کلام ایام ـ ۴۸۲، ماه شعبان و روزهای تاریخی آن

بخش اول

کلیات

  • راه تبدیل حزن پایان یافتن ماه عظیم رجب و وداع با آن به نوعی سرور.
  • ماه شعبان ماهی است بسیار نورانی و پربرکت مثل ماه رجب و منسوب است به وجود مبارک پیامبر خدا ( صلی الله علیه و آله وسلم)
  • اعیاد شعبانیه سبب کثرت فضائل و برکات این ماه نورانی است.
  • ایام ولادت اولیاء خاص خدای سبحان در ماه شعبان.
  • مقالات سالهای قبل درباره ماه شعبان و عظمت و برکات آن.
  • ذخیره سازی برای ادامه زندگی و حیات اخروی.
  • امکانات سفر لازم است متناسب با طول آن و زمان اقامت باشد.
  • بهره برداری بیشتر از جریان رحمت خدای سبحان.
  • جهت اقامت و سکونت دائمی در جائی، لازم است انسان همه دارائی ها و یا قیمت آنها را پس از فروش با خود ببرد.
  • دو جریان از رحمت خدای سبحان که در فضای زندگی انسانها برقرار است.
  • سیر و حرکت انسان بسوی مقصد آفرینش.
  • طول روز قیامت به تناسب موقعیت ایمانی و اعمال انسانها، با دیگران متفاوت خواهد بود.
  • مقدار روز قیامت طبق تصریح قرآن مجید پنجاه هزار سال خواهد بود.
  • اقامت و مکث در قیامت با مشقت ها و سختی های زیادی همراه خواهد بود.
  • نگرانی و ترس «ابرار» از سختی ها و مشقت ها و شرّ روز قیامت.
  • توصیف خدای سبحان از روز قیامت.
  • کلامی از امیرالمؤمنین علی ـ علیه السلام ـ درباره طول سفر انسان به مقصد آفرینش و اندک بودن توشه و ذخائر او.

 *********************************************

بسم الله الرحمن الرحیم

ماه عظیم و پربرکت رجب، با همه جاذبه ها و جلالتش به پایان رسید و از سپری شدن ایام آن حزنی در قلوب اهل ایمان و روزه داران در آن ماه و مجموعاً «رجبیّون» باقی ماند. اما ورود به ماه نورانی «شعبان» در مجموع آن حزن و اندوه را تحت تأثیرات خود قرار می دهد، و می شود آن حزن و اندوه از ناحیه توجه کامل به فضائل ماه شعبان و بجای آوردن اعمال مخصوص آن، بالخصوص توجه عمیق قلبی به دعاهای سفارش شده در آن و روزه گرفتن در ایام آن و توجه به نزدیکتر شدن «ماه مبارک رمضان» به سروری تبدیل شود.

ماه شعبان ماهی است بسیار نورانی و پربرکت مثل ماه رجب و منسوب است به وجود مبارک رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ و ماه آن حضرت محسوب می شود، بالخصوص که اعیاد عظیمی در آن قرار گرفته و این اعیاد از همان روزهای اول آن شروع می شود.

روز سوم این ماه نورانی روز ولادت حضرت سیدالشهداـ علیهما السلام ـ است. ولادت آن حضرت در روزهای اول این ماه، جلالت و نورانیت خاصی به آن بخشیده و سبب کثرت فضائل آن شده است.

در روز چهارم آن هم ولادت پرچمدار نهضت باشکوه حسینی ـ علیه السلام ـ و سرور آزادمردان و غیرتمندان و مدافعان حریم دین خدا و پیروان پیامبران و امامان معصوم، حضرت ابوالفضل العباس واقع شده است.

روز پنجم این ماه پربرکت روز ولادت سید اهل سجده و زینت اهل عبادت و سرور اهل عرفان حقیقی، امام سیدالساجدین علی بن الحسین ـ علیهما السلام ـ است، ولادت آن وجود مبارک قدسی، جلالت و نورانیت عظیمی به آن بخشیده است.

در شب – و روز ـ نیمه شعبان هم ولادت آخرین سفیر پروردگار عالمیان و منجی بشریت و منتَظَر ادیان، وجود مبارک امام عصر حضرت حجه بن الحسن – علیهما السلام ـ واقع شده است.

در روز یازدهم این ماه نورانی و باشکوه، طبق بعضی از اقوال ولادت قهرمان دیگری از خاندان رسالت فرزند امام حسین ـ علیه السلام ـ و مدافع قدرتمند حریم دین خدا حضرت «علی اکبر» واقع شده است.

در ادامه این مقالات و بیان فضائل ماه شعبان، مقالات مستقلی درباره سیره و کلام این شخصیت های قدسی نوشته خواهد شد ـ ان شاء الله تعالی ـ و اما ابتداءً و از همین شماره، به بیان فضائلی از این ماه و اعمال مخصوص آنها و ذکر و توضیح  بعضی از دعاهای آن می پردازیم.

در سالهای گذشته در ایام ماه شعبان مقالاتی درباره فضائل و برکات این ماه و اعمال سفارش شده برای آن و توضیحاتی برای بعضی از دعاهای مخصوص آن در این وبسایت منتشر شد و در این شماره بعد از ذکر عناوین و شماره های آن مقالات بیان دیگری درباره موضوعات فوق الذکر می آوریم.

لازم به تذکر است که مقالات قبلی را عیناً با عناوین و شماره های آنها به همان صورتی که در وبسایت منتشر شده ذکر می کنیم تا دسترسی علاقه مندان به آنها با سهولت امکان پذیر باشد و این روش را همیشه در مقالات به کار می بریم.

مقالات سالهای قبل درباره ماه شعبان

  • کلام ایام ـ ۴۵، شعبان ماه پیامبر خدا ( صلی الله علیه و آله و سلم )
  • کلام ایام ـ ۱۲۵، دریاهای نور و امواج آنها ( و با شماره های ـ ۱۲۶ و ۱۲۷)
  • کلام ایام ـ ۱۹۵، برکات عظیم ماه عظیم شعبان ( در ۶ بخش و با شماره های ـ ۱۹۶ و ۱۹۷ و از ۱۹۹ تا ۳۰۱)
  • کلام ایام ـ ۲۶۸، شعبان المعظم ماه رحمت و رضوان خدا ( در ۱۰ بخش و با شماره های ـ ۲۶۹ تا ۲۷۷)
  • شعبان ماه محبت رسول خدا ( صلی الله علیه و آله و سلم ) در ۲ بخش وبا شماره ـ ۴۲۰
  • کلام ایام ـ ۴۲۱، بهار عالم قدس ( در سه بخش و با شماره های، ۴۲۲ و ۴۲۳)
  • کلام ایام ـ ۳۲۷، شعبان ماه نور و رحمت و برکات بی پایان ( در ۳ بخش و با شماره های ـ ۳۳۴ و ۳۳۵)

ذخیره سازی برای ادامه زندگی و حیات اخروی

گروه های عظیمی از انسانها و بلکه به یک معنی همه آنها برای ادامه زندگی و زمانهای خاصی از آن احتیاج به «ذخیره سازی» و باصطلاح «پس انداز» دارند. مثلاً کشاورزان در کار زراعت و مصرف دارائی های خود، بخشی از روزها و ماههای سال را به امر زراعت و پرورش محصولات کشاورزی مشغول می شوند و وقتی زراعت آنها به مرحله محصول برداری رسید، بخشی از محصولات خود را در همان زمان اشتغال به زراعت و محصول برداری از آن مصرف می کنند و بخشی از آن را برای ایام دیگر سال مثلاً فصل زمستان و بهار سال بعد ذخیره می کنند و اگر محصول آنها از نوع محصولاتی است که چند روز و یا چند هفته و ماه سالم باقی نمی ماند مثل بعضی از میوه ها، می توانند آن محصولات و یا بخشی از آنها را بفروشند و با پولی که از فروش آنها بدست آمده اشیاء مورد نیاز خود را خریداری کنند ویا در روزها و ماههای بعدی، از آن ذخیره مالی برای رفع نیازهای خود بهره ببرند.

کسانی هم که شغل دیگری دارند و مثلاً هر روز یا هر هفته و ماه در مقابل کار خود مزدی دریافت می کنند، می توانند در سنین جوانی و میانسالی خود کار کنند و نیازهای مالی خود را تأمین کنند و مقداری هم مال برای سنین پیری و از کار افتادگی خود ذخیره کنند، یا بصورت پس انداز یا عضویت در بعضی از سازمانها جهت بیمه بازنشستگی و بیمه عمر و امثال آنها.

این نوع ذخیره سازی و پس انداز برای ایام بعدی و یا زمان وقوع بعضی از حوادث امری است معقول و غالباً بین اقوام و ملل مختلف و در اکثر جوامع انسانی و بلکه به یک معنی در بین عموم انسانها یا عمده افراد از آنها جریان دارد و کسانیکه نسبت به این امر اهمال کنند و در غفلتی به زندگی عادی خود ادامه دهند، قطعاً زمانی پشیمان خواهند شد و حسرت خواهند خورد و دچار مشکلات و نیازمندی های زیادی خواهند شد.

ما برای ایجاد توجه بیشتر به این موضوع و بعنوان هشداری برای خود و دیگران جهت به کار بستن روشهای معقول و عالمانه در فرصت های گرانبهای عمر و بهره برداری بیشتر از بعضی زمانها و روزها و شب ها چند مثال ذکر می کنیم:

مثال یکم: در بعضی از مقالات قبلی در ضمن یکی از مباحث مثالی ذکر کردیم که تقریباً خلاصه و حاصل آن بصورت ذیل بود: فرض کنیم در ایام آخر فصل بهار ویا اوائل تابستان و یا سایر ایام آن در منطقه ای از زمین مدتی باران نباریده و مردم دچار کمبود آب شده اند، حال چه آب مصرفی برای زندگی روزمره و چه آب برای زراعت و گیاهان و درختان، در آن وضعیت قیمت آب بالا رفته و مردم با تحمل سختی ها و پرداخت قیمت زیاد مقداری آب بدست می آورند. در آن وضعیت کمبود بارندگی و یا قطع طولانی آن سبب کاهش ذخایر آب در سفره های زمینی و رودخانه ها و سدها و امثال آنها شده.

مردم در آن وضعیت ناچار هستند مقداری آب را از مناطق دیگر با قیمتی گران خریداری کنند و به منطقه زندگی خود حمل کنند! و یا آب اندکی را به مزارع و باغهای خود جاری کنند.

 در آن وضعیت آبیاری هزاران مزرعه و باغ و درخت کاری بسیار سخت و پرهزینه است، اما چاره ای از آن نیست،چون هم خود انسانها برای مصارف عادی روزمره احتیاج به آب بهداشتی و سالم دارند و هم حیوانات برای ادامه زندگی لازم است آب بنوشند و هم به مزارع و باغها و درختان جهت جلوگیری از خشک شدن آنها و از بین رفتن محصولات و میوه های آنها باید مقداری آب رساند. طبعاً آبیاری هزاران مزرعه و باغ در یک منطقه و یک شهر و روستاهای آن احتیاج به تهیه مقدار زیادی آب و صرف هزینه سنگینی خواهد داشت.

حال اگر در چنان موقعیتی بارندگی شروع شود و ساعتها و روزها  ادامه پیدا کند و آب فراوانی در آن منطقه به جریان بیافتد، آن رویداد چقدر سودآور و سرورانگیز و مغتنم خواهد بود؟ در آن صورت اهل آن منطقه نه تنها برای خرید آب و حمل آن به محل زندگی و مزارع و باغهای  خود، هزینه ای را تحمل نخواهند کرد و دچار مشقت نخواهند شد، بلکه مقدار زیادی از آب آن باران پرحجم هم به سفره های زمینی منتقل خواهد شد و ذخیره خواهد شد برای مصارف بعدی و اگر سدّی در آن منطقه باشد، آب های جاری در آن سد پر خواهد شد و ذخیره ای برای ایام دیگر به وجود خواهد آمد.

همچنین اگر کسانی به امید آمدن باران، زمینهای زراعی خود را آماده کرده بودند و بذری تهیه کرده و یا در آنها پاشیده بودند، از آن فرصت طلائی یعنی بارندگی پرحجم باران استفاده های بیشتری خواهند برد.

کلام ایام - 239، ماه ذوالحجة و شکوه و برکات آن
بخوانید

مثال دوم: اگر کسی برای کاری که به وقت اندکی نیاز دارد مثلاً یک ساعت یا دو ساعت از منزل خود خارج شود و محلی که باید برود، نزدیک منزلش باشد احتیاج به همراه بردن مواد غذائی و لوازم خواب و استراحت و پول زیاد ندارد، حتی شاید نیازی هم به بردن وسیله نقلیه و یا سوار شدن به وسایل نقلیه عمومی پیدا نکند و مسافت بین منزل و جائی را که می خواهد برود، پیاده طی کند.

اما اگر جائی که می خواهد برود دورتر از منزلش باشد یا خارج از شهر و انجام کار مورد نظر او به وقت زیادی مثل یک روز کامل یعنی از صبح تا شب و یا بیش از یک روز، طبعاً او به مقداری غذا، پول، لوازم استراحت و محل سکونت مثل یک اطاق در یک مسافرخانه و هتل احتیاج خواهد داشت.

و اگر سفر او طولانی خواهد بود مثلاً یک ماه، دو ماه، یا بیشتر او احتیاج به لوازم سفر و لباس اضافی و مقدار قابل توجهی پول خواهد داشت و همچنین اگر او سرپرست یک خانواده است، ضرورت دارد که برای مدتی که در سفر و خارج از منزل مسکونی خود، اقامت خواهد داشت، لوازم ضروری زندگی آنها را تأمبن کند و سفارشاتی برای آنها جهت اداره امور زندگی آنها و منزل به عمل آورد.

و همچنین اگر سفر او بسیار طولانی شد، مثلاً بخواهد برای ادامه تحصیل یا اشتغال به کار چند سال جدا از وطن و خانواده خود به سر ببرد، متناسب با آن سفر و اقامت طولانی لازم است امکانات زندگی و محلی برای سکونت یا بصورت اجاره یا خرید و مالی جهت هزینه های زندگی فراهم کند و یا از جائی برای او فرستاده شود و یا امکان اشتغال به کاری و کسب درآمدی برای خود به وجود آورد.

اما اگر یک انسان برای سکونت دائمی و اقامت در جائی تصمیم گرفته و قصد برگشتن به وطن اولیه خود را ندارد و می خواهد وطن و محل سکونتی دیگر برای خود در نظر بگیرد، لازم است امکانات و اموال متناسب با تصمیم خود فراهم کند و عمده دارائی های خود را به پول و ارز تبدیل کند و آنها را به وطن جدید منتقل کند  مثلاً اگر خانه مسکونی او در وطن اولیه مال خود اوست، لازم است آن را بفروشد و با پول آن در وطن دوم خانه ای تهیه کند و کارهائی امثال آنها.

مثال سوم: اگر کسی بخواهد در قطعه زمینی مزرعه ای یا باغی به وجود آورد و یا در حیاط منزل مسکونی خود چند عدد درخت بکارد، لازم است آن قطعه زمین را برای زراعت و کاشتن درخت آماده کند! یعنی خاک آن را اگر مناسب برای زراعت نبود عوض کند و گیاهان زاید و هرزه و سمی و خاروخس را از زمین درآورد و دور بریزد. به هر حال لازم است محل زراعت و کاشتن درختان را اصلاح کند و آن را به زمین مناسب برای زراعت و کاشتن درختان مرغوب و مفید و سودآور تبدیل کند. والّا در زمین و خاک اصلاح نشده که با موادی مثل زواید مصالح ساختمانی از نوع مثلاً آهک و گچ و سیمان و امثال آنها و یا بذر گیاهان سمی و انواع خارها  آلوده شده، گیاه و درخت مرغوب موردنظر حاصل نخواهد شد! بطوریکه خدای سبحان در کتاب آسمانی فرمود:

« وَهُوَ الَّذِي يُرْسِلُ الرِّيَاحَ بُشْرًا بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ ۖ حَتَّىٰ إِذَا أَقَلَّتْ سَحَابًا ثِقَالًا سُقْنَاهُ لِبَلَدٍ مَيِّتٍ فَأَنْزَلْنَا بِهِ الْمَاءَ فَأَخْرَجْنَا بِهِ مِنْ كُلِّ الثَّمَرَاتِ ۚ كَذَٰلِكَ نُخْرِجُ الْمَوْتَىٰ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ـ  وَالْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ ۖ وَالَّذِي خَبُثَ لَا يَخْرُجُ إِلَّا نَكِدًا ۚ كَذَٰلِكَ نُصَرِّفُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَشْكُرُونَ» (الاعراف/ ۵۷ ـ ۵۸) یعنی: اوست آنکه بادها را پیشاپیش [باران] رحمتش می فرستد تا ابرهای آبدار [پر آب] را حمل کنند و آن را بسوی زمینهای مرده می رانیم و از آن باران نازل کنیم و به وسیله آن از هر نوع ثمری از زمین خارج کنیم [برویانیم] و این چنین مرده ها را هم [ در روز قیامت] خارج می کنیم، باشد که شما متذکر شوید. و زمین پاک و آماده و اصلاح شده، گیاهش با اذن [قدرت] پروردگارش خارج می شود [می روید] و آن زمینی که آلوده است [ و اصلاح نشده] جز گیاه کم ارزش و اندک در آن نمی روید. و ما این چنین آیات خود را بصورتهای گوناگون بر قومی که اهل شکر هستند بیان می کنیم.

در آیه اول اشاره ای شده به رحمت عامه و گسترده خدای سبحان که بر همه انسانها نازل می شود و خدای کریم کسی را از آن محروم نمی کند، اما در آیه دوم لزوم زمینه مناسب روحی در انسانها جهت پذیرش آثار رحمت مورد تذکر قرار گرفته است. یعنی لازم است انسانها وجود خود را با آموزشهای خدای حکیم علیم توسط پیامبران او برای دریافت رحمت پروردگار عالمیان آماده کنند تا با دریافت آن رحمت شایستگی صعود از عالم ماده و ورود به بهشت را پیدا کنند.

دو نوع جریان رحمت و برکات در فضای حیات انسانها

از طرف پروردگار عالمیان دو نوع جریان رحمت در فضای زندگی انسانها برقرار است! و آن دو عبارتند از:

  • جریان رحمت عادی برای عموم انسانها
  • جریان رحمت فوق عادی برای گروهی از انسانهای دارای شرایط خاص

رحمت عامه خدای رحمان و رحیم بر همه جا گسترده است،‌ همچنانکه خود آن ذات قدوس فرمود:

«وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ » (الاعراف/۱۵۶)

رحمت عادی و عمومی برای انسانها مثل نور و حرارت خورشید که لازمه حیات انسانها است و اعضاء و اجزاء بدن انسان و مهر و محبت مادر و پدر برای نوزادان و کودکان و ادامه آن در سطوح دیگری برای فرزندان در سنین بالاتر و امثال آنها.

اما جریان رحمت فوق عادی در زمانها و مکانها و شرایط خاصی برقرار می شود و برای کسانی است که شرایط بهره مندی بیشتر را با اعمال و رفتارهای خود و شناسائی زمانها و مکانهای خاص، به وجود می آورند. شبیه آن مثال که زده شد درباره کمبود آب و نزول باران پرحجم و جاری شدن نهرها و رودخانه ها و ادامه حیات نباتات و جانداران و انسانها و افزایش ذخائر آبی در سفره های زمینی و سدّها و از بین رفتن خطرات کمبود آب.

سیر و حرکت انسان بسوی مقصد آفرینش

انسان در دنیا در حال سیر و حرکت بسوی مقصدی است عظیم  و سکونت دائمی در آنجا. زندگی انسان دائمی و ابدی است و بخش بسیار کوتاه و اندکی از آن در عالم دنیا برقرار می باشد و یک اقامت چندین هزار ساله در فاصله بین رحلت او از دنیا تا روز قیامت که به آن «حیات برزخی» گفته می شود و بعد از آن اقامتی طولانی که زمان آن متناسب با نوع زندگی او در دنیا خواهد بودو آن زمان برای عده ای به اندازه یک یا چند ساعت در مقیاس زمان دنیوی و برای عده ای چندین سال و سرانجام برای عده ای به اندازه پنجاه هزار سال دنیوی خواهد بود. بطوریکه خدای سبحان درکتاب آسمانی فرمود:

« تَعْرُجُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ » (المعارج/۴) یعنی: عروج خواهند داشت ملائکه و روح بسوی او در روزی که مقدار آن پنجاه هزار سال است.

میزان اقامت و استقرار انسان و نحوه زندگی او در عرصه های قیامت با مشکلات عظیم برقرار در آن عرصه است، متناسب با عقاید و اعمال و رفتارهای او در دنیا خواهد بود.

مجموعاً اقامت و مکث در روز قیامت مشقت ها و سختی های زیادی خواهد داشت، حتی برای کسانیکه اقامت و مکث آنها کوتاه تر خواهد بود. تا چه رسد به اقامت و مکث طولانی. سختی ها و گرفتاری های قیامت خیلی سنگین تر و عظیم تر از آن است که به ذهن انسانها در دنیا برسد مگر صاحبان علم فوق عادی یعنی پیامبران و امامان معصوم ( علیهم السلام  )

خدای سبحان در توصیف «ابرار» یعنی بندگان بسیار متعالی و مقرب خود می فرماید:

« يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَيَخَافُونَ يَوْمًا كَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيرًا » (الانسان/۷) یعنی: آنها به نذر خود وفا می کنند و می ترسند از روزی که شرّ آن فراگیر است.

و در آیات بعدی بصورت نقل قول آنها می فرماید:

« إِنَّا نَخَافُ مِنْ رَبِّنَا يَوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِيرًا » (الانسان/۱۰) یعنی: ما می ترسیم از پروردگارمان در روزی که شرّها در آن روی هم انباشته شده.

مراد از روز عبوس قمطریر، شدت زیاد شرور و سختی ها و مشقت ها است.

مراد ما از طرح این موضوعات بیان این نکته است در فضای پر از سختیها و مشقت ها و اقامت طولانی در عرصات قیامت، احتیاج شدید به ذخایر و توشه برای زندگی وجود دارد و آن توشه لازم است از فضای زندگی دنیوی تهیه و فراهم شود. آن سفر طولانی و اقامت در برزخ و در قیامت هم بسیار طولانی خواهد بود و نیاز انسان به لوازم زندگی و اندکی آسایش بسیار شدید خواهد بود.

امام امیرالمؤمنین علی ـ علیه السلام ـ درباره راه منتهی به قیامت و عظمت مقصد و اندک بودن ذخیره انسانها می فرماید:

« آهِ مِنْ قِلَّةِ الزَّادِ، وَطُولِ الطَّرِيقِ، وَبُعْدِ السَّفَرِ، وَعَظِيمِ الْمَوْرِدِ» (۱) یعنی: آه از اندک بودن توشه و طول راه و دوری سفر و عظمت مقصد.

پس بسیار ضروری است که انسان برای آینده خود و زمان اقامت در برزخ و روز عظیم قیامت و زندگی اخروی در بهشت هر مقدار که امکان پذیر است  ذخیره کند و توشه زیاد تهیه کند و قبل از رفتن خود از دنیا، آن ذخیره و توشه را به محل زندگی اخروی و جاده منتهی به آنجا بفرستد.

زمانهای خاصی برای تهیه توشه و ذخیره جهت زندگی اخروی مناسب تر است و امکان پذیرتر، از جمله ماه رجب و ماه شعبان و روزها و شب ها و ساعات آن دو ماه نورانی و روزهای خاصی در آن دو ماه بالخصوص با نیت آماده شدن جهت ورود به ماه مبارک رمضان که عظمت و برکات آن فوق حد ادراکات عادی انسانی است.

این کلام و راههای ورود به فضای مجاری رحمت بی انتهای خدای سبحان در بخش های بعدی این مقالات ادامه خواهد یافت. ( ان شاء الله)

الیاس کلانتری

۱۴۰۰/۱۲/۱۹

پاورقی:

۱ـ نهج البلاغه، بخش حکمتها، حکمت شماره ـ ۷۷

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن