کلام ایام ـ ۵۰۸، ماه ذوالحجة و روزهای پرفضیلت و تاریخی آن

بخش دوم*

کلیات*

  • آخرین حج پیامبر خدا – صلی الله علیه و آله و سلم- مشهور به حجه الوداع.

  • اعلام جریان حج پیامبر خدا – صلی الله علیه و آله و سلم- در بین مردم و قبائل اطراف مدینه.

  • با انتش خبر حج پیامبر خدا – صلی الله علیه و آله و سلم- ده ها هزار نفر از اهل مدینه و قبائل اطراف و بادیه نشینان در مدینه و اطراف آن اجتماع کردند تا همراه آن حضرت به حج بروند.

  • پیامبر خدا – صلی الله علیه و آله و سلم- در «ذی الحلیفه» برای حج مُحرم شد.

  • جاذبه فوق متعارف حج و مواقف کریمه و مشاهد شریفه مرتبط با آن.

  • برگشت امیرالمؤمنین علی – علیه السلام- از یمن.

  • اعمال پیامبر خدا – صلی الله علیه و آله و سلم- در مسجد الحرام.

  • دینداری مطابق دستورات خدای سبحان.

  • خسارتهای جبران ناپذیر اطاعت هوای نفس بجای اطاعت از خدا.

  • زائر خانه خدا در حج تمتع لازم است تا روز شروع اعمال اصلی حج بدون حالت احرام در مکه بماند.

  • وقوف در عرفات

  • وقوف در مشعر الحرام

حج پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ مشهور به حجةالوداع

رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در ماه ذوالقعده سال دهم هجرت دستور داد در شهر مدینه بین مردم و بین قبائل اطراف و اعراب بادیه اعلام کنند که در آن سال به حج می روند. با انتشار آن خبر گروههای زیادی از مردم آماده سفر حج  و همراهی با پیامبر خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در آن سفر شدند. گروههای زیادی از قبائل اطراف هم به مدینه آمدند و در اطراف مدینه خیمه زدند و آماده حرکت بسوی شهر مکه و انجام مراسم حج شدند.

پیامبر خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در روز ۲۶ ماه ذوالقعده، «ابودجانه» انصاری را بعنوان جانشین خود در شهر مدینه قرار داد و با گروههای عظیمی ازمردم که آماده سفر حج همراه او شده بودند، به سوی شهر مکه حرکت کرد، درحالیکه شتران زیادی را جهت قربانی برای حج همراه داشت.

پیامبر خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ وقتی به «ذی الحلیفه» رسید در مکانی که «مسجد شجره» در آن قرار دارد به همراهان دستور داد لباس احرام بپوشند و احرام ببندند و خود آن حضرت لباس احرام پوشید و مُحرم شد و «دعای احرام» راخواند و آن عبارت ذیل است:

«  لبّیک اللّهمّ لبّیک، لبّیک لا شریک لک لبّیک ، إنّ الحمد و النّعمة لک و الملک. لا شریک لک لبّیک  »

به این عبارت «تلبیه» گفته می شود و بنده با گفتن آن آمادگی خود را برای اطاعت پروردگار عالمیان و انجام دستورات او اعلام می کند و ایمان خود را به وحدانیت او در ربوبیت و الوهیت و اینکه او هیچ شریکی ندارد، اظهار می کند.

پیامبر خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ بعد از حرکت از «میقات» در هر فرصتی «لبیک» را تکرار می کرد تا زمان رسیدن به شهر مکه و این عمل مستحب است.

رفتارهای پیامبر خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در تمام مراحل آن سفر زیارتی مشتمل بر آموزشهائی برای انسانها بود، اعم از آموزش اعمال واجب حج و نحوه انجام آن عبادت عظیم و آموزشهای اخلاقی استحبابی علاوه بر مناسک اصلی حج و این آموزشها ازهمان اعلام موضوع حج در بین مردم و قبائل اطراف مدینه و مناطقی که دین خدا در آن مناطق نفوذ کرده بود، شروع شد.

خدای سبحان درکتاب آسمانی فرمود:

« وَأَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجَالًا وَعَلَىٰ كُلِّ ضَامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ » (الحج/۲۷) آیه کریمه با ترجمه آن در مقاله قبلی ذکر شد! و گفته شد که ظاهراً خطاب در آن متوجه حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـ است.

بعضی از مفسران احتمال داده اند که مخاطب خدای سبحان در این آیه کریمه وجود مبارک پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ است! اما تفاوت قابل توجهی در هر دو صورت در نتایج اصلی از این عبادت باشکوه و جلال و اعلام آشکار آن به وجود نمی آید. توضیح اینکه بطور قطع این عبادت عظیم اولین بار در شریعت حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـ تشریع شده و در شریعت پیامبران بعدی استمرار پیدا کرده و در شریعت آخری و صورت کامل دین خدا با اهمیت زیادی و در جایگاه رفیعی مورد توجه و تشریع قرار گرفته است. و می شود گفت: به احتمال قوی آیه کریمه موردبحث و آیات دیگر مربوط به آن در سوره حج در همان زمان مأموریت یافتن پیامبر خاتم ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ به انجام حج و اعلام آن بین مردم نازل شده و نزول آیات ورفتار پیامبر خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در عمل به دستورات خدای سبحان ـ عزّوجل ـ درباره حج متذکر اهمیت و جلالت عظیم این عبادت باشکوه برای مردم شده است.

از توجه دقیق به آیه کریمه برمی آید که عمل حج و «مواقف کریمه» و «مشاهد شریفه» مربوط به آن یعنی «کعبه مقدسه» و «مسجدالحرام» و عرفات و مشعر الحرام و مِنا دارای جاذبه های خاص فوق متعارف می باشد و آن جاذبه ها از عنایات و توجهات و اراده خاص ذات قدوس الله ـ عزّوجل ـ نشأت می گیرد و جریان می یابد.

پیامبر خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ روز چهارم ماه ذوالحجة وارد شهر مکه شد و مستقیماً بطرف مسجدالحرام رفت و از «باب بنی شیبه» وارد فضای مسجد شد. در آن سفر زیارتی ده ها هزار نفر از مردم همراه آن حضرت بودند.

پیامبر خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ بعد از ورود به مسجدالحرام کنار «حجرالاسود» رفت و آن را «استلام» کرد و بعد از آن، برابر حجر طواف دور کعبه را شروع کرد و هفت بار کعبه را دور زد. سپس پشت «مقام ابراهیم » قرار گرفت و دو رکعت نماز خواند. سپس بطرف «کوه صفا» رفت و سعی بین صفا و مروه را شروع کرد. بعد از اتمام سعی بین صفا و مروه و انجام تقصیر خطاب به مردم فرمود: کسانیکه قربانی با خود نیاورده اند، از احرام خارج شوند و فرمود: من بجهت اینکه قربانی با خود آورده ام باید درحال احرام بمانم و بعد از قربانی در روز عید از احرام خارج شوم.

یعنی: کسانیکه قربانی با خودشان آورده بودند، لازم بود به حالت احرام باقی بمانند تا روز عید اضحی یعنی روز دهم ذیحجه و بعد از قربانی، از احرام خارج شوند.

برگشت امیرالمؤمنین علی ـ علیه السلام ـ از یمن

زمان حرکت رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ از مدینه جهت انجام مراسم حج، امیرالمؤمنین علی ـ علیه السلام ـ بجهت مأموریتی از طرف آن حضرت در یمن بود و او به محض دریافت خبر حج رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ جهت انجام حج و پیوستن به رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ همراه سپاه تحت فرمان خود بطرف مکه حرکت کرد و نزدیک آن شهر به آن حضرت پیوست.

علی ـ علیه السلام ـ از وسط راه، سپاه همراه خود را به یکی از یاران خود سپرد و خودش با سرعت حرکت کرد و به خدمت رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ رسید. آن حضرت از دیدن او و شنیدن خبر موفقیت او در آن مأموریت و ایمان آوردن قبیله «حمدان» و گروههائی دیگری در یمن بسیار مسرور شد و به علی ـ علیه السلام ـ فرمود: چگونه نیت کردی؟ و او عرض کرد: من موقع احرام به نیت شما نیت خود را متصل کردم و گفتم خدایا من به همان نیتی که رسول تو نیت کرده، احرام می بندم.

رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ به او فرمود: آیا قربانی همراه آورده ای؟ او عرض کرد: بلی، و آن حضرت به او فرمود: تو هم مثل من در حال احرام باقی می مانی تا روز عید و انجام قربانی!

امام علی ـ علیه السلام ـ بطرف سپاه همراه خود برگشت و آنها را همراه خود به مکه آورد تا آنها هم در مراسم حج شرکت کنند. اعمال عمره به پایان رسیده بود. رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ و زائران خانه خدا در انتظار رسیدن روز شروع اعمال حج بودند. در فاصله بین پایان مراسم عمره و شروع اعمال اصلی «حج» زائر از احرام خارج می شود و می تواند بدون قیودات احرام به عبادات موردنظر خود مشغول شود. اما رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ مشاهده کرد که بعضی از زائران از احرام خارج نشده اند از جمله عمربن خطاب! لذا به او فرمود: آیا قربانی با خودت آورده ای؟ او گفت نه! پس فرمود: چرا ازاحرام خارج نشده ای؟ او گفت: شما در حال احرام هستی و من دوست ندارم از احرام خارج شوم! پیامبر خدا از آن رفتار که عده ای به آن ملتزم شده بودند ناراحت شد و فرمود: اگر من قربانی با خود نیاورده بودم از احرام خارج می شدم.

کلام ایام - 238، ماه ذو الحجة و شکوه و برکات آن
بخوانید

دینداری مطابق دستورات خدای سبحان

در جریانی که بعد از اتمام اعمال عمره پیش آمد و رفتار رسول اکرم –صلی الله علیه و آله و سلم- آموزشی برای پیروان دین خدا و اهل ایمان وجود دارد و آن اینکه دینداری حقیقی و التزام کامل به احکام دینی لازم است مطابق کلام خدا و بصورت اطاعت کامل از الله و رسول او باشد و نه مطابق هوای نفس انسانها! و اطاعت از خواسته های نفس در مقابل احکام خدای سبحان و آموزشهای پیامبر خدا ، اطاعت از نفس محسوب می شود و نه دینداری. و این مشکل در جریان سفر حج پیامبر خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – از بعضی از همراهان ظهور کرد.

احرام در زیارت خانه خدا یکی از اجزاء اصلی عمره و حج است و بدون آن عمره یا حجی انجام نمی گیرد. در «عمره مفرده» و «عمره تمتع» زائر خانه خدا چند ساعت و گاهی چند روز – در سفرهای قدیمی – در حال احرام به سر می برد. تا به مکه و مسجد الحرام برسد و اعمال مخصوص عمره را انجام دهد و بعد از آن از احرام خارج می شود.

طبیعی است که حالت احرام اگر طولانی تر از حد معین شده باشد ، برای زائر سختی هائی خواهد داشت . لذا در احکام شرع مقدس دستور داده شده است که زائر بعد از انجام اعمال عمره از احرام خارج شود و بدون قیودات احرام به عبادات مورد نظر و کارهای روزمره خود بپردازد . زائر خانه خدا در حج تمتع تا روز شروع اعمال اصلی حج لازم است بدون حالت احرام در مکه بماند و از روز عرفه و یا قبل از آن مجدداً برای اعمال حج از شهر مکه مُحرِم شود . این حکم خداست و طبعاً هر عبادتی از جمله حج لازم است مطابق احکام ذات قدوس الله انجام بگیرد.

عده ای در مقام بظاهر دینداری دوست دارند مطابق هوای نفس خود رفتار کنند و خواسته های نفسانی خود را به نام دین به مردم نشان بدهند! و این نوعی بازی با دین است و نه دینداری حقیقی. انسانها در موقعیت ها و شرایط متفاوت روحی قرار دارند و نباید عده ای خواسته های نفسانی خود را بنام دین ترویج کنند و سبب سختی کشیدن و مشقت برای دیگران شوند . وقتی عملی را خدای سبحان جایز اعلام کرده ، انسانها حق ندارند آن را ممنوع کنند این مقدس بازی ها در دین خدا ممنوع است . اگر کسی می خواهد در مقام دینداری و برای دین خدا سعی و تلاش بیشتری بنماید راه برای او از ناحیه اعمال مستحبی باز است . اما این نوع رفتار لازم است جنبه فردی و شخصی داشته باشد و نباید انسان برای دیگران از پیش خود وظیفه تعیین کند .

رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – از رفتار چند نفر که بعد از اعمال عمره تمتع از احرام خارج نشده بودند عده ای که در این جهت در حال تردید بودند ، ناراحت شد و به آنها توصیه فرمود که از احرام خارج شوند.و به شخص عمر بن خطاب در مقام اعتراض و انتقاد فرمود: تو پیوسته در این عقیده باقی خواهی ماند.

و این پیشگوئی رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم- بعداً ظاهر شد و عمر در دوره حکومت خود خروج از احرام را بعد از اتمام اعمال عمره تمتع ممنوع ساخت و آشکارا مقابل حکم خدا و رسول او – صلی الله علیه و آله و سلم- ایستاد و با آن مخالفت کرد .

شروع اعمال اصلی حج

زائران خانه خدا – بطوریکه در مقاله قبلی متذکر شدیم – لازم است قبل از ظهر روز عرفه ( روز نهم ماه ذیحجه ) در عرفات حضور یابند تا از اول ظهر آن روز « وقوف در عرفات» را که از ارکان حج است ، شروع کنند . رسول اکرم – صلی الله علیه و آله و سلم- روز هشتم ذیحجه که روز «ترویه» نامیده می شود از محل استقرار خود در مکه خارج شد و بطرف صحرای عرفات حرکت کرد و تا صبح روز نهم در منا ماند ، سپس از آنجا بطرف عرفات خارج شد و در عرفات مستقر شد.

آن اجتماع عظیم از ده ها هزار انسان تا آن زمان در جزیرۀ العرب بی سابقه بود و زائران وقت ورود پیامبر خدا – صلی الله علیه و آله و سلم- به عرفات علاقه مند بودند نزد آن حضرت  و اطراف او باشند ، لذا ازدحادمی در محل استقرار  او به وجود آمد، آن حضرت با دست مبارک به وسعت موقف عرفات اشاره ای نمود و فرمود که در همه جای موقف می توانند استقرار یابند، لذا همراهان در آن صحرا وسیع متفرق شدند و به ذکر خدا و اعمال مورد نظر خود پرداختند، و آن حضرت در مشعر الحرام هم مثل عرفات رفتار کرد و از مردم خواست که در وسعت موقف پراکنده شوند و به ذکر خدا بپردازند.

پیامبر خدا – صلی الله علیه و آله و سلم- در آن اجتماع عظیم خطابه ای خواند که مشتمل بر بعضی آموزشهای دین خدا بر مردم بود و در ادامه این بحث متذکر بعضی از عناوین محوری آن خطبه ها و توضیحات لازم خواهیم شد.

حرکت بسوی مشعر الحرام

رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم- به محض غروب آفتاب روز عرفه همراه زائران از عرفات خارج شده و بسوی «مشعر الحرام» جهت وقوف در آن موقف کریمه حرکت کردند و وقتی به آنجا رسیدند نماز مغرب و عشاء را در مشعر بجای آوردند.

وقوف در مشعر در زمان طلوع آفتاب روز عید یعنی روز دهم ذیحجه به پایان می رسد ، زوار در آن ساعت بطرف منا می روند و اعمال معینی را در منا انجام می دهند . رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم- بعد از طلوع آفتاب روز عید از مشعر خارج شده و به منا رفت و بعد از رمی «جمره عقبه» و قربانی ، از احرام خارج شده و برای انجام اعمال مخصوص خانه خدا به مکه رفتند و بعد از انجام اعمال مخصوص مسجد الحرام ، قبل از غروب به منا برگشتند جهت وقوف در منا.

رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم- روز سیزدهم  ماه ذیحجه بعد از خواندن نماز عصر در مکه از آن شهر خارج شده و بطرف مدینه حرکت کرد .

در آن سفر با شکوه و در اجتماعات متعددی که در مسجد الحرام و اماکن مقدس مرتبط با آن تشکیل شد ، پیامبر خدا خطابه هائی برای مردم خواند که مشتمل بر آموزشهای اخلاقی و تکلیفی بود و ما بخواست خدا ، در مقالات بعدی به ذکر و توضیح عباراتی از آن خطابه ها خواهیم پرداخت.

از رفتار ها و سخنان رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم- بطور ضمنی بر می آید که او در مقام وداع با اهل ایمان قرار دارد و اشاراتی دارد به اینکه آخرین ماههای عمر خود را سپری می کند. و حدس عده ای در آن زمینه درست درآمد و آن وجود مبارک قدسی چند ماه بعد از آن مراسم از دنیا رحلت کرد . لذا آن سفر «حجه الوداع» نامیده شد .

بعد از پایان مراسم حج و خروج رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم- از مکه و کاروانهای همراه او و در راه بازگشت رویداد بسیار مبارکی واقع شد که برکات آن فوق حد محاسبه و ارزیابی با معیار های عادی متداول بین انسانها است ، و آن عبارت از نزول فرمانی از خدای سبحان جهت تبلیغ رسالتی توسط رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم- بود . آن رسالت در حدی عظمت و اهمیت داشت که معادل تمام رسالت خدای سبحان و انجام همه وظایف رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – محسوب شده و برکات ناشی از آن قابلیت دارد که شامل تمام جهانیان شود و فضای تاریخ حیات انسانها را روشن کند.

ما به خواست خدا در مقالات بعدی و ادامه این مقالات وارد بحثی در این زمینه خواهیم شد . انشاء الله تعالی.

الیاس کلانتری

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن