کلام ایام ـ ۴۹۱، حضرت خدیجه ـ سلام الله علیها ـ اولین ایمان آورنده از بانوان

کلیات*

  • اعضاء اولیه دین خدا و آخرین شریعت آسمانی.
  • خدیجه کبری ـ علیها السلام ـ از ناحیه فراست و بصیرت عمیقی که داشت شخصیت ممتاز و فوق عادی حضرت محمد ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ را قبل از بعثت به رسالت شناخت.
  • حضرت خدیجه ـ سلام الله علیها ـ ۱۵ سال قبل از بعثت حضرت محمد ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ با پیشنهاد خود با او ازدواج کرد.
  • از روز اول بعثت رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ خدیجه ـ علیها السلام ـ در مقام نصرت دین خدا درکنار آن حضرت و همراه او بود.
  • خدیجه ـ سلام الله علیها ـ در طول مدتی که پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ و پیروانش از بنی هاشم و دیگران مجبور به سکونت در «شعب ابوطالب» بودند، همراه آن حضرت تمام مشقت ها وسختی ها را تحمل می کرد.
  • حزن و اندوه شدید رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ برای رحلت حضرت خدیجه ـ سلام الله علیها ـ و حضرت ابوطالب (علیه السلام )
  • بعد از رحلت حضرت ابوطالب و حضرت خدیجه فعالیت پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ در امر دعوت دینی بسیار محدود شد.
  • برترین و با فضیلت ترین بانوان اهل بهشت.
  • بعد از رحلت رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ و در دوره ممنوعیت نوشتن احادیث آن حضرت از طرف حکومت ها، تعدادی از احادیث در فضائل حضرت خدیجه پنهان شد یا از بین رفت!
  • یادی از حضرت خدیجه در شب ازدواج دخترش فاطمه زهرا ـ سلام الله علیهما ـ و گریه پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ به یاداو
  • خانه ای در بهشت برای حضرت خدیجه ـ سلام الله علیها ـ پدید آمده از «زمرد بهشتی»
  • نکات اخلاقی و علمی کلام نورانی پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ درمدح و تکریم حضرت خدیجه (علیها السلا م)
  • مراد رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ از موضوع تصدیق خدیجه ـ علیها السلام ـ از او و تکذیب دیگران.
  • کیفیت شروع دعوت دینی از طرف رسول خدا ـ صل الله علیه و آله و سلم ـ و همراهی خدیجه ـ علیهاالسلام ـ با آن حضرت.
  • موازره (معاونت ) خدیجه ـ علیها السلام ـ با رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ درباره دین خدا.
  • وزارت امیرالمؤمنین علی ـ علیه السلام ـ و حضرت خدیجه ـ سلام الله علیها ـ برای پیامبر خدا در امر رسالت.
  • کمک مالی حضرت خدیجه ـ علیها السلام ـ به فقرا، رفتار متعارف دائمی آن بزرگوار بود.
  • لغو و ابطال معاهده ننگین و ظالمانه مشرکان و کفار علیه پیامبر خدا و پیروان او.
  • محبوبیت گسترده حضرت محمد ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در بین اهل شهر مکه قبل از بعثت.
  • خطرات همراهی با پیامبر خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ و مشقت های آن در دوره محاصره آن حضرت در شعب ابوطالب (علیه السلام )

** * * * * * **

بسم الله الرحمن الرحیم 

روز دهم ماه مبارک رمضان سالروز رحلت بانوی فداکار، همسر رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ سرور بانوان حامی دین خدا حضرت خدیجه کبری است. آن شخصیت قدسی از اولین ساعات بعثت حضرت خاتم الانبیاء – صلی الله علیه و آله و سلم ـ به مقام رسالت و به محض اطلاع از جریان بعثت به آن حضرت و دین خدا ایمان آورد و بلافاصله وارد عرصه یک جهاد فرهنگی و عقیدتی درمعرفی دین خدا و نشر و ترویج معارف آن شد.

در روزهای اول بعثت پیامبر خاتم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ به مقام رسالت، دین خدا فقط سه عضو داشت و آنها عبارت بودند از شخص پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ و علی بن ابیطالب ـ علیه السلام ـ از مردان و حضرت خدیجه ـ سلام الله علیها ـ از بانوان. و بعد از مدتی بعضی از عموهای رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ مثل حضرت ابوطالب و حضرت حمزه به رسالت آن حضرت ایمان آوردند اما ایمان خود را تا مدتی پنهان می کردند تا بتوانند در مقابل مشرکان از دین خدا حمایت کنند.

حضرت خدیجه با فراست و بصیرت عمیقی که داشت، شخصیت ممتاز و فوق عادی حضرت محمد ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ را قبل از بعثت به مقام رسالت شناخت، لذا به آن حضرت پیشنهاد ازدواج داد و ن آن آن پیشنهاد مورد قبول قرار گرفت و آن ازدواج باشکوه تحقق پیدا کرد.

حضرت خدیجه ـ سلام الله علیها ـ ۱۵ سال قبل از بعثت حضرت محمد ـ صل الله علیه و آله وسلم ـ به مقام رسالت با آن وجود مبارک ازدواج کردو در این مدت همراه وشریک آن حضرت در امور خیر و کمک به نیازمندان بود و ثروت خود را جهت کمک به فقرا و نیازمندان دراختیار آن حضرت قرار می داد.

از روز اول بعثت رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ درمقام نصرت دین خدا و حمایت از پیامبر گرامی در حد فداکاری کنار آن حضرت و همراه او بود. او تمامی ثروت و فرصت های عمر خود را در راه حمایت از دین خدا و تقویت آن بکار برد.

مشرکان مکه و مخالفان دین خدا مدت زمانی در دوره قبل از هجرت قراردادی علیه پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ و پیروان و همراهان و حامیان آن حضرت بستند و آنها را در مضیقه شدیدی قرار دادند، بطوریکه کسی حق ارتباط با آنها را نداشت، و خرید وفروش و ارتباط تجاری و اجتماعی با آنها بطور کلی ممنوع شد. رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ و افراد خاندان و بعضی از پیروان او ناچار به دره ای در نزدیک شهر مکه بنام «شعب الوطالب» پناه بردند و در آنجا استقرار یافتند و زندگی بسیار سخت و مشقت باری را در آنجا شروع کردند . آنها فقط در چهار ماه از سال یعنی ماه های حرام امکان خروج از «شِعب» و تهیه مقداری مواد غذائی را داشتند و آن کار هم با مشکلات زیادی توأم بود و گرسنگی طولانی بالخصوص برای کودکان بسیار مشقت آور بود.

در آن دوره جناب ابوطالب ـ علیه السلام ـ شیخ مکه و شخصیت بانفوذ و قدرتمند آن شهر و حضرت خدیجه ـ سلام الله علیها – حمایت از پیامبر خدا و حفاظت آن حضرت را درمقابل مخالفان و دشمنان بعهده داشتند. آن دو بزرگوار ساعتی از وضعیت پیامبر خدا و خطراتی که کفار علیه او به وجود می آوردند، غافل نبودند و بصورتی فداکارانه از او مراقبت می کردند.

حضرت خدیجه در طول مدتی که پیامبر خدا  ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ و پیروانش از بنی هاشم و دیگران محکوم به سکونت در شعب بودند، در کنار رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ تمام مشقت ها و وسختی ها را تحمل می کرد و هرگز درد و رنج خود را اظهار نمی کرد! و سرانجام بعد از پایان دوره محاصره و آزاد شدن، در اثر صدمات و مشقت های وارد شده بر روح شریفش در سال دهم بعثت از دنیا رحلت کرد.

رحلت حضرت خدیجه ـ سلام الله علیها ـ برای رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ بسیار حزن انگیزو مصیبت بار بود، بالخصوص که درهمان ایام حادثه رحلت حضرت ابوطالب ـ علیه السلام ـ هم واقع شد، لذا رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ آن سال را «عام الحزن» نامید.

بعد از رحلت حضرت ابوطالب و حضرت خدیجه فعالیت پیامبر خدا  ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ درجهت دعوت دین و نشر معارف آن بسیار محدود شد و آن حضرت گرفتار غربتی بسیار غم انگیز شد.

استقامت رسول خدا  ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ و همراهان و حامیان او از بنی هاشم و دیگران و در رأس همه آنها حضرت ابوطالب و حضرت خدیجه و حمایت توأم با فداکاری آنها از رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ در انصراف از آن قرار داد و لغو آن بی اثر نبود.

ایمان خالص و عمیق حضرت خدیجه ـ سلام الله علیها ـ به رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ و حمایت کامل از او و دین خدا و حمایت مالی آن بزرگوار از فقرا و نیازمندان و پیروان رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ قدرت عظیمی در روحیه آنها به وجود آورده بود، بطوریکه مشرکان و دشمنان دین خدا از رفتارهای خود در مخالفت با آن و مزاحمت برای آنها و تأثیر آن رفتارهای ظالمانه و ننگین خود مأیوس شدند و آن استقامت فضیلت عظیمی برای دین خدا محسوب شد.

تکریم رسول الله ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ درکلام و رفتار خود از حضرت خدیجه ( سلام الله علیها)

رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ بطور مکرر متذکر فضائل اخلاقی و رفتاری و ایمان حضرت خدیجه ـ سلام الله علیها ـ می شد. و حتی بعد از رحلت آن بانوی بافضیلت، هرگز او را فراموش نکرد و غالبا وقتی از او ذکری به میان می آورد اشک در چشمهای آن حضرت پر می شد. یعنی: یاد رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ از خدیجه ـ سلام الله علیها ـ  صرفاً جهت قدردانی و تشکر از زحمات او و دلجوئی از او نبود، چون آن اهداف به زمان حیات او اختصاص می یابد و نه بعد از رحلت او از دنیا. و دیگر اینکه اشک ریختن برای او مناسبتی نداشت، لذا رفتار خاص رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ درباره حضرت خدیجه قطعاً دارای حکمتی عظیم تر می شد.

آن حضرت بعد از رحلت خدیجه  ـ علیها سلام ـ بطور مکرر او را یکی از چهار بانوی بزرگ و بافضیلت تاریخ برشمرده است بطوریکه می فرمود:« أفضلُ نساءِ أهلِ الجنةِ خديجةُ بنتُ خويلدٍ، و فاطمةُ بنتُ محمدٍ، و مريمُ بنتُ عمرانَ، وآسيةُ بنتُ مزاحمٍ، امرأةُ فرعونَ»(۱) یعنی برترین زنان بهشت خدیجه دختر خویلد و فاطمه دخترمحمد و مریم دختر عمران و آسیه دختر مزاحم، همسر فرعون هستند.

همچنین می فرمود:« إِنَّ اَللَّهَ اِخْتَارَ مِنَ اَلنِّسَاءِ أَرْبَعاً مَرْيَمَ وَ آسِيَةَ وَ خَدِيجَةَ وَ فَاطِمَةَ »(۲)

مجموعاً احادیث زیادی از رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ در بیان فضائل حضرت خدیجه ـ سلام الله علیها ـ نقل شده است با وجود ممنوعیت نوشتن احادیث رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ بعد از رحلت آن حضرت و در دوره حکومت عده ای از حکام جامعه دینی که خود را خلیفه آن حضرت می خواندند! و خیلی طبیعی است که عده ای در آن زمان سعی خود را بکار برده اند که فضائل حضرت خدیجه راهم تا جائی که برای آنها امکان داشت پنهان کنند و مانع انتشار آنها بشوند. طبعاً این رفتار از حکومت خلفا جنبه سیاسی داشت و درادامه کلام به این موضوع اشاره ای خواهیم داشت ( ان شاء الله تعالی).

البته برای اهل تحقیق کفایت می کند نوع رفتار رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ در تکریم حضرت خدیجه ـ بعد از رحلت آن بانوی پرفضیلت و همین مقدار احادیث باقی مانده از رسول خدا ( صلی الله علیه و آله وسلم )

سالها از رحلت حضرت خدیجه ـ سلام الله علیها ـ گذشته بود، که جریان ازدواج دخترش حضرت صدیقه طاهره، فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ با علی بن ابیطالب ـ علیه السلام ـ پیش آمد و جناب ام سلمه همسر رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ به مناسبتی از حضرت خدیجه ـ علیها السلام ـ نزد آن حضرت یاد کرد، با شنیدن اسم حضرت خدیجه، چشمان رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ پر از اشک شد و فرمود:

« خَدِيجَةَ وَ أَيْنَ مِثْلُ خَدِيجَةَ صَدَّقَتْنِي حِينَ كَذَّبَنِي النَّاسُ‏ وَ وَازَرَتْنِي عَلَى دِينِ اللَّهِ وَ أَعَانَتْنِي عَلَيْهِ بِمَالِهَا إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَمَرَنِي أَنْ أُبَشِّرَ خَدِيجَةَ بِبَيْتٍ فِي الْجَنَّةِ مِنْ قَصَبِ الزُّمُرُّدِ لَا صَخَبَ فِيهِ وَ لَا نَصَب »(۳) یعنی: خدیجه و کجاست مثل خدیجه، او مرا تصدیق کرد، زمانی که دیگران تکذیبم می نمودند و مرا حمایت کرد بر دین خدا و با اموالش مرا برای آن یاری کرد. همانا الله ـ عزّوجل ـ به من امر کرد که خدیجه را بشارت بدهم به قصری در بهشت از زمرد که زحمت و رنجی در آن نخواهد بود.

در این کلام شریف وجود مبارک رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم  ـ حضرت خدیجه را در برترین مراتب کمال و فضائل ستوده است. این کلام نورانی متضمّن چند نکته علمی و اخلاقی است و ما بعضی از آنها را توضیح می دهیم.

یکم: رسول اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ در این کلام نورانی در مقام مدح و تکریم حضرت خدیجه ـ سلام الله علیها ـ به موضوع ایمان سریع او به رسالت و استمرار آن ایمان و عمل به لوازم آن اشاره ای فرموده. ایمان علی بن ابیطالب ـ علیه السلام ـ از مردان و خدیجه ـ سلام الله علیها ـ از بانوان به رسالت خاتم پیامبران ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ از قطعیات و یقینیات در تاریخ دین خداست. و هر دو بزرگوار اولین اسلام آورنده محسوب می شوند. چون هر دو در همان روز اول و  بعد از با خبر شدن از جریان بعثت رسول خدا ـ  صلی الله علیه و آله و سلم ـ ایمان خود را اظهار کردند و با آن حضرت برای ترویج دین خدا و حمایت از آن همراه شدند.

کلام ایام - 198، عید عظیم نیمه شعبان
بخوانید

رفتار آن دو بزرگوار بعنوان اولین ایمان آورنده از مردان و از بانوان فقط در حد اظهار آن نبود و بلکه آنها همراه جریان مبارک و نورانی رسالت حرکت کردند. لذا رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ در این کلام مورد بحث که در مدح و تکریم حضرت خدیجه ـ سلام الله علیها ـ از آن وجود مبارک قدسی صادر شده، به «تصدیق» رسالت از طرف او اشاره فرمود. یعنی هم ایمان و هم اظهار آن با وجود خطرات زیاد و هم همراهی با سفیر فرستاده شده از طرف خدای سبحان بسوی انسانها، در این کلام شریف موردنظر است. بجهت اینکه اگر مراد فقط اظهار ایمان و اسلام آن بود، دیگر نیازی به ذکر موضوع تکذیب دیگران نبود! چون تکذیب دیگران در همان روزها و ماهها و حتی چند سال اول بعثت انجام نگرفته بود و اصلاً چند سال اول بعثت، رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ دعوتش را برای عموم مردم آشکار نمی ساخت و به دعوت مخفیانه و تک تک بعضی از نزدیکان اکتفاء می کرد و در آن صورت تکذیبی وجود نداشت و بعد از چند سال اول شروع رسالت، آن وجود مبارک مأمور شد بستگان نزدیک خود را به دین خدا دعوت کند وموضوع رسالت خود را برای آنها اظهار و علنی کند و نهایتاً تکذیب آن حضرت از طرف کفار از آن موقع و عمدتاً مدتی بعد از آن و از زمان شروع مبارزه با بت پرستی به جریان افتاد.

پس تصدیق حضرت خدیجه ـ  سلام الله علیها ـ نسبت به رسالت آن حضرت شامل ایمان آوردن و اظهار ایمان و همکاری با رسول خدا ـ صلی الله علبه و آله وسلم ـ و حمایت از او و مجموعاً کمک به انتشار دعوت توحیدی و مقابله با تکذیب کنندگان و مخالفان دین خدا می شد.

دوم: مطلب بعدی در این کلام شریف ـ بعد از موضوع تصدیق رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ موضوع «موازره» حضرت خدیجه ـ علیها السلام ـ نسبت به آن حضرت در دین خدا بود. موازره بر یک عمل بمعنی معاونت یعنی کمک برای انجام آن است.

شیخ طریحی در کتاب «مجمع البحرین» در ذیل ماده «وزر» می فرماید: « والموازرة علی العمل: المعاونة علیه، یقال وازرته موازرة، ای اعنته و قویته، و منه سمی الوزیر وزیراً » یعنی: موازره بر عمل کمک بر انجام آن است، گفته می شود: وازرته موازرة : یعنی: کمک کردم بر آن و آن را تقویت کردم و از آن جهت به وزیر، وزیر گفته می شود.

رسول اکرم ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در این عبارت متذکر معاونت و کمک حضرت خدیجه نسبت به خودش درباره دین خدا شده و این مطلب دارای اهمیت زیادی است. و این معاونت رفتاری برتر و متعالی تر از کمک عادی و متعارف آن بانوی بزرگوار نسبت به همسرش در امورعادی زندگی بوده است! چون در غیر این صورت نیازی به ذکر «دین الله» نبود و کفایت می کرد که رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ بفرماید:« وازرتنی» یعنی او به من کمک کرد و از من حمایت نمود و یاور و ناصر من در زندگی بود!

از الفاظ کلام رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ در این جهت برمی آید که آن معاونت جریانی عظیم تراز کمک عادی و متداول در منزل و بعهده گرفتن مقداری از مشکلات کار دعوت دینی در حد عادی و از نوع متعارف بین انسانها بود.

رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ بارها متذکر این نکته شده است که امیرالمؤمنین علی ـ علیه السلام ـ وزیر او در امر دعوت دینی بود و بخشی ازمشکلات امر رسالت را بر عهده می گرفت و از رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ در جریان رسالت و انتشار معارف دینی حمایت می کرد و پشتیبان قدرتمندی نسبت به او بود! همچنانکه هارون برادر حضرت موسی ـ علیهما السلام ـ در آن مقام بود و حضرت موسی ـ علیه السلام ـ در زمان بعثت به رسالت از خدای سبحان آن مقام را برای برادرش هارون از پروردگار عالمیان درخواست کرد . بطوریکه خدای سبحان در کتاب آسمانی می فرماید:

« قَالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي ـ وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي ـ وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِي ـ يَفْقَهُوا قَوْلِي ـ وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي ـ هَارُونَ أَخِی » (طه/۲۵تا۳۰) یعنی: پروردگارا به من شرح صدر [صبر و تحمل و قدرت روحی ] عطا کن و …   و برای من وزیری قرار بده و آن برادرم هارون باشد!

مراد این است که همچنانکه هارون ازناحیه درخواست موسی ـ علیهما السلام ـ و قبول پروردگار عالمیان، وزیر و معاون او شد، امیرالمؤمنین علی ـ علیه السلام ـ هم وزیرو معاون رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در امر دعوت دینی و آموزش انسانها بود، همچنانکه آن حضرت خطاب به او ـ بطورمکررـ فرمود:

« أَنْتَ مِنِّی بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَی إِلاَّ أَنَّهُ لاَ نَبِی بَعْدِی »(۵) یعنی: تو نسبت به من در منزلتی هستی که هارون نسبت به موسی داشت، الا اینکه بعد از من پیامبری نخواهد بود.

مراد این است که هارون وزیر و همکار و شریک حضرت موسی درامر رسالت و نبوت بود و امام علی ـ علیه السلام ـ نسبت به پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ درهمان موقعیت قرار داشت، الا اینکه او عنوان نبوت نداشت، چون نبوت با بعثت حضرت محمد ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ به پایان رسید.

از کلام شریف رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در این موضوع مورد بحث بر می آید که خدیجه ـ سلام الله علیها ـ نسبت به پیامبر خدا در مقام و منزلت یک وزیر در جریان دعوت دینی بود! و ترویج دین خدا و آموزش معارف آن در محدوده معینی در بین بانوان توسط آن بزرگوار انجام می گرفت و او معاونتی نسبت به رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ در امور مربوط به دین خدا، حداقل در بین بانوان داشت.

سوم: رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ در ادامه کلام خود درباره حضرت خدیجه ـ سلام الله علیها ـ و درمقام تکریم و ذکر فضائل او فرمود:

« أعَانَتْنِي عَلَيْهِ بِمَالِهَا  » یعنی: او مرا یاری کرد درباره دین خدا ، با اموال خودش. قابل تذکر و توجه است  که ازدواج حضرت محمد ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ با حضرت خدیجه ـ سلام الله علیها ـ ۱۵ سال قبل از بعثت آن حضرت به رسالت و نبوت انجام گرفته بود. و از رفتار های حضرت خدیجه ـ علیها السلام ـ و سخنانش و نقل مورخان و سیره نویسان بخوبی آشکار می شود که حمایت مالی او ـ سلام الله علیها ـ درکمک به نیازمندان و فقرا از همین زمان ازدواج یعنی: ۱۵ سال قبل از بعثت پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ به جریان افتاد، اما در کلام شریف آن حضرت تصریحی وجود دارد که اعانت و کمک مالی حضرت خدیجه به پیامبر خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ درباره دین خدا انجام گرفته و تحقق یافته است. چون در ادامه کلام شریف فرمود:

«  أعَانَتْنِي عَلَيْهِ بِمَالِهَا  » پس این اعانت مالی، علاوه بر آن بود که قبلاً به جریان افتاده بود! و مراد آن حضرت کمک مالی متعارف حضرت خدیجه به نیازمندان توسط همسر خود نبود، چون آن نوع کمک به نیازمندان از ۱۵ سال قبل شروع شده بود و جریان داشت و نیازی هم دربیان آن به ذکر دین خدا ـ بصورت ذکر ضمیر در کلمه «علیه» در این قطعه از کلام ـ نبود!

پس لازم است کمک مالی موردنظر و موردبحث در این کلام، رفتاری علاوه بر کمک مستمر حضرت خدیجه ـ علیها السلام ـ باشد که در طول عمرش برقرار بود و بعد از ازدواج او با حضرت محمد ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ بخش عمده آن توسط آن حضرت انجام می گرفت!

قابل تذکر است که همزمان با شروع دعوت دینی و مبارزه آشکار رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله و سلم ـ برمی آید که آن وجود مبارک قبل از اعلام موضوع رسالت خود و شروع به مبارزه با شرک و بت پرستی، محبوبترین شخص و گرامی ترین آنها در شهر مکه بود و در هر مناسبتی که پیش می آمد، اهل شهر و مخصوصاً نیازمندان از بصیرت و عقل و کمک های فکری و مالی او بهره مند می شدند. جاذبه اخلاقی و رفتارهای او در رفتار با انسانها زبانزد اهل مکه بود. و عموم مردم به صداقت و امانتداری و کمک به مردم در رفتارهای او ایمان داشتند.

اما بعد از شروع به مبارزه علنی با شرک و بت پرستی، مخالفت ها با او و اذیت خود او و پیروان اندک او شروع شد و به تدریج شدت یافت. اما مخالفت ها و دشمنی ها و اذیت های مشرکان او را از فعالیت و حرکت آشکار بسوی اهداف مقدسش باز نمی داشت و از سرعت حرکت او نمی کاست. مخالفت و دشمنی مشرکان و کفار هم بتدریج شدت یافت و تا جائی که در آخرین مراحل، برای کشتن آن وجود قدسی توطئه ای انجام گرفت که منجر به هجرت آن حضرت به شهر یثرب ( مدینه) شد. قابل تذکر است که عده زیادی از پیروان آن حضرت قبل از شخص او از شهر مکه خارج شده بودند و به شهر یثرب رفته بودند.

مشرکان قبل از تصمیم به کشتن آن حضرت که کاری بود خطرناک و توأم با نگرانی ها ، شدیدترین فشارهای اجتماعی و اقتصادی را علیه خود آن حضرت و نزدیکان و افراد خاندان و پیروان او به کار بستند، تا جائی که آن حضرت و افراد خاندان و  عده ای از پیروان دین خدا ناچار به اقامت حدود سه ساله در «شعب ابوطالب» خارج از شهر مکه شدند! و در آن درّه بدون امکانات ضروری زندگی در نهایت سختی ها و مشقت ها به سر بردند، تا جائی که صدای گریه کودکان از گرسنگی به گوش اهل مکه می رسید و برای عده ای از آنها رنج دهنده و شرم آور بود.

استقامت شدید و قدرتمندانه رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ و عده ای از افراد خاندان و پیروان او و در رأس آنها علی بن ابیطالب و حضرت خدیجه و عموی گرامی و فداکار آن بزرگوار یعنی حضرت ابوطالب ـ علیهم السلام ـ سبب یأس مشرکان و تسلیم آنها در مقابل اراده های قوی و لغو آن قرارداد ننگین علیه دین خدا و پیروانش شد. و رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ و پیروان و همراهان او از آن محاصره اقتصادی و اجتماعی شدید، نجات یافتند.

در آن دوره محاصره اساس دین خدا و ارکان بنای آن مورد حمله گروه های بی شماری قرار گرفته بود و در معرض خطرات سنگینی قرار داشت. در چنان موقعیتی استقامت شدیدو قدرتمندانه رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ و همراهی چند شخصیت از خاندان رسالت با آن حضرت، همه آن مخالفت ها و تضییقات را درهم شکست و یکی از آن چند قهرمان صبر و استقامت در راه خدا و حمایت از دین او، حضرت خدیجه ـ علیها السلام ـ بود. او که سالهای سال نیازهای مالی فقرای شهر را تأمین می کرد، بجهت حمایت از رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ و همراهی با او و در راه دفاع از دین خدا حاضر شد سه سال درمحاصره ای زندگی کند که گاهی افراد آن گروه یک عدد خرما را دو یا چند قطعه می کردند و در دهان خود قرار می دادند و آن رامی مکیدند تا از احساس گرسنگی اندکی کاسته شود.

حضرت خدیجه ـ علیها السلام ـ می توانست در داخل شهر مکه با اموال زیادی که در اختیار داشت در رفاه و آسایش زندگی کند و مجبور به تحمل آن مشقت ها وگرسنگی کشنده هم نباشد.

ما جهت رعایت اختصار به این مقدار از بحث در این نوشتار اکتفاء می کنیم و بخواست خدا ادامه بحث در شماره بعدی خواهد آمد.

 الیاس کلانتری

۱۴۰۱/۱/۲۵

پاورقی ها:

۱ـ بحارالانوار، ج ۱۶، ص ۲ به نقل از خصال

۲ـ همان

۳ـ بحارالانوار، مجلسی، ج۴۳ ص۱۳۱

۴ـ مجمع البحرین، شیخ فخرالدین طریحی، ذیل ماده «وزر»

۵ـ این حدیث شریف بصورت مکرردر منابع حدیثی شیعه و اهل سنت نقل شده و بطور قطع از متواترات است.

دکمه بازگشت به بالا
بستن