درسهائی از نهج البلاغه-۲۴، تفسیر خطبه متقین(همام)

اعتذار*

همچنان که در مقالات بخش آموزشهای آسمانی متذکر شدیم بعضی از مقالات این وبسایت مدتی طولانی متوقف شد از جمله مقالات «درسهائی از نهج البلاغه» و امیدواریم از اینجا به بعد وقفه ای در مقالات به وجود نیاید . ما قبلاً در این بخش خطبه مشهور متقین را مورد شرح و تفسیر قرار دادیم و این خطبه به پایان نرسیده بود و از این شماره بحث در این زمینه را به خواست خدا ادامه خواهیم داد(ان شاءالله تعالی).

« وَ قَصْداً فِي غِنًى» یعنی : و میانه روی در حال بی نیازی. او در حال توانگری هم در هزینه اموال میانه روی می کند و از اسراف و ریخت و پاش جلوگیری می کند. همچنین از سختگیری مشقت آور نسبت به اعضاء خانواده و افراد تحت تکفل خود پرهیز می نماید. قناعت او و مصرف حساب شده اموال و امکانات زندگی از روی ناچاری و فقر و کمبود ها نیست. بلکه بجهت اینکه میانه روی رفتاری است ممدوح و عاقلانه، آن را مشی زندگی خود قرار می دهد.

« وَ خُشُوعاً فِي عِبَادَةٍ» خشوع یعنی تذلل و تواضع . خشوع روح عبادت است یعنی: عبادت بدون آن ، عبادت حقیقی نمی باشد. مقابل خشوع تکبر و خودپسندی قرار دارد. متقین یعنی مؤمنان مورد توصیف در این خطبه در عبادات خود متوجه عظمت و کبریای پروردگار عالمیان می شوند و خود را مقابل آن عظمت بی پایان ، حقیر و ناچیز حساب می کنند و این احساس برای آنها خشوع می آورد.

در آیات اول سوره مؤمنون در بیان اوصاف مؤمنان حقیقی ابتداءً موضوع خشوع در نماز ذکر شده ، بطوریکه فرمود:

«قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ-الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ» یعنی : براستی مؤمنان رستگار (سعادتمند)  شدند، همانان که در نمازشان حالت خشوع پیدا می کنند.

خشوع قلبی انسان در نماز و غیر آن می تواند سبب جریان ذکر الله در قلب انسان و عبودیت خالص برای پروردگارش شود ! بطوریکه خدای سبحان فرمود:

«أَلَمْ يأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ» (الحديد/۱۶) یعنی : آیا زمان آن نرسیده است که قلوب اهل ایمان برای ذکر الله و آنچه از حق نازل شده خشوع پیدا کند؟

« وَ تَجَمُّلًا فِي فَاقَةٍ» یعنی : خود را در حال فقر هم، بی نیاز وانمود کردن. تجمل از جمال به معنای اظهار زیبائی.

فاقه: فقر . مراد این است که متقین دارای عزت نفس آشکاری هستند و فقر خود را اظهار نمی کنند و خود را بی نیاز نشان می دهند! و فقر و نیاز مندی خود را اظهار نمی کنند و نعمت های پروردگارشان را در مقام یک بنده شاکر آشکار می کنند. بطوریکه اگر کسی رفتارهای آنها را ببیند، تصور می کند که او در رفاه و آسایش و غنا زندگی می کند.

«وَ صَبْراً فِي شِدَّةٍ» و صبری در شداید . درباره کلمه صبر قبلاً در توضیح عبارت:« صَبَرُوا أَيَّاماً قَصِيرَةً» بحث فشرده ای به میان آمد و به سه مورد از سخنان امیرالمؤمنین علی –علیه السلام- از کتاب «غررالحکم» استناد شد.

بطور کلی در اخلاق دینی به «صبر در شدائد» سفارش زیادی شده و احادیث فراوانی از ائمه اهل البیت – علیهم السلام- در فواید و آثار پر برکت آن نقل شده است. صبر در شداید عامل پاکسازی روح انسانی و تعالی آن خواهد شد و سبب رسیدن به اجر و پاداش عظیمی از پروردگار عالمیان.

امیرالمؤمنین علی –علیه السلام- می فرماید :

« اَلصَّبْرُ رَأْسُ اَلْإِيمَانِ»یعنی: صبر اساس ایمان است و بدون آن ایمان صورت حقیقی خود را نخواهد داشت و برقرار نخواهد ماند .

امام –علیه السلام- در کلام دیگر می فرماید :

«اَلصَّبْرُ اَدْفَعُ لِلْبَلاءِ» یعنی : صبر بیش از هر چیزی دفع کننده بلا می باشد.

«وَ طَلَباً فِي حَلَالٍ»یعنی:او در پی کسب رزق از طریق حلال است. فرد متقی مورد وصف برای کسب رزق حلال فعالیتی دارد و آن را از راه حلال جستجو می کند. اینکه در معارف دینی گفته می شود رزق انسان مقدر شده و به او خواهد رسید. به این معنی نیست که خود انسان در جهت اکتساب رزق مقدر از طرف پروردگارش نقشی نداشته باشد! بلکه لازم است آن رزق را طلب کند.

کسب رزق حلال در عرف اخلاق دینی نوعی عبادت شمرده می شود! و تلاش برای بدست آوردن وسایل معاش برای خود و افراد تحت تکفل خود در بعضی احادیث نوعی جهاد شمرده شده است.

امیرالمؤمنین علی –علیه السلام- فرمود:

«اذکی المکاسب کسب الحلال» یعنی : پاکترین کسب ها [و فزاینده و پر برکت ترین آنها] کسب حلال است. یعنی: مالی که از راه حلال کسب شود افزایش می یابد و دارای برکات و سود زیادی خوهد شد.

امام –علیه السلام- که درباره دنیا و متاع اندک آن بطور مکرر به انسانها هشدار می دهد، از جمله می فرماید:

«دَارُ هَانَتْ عَلَى رَبِّهَا، فَخَلَطَ حَلاَلَهَا بِحَرَامِهَا، وَخَيْرَهَا بِشَرِّهَا، وَحَيَاتَهَا بِمَوْتِهَا، وَحُلْوَهَا بِمُرِّهَا»(۱) یعنی : دنیا خانه ای است در نظر پروردگارش بی ارزش است پس مخلوط کرده است حلال آن را به حرامش و خیر آن را به شر و شیرینی آن را به تلخی.

اگر انسان در زندگی دنیوی و رفتارهای خود دقت و مراقب لازم به کار نبرد گرفتار متاع حرام دنیا خواهد شد.

 امام –علیه السلام- در توصیف انسانهای متقی، متذکر این نکته و این رفتار از آنها هم می شود که آنها بطور مستمر مراقبت دارند که رزقشان به حرام مخلوط نشود و بطور خالص و حلال به آن برسند.

«وَ نَشَاطاً فِي هُدًى» یعنی : او در مسیر هدایت با اشتیاق می رود ، بجهت جلالت و عظمت مقصدی که بسوی آن در حرکت است . تمامی قوای وجودی او در این سفر به کار بسته می شود. او در دنیا حال مسافری را دارد که با امیدواری و شوق و نشاط بطرف مقصد آفرینش یعنی زندگی در بهشت در حرکت است و همه سختیهای دنیا یعنی جاده حیات حقیقی، بجهت اشتیاق شدید به مقصد مطلوب، برای او قابل تحمل است و از نشاط او نمی کاهد.

درس هائی از نهج البلاغه - 23 ، تفسیر خطبه متقین (همام)
بخوانید

«وَ تَحَرُّجاً عَنْ طَمَعٍ » یعنی : از طمع فاصله می گیرد. او طمعی به متاع دنیا ندارد و از آن فاصله می گیرد چون مطاع دنیا مطلوب اصلی و حقیقی او نیست و ارزش طمع وزیدن را ندارد و در این سفر از موانع و بازدارنده ها محسوب می شود. قوای روحی او ارزشمند تر از آن است که متوجه کالای فریبنده دنیا و لذت های کاذب موقتی آن شود .

« يَعْمَلُ الْأَعْمَالَ الصَّالِحَةَ وَ هُوَ عَلَى وَجَلٍ يُمْسِي وَ هَمُّهُ الشُّكْرُ وَ يُصْبِحُ وَ هَمُّهُ الذِّكْرُ يَبِيتُ حَذِراً وَ يُصْبِحُ فَرِحاً حَذِراً لِمَا حُذِّرَ مِنَ الْغَفْلَةِ وَ فَرِحاً بِمَا أَصَابَ مِنَ الْفَضْلِ وَ الرَّحْمَةِ» یعنی : او اعمال صالحه را انجام می دهد، در حالیکه نگران است. روز را به شب می رساند. و همّ او شکر است. و شب را به صبح می رساند در حالیکه اشتیاق به ذکر الله دارد. شب را با نگرانی و خوف سپری می کند و صبح می کند در حال خوشحالی و سرور. نگران از غفلتی است که نسبت به آن هشدار داده شده است و شادمانی و خوشحالی او برای رحمت و احسانی است که به او رسیده است.

او در عین حال که موفق به انجام اعمال صالحه است، باز هم نگرانی به سر می برد، نگران ناچیز بودن اعمالش می باشد و اینکه مبادا اعمالش مورد قبول پروردگارش قرار نگیرد.

موضوع قبول شدن و عدم قبولی اعمال موجب نگرانی و ترس او می باشد.

این تصور –بطوریکه قبلاً هم به آن اشاره شده – از توجه عمیق و خالص به عظمت بی پایان پروردگار عالمیان و خشیت از مقام او و از احساس کوچکی و ناچیز بودن عملش در مقابل عظمت پروردگارش ناشی می شود.

او روز را به شب می رساند، در حالیکه تمام توجهش به شکر پروردگارش می باشد. هم در طول روز مشغول شکر است و هم اشتیاق به فراغت از اعمال روزانه و بدست آوردن فرصتی مناسب برای شکر بیشتر، دارد. او از شکر پروردگارش لذت عظیمی می برد! که لذایذ متاع زندگی دنیا در مقابل آن بسیار ناچیز است. مقام «شکر کثیر» مقام رفیعی است، که فقط تعداد قلیلی از بندگان خدا به آن مقام می رسند و خدای سبحان در این زمینه می فرماید:

«اعْمَلُوا آلَ دَاوُودَ شُكْرًا وَقَلِيلٌ مِنْ عِبَادِي الشَّكُورُ» (سبأ/۱۳) یعنی : ای آل داود شکر بجای آورید و اندکی از بندگان من اهل شکر کثیر هستند.

شَکور یعنی انسان کثیر الشکر. هم در آیه مورد بحث و هم در  آیات دیگر قرآن و روایات زیادی از ائمه اهل البیت –علیهم السلام- توصیه به «شکر کثیر» شده و فواید و آثار پر برکتی برای آن ذکر شده است. امیرالمؤمنین علی –علیه السلام- در مورد شکر کثیر می فرماید:

«إِذَا وَصَلَتْ إِلَيْكُمْ أَطْرَافُ النِّعَمِ، فَلَا تُنَفِّرُوا أَقْصَاهَا بِقِلَّةِ الشُّكْرِ»(۲) یعنی : و هنگامی که مقدمات و مراتب اولیه نعمت ها به شمار رسید ، با شکر اندک ادامه و بقیه آنها را فراری ندهید. یعنی شکر زیاد موجب ادامه و استمرار نعمت های پروردگار می شود و عدم شکر حتی اندک بودن آن ممکن است سبب قطع نعمت ها شود.

«وَ يُصْبِحُ وَ هَمُّهُ الذِّكْرُ» یعنی : او شب را به صبح می رساند، درحالیکه تمام همت و اشتیاق او به ذکر خداست . هم بخشی از شب را به «ذکر الله» مشغول است! و هم صبح خود را با ذکر آغاز می کند! و هیچ چیز برای او لذت ذکر الله را ندارد.

در قرآن مجید در آیات متعددی به انسانها دستور ذکر الله و ذکر کثیر داده شده است. و همچنین ذکر الله کثیر سبب فلاح انسانها معرفی شده است . خدای سبحان می فرماید:

«اذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيرًا لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» (الجمعة/۱۰) یعنی : الله را زیاد ذکر کنید تا باشد که رستگار شوید.

و باز خدای سبحان می فرماید:

«يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا» (الأحزاب/۴۱) یعنی : ای کسانیکه ایمان آورده اید، الله را ذکر کنید، ذکر زیاد.

امیرالمؤمنین علی – علیه السلام- در موارد فراوانی از کلام خود اشاره به آثار ذکر الله و توصیه به آن فرموده است! و فضائل عظیمی برای آن شمرده است از جمله می فرماید:

«إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى جَعَلَ الذِّكْرَ جِلاءً لِلْقُلُوبِ» یعنی : خداوند -که منزه است و برتر- یاد خود را عامل حیات قلب ها قرار داد.

«يَبِيتُ حَذِراً وَ يُصْبِحُ فَرِحاً» یعنی : او شب را در حال نگرانی به صبح می رساند و وارد صبح می شود در حال سرور و خوشحالی. نگرانی او از رسیدن لحظه ی رحلت و عدم آمادگی برای ورود به بهشت و زندگی در آنجا است. نگران حوادث بعد از رحلت است که مبادا اعمال او مورد قبول واقع نشود و از اهل نجات محسوب نشود.

او وقتی وارد صبح می شود از اینکه باز هم روحش بعد از جدا شدن از بدن،مجدداً برگشته و روز دیگری از طرف خدا ، به او عطا شده ،خوشحال است. به امید این که در این یک روز جدید به اعمال صالحی موفق شود و یا از گناهان خود توبه کند و مشمول عنایات و رحمت پروردگارش قرار بگیرد.

ادامه دارد…

 

پاورقی ها :

۱ – غررالحکم ، ح ۵۱۰۳

۲ – نهج البلاغه ، حکمت شماره -۱۳

۳ – نهج البلاغه، خطبه ۲۲۲

دکمه بازگشت به بالا
بستن