آموزشهای آسمانی- ۴۰،تفسیر سوره مدثر( آیات ۴۰-۴۵)

۴۰-۴۲« فِي جَنَّاتٍ يتَسَاءَلُونَ – عَنِ الْمُجْرِمِينَ – مَا سَلَكَكُمْ فِي سَقَر »یعنی: اصحاب الیمین در باغهای بهشتی وارد خواهند شد و استقرار خواهند یافت. بهشت با عظمت های بی پایان و نعمت های دائمی . آنها از مجرمان که خارج از آنجا هستند سؤال خواهند کرد که چه چیزی شما به جهنم کشانده یعنی سبب ورود شما به جهنم شد؟

از این آیه کریمه و آیات بعدی و آیات دیگری در قرآن مجید بر می آید که هدف اصلی از آفرینش انسان وارد شدن آنها به جهنم نیست. بلکه مقصد اصلی از آفرینش او ورود به بهشت است! و رفتن بسوی جهنم و سقوط در آن از ناحیه اسباب و عللی خواهد بود. بطور کلی اگر روح انسان در عالم دنیا از ناحیه افکار و عقاید و رفتارهای او فاسد شد و رشد لازم را پیدا نکرد، او اهل جهنم خواهد بود.و آن روح فاسد در هر مکان و مقامی قرار بگیرد،در عذاب خواهد بود. یعنی همه جا برای او جهنم خواهد شد و عذاب جهنم از ناحیه اعمال او و فسادی که بر آن عارض شده بر او تسلط خواهد یافت.

قابل توجه است که در این سوره بجای جهنم کلمه «سقر»گفته شده که یکی از اسماء جهنم و یا یکی از درکات آن است. این کلمه در آیات قبلی سوره هم ذکر شده و توصیفی از آن بعمل آمده است و مجموعاً سه بار در آیات این سوره آمده است. و ما قبلاً در مقاله -۳۷ از این مجموعه ، اوصافی از آتش جهنم و خصوصیات آن را ذکر کردیم و توصیه می کنیم آن مقاله مجدداً مورد توجه قرار بگیرد.

اینجا متذکر می شویم که ذکر اسمی از جهنم و یا در در که ای از درکات آن یکبار درباره آن کافر مذکور در آیات قبلی که نسبت سحر به کتاب آسمانی داد به عمل آمده و بعد توصیفی از آن در آیات بعدی و یکبار دیگر در همین آیه مورد بحث (آیه- ۴۲) و قطعاً این کار حکمت و علت خاصی دارد.

 بطور کلی در تمام قرآن مجید ۴ بار کلمه «سقر» به کار رفته است که ۳ بار در همین سوره (مدثر) و یک بار در سوره قمر . و لازم است در تحقیق و تدبر در آیات قرآن حکمت توجه خاص به این کلمه در همین سوره، این وصف از جهنم مورد توجه دقیق قرار بگیرد و ارتباط اعمال اهل جهنم با آن روشن شود.

۴۳-« قَالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ » اهل جهنم در پاسخ سؤال اصحاب الیمین که علت سقوط آنها را در جهنم می پرسند، می گویند: ما از «مصلین» نبودیم. یعنی در رأس علل و اسباب سقوط خود در جهنم موضوع « صلاة»و عدم انجام آن را در طول عمر خود در دنیا ذکر می کنند.

علامه طباطبائی –رحمة الله علیه- در تفسیر  این آیه کریمه می فرماید: «مراد از صلاة توجه عبادی خاص به خدای سبحان است که شامل انواع آن عبادات در شرایع مختلف آسمانی حَقّه می شود.»(۱)

یعنی کلمه «صلاة» منحصر به عباداتی به نام نماز نمی باشد که به شکل خاصی در شریعت پیامبر خاتم –صلی الله عله و آله و سلم- بجای آورده می شود و بلکه اصل صلاة در شریعت های قبلی هم بصورتهای مختلفی تشریع شده بود و بجای آورده می شد.

علامه طباطبائی در تفسیر آیه۵۶ از سوره احزاب که می فرماید:

« إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يصَلُّونَ عَلَى النَّبِي يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا »نوشته است که کلمه «صلاة» در اصل بمعنی «انعطاف » است. و صلاة خدای تعالی نسبت به رسولش، انعطاف او است با رحمت، انعطاف مطلق که مقید به چیزی نیست. و همچنین صلاة ملائکه بر او انعطاف به اوست با تزکیه و استغفار و از مؤمنان دعا و درخواست رحمت است برای او .

بطور کلی «صلاه» در اصل به معنی انعطاف و توجه و دعا می باشد! و آن از طرف خدای سبحان به معنی توجه و رحمت و عنایات می باشد و از ملائکه به معنی دعا و استغفار و درخواست رحمت از خدا برای رسول خدا – صلی الله علیه و آله – و یا دیگران و از مؤمنان دعا و درخواست است.

 اما کلمه «صلاه» در فرهنگ دینی بیشتر استعمال شده است در عبادتی بنام «نماز» که برترین و عالیترین نوع ارتباط بنده با خدای سبحان است. بطوریکه این کلمه در این معنی مشهور شده و عمدتاً در معارف دینی در همین معنی به کار می رود و ابتداءً همین معنی درباره آن به نظر می رسد.

از طریق این عبادت با شکوه یعنی نماز انسان بطور مستقیم با پروردگار عالمیان ارتباط و اتصال پیدا می کند. نماز بنده در مقابل خدای سبحان روزی چند بار روح او را مورد شستشو قرار می دهد. قوای روحی انسان در اثر نماز شدیداً تقویت می شود و بنده از ناحیه آن به قدرت بی پایان پروردگارعالمیان متصل می شود.

روح انسان در اثر نماز حیات انسانی خود را پیدا می کند و در اثر استمرار آن استعداد خروج از محدوده دنیا و صعود به عالم ملکوت و ورود به بهشت در او به وجود می آید.

آموزش های آسمانی- 30، تفسیر سوره مدّثّر
بخوانید

نماز عالیترین نوع «ذکر الله» است و ذکر الله غذای روح انسان است و روح انسانی او در صورت برقراری ارتباط با پروردگار عالمیان رشد حقیقی خود را پیدا خواهد کرد و در صورت قطع این نوع ارتباط، «روح انسانی» یک شخص حیات خود را از دست خواهد داد و در صورت استمرار آن حالت، فاسد خواهد شد. در آن صورت آنچه در وجود انسان باقی می ماند «روح جانداری» است و حیات او حیات جانداری خواهد بود و نه حیات انسانی و حیات برقرار در عالم آخرت از نوع حیات انسانی است! لذا کسانی که حیات انسانی در دنیا پیدا نکنند و یا آن را بعد از حصول از دست بدهند، استعداد ورود در بهشت در آنها نخواهد بود و آنها وارد جهنم خواهند شد.اهل جهنم در پاسخ سؤال «اصحاب الیمین» برای ورودشان به جهنم چند علت را ذکر خواهند کرد که در رأس آنها موضوع ترک نماز و اتصال به خدای سبحان قرار دارد.

درباره موقعیت نماز در بین اعمال عبادی و آثار آن در روح انسان در تفسیر آیات۹-۱۰ از سوره علق (۲) وارد بحثی شدیم.

۴۴- « وَلَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِينَ » و ما به مسکین طعام نمی دادیم. یعنی عامل دیگری که ما را به جهنم کشانید عدم اطعام به مساکین بود . بعد از موضوع ترک  نماز و ارتباط با خدا – عمل خلاف دستورات خدای سبحان که آن هم اهمیت زیادی در حیات اجتماعی دارد ، عدم اطعام به مساکین و بی اعتنائی به حال آنها است . خدای سبحان حقی برای مساکین در اموال مردم قرار داده است . و این حق خدائی است و کسی نباید آن را از اهلش منع کند.

خدای سبحان می فرماید:

« وَفِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ» (الذاريات/۱۹) یعنی : در اموال آنها برای سائل و محروم حقی بود .

در آیات قبلی از رفتارهای گروهی از انسانها ذکری به میان آمده که آنها اهل عذاب جهنم هستند و فرمود:« يوْمَ هُمْ عَلَى النَّارِ يفْتَنُونَ – ذُوقُوا فِتْنَتَكُمْ هَذَا الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تَسْتَعْجِلُونَ» (الذاريات/۱۳-۱۴) یعنی : روزی که آنان گرفتار آتش شوند-[به آنها گفته خواهد شد] بچشید عذاب خود را ، این است همان چیزی که برای آن عجله داشتید!  و در مقابل آنها اهل تقوا هستند که در باغهای بهشتی و کنار نهر های جاری در آن قرار خواهند داشت.و در آیات بعدی آنها را مورد توصیف قرار می دهد و از جمله درباره آنها فرمود که آنها اهل انفاق بودند و در اموالشان حقی بود برای نیازمندانی که درخواست کمک می کردند و برای کسانیکه دچار محرومیت شده بودند.

باز خدای سبحان فرمود:

« إِلَّا الْمُصَلِّينَ – الَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ دَائِمُونَ – وَالَّذِينَ فِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ – لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ» (المعارج/۲۲-۲۵) یعنی : غیر از نمازگزاران – همان کسانیکه بر نمازشان استمرار دارند- و همانانی که در اموالشان حقی معلوم[ و معین شده ] است برای کسانیکه درخواست کمک می کنند و برای محرومان.

و بعد از بیان اوصاف دیگری از آنان می فرماید :

« أُولَئِكَ فِي جَنَّاتٍ مُكْرَمُونَ»(۳۵) یعنی : آنها در باغهای بهشتی مورد اکرام قرار خواهند گرفت . مجموعاً در آیات سوره معراج که از شماره -۲۲ شروع شده «مصلّین» یعنی اهل نماز حقیقی مورد توصیف قرار گرفته اند. از جمله اوصاف آنها انفاق مال است به دو گروه، نیازمندان که در خواست کمک می کنند و به محرومان و اینکه آنها توجه دارند به حق فقرا و نیازمندان در اموال خودشان.

قابل توجه است که خدای سبحان حقی را برای آنها در اموال اهل ایمان معین فرموده و آنها موظف به پرداخت آن حق هستند، و آن حق خدائی آنها است! پس نباید افراد مرفه و ثروتمند اموالی را که در اختیار شان قرار دارد، مال مطلق خود بدانند. بلکه لازم است خود را امانتداری درباره اموالشان تصور کنند و طبق دستور خدای غنی کریم آن اموال را هزینه کنند.

عدم اطعام به مساکین دومین عامل سقوط اهل جهنم در آن عذاب عظیم خواهد بود! و بعد از ذکر آن دو عامل، یعنی ترک نماز و ترک اطعام مساکین به عامل دیگری اشاره کرده و می فرماید:

 ۴۵-« وَكُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخَائِضِينَ » خوض یعنی فرو رفتن در باطل. چه باطل عملی و چه زبانی! طوری که انسان بطور کلی در غفلت قرار بگیرد و توجهی به غیر آن نکند. انسانهای زیادی حتی بعضاً در صورت داشتن اعتقاد به قیامت  و زندگی اخروی ، باز هم در گرداب های باطل و لغویات غوطه ور می شوند و زندگی دنیا را که به منزله جاده زندگی حقیقی است ، محل آسایش و مقصد حیات تلقی می کنند و زندگی خود را تباه می سازد و توجهی ندارد که آسایش ها و لذت های حقیقی در آخرت قرار دارد و از حیات دنیوی باید اندوخته ایی برای آنجا به دست آورند .

الیاس کلانتری

۱۴۰۰/۰۶/۰۱

 

پاورقی :

۱ – المیزان فی تفسیرالقرآن ، علامه طباطبائی ، تفسیر سوره احزاب آیه ۵۶

۲ –  وبسایت حکمت طریف ، بخش آموزشهای آسمانی ، شماره-۲۲ (تفسیر آیات ۹-۱۰)، سوره علق

دکمه بازگشت به بالا
بستن