کلام ایام ـ ۵۱۰، پیام آسمانی جهانی

(بخش دوم)

در بخش قبلی بحث منتهی شد به موضوع استمرار رهبری آسمانی و اینکه این نظام هدایتی بعد از رحلت آخرین پیامبر از طریق کتاب آسمانی و مقام امامت ادامه می یابد. چون وظایف معلمان آسمانی در مقام نبوت و رسالت پایان یافته لذا لازم بود حجت پروردگار عالمیان و سفیر او در بین انسانها دارای مقام امامت باشد.

در ادامه این بحث عرض می کنیم که بعد از اعلام موضوع امامت و خلافت امیرالمؤمنین علی ـ علیه السلام ـ از طرف رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ بصورت ابلاغ کامل و آشکار و به نحوی که صورت «تبلیغ رسالت» پروردگار عالمیان تحقق یابد، آیه دیگری و پیامی از طرف خدای سبحان به پیامبر خاتم نازل شد و فرمود:

« الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا » (المائده/۳) یعنی: امروز کسانیکه کافر شدند از دین شما مأیوس گردیدند پس از آنها بترسید و ازمن خشیت داشته باشید. امروز دین شما را برای شما کامل کردم و نعمتم را برای شما به مرحله تمام [و کمال] رساندم و اسلام را برای شما [بعنوان] دین [کامل] پسندیدم وبه آن راضی شدم.

با نزول این آیه کریمه کامل شدن دین خدا و به مرتبه تمام و کمال رسیدن نعمت او به بندگانش اعلام شد و انسانها آن خبر بااهمیت و حیاتی را دریافت کردند و آن خبر عبارت بود از مأیوس شدن کافران ازانهدام دین خدا و اینکه دین خدا هرگز شکست نخواهد خورد  و به پیروزی کامل و نهائی و جهانی خواهد رسید. و اینکه اهل ایمان نباید از کثرت کفار و قدرت ظاهری آنها دچار خشیت (نوعی ترس) شوند و لازم است آنها فقط از پروردگارشان که دارای قدرت بی پایان است و قاهر و مسلط بر همه مخلوقات خشیت داشته باشند و نه مخلوقات او که دائماً تحت سلطه و قدرت و قهاریت پروردگار عالمیان قرار دارند و مرگ و زندگی همه آنها در اختیار او قرار دارد.

قابل توجه است که موضوع اکمال دین و اتمام نعمت خدای سبحان تبلیغ رسالت خاص پروردگار عالمیان توسط رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ تحقق یافت و نه شروع حکومت امیرالمؤمنین علی ـ علیه السلام ـ یعنی: اگرچه روز رحلت پیامبر خدا حادثه ای بسیار زیانبار با خسارتی فوق حد محاسبه در جامعه دینی روی داد و بقول امروزی ها کودتائی علیه حکومت دینی انجام گرفت و مقام حکومت آسمانی آن حضرت غصب شد. اما آن حادثه و حوادث بعدی از آن نوع ویا مرتبط به آن و هیچ حادثه دیگر قدرت در هم شکستن ارکان دین خدا را نخواهد داشت و کافران نسبت به دین خدا و به پیامبران خدا و حجت های بعدی او اگر تمام قوا و امکانات خود را هم جمع کنند و روی هم قرار بدهند و یک جا متمرکز کنند، نخواهند توانست شکستی در دین خدا و یا یکی از ارکان اصلی آن ایجاد کنند.

البته قابل ذکر است که فعالیت های تبلیغی دشمنان دین خدا وساختن صورتهای تقلبی از آن و به قدرت رسیدن آن صورتهای تقلبی و فریبکاریها و دروغسازی ها امکان دارد عده ای از انسانها بی اطلاع و سطحی نگر را از شاهراه آشکار و روشن و امن دین خدا خارج کند و آنها در بیراهه ها و پرتگاههای کنار جاده زندگی گرفتار کند، اما آن خسارت ها وزیان ها از ناحیه جهل عده ای از انسانها و بی اعتنائی آنها به خطرات جاده حیات و پرتگاهها و بیراهه ها به وجود می آید.

این نوع مشکلات ربطی به اصل دین خدا و معارف و احکام آن ندارد، بلکه خسارتی است که انسانها از ناحیه جهل عده ای در جوامع انسانی و فریبکاری سیاستمداران مکار و دروغپردازان به آن مشکلات و خسارتها مبتلا می شوند.

بعنوان مثال: وقتی عده ای از انسانها در جامعه دینی از یک یاغی و شورشی و علیه حکومت امیرالمؤمنین علی  و امام حسن ـ علیهما السلام ـ بنام معاویه حمایت کنند و به او نامه بنویسند و متعهد شوند که حاضرند آن حضرت یعنی امام حسن ـ علیه السلام ـ را دست بسته به معاویه تحویل دهند، یا او را به قتل برسانند. وضع زندگی آن مردم بهتر از آنچه بود نمی توانست باشد. و همین طور وقتی که در جامعه دینی و غیر آن یک رئیس قبلیه بجای صدها یا هزاران نفر از افراد آن قبیله فکر کند و تصمیم بگیرد! و در آن وضعیت اجتماعی که با هزینه مقداری مال و وعده انتصاب به یک شغل مهم اجتماعی بشود چند نفر سرکرده گروه ها و امیر و رئیس قبیله ها را با خود همراه کرد و در نتیجه اختیار هزاران نفر از افراد قبائل و گروه ها را بدست گرفت.

معاویه با وجود آن سوابق ننگین در تبهکاریها و جنایات آشکار در دوره امارت خود در منطقه شامات و مخالفت ها و دشمنی های طولانی با دین خدا و پیامبر خاتم ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ توانست قدرت لازم برای حکومت خود را به جامعه وسیع دینی بدست آورد و مدتهای طولانی با کشتن مخالفان خود ـ حتی مخالفان احتمالی ـ وسرکوب آزادیخواهان و معترضان نسبت به سیاست خود، در جامعه دینی حکومت کند. او حتی از کشتن کودکان خردسال هم خودداری نمی کرد بطوریکه حادثه سر بریدن دو کودک عبیدالله بن عباس ـ بدست فرمانده سپاه او درتاریخ مشهور است و آن فرد پلید آن دو کودک خردسال را جلو چشم مادرشان سر برید! و در مقابل فریادهای مادرشان که آیا کودکان را هم می کشید؟ گفت اگر لازم بدانیم مادران را هم بقتل می رسانیم. یعنی وقتی یک عده اثرگذار از مردم در فضای زندگی خود از یک فرد پلید و تبهکاری که باساختن چند دروغ و با حیله های سیاسی به حکومت رسیده حمایت کنند یا درمقابل او و رفتارهایش سکوت کنند، طبیعی است که به آن خسارتها و مشقت ها و ظلم ها مبتلا خواهند شد!

اما نعمت «دین» یعنی «دین خدا» اختصاص به زمان معین و افراد و گروههای خاصی ندارد، و حق عطا شده از طرف خدای سبحان نسبت به همه انسانها و در همه زمانها  و در سطح جهان است. و طبعاً انسانهای دیگر در همان زمان درخارج از فضای جامعه دینی وهمچنین آیندگان نسبت به زمان امامت امیرالمؤمنین علی ـ علیه السلام ـ حقی و سهمی در دین خدا و فضائل و علوم و معانی آن داشتند و آن حقی و سهمی بود که خدای سبحان به انسانها عطا کرده، لذا صاحب مقام امامت و حکومت دینی لازم است دارای علمی و فضائلی باشد در ردیف علم و فضائل پیامبر خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ و چنان شخصی فقط از طرف خدای سبحان معین می شود.

ما جهت روشن شدن کامل این موضوع، اشاره ای می کنیم به وظایف پیامبر خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ و نقش رهبری و حکومت او در بین مردم واین نکته را با نقل قطعه ای از یک مقاله منتشر شده قبلی شروع می کنیم:

کلام ایام - 97، عاشورا نهضت پیامبران
بخوانید

 استمرار رهبری آسمانی

ایمان به نبوت، و رهبری آسمانی از ارکان اصلی معارف دین آسمانی است، و در ردیف ایمان به الله و روز قیامت قرار دارد. بطوریکه در آیات قرآن مجید گاهی بعد از ایمان به الله، ایمان به روز قیامت و گاهی ایمان به پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ یا بطور کلی رسولان خدا ـ علیهم السلام ـ ذکر شده است.

به عنوان نمونه:

۱-«يؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيوْمِ الْآخِرِ» (آل عمران/۱۱۴)

۲-«مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيوْمِ الْآخِرِ» (البقرة/۶۲)

۳-«يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِي نَزَّلَ عَلَى رَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِي أَنْزَلَ مِنْ قَبْلُ» (النساء/۱۳۶)

۵-«وَالَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَلَمْ يفَرِّقُوا بَينَ أَحَدٍ مِنْهُمْ» (النساء/۱۵۲)

ایمان به رسولان خدا ـ علیهم السلام ـ و رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ محدود به موضوع دریافت وحی از خداوند و انتقال آن به انسان ها نمی شود، بلکه ارتباط می یابد به موضوع عصمت پیامبران و اطاعت از آن ها و موضوع رهبری کامل و همه جانبه آن ها نسبت به انسان ها. بطوریکه در سومین آیه فوق الذکر بطور ضمنی به آن اشاره شده است. توضیح اینکه: در آیه ۱۳۶ سوره نساء، ایمان به رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ و کتاب قرآن و کتاب های آسمانی قبلی، جدا از هم ذکر شده است. یعنی اگر نقش پیامبر خدا در جامعه دینی فقط خواندن آیات خدا و یاد دادن آن ها به مردم بود، شامل ایمان به کتاب نازل شده بر او هم می شد و لازم نبود آن دو جدا از هم ذکر شوند.

البته با صرف نظر از این نکته هم اصل مطلب در جای خود ثابت شده است. و آن اینکه ایمان به رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) شامل اطاعت از آن بزرگوار و رعایت ادب مخصوص توحیدی در مورد او و ایمان به موقعیت علمی و ایمانی خاص او و فرا گرفتن همه آموزش ها از سخنان و رفتارهای او می باشد. خداوند می فرماید:

«هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يتْلُو عَلَيهِمْ آياتِهِ وَيزَكِّيهِمْ وَيعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ» (الجمعة/۲) در این آیه چهار نوع فعالیت و نقش برای رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) ذکر شده است و آن ها عبارتند از:

الف:تلاوت آیات خدا به مردم

ب:تزکیه آن ها با آموزش های اخلاقی

ج:آموزش کتاب (نوعی از معانی قرآن) به آن ها

د:آموزش حکمت (نوع خاصی از معانی قرآن) به آن ها.

در توصیف دیگری در مورد رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) و وظایف مؤمنان نسبت به آن حضرت می فرماید:

  «الَّذِينَ يتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِي الْأُمِّي الَّذِي يجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِنْدَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ يأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَينْهَاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيحِلُّ لَهُمُ الطَّيبَاتِ وَيحَرِّمُ عَلَيهِمُ الْخَبَائِثَ وَيضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ أُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» (الأعراف/۱۵۷) در این آیه اوصافی از پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) و رفتارهای آن بزرگوار ذکر شده است و آن ها عبارتند از:

الف:آن حضرت نبی و رسول و امّی بود. هر یک از این سه کلمه در بیان تفصیلی احتیاج به توضیحاتی دارند که فعلاً از بیان آن ها صرف نظر می شود.

ب:آن حضرت در کتاب های آسمانی معرفی شده بود.

ج:او انسان ها را امر به معروف و نهی از منکر می کرد.

د:او طیّبات را به مردم حلال و خبائث را بر آن ها حرام می کرد- با سخنان و اعمال و رفتارهای خود- البته معیار طیّبات و خبائث در این آیه و آیات مشابه معیار خاصی است و مطلب احتیاج به تفصیلی دارد.

ه:او قیودات سنگین و مشقّت ها و غُل هائی را که از زندگی غیر دینی بر آن ها بود باز می کرد.

و:کسانی که به آن حضرت ایمان آوردند و او را تکریم و تعظیم و یاری کردند و از نوری که همراه او نازل شده، تبعیت کردند، آن ها رستگارانند.

اوصاف مذکور در آیه اختصاص به مقام عصمت دارد و حجت پروردگار عالمیان قادر به انجام آن اعمال می باشد و انسان های عادی در هر مرتبه از کمالات وجودی باشند، نمی توانند در آن مقامات قرار بگیرند و حتی به آن ها نزدیک شوند.

از طرف دیگر انسان ها نیاز کامل همه جانبه به رهبری آسمانی دارند و ایمان به رهبری آسمانی یک امر ضروری است و بدون آن هرگز یک جامعه متعالی مورد نیاز انسان ها تشکیل نخواهد شد. و این ضرورت اصل زندگی انسان ها را تشکیل می دهد و یک امر حاشیه ای و جنبی در کنار زندگی انسان ها نیست.

جانشین پیامبر خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) باید علم و قدرت و درایت و مدیریت و سایر صفات کمالیه آن حضرت را داشته باشد و باید مثل او باشد و چنین شخصی جز حجت پروردگار و امام معصوم شخص دیگری نمی تواند باشد.

در روز غدیر با اعلام موضوع خلافت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) و «تبلیغ» یعنی بیان کامل و آشکار آن به صورتی که وجود مبارک رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) انجام داد، رسالت کامل خداوند محقّق شد. و دین خدا کامل شد و نعمت او به صورت تمام به انسان ها عطا شد. و خداوند آن را به عنوان روش زندگی کامل آسمانی برای انسان ها پسندید، همچنان که فرمود:

«الْيوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا» (المائدة/۳) یعنی: امروز دین شما را برای شما کامل و نعمت خود را بر شما تمام کردم.

با تحقّق چنین موقعیتی برای دین خدا و جامعه اسلامی، کافران از نابودی دین خدا مأیوس شدند، یعنی اعلام استمرار رهبری آسمانی و تجلّی آن در شخصیت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) با آن موقعیت شناخته شده و تجلّی کرده از او، آرزوی از هم پاشیدن نظام دین خدا با فعالیت ها و کارشکنی های کافران قابل تحقّق نخواهد بود. چون امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) همان علم، همان قدرت، همان مدیریت و سایر صفات رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) را داشت. بطوریکه طبق «آیه مباهله» آن بزرگوار، «نفس رسول خدا» (صلّی الله علیه و آله و سلّم) محسوب شده است. »(۱)

اعلام موضوع خلافت و جانشینی امیرالمؤمنین علی ـ علیه السلام ـ سوابق آشکار متعدد و جایگاه شناخته شده ای درتاریخ حیات رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ داشت و منحصر به رویداد «غدیر خم» نبود و البته در آن رویداد اخیر تبلیغ عملی رسالتِ خدای سبحان تحقق آشکارتر و گسترده تری پیدا کرد.

ادامه دارد…

پاورقی:

۱ـ وبسایت حکمت طریف، بخش کلام ایام با عنوان و شماره ذیل:

کلام ایام ـ ۹۰، عید غدیر و ادامه رهبری آسمانی

دکمه بازگشت به بالا
بستن