین خدا اختصاصی به اقوام و ملت ها ندارد و راه معین شده از طرف پروردگار عالمیان برای عموم انسان‌ها است.

  •  ابراهیم – علیه السلام – یهودی و یا نصرانی نبود، بلکه او موحّد و یکتا پرست بود و شرک نمی ورزید.

  •  یهودیان و مسیحیان حقیقی همان کسانی هستند که طبق سفارش اکید پیامبرانشان به آخرین پیامبر – صلّی الله علیه و آله و سلّم – و آخرین کتاب آسمانی ایمان آوردند.

  •  نزدیکترین انسان ها به ابراهیم – علیه السلام – کسانی بودند که از او تبعیت کردند.

  •  یهودیان و مسیحیان مؤظف بودند از حضرت موسی و حضرت عیسی و ملة ابراهیم – علیهم السلام – تبعیت کنند.

  •  دین توحیدی عنوان خاصّی هم دارد و به آن «ملة ابراهیم» گفته می‌شود.

  •  یهودیان بعد از ظهور حضرت عیسی – علیه السلام – و مسیحیان بعد از  ظهور پیامبر پیامبر خاتم حضرت محمد – صلّی الله علیه و آله و سلّم – نزدیک به ابراهیم – علیه السلام – و پیرو «ملة ابراهیم» نبودند.

  • یهودیان و مسیحیان از حضرت ابراهیم تبعیت نکردند چون مثل او در مقابل پروردگار عالمیان اسلام نیاوردند.

  • پیامبر خاتم حضرت محمد مأمور به تبعیت از «ملة ابراهیم» و «هدایت خدا» بود نه تبعیت از شخص حضرت ابراهیم و پیامبران قبلی (علیهم السلام)

 بحث و گفتگو در شماره قبلی منتهی شد به چند پرسش از یهودیان و از آنها توضیح خواسته شد. اگرچه این پرسش ها و امثال آنها را یهودیان پاسخ نمی دهند، اما امکان دارد تفکّر درباره آنها عامل روشن شدن خیلی از حقایق دینی و تاریخی شود و برای اهل تحقیق و مطالعه راهگشا باشد. طبعاً یهودیان برای مخالفت با مسیحیان و مسلمین هیچ توجیه دینی یا عقلی نخواهند داشت فعالیت‌ها و اقدامات آنها در حقیقت مخالفت با اصل دین خدا یعنی دین توحیدی است و شریعت ها (ادیان) آسمانی با یکدیگر اختلاف اساسی و ذاتی ندارند و اختلاف آنها مثل مراتب مختلف تحصیلی و علمی است و اهل ایمان به همه پیامبران و همه شریعت های آسمانی ایمان می آورند و آنها را تکریم می کنند بطوریکه در قرآن مجید آمده است:

«قُولُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَينَا وَمَا أُنْزِلَ إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ وَمَا أُوتِي مُوسَى وَعِيسَى وَمَا أُوتِي النَّبِيونَ مِنْ رَبِّهِمْ لَا نُفَرِّقُ بَينَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ» (البقرة/۱۳۶) یعنی: بگویید [ای مسلمین] ما ایمان آوردیم به الله و آنچه بر ما نازل شده [قرآن مجید] و آنچه نازل شده به ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط و آنچه داده شده به موسی و عیسی و آنچه داده شده به پیامبران از سوی پروردگارشان و فرقی بین هیچ یک از آنها نمی گذاریم و ما اسلام آورنده ها به او هستیم.

و همچنین خدای سبحان می فرماید:

«إِنَّ الَّذِينَ يكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَيرِيدُونَ أَنْ يفَرِّقُوا بَينَ اللَّهِ وَرُسُلِهِ وَيقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَيرِيدُونَ أَنْ يتَّخِذُوا بَينَ ذَلِكَ سَبِيلًا– أُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ حَقًّا وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُهِينًا» (النساء/ ۱۵۰ – ۱۵۱) یعنی: کسانیکه کفر می ورزند به الله و رسولان او و اراده می‌کنند که بین الله و رسولان او جدائی بیاندازند و می‌گویند ما به بعضی ایمان می آوریم و بعضی را انکار می کنیم و می خواهند بین آنها راهی برای خود اتخاذ کنند – آنها حقیقتاً کافر هستند و ما آماده کرده ایم برای کافران عذابی خفّت‌بار.

 از آیات کریمه فوق بر می آید که بندگان خدا لازم است به همه پیامبران ایمان بیاورند و بین الله و رسولانش جدائی نیاندازند. یعنی مؤظف به ایمان آوردن به الله و تمام رسولان او هستند و طبق آیات متعددی در قرآن تکذیب هر یک از رسولان، تکذیب همه آنها محسوب می‌شود. اصلاً ایمان به الله بدون ایمان به رسولان کامل نخواهد بود.

در آخرین شریعت آسمانی و در قرآن مجید یعنی آخرین کتاب آسمانی، اهل ایمان مؤظف به ایمان آوردن به همه رسولان خدا – علیهم السلام – و همه کتابهای آسمانی شده اند. بطوریکه در توصیف «متّقین» یعنی مؤمنان حقیقی می فرماید:

  «وَالَّذِينَ يؤْمِنُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيكَ وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ وَبِالْآخِرَةِ هُمْ يوقِنُونَ– أُولَئِكَ عَلَى هُدًى مِنْ رَبِّهِمْ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» (البقرة/ ۴ – ۵) یعنی: آنانکه ایمان می آورند به آنچه بر تو نازل شده [قرآن مجید] و آنچه قبل از تو نازل شده [تورات و انجیل و همه کتابهای آسمانی] و به آخرت ایمان یقینی می آورند – آنها بر هدایتی از پروردگارشان قرار دارند و آنها همان سعادتمندان هستند.

آخرین شریعت  آسمانی مشتمل بر شریعت های پیامبران قبلی و مکمّل همه آنها و معارف کامل دین توحیدی است و مخالفان و تکذیب کنندگان آن مخالف همه رسولان و همه کتابهای آسمانی و ذات قدوس الله – عزّوجلّ – هستند.

دین خدا اختصاص به اقوام و ملت ها ندارد و راه معین شده از طرف پروردگار عالمیان برای عموم انسان‌ها و راه زندگی الهی است و افراد جاهل – به آن معنی که قبلاً گفته شد – آن را به اقوام و ملت ها محدود کرده‌اند و روش زندگی آنها دینداری حقیقی نیست و در حقیقت آنها به آنچه هم ادعا می‌کنند ایمان ندارند. یعنی روش زندگی آنها مخالف دین آسمانی معین شده و تشریع شده از طرف خدای سبحان است.

 آنها پیامبران خدا را و آموزش‌های آن‌ها را به قومی و منطقه‌ای از زمین محدود می‌سازند و ادعای پیروی از شریعتی و پیامبری از پیامبران خدا را دارند، در حالیکه در همین روش زندگی خود با آن پیامبر مورد ادعای خود مخالفت آشکاری دارند. چون همه پیامبران خبر ظهور آخرین پیامبر را به امت خود داده بودند و آنها را به ایمان به او و اطاعت از او توصیه کرده بودند.

 خدای سبحان در این زمینه و تخطئه رفتار یهودیان و مسیحیان، آنهائی که از آموزش‌ها و فرمان پیامبران سرپیچی کردند و از ایمان آوردن به پیامبر خاتم – صلّی الله علیه و آله و سلّم – خودداری کردند، می‌فرماید:

«يا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تُحَاجُّونَ فِي إِبْرَاهِيمَ وَمَا أُنْزِلَتِ التَّوْرَاةُ وَالْإِنْجِيلُ إِلَّا مِنْ بَعْدِهِ أَفَلَا تَعْقِلُونَ» (آل عمران/۶۵) یعنی: ای اهل کتاب چرا درباره ابراهیم محاجّه می کنید، در حالیکه تورات و انجیل نازل نشده مگر بعد از [زمان] او آیا تعقّل نمی‌کنید.

 توضیح اینکه یهودیان و مسیحیان در مقام مخالفت و مقابله با یکدیگر و ذکر فضائل و افتخارات خود، حضرت ابراهیم – علیه السلام – را به خود نسبت می دادند و قرآن مجید این رفتار آنها را تخطئه کرده و در ردّ عقیده آنها یک استدلال عقلی آورده و آن اینکه آن حضرت قبل از نزول تورات و انجیل زندگی و رسالت داشته پس چطور ممکن است که او یهودی یا نصرانی باشد.

 و در ادامه این کلام می‌فرماید:

«مَا كَانَ إِبْرَاهِيمُ يهُودِيا وَلَا نَصْرَانِيا وَلَكِنْ كَانَ حَنِيفًا مُسْلِمًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ–   إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْرَاهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ وَهَذَا النَّبِي وَالَّذِينَ آمَنُوا وَاللَّهُ وَلِي الْمُؤْمِنِينَ» (آل عمران/ ۶۷ – ۶۸) یعنی: ابراهیم نه یهودی بود و نه نصرانی و بلکه او یکتاپرست [موحّد] و مسلم بود و او از مشرکان نبود – در حقیقت نزدیک ترین انسان ها به ابراهیم کسانی هستند که از او پیروی کردند [در توحید و اطاعت از خدا] و این پیامبر [خاتم] و کسانیکه ایمان آوردند و «الله» ولی مؤمنان است.

 مراد این است که آئین یکتاپرستی خالص و بدون آمیختگی با شرک مسلک و روشی است که حضرت ابراهیم به آن عمل می‌کرد و او اسلام آورده بود و مطیع پروردگار عالمیان بود و کسانیکه از او تبعیت کردند، دین‌ دار حقیقی هستند و دین داری حقیقی محدود به قومی و منطقه‌ای از زمین و یک عنوان خاص نمی شود. و اینکه دین خدا و توحید خالص در شریعت پیامبر خاتم – صلّی الله علیه و آله و سلّم – و ایمان آورنده ها به آن وجود مبارک جریان دارد و خدای سبحان ولی مؤمنان است.

کلام ایام - 3، عید فطر زمان دریافت جوائز مسابقه رمضان
بخوانید

و بطور ضمنی در آیه اخیر اشاره ای شده است به اینکه صورت حقیقی و کامل معارف و حقایق دین توحیدی در شریعت آخرین پیامبر خدا یعنی حضرت محمد – صلّی الله علیه و آله و سلّم – قرار دارد و ایمان آورنده ها به او همان موحّدان و دینداران حقیقی هستند. توضیح اینکه:

 در آیه کریمه فرمود: نزدیکترین انسان ها به حضرت ابراهیم – علیه السلام – کسانی هستند که از او پیروی کردند. و در آیات قبلی هم احتجاجی علیه یهودیان و نصرانی ها بکار رفته و عقاید آنها مورد تخطئه قرار گرفته و ادعای پیروی آنها از ابراهیم و نزدیک بودن آنها به او، رد شده است.

در معانی آیات فوق یک نکته بسیار لطیفی هم به کار رفته است و آن اینکه طبعاً یهودی‌ها مأمور به تبعیّت از حضرت موسی – علیه السلام – بودند و مدعی آن و بعد از ظهور پیامبر صاحب شریعت بعدی یعنی حضرت عیسی – علیه السلام – مأمور به ایمان به او و تبعیت از او بودند و مدعی آن هستند و کسانیکه به آن مأموریت عمل کردند، به آنها نصرانی یا مسیحی گفته می‌شود. از مجموع آیات فوق هم بر می‌آید که هم یهودیان و هم مسیحیان مأمور به تبعیت از حضرت ابراهیم – علیه السلام – هم بودند در عین حال که مأمور به تبعیت از حضرت موسی و حضرت عیسی – علیهما السلام – هم بودند، پس اوّلاً: نه تنها تبعیت از حضرت موسی و حضرت عیسی – علیهما السلام – منافاتی با تبعیت از حضرت ابراهیم – علیه السلام – ندارد، بلکه هر سه راه یکی است و تابع حضرت موسی – علیه السلام – تابع حضرت ابراهیم – علیه السلام – هم محسوب می‌شود و همچنین او طبق آنچه در تورات آمده و حضرت موسی – علیه السلام – دستور داده، مؤظف به ایمان آوردن به حضرت عیسی – علیه السلام – و تبعیت از او بوده است، اعمّ از اینکه به آن وظیفه و دستور عمل کرده است یا نه!

ثانیاً: پیروان حقیقی حضرت ابراهیم و حضرت موسی و حضرت عیسی – علیهم السلام – کسانی هستند که به «هذا النبی» یعنی این پیامبر – پیامبر خاتم – حضرت محمد – صلّی الله علیه و آله و سلّم – ایمان بیاورند و در آن صورت موحّد و دیندار حقیقی خواهند بود. یعنی: پیروان پیامبر خاتم – صلّی الله علیه و آله و سلّم – و ایمان آورنده ها به او، در حقیقت به حضرات ابراهیم و موسی و عیسی – علیهم السلام – و همه پیامبران ایمان آورده اند و از آنها پیروی می‌کنند و این در اصل همان دینداری حقیقی و اطاعت از پروردگار عالمیان است.

 قابل تذکر است که «دین توحیدی» عنوان خاصّی هم دارد و مجموعاً به آن «ملة ابراهیم» گفته می‌شود. یعنی این عنوان به آن اطلاق می‌شود! و این نوعی نامگذاری است و همه پیامبران خدا – انسان ها را بسوی آن دعوت می کردند و خودشان تابع آن بودند، یعنی تابع «دین توحیدی» که اسم دیگر آن «ملة ابراهیم» است و وجود مبارک خاتم پیامبران حضرت محمد – صلّی الله علیه و آله و سلّم – هم مثل همه پیامبران مأمور به تبعیت از همان طریقه بود! بطوریکه خدای سبحان فرمود:

«ثُمَّ أَوْحَينَا إِلَيكَ أَنِ اتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ» (النحل/۱۲۳) یعنی: سپس به تو وحی کردیم که از «ملة» [یعنی آئین و روش] ابراهیم پیروی کن و او از مشرکان نبود.

 لازم به توجه دقیق است که مراد در آیه کریمه تبعیت از خود شخص حضرت ابراهیم – علیه السلام – نیست بلکه مراد تبعیت از «ملة ابراهیم» یعنی آئین یکتاپرستی و توحید خالص است و بنا به حکمتی آن آئین و طریقه یعنی یکتاپرستی و توحید خالص که هیچ گونه شرکی در آن نیست با این اسم خوانده می شود.

 مفسّر بزرگ قرآن مرحوم علامه طباطبائی – رضوان الله تعالی علیه – در تفسیر آیه مورد بحث اخیر (آیه ۶۸) می فرماید:

در قول خدا «لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ» تعریضی برای اهل کتاب وجود دارد از یهود و نصاری بصورت کنایه و آن اینکه: شما به ابراهیم – علیه السلام –  نزدیک نیستید بجهت عدم تبعیت از او در اسلام برای خدا.

 ایشان به نکته لطیفی هم در آیه کریمه توجه کرده و آورده است:

 در کلام خدا که فرمود:

«وَهَذَا النَّبِي وَالَّذِينَ آمَنُوا» پیامبر اکرم – صلّی الله علیه و آله و سلّم – و پیروانش را جدا از پیروان حضرت ابراهیم – علیه السلام – ذکر کرده، جهت اجلال پیامبر اکرم – صلّی الله علیه و آله و سلّم – و حفظ مقام او که تبعیت را به او اطلاق نکرده باشد. و این آیه مثل آیه کریمه ذیل است [در این زمینه] که فرمود:

«أُولَئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيهِ أَجْرًا إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرَى لِلْعَالَمِينَ» (الأنعام/۹۰) یعنی: آنها هستند کسانی که خدا آنها را هدایت کرد، پس به هدایت آنها اقتداء کن.(۱) بطوریکه نگفت: به آنها اقتداء کن! بلکه فرمود به هدایت آنها اقتداء کن.

 منظور این است که در آیه اخیر هم به پیامبر – صلّی الله علیه و آله و سلّم – دستور داده شده به هدایت پیامبران قبلی اقتداء کند نه به خود آنها. یعنی اقتداء به هدایت خداوند درباره آنها.

 این نکته در آیه مورد بحث و آیه اخیر مورد استشهاد علامه طباطبائی هم تأییدی است بر آنچه گفته شد. از موضوع ایمان به همه پیامبران و عدم تفریق بین آنها و بین الله – عزّوجلّ – و پیامبران او.

 حاصل مباحث اخیر این است که: گروهی از انسانها دارای قدرت ادراکی و استعداد آموزش پذیری در سطح متوسطی هستند و آنها اکثریت افراد جوامع انسانی را تشکیل می‌دهند. این گروه غالباً تحت تأثیر تبلیغات حکومت‌ها و تحت اراده آنها قرار می گیرند و اگر در یک جامعه حکومت صالحی برقرار بود، آنها هم در فضای آن حکومت به زندگی عادی خود ادامه می‌دهند، اما اگر حکومت جامعه فاسد بود، آنها هم عملاً و عمدتاً به نوعی فساد گرایش پیدا می‌کنند یا مبتلا می‌شوند. این گروه عظیم از انسان‌ها در اکثر جوامع انسانی وجود دارند و حکومت‌های ناصالح از وجود آنها و قوای مالی و فکری و عقیدتی آنها در مسیر اهداف شخصی و ناسالم خود بهره برداری می کنند. این گروه از افراد انسانی امکان دارد دارای هر نوع عقیده‌ای باشند، چه دارای عقاید مذهبی – به معنی عرفی و چه مخالف آن و بطوریکه قبلاً گفته شد – در تاریخ حیات انسانها بزرگترین جنایات و نسل کشی ها توسط این قبیل انسانها در جوامع مختلف انجام گرفته مثل کشتارهای میلیونی کمونیست ها در شوروی و چین که ضدّ دین ترین انسان های تاریخ بودند و مثل کشتارهای میلیونی از انسان ها در جنگ جهانی دوم.

 این گروه از انسان‌ها اگر به یک شریعت آسمانی و یا صورت کامل دین خدا هم ایمان آوردند و وارد فضای آن شدند، معارف و احکام و اخلاق دین خدا یا بخشی از آنها را مطابق خواسته های خود و یا خواسته‌های امراء و بزرگان خود در می‌آورند و تغییر می‌دهند و در حقیقت خواسته‌ها و اهداف خود را بر دین مورد نظر خود تحمیل می‌کنند تا جائی که با پیامبران خدا و کتاب‌های آسمانی به مخالفت بر می خیزند و اعمال ضدّ دینی را بنام دین انجام می‌دهند. مثل سنّت منحوس کشتن پیامبران خدا در بین یهود و قتل عام مسیحیان توسط آنها و جنگ مسیحیان بین یکدیگر و جنگ های مسلمین و فرقه های مختلف آنها بین یکدیگر.

این گروه از انسان‌ها گاهی بهره اندکی از دین خدا نصیبشان می‌شود و گاهی از رحمت بی پایان او محروم می‌شوند! و حتی گاهی مانع رسیدن رحمت خدا به دیگران می‌شوند.

 در ادامه این مباحث نقش گروهی از اینگونه افراد در انتقال رحمت خدا به دیگران و همچنین راه رسیدن به مراتب متعالی از رحمت خدا را مورد بحث قرار خواهیم داد و همچنین پرسشهائی را از مسیحیان و بعضی از مسلمین و صاحبان بعضی از افکار و عقاید دیگر بعمل خواهیم آورد. ان شاء الله تعالی

الیاس کلانتری

پاورقی:

۱- المیزان فی تفسیر القرآن، علامه طباطبائی، تفسیر آیه ۶۸ از سوره آل عمران.

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن