کلام ایام ـ ۴۹۹، آموزشهای دین خدا در سیره و کلام امیرالمؤمنین علی ( علیه السلام )

بخش دوم*

کلیات*

  • ارتباط استغفار با ازدیاد رزق و رفاه و آسایش انسان.
  • خدای رحیم حکیم قدرت ایجاد رزق برای همه مخلوقات خود را دارد.
  • خدای سبحان رزق همه موجودات زنده را بعهده خود گرفته است.
  • انسان ها اگر در حیطه نظام زندگی معین شده از طرف پروردگار عالمیان زندگی کنند، تمامی محرومیت ها و مشقت های زندگی آنها از بین خواهد رفت.
  • در نظامهای حکومتی غیر دینی رزق معین شده برای انسانها غارت می شود.
  • معارف دینی و قوانین هدایتی خدای سبحان نوعی رزق برای انسانها است.
  • مشکلات اصلی زندگی انسانها، از برقراری حکومت های ضد دینی و از ناحیه ادیان تقلبی در جوامع انسانی است.
  • ازدیاد نعمت ها در نظام‌های اجتماعی غیردینی عامل ازدیاد فساد و تباهی ها خواهدشد.
  • درچه شرایطی افراد کم درآمد و فقیر هم می توانند به رفاه و آسایش نسبی برسند؟
  • در جوامع غیردینی فراوانی ارزاق منتهی به احتکارها و افزایش ثروتهای سرمایه داران و محرومیت بیشتر فقراء و نیازمندان خواهد شد.
  • قطع برکات خدای حکیم و یا کمتر شدن آنها، جهت جلوگیری از اشاعه فساد و تباهی بیشتر است.
  • کلامی از امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ درباره آثار کاهش ثمرات و رزق انسانها.
  • افزایش رزق انسانها جه آثار و نتایجی خواهد داشت؟
  • ظعیان انسان در صورت احساس بی نیازی.
  • ارتباط استغار با نزول باران زیاد و افزایش نعمت های پروردگار عالمیان.
  • دو پناهگاه امن از طرف خدای رحیم و رئوف برای انسانها.
  • آثار برقراری نظام عالمانه و عادلانه حکومتی در جوامع انسانی.
  • ابتلاء انسانها به کاهش ثمرات و حبس برکات.
  • شرایط و مراحل استغفار در کلامی از امیرالمؤمنین علی ( علیه السلام )

** *‌‌ *‌ *‌ ‌* *‌ ‌* ‌**

 

در شماره قبلی از این سلسله مقالات ـ کلام شماره ـ ۴۹۶ ـ سخنانی که در مقالات قبلی از امام امیرالمؤمنین علی ـ علیه السلام ـ انتخاب و مورد شرح و تفسیر و توضیح قرار گرفته بود یکجا جمع آوری شد و همراه ترجمه و محل بحث آن ها در مقالات قبلی و در پاورقی ها درج شد و بنا گذاشته شد که در مناسبت های بعدی سخنان دیگری انتخاب و در مقالات مربوط به سیره شریف آن حضرت تحت عنوان کلی :«آموزشهای دین خدا در سیره و کلام امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) مورد شرح و تحلیل قرار بگیرد. لذا در این جهت کلامی را از کتاب شریف «نهج البلاغه» انتخاب کردیم و در آن مقاله آن کلام مبارک را مورد بحث و تفسیر قرار دادیم. بحث در آن مقاله منتهی شد به موضوع «ارتباط استغفار با ازدیاد رزق و رفاه و آسایش» و ادامه بحث درباره آن موضوع به این بخش موکول شد. حال شرح آن موضوع را در این نوشتار ادامه می دهیم:

ارتباط استغفار با ازدیاد رزق و رفاه و آسایش انسان

در بعضی از مقالات قبلی گفته شد که محرومیت های انسانها از آسایش و رفاه و لوازم زندگی، از ناحیه خود آنها و موقعیت و وضعیت اجتماعی و فرهنگی و رفتاری آنها است! و محرومیت ها از طرف خدای غنی و حکیم و کریم نیست، چون هم دارائی او بی پایان است و هم کریمیت او و هم الطاف او نسبت به بندگان. طبعاً او قدرت بر ایجاد رزق برای همه مخلوقات خود را دارد و رزق همه موجودات زنده را بعهده خود گرفته است. بطوریکه در کلام خود فرمود:

«وَمَا مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُهَا وَيَعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا وَمُسْتَوْدَعَهَا  كُلٌّ فِي كِتَابٍ مُبِين  »(هود/۶) یعنی: هیچ جنبنده (موجود زنده) ای نیست جز اینکه رزق آن بعهده الله است و او می داند [توجه دارد] محل استقرار و انتقال آن موجود را و همه چیز در کتاب مبین [علم خدا] قرار دارد. اما از توجه به زندگی انسانها و حداقل بعضی از ملت ها و اقوام  و افراد جوامع انسانی آشکار مشاهده می شود که عده ای از آنها برای تأمین وسائل و لوازم زندگی خود تحت فشارهای زیادی قرار دارند و نیازهای حتی بسیار ضروری عده ای از انسانها تأمین نمی شود و آنها در میان محرومیت ها و مشقت ها زندگی می کنند و سختی های زیادی را تحمل می کنند.

در مقالات قبلی در این زمینه در ضمن یک بحث استدلالی روشن شد که اگر انسانها در حیطه نظام زندگی معین شده از طرف پروردگار عالمیان و مطابق هدایت او زندگی کنند، تمامی محرومیت ها چه در جهت لوازم زندگی طبیعی  و جانداری و چه درجهت زندگی خاص انسانی و نیازهای عقلی او، از بین خواهد رفت و آنها خواهند توانست در آسایش و راه و امنیت زندگی کنند. برای آنها عهده دار شده است و ربوبیت خدای سبحان درباره مخلوقات و تأمین رزق آنها هرگز متوقف نمی شود.

سبب اصلی مشکلات تحمیل شده بر انسانها و محرومیت های آنها خروج عده ای از آنها از فضای امن و نورانی جایگاههائی است که پروردگار عالمیان برای آنها به وجود آورده و رفتن به راههائی است که حکام بشری و زمامداران و امرا و رؤسا و نظامهای حکومتی غیر دینی در جوامع انسانی برقرار می کنند و انسانها را وادار به اطاعت جهت تأمین خواسته های خود می نمایند.

در نظامهای حکومتی غیر دینی رزق معین شده انسانها غارت می شود، چه رزق مربوط به زندگی طبیعی و حسی و جانداری و چه رزق معنوی مخصوص زندگی انسانی مثل امنیت و آرامش و آسایش روحی و معنوی.

« رزق جانداران عبارت است از غذا و آ‎ب و علمی که با آن مسکنی و لانه و آشیانه ای و پناهگاهی برای خود بسازند و از نوزادان خود حفاظت کنند و نوع ساختمان پوست آنها که از سرما و گرما آنها را حفظ کند و امثال آنها اما رزق انسان متناسب با نوع حیات او است و او علاوه بر آب و غذا و مسکن و آنچه که سایر جانداران به آن نیازمند هستند‏، احتیاج به رزق مخصوص نوع خود دارد و آن عبارت است از قوه عقل که در وجود او قرار گرفته و علمی که پروردگار عالمیان توسط پیامبران و سفیران خود برای انسانها می فرستد و آنها راه زندگی خود را از طریق آن علم پیدا می کنند و بسوی مقصد آفرینش حرکت می کنند.

هدایت انسان از ناحیه «قوه عقل» که خدای سبحان به او عطا کرده و از طریق پیامهائی که توسط پیامبران به آنها می فرستد «رزق مخصوص» انسانها است! چون زندگی انسان محدود به «حیات جانداری» نمی شود و بلکه حیات جانداری مقدمه و ابزار «زندگی حقیقی» انسان است. طبعاَ خدای سبحان این نوع رزق را هم که رزق اصلی و حقیقی انسان است بعهده گرفته وآن را به فضای زندگی انسانها نازل می کند! و حفاظت از آن را هم خود بعهده گرفته است.

طبعاَ معقول نیست که خدای سبحان آفرینش مخلوقات و همه جانداران را خود بعهده بگیرد و همچنین رزق آنها را، اما نسبت به رزق این موجود برتر و متعالی ترین مخلوق خود بی اعتناء باشد، درحالیکه تمامی موجودات زمین جهت برقراری زندگی انسان در روی زمین و رفع نیازهای او آفریده شده اند واصل آفرینش آنها چه بطور مستقیم و چه غیر مستقیم و با یک یا چند واسطه به زندگی انسانها ارتباط می یابد.همچنانکه خود ذات قدوس الله ـ عزّوجل ـ در کتاب آسمانی خود فرمود:

«هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا »(البقره/۲۹) یعنی: اوست آنکه، آنچه را در زمین است همه را برای شما آفرید.

حال چگونه می شود تصور کرد که خدای سبحان علم راهیابی جانداران بسوی رزق خود را به آنها الهام کند ـ الهام غریزی ـ و اما درباره راهنمائی و هدایت انسانها بسوی رزق خود بی اعتناء باشد، قطعاَ چنین چیزی امکان پذیر نیست و بلکه بطور مستمر این نوع هدایت یعنی هدایت انسان بسوی رزق خود درباره او برقرار است.

اما رزق حقیقی و اصلی انسان معارف دین توحیدی است که در کتاب آسمانی بصورت گنجینه ای ذخیره شده و انسانها توسط رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ و دیگر معلمان آسمانی و بطور مستمر بسوی آن هدایت می شوند.»(۱) اما اگر انسانها و یا گروه اثرگذار از آنها درجوامع انسانی به رزق عطا شده از طرف پروردگارشان بی اعتناء شدند و از فضای پناهگاه امن توحیدی خارج شدند، تحت سلطه زمامداران عادی بشری و ادیان بشری و یا صورتهای تقلبی از ادیان آسمانی قرار خواهند گرفت و در حصارهای ادیان بشری محبوس خواهند شد و در آن صورت جبراً به برده گی حکومت ها و پیروان شیطان در خواهند آمد و تمامی دارائی ها و فرصت های عمر و حتی آگاهی اصل حیات خود را به حکومت های بشری و سردمداران ادیان تقلبی واگذار خواهند کرد.

اما مشکل اصلی در صورت برقراری حکومت ضددینی و ادیان تقلبی در جوامع انسانی این است که نعمتهای خدای سبحان، از صورت نعمت بودن در آمده و به نقمت ها و بلاها تبدیل خواهد شد.

در آن صورت ازدیاد نعمت ها و حتی نزول آنها بصورت عادی عامل ازدیاد فساد و تباهی و غارت اموال و دارائی های دیگر اکثر انسانها خواهد شد. در چنان جامعه ای رزق مقدر شده برای مردم و نعمت های خدا به وسیله یک اقلیت غارتگر و مورد حمایت حکام و زمامداران مورد چپاول قرار خواهد گرفت. یعنی نعمت های خدا نصیب همه بنده های او نخواهد شد بلکه بدست عده قلیلی از غارتگران خواهد افتاد.

بعنوان مثال اگر در منطقه ای از زمین باران زیادی ببارد و شرایط جوی هم مساعد باشد میوه ها و محصولات کشاورزی فراوان و درنتیجه ارزان تر شود، در چنان وضعیتی اگر شرایط اقتصادی و اخلاقی و عقیدتی هم مساعد بود، آسایش و رفاهی برای مردم برقرار می شود و افراد کم درآمد و فقیر هم می توانند از ناحیه فراوانی ارزاق و قیمت پائین تر و همچنین انفاق افراد خیّر به آسایشی نسبی برسند.

کلام ایام - 234، شهادت امام جواد (علیه السلام)
بخوانید

اما اگر این ازدیاد نعمت ها و ارزانی و فراوانی در مناطقی از زمین تحقق و جریان یابد که نظام اقتصادی و اخلاقی فاسدی در آن مناطق برقرار شده، عده قلیل سرمایه دار می توانند اشیاء موردنیاز مردم را با ثروت زیادی که در اختیار دارند، خریداری و احتکار کنند و در نتیجه آن اشیاء کمیاب و گران شود و آنها اشیاء موردنیاز مردم را به قیمت های گزاف بفروشند، و سرمایه های آنها به ناحق ازدیاد پیدا کند و امکان احتکار بیشتر و گرانفروشی بیشتر برای آنها بوجود آید، در آن صورت نزول باران و فراوانی محصولات نه تنها برای افراد آن مناطق نعمت نخواهد بود، بلکه به نقمت و بلا و محرومیت بیشتر منتهی خواهد شد.

بعنوان مثال: امروزه در مناطق زیادی از زمین و به یک معنی در سطح جهانی، انباشته شدن سرمایه ها و اموال در دست عده قلیلی از سرمایه داران غارتگر و حکومت های قدرتمند جهانی منتهی شده به یک نوع فساد گسترده و فراگیر بطوریکه یک اقلیت عملاً مالک عمده سرمایه ها و اموال مردم هستند و در مقابل اکثریتی محروم که با سختی ها و مشقت ها و محرومیت ها درگیر هستند! آن هم محرومیت از لوازم ضروری زندگی مثل مسکن و غذا و امثال آنها و از روی ناچاری به زندگی مشقت باری ادامه می دهند.

کار انسان امروزی در کشورهای قدرتمند و غارتگر بجائی رسیده است که برای بدست آوردن ثروت بیشتر و سریعتر از ناحیه نفوذ در بین رهبران سیاسی و زمامداران و احزاب سیاسی، در مناطقی از زمین و در بین بعضی از کشورها با حیله های سیاسی و طرق دیگر، جنگهائی به وجود می آورند، تا بتوانند سلاح های تولیدی خود را با قیمت های بسیار بالا بفروشند.

در چنین وضعیتی رحمت و برکات خدای سبحان از جوامعی که پیشقدم در فساد و تبهکاری هستند و جوامعی که خواسته یا نخواسته به دنبال آن ها حرکت می کنند، در بعضی جهات قطع می شود و در بعضی جهات کمتر می شود.

قطع برکات خدای حکیم و یا کمتر شدن آن جهت جلوگیری از اشاعه بیشتر فساد و تباهی ها! و کاستن از قدرت افراد و ملل شرور و تبهکار است و این اراده در اصل لطفی و رحمتی است برای انسانها، اگرچه آثار آن بعد از مدتی و سپری شدن زمانی آشکار شود.

ربوبیت خدای سبحان متناسب با حکمت و علم بی پایان او در عالم جریان می یابد، و رحمت و برکات و رزق او در حیطه سنت های قطعی برقرار شده از اراده او، جریان می یابد! چه انسانها به آن نظامات توجه کنند و چه درباره آنها در غفلتی به سر ببرند.

خدای سبحان در کتاب خود می فرماید:

«  وَلَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبَادِهِ لَبَغَوْا فِي الْأَرْضِ وَلَٰكِنْ يُنَزِّلُ بِقَدَرٍ مَا يَشَاءُ ۚ إِنَّهُ بِعِبَادِهِ خَبِيرٌ بَصِيرٌ » (الشوری/۲۷) یعنی: اگر الله رزق بنده ها را زیاد کند، آنها قطعاً در روی زمین به فساد و طغیان روی می آورند، لکن او به اندازه ای مطابق مشیت خود نازل می کند و همانا او به [حال ] بندگانش آگاه و بصیر است.

اگر انسانها در فضای معین شده برای آنها و مطابق راهنمائی های پروردگار عالمیان توسط پیامبران زندگی کنند، نعمت های خدا برای آنها فراوان خواهد شد و آسایش و رفاه و امنیت در فضای زندگی آنها برقرار خواهد شد. بطوریکه در کتاب آسمانی فرمود:

« وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَىٰ آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَٰكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُمْ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ » (الاعراف/۹۶) یعنی: اگر اهل قریه [شهر] ها ایمان می آوردند و ملتزم تقوا می شدند، ما قطعاً درهای برکات را از آسمان و زمین برای آنها باز می کردیم، ولی تکذیب کردند و ما آنها را گرفتیم  در اثر آنچه کسب می کردند.

اینکه ثروت زیاد و همچنین قدرت زیاد و مجموعاً احساس بی نیازی، در افراد انسانی موجب فساد و طغیان می شود، موضوعی است که به راحتی قابل اثبات است و اصلاً این وضعیت در زندگی انسانها قابل مشاهده است. خدای سبحان فرمود:

« كَلَّا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَيَطْغَىٰ ـ أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَىٰ » (العلق/۶ ـ ۷) یعنی: نه چنین است، حقیقتاً انسان طغیان می کند، وقتی که خود را بی نیاز بپندارد. اما استغفار زیاد و بازگشت به سوی خدا، و استمرار آن عوامل فساد و تباهی را درانسان ضعیف می کند و گاهی از بین می برد! و در آن صورت رزق عطا شده از طرف خدای سبحان نعمت خواهد بود و نه صرفاً دارائی و عامل آسایش و رفاه خواهد بود و نه عامل فساد و تبهکاری . لذا اگر انسانها استغفار کنند و این استغفار زیاد باشد و حالت استمرار پیدا کند، نعمت های خدای غنی کریم بصورت فراوان به فضای زندگی انسانها نازل خواهد شد و رفاه و آسایش انسانها و قدرت دفاعی آنها با نزول باران زیاد و جریان نهرها و برقراری نظام عالمانه و عادلانه اقتصادی تحقق خواهد یافت.

در صورت برقراری نظام عالمانه و عادلانه حکومتی در یک جامعه و پرورش افراد با معارف دین خدا، قدرت به وجود آمده در آن جامعه هم در مسیر آسایش و امنیت و عدالت به کار خواهد رفت.

در چنان وضعیتی خدای رئوف رحیم دیگر عذابی برای آن قوم نازل نخواهد کرد. همچنانکه فرمود:

« وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَأَنْتَ فِيهِمْ ۚ وَمَا كَانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ يَسْتَغْفِرُونَ » (الانفال/۳۳) همچنانکه قبلاً به این آیه کریمه استشهاد کردیم.

امیرالمؤمنین علی ـ علیه السلام ـ در این زمینه و در تشویق انسانها به «استغفار» متذکر آیه کریمه فوق الذکر شد و اشاره ای فرموده است به اینکه در صورت حضور و اقامت وجود مبارک رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ در بین مردم، خدای رحیم حکیم آنها را به عذاب عمومی ـ موردنظر ـ مبتلا نمی کرد و همچنین در صورتیکه آن مردم به استغفار روی بیاورند و از این طریق به پروردگار خود پناه ببرند. اما آن پناهگاه امن با رحلت رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ تعطیل شد و از عالم دنیا رفعت پیدا کرد! و پناهگاه دومی یعنی «استغفار» برقرار است. و لازم است انسانها بطرف آن روی آورند و در فضای نورانی و امن آن وارد شوند ومورد غفران پروردگارشان قرار بگیرند تا عذابی که از ناحیه گناهان بر آنها مقدر شده منتفی شود و از بین برود.

همچنین آن حضرت این کلام مورد بحث را درباره استغفار و آثار مبارک آن بیان فرمود و متذکر شد که با وجود امکان استغفار دیگری جائی برای ناامیدی نمی ماند و انسانها می توانند با استغفار، و در حد امکان کثرت آن، از گرقتاریها و نابسامانیها و محرومیت ها و عذابها معاف شوند و در امنیتی قرار بگیرند.

امام ـ علیه السلام ـ درکلام دیگری فرمود:

« إِنَّ اللَّهَ يَبْتَلِي عِبَادَهُ عِنْدَ الْأَعْمَالِ السَّيِّئَةِ بِنَقْصِ الثَّمَرَاتِ وَ حَبْسِ الْبَرَكَاتِ وَ إِغْلَاقِ خَزَائِنِ الْخَيْرَاتِ، لِيَتُوبَ تَائِبٌ وَ يُقْلِعَ مُقْلِعٌ وَ يَتَذَكَّرَ مُتَذَكِّرٌ وَ يَزْدَجِرَ مُزْدَجِرٌ، وَ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ الِاسْتِغْفَارَ سَبَباً لِدُرُورِ الرِّزْقِ وَ رَحْمَةِ الْخَلْقِ »(۲) یعنی: همانا الله بندگانش را در نزد اعمال زشت [و گناهان] مبتلا می کند به کاهش ثمرات و حبس برکات و بستن گنجینه های خیرات، تا بلکه اهل توبه، توبه کند، و گناهکار تمایل به گناه را از دل خود برکَنَد و اهل تذکر متذکر شود، و خودداری کند از گناه اهل امتناع و همانا خدای سبحان استغفار را سبب جریان رزق فراوان و رحمتی برای مخلوقات خود قرار داد. امام ـ علیه السلام ـ  در ادامه این کلام آیاتی از قرآن مجید را تلاوت فرمود، همان آیات کریمه را که خدای سبحان از کلام و گزارش حضرت نوح ـ علیه السلام ـ نقل فرموده یعنی: آیات ذیل:

« اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفَّارًا ـ يُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَيْكُمْ مِدْرَارًا ـ وَيُمْدِدْكُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَيَجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَيَجْعَلْ لَكُمْ أَنْهَارًا » (نوح/۱۰ ـ ۱۲) و ما قبلاً در همین مقالات متذکر آیات کریمه شدیم همراه با تحلیل موضوع مورد بحث.

و امام ـ علیه السلام ـ درمقام تذکر به شخصی که بطور سرسری و بدون توجه لازم ذکر استغفار را به زبان می آورد، بطور عتاب آمیز فرمود:

« أَ تَدْرِي مَا الِاسْتِغْفَارُ؟ الِاسْتِغْفَارُ دَرَجَةُ الْعِلِّيِّينَ وَ هُوَ اسْمٌ وَاقِعٌ عَلَى سِتَّةِ مَعَانٍ: أَوَّلُهَا النَّدَمُ عَلَى مَا مَضَى، وَ الثَّانِي الْعَزْمُ عَلَى تَرْكِ الْعَوْدِ إِلَيْهِ أَبَداً »(۳) یعنی: آیا می دانی استغفار چیست، استغفار درجه علیین است و آن کلمه ای است که شش معنی [یا مرحله] دارد. اول آنها پشیمانی بر اعمال [گناهان] گذشته است و دوم تصمیم بر عدم بازگشت بطور دائم بسوی آن ….

و بعد امام ـ علیه السلام ـ تمام مراحل استغفار حقیقی و کامل و مؤثر را بیان فرمود.

البته قطعاً مراد امام ـ علیه السلام ـ آن نبود که آن شخص، آن استغفار سطحی و لفظی ظاهری را هم ترک کند، بلکه مراد شریف آن حضرت توجه کامل به استغفار و اهمیت و آثار آن بود. یعنی لازم بود آن شخص و دیگران که آن کلام را شنیدند، در مقام استغفار حقیقتاً و بطور جدی به پروردگار عالمیان روی آورند و موقعیت و اهمیت استغفار را در نظر بگیرند.

الیاس کلانتری

۱۴۰۰/۲/۲۰

پاورقی:

۱ـ کلام ایام شماره ـ ۴۷۱، معارف دین توحیدی در سیره و کلام حضرت فاطمه زهرا ( سلام الله علیهما)

۲ـ نهج البلاغه، خطبه ـ۱۴۳

۳ـ نهج البلاغه، بخش حکمت ها، حکمت شماره ـ ۴۱۷

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن